Sam Ghandchiسام قندچي چرا حزبی آینده نگر برای ایران-ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1651-chera-hezbi-ayandehnegar.htm

Futurist Party is Iran's Option
http://www.ghandchi.com/247-FuturistPartyOption.htm

 

متن زیر 14 سال پیش نوشته شده و این ویرایش دوم علاوه بر تصحیحات شامل پانویسهای جدید نیز هست. س.ق. یازدهم ماه اکتبر 2017

 

---------------------------------------------------------------------

 

من کیستم، چرا اینجایم، و به کجا میروم؟

 

بیش از بیست سال است که درباره نیاز به ایجاد آلترناتیوی آینده نگر برای رهبری ایران به سوی قرن 21 بحث شده؛ و دو سال پیش مقدمه (1) و پلاتفرم (2) متن پیشنهادی برای حزبی آینده نگر، منتشر شد. متأسفانه هنوز اکثریت روشنفکران مستقل ایران به چپ متمایل بوده و بسیاری نشریات وابسته به چپ این بحثها را سانسور کرده و منتشر نمیکردند، با اینکه بسیاری از این نوشته ها در نشریات معتبر بین المللی (3) منتشر میشدند، و حتی کتاب اخیر این قلم تحت عنوان "ایران آینده نگر" (4) توسط "انجمن جهان آینده،" (5) که بزرگترین و معتبرترین تشکیلات آینده نگر در جهان است، مرور و توصیه (6) شده است، اما مطبوعات ایرانی، حتی آنهایی که به انگلیسی منتشر میشوند، درباره این کتاب سکوت کردند.

 

غلط بودن شایعات برخی محافل چپ (7) درباره عدم توجه آینده نگری به موضوع عدالت اجتماعی بیش از پیش آشکار شده است. نشریات چپ به این بسنده کردند که شایع کنند این نظرات با عدالت اجتماعی در تناقض است، در صورتیکه نظریات پان سوسیالیستی اتحاد چپ است که ضد عدالت اجتماعی است. نشان داده شد که این سوسیالیسم (8) است که از حل معضل عدالت اجتماعی در دنیای نو عاجز است، و مفصلأ در نوشته عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری (9) موضوع از نقطه نظر آینده نگر، طرح شده است.

 

 و در نوشتارهای دیگر درباره مارکسیسم (10) و مالکیت دولتی (11) واپسگرائی چپ مورد بحث قرار گرفته،  و نشان داده شد که چرا بسیاری از جریانات چپ سالهاست به مبلغین اصلاح طلبی ارتجاعی (12) تبدیل شده اند و نظیر همتایان اصلاح طلب خود در رژیم جمهوری اسلامی،  فکر میکنند سانسور، تهی بودن نظرات آنها را میپوشاند. اگر آنها حرفی برای گفتن داشتند، در 20 سال گذشته، بجای سانسور، پاسخی به نظرات آینده نگر میدادند. همانطور که گفته شد آنها نمیتوانند ادعا کنند که این نظرات بی اهمیت است چرا که در معتبرترین نشریات بین المللی منتشر شده اند، البته نه در مانتلی رویو مورد علاقه چپگرایان، که دیگر نظیر مجله مکتب اسلام کمونیستها ست،  و آنقدر تهی است که هیچ متفکر جدی در سطح بین المللی وقت خود را با آن تلف نمیکند، و متأسفانه بین روشنفکران واپسگرای ما بیشتر خواننده دارد تا در میان روشنفکران آمریکا، با اینکه در آمریکا منتشر میشود.

 

به موضوع نیاز حزب آینده نگر برگردیم، اساساً تا یک سال پیش توجهی به نظرات آینده نگر در میان اپوزیسیون ایران نمیشد، ولیکن با شکست های متعدد چپ در ایجاد رهبری سیاسی برای هدایت ایران بسوی قرن بیست و یکم، امروزه بسیاری از روشنفکران علاقمند شده اند که به پیشنهاد برای ایجاد حزبی آینده نگر، و انجام این مهم توجه کنند، و این امر مایه خوشحالی است، چرا که در تجربه مشابه آمریکا در زمان جفرسون، وقتیکه روشنفکران عصر وی قانع شدند که حزبی با پلاتفرم ترقی خواهانه آن عصر برای پیشبرد جامعه بسوی دنیای نو لازم است، حزب دموکرات ایجاد شد، و برای حدود یک قرن، نقش تعیین کننده ای را در تطور جامعه نو در آمریکا ایفا نمود.

 

حتی اگر قدرت سیاسی توسط اپوزیسیون ایران کسب شده بود، باز هم نیاز به ایجاد چنین حزبی برای رهبری جامعه بسوی جامعه فراصنعتی لازم است، و در واقع در مثال حزب دموکرات آمریکا، آن حزب پس از پیروزی انقلاب ساخته شد. به عبارت دیگر ایجاد حزبی آینده نگر نه تنها برای پایان دادن به تئوکراسی ایران لازم  است، بلکه مهمتر از آن برای شکل دادن دموکراسیِ ترقی خواهانه در ایران آینده (13)، حائز اهمیت است.

 

اگر امروز برای کشورهائی نظیر آمریکا پیشبرد نظریات آینده نگر برای هدایت جامعه بسوی ساختار فراصنعتی، ممکن است از طریق ایجاد فراکسیون آینده نگر (14) در درون دو حزب اصلی دموکرات و جمهوریخواه معنی داشته باشد، برای ایران که اساسأ حزب مدرنی ندارد، کوشش برای ایجاد حزبی آینده نگر بهترین راه برای رهبری جامعه بسوی ساختار فراصنعتی است.

 

در واقع نه تنها برای ساختمان ایران در رژیم آینده، بلکه حتی برای تغییر *واقعی* رژیم، نیاز به تشکیل حزبی آینده نگر است.  دوست مرحوم این قلم جک لی تأمل اندیشمندانه یا مدیتیشن (15) را جستجو برای پاسخ به سوأل "من کیستم، چرا اینجایم، و به کجا میروم؟" تعریف کرده بود. بنظر می رسد این سوألی بوده که همه روشنفکران ایران در چند دهه گذشته از خود کرده اند. از خود پرسیده اند که فارس، ترک، کرد، بلوچ، عرب، آمریکائی، آلمانی یا ایرانی اند. از خود پرسیده اند چرا در ترکیه اند، یا در دوبی، یا در آمریکا، و هر روز از خود پرسیده اند که فردایشان چیست. البته منظور جک لی از پاسخ به این سوأل، آنچه نیست که اینجا نوشته شده، هرچند نمیگوید منظورش چیست،  و نقل میکند که تأمل اندیشمندانه جستجویی شخصی است، واینکه هیچکس برای دیگری نمیتواند پاسخ دهد.  اما آیا این سوأل "من کیستم، چرا اینجایم، و به کجا میروم؟" حقانیت خود را به ایرانیان بعد از تجربه انقلاب 1357 (16) دو چندان ثابت نکرده است؟

 

 

تفاوت اساسی جنبش دموکراسی خواهی بلوک شرق و ایران

 

اکثر ایرانیان تصور میکنند که نظیر شوروی و بلوک شرق، تغییر رژیم در ایران نیز نیازمند حزبی با قدرت در اپوزیسیون نیست.  برخی هم میگویند که رژیم شوروی مانند جمهوری اسلامی قسی القلب نبوده و نتیجه میگیرند که در ایران نیاز به مبارزه مسلحانه است. هر دو گروه یک عامل مهم را درباره تغییر رژیم در شوروی و بلوک شرق، نادیده میگیرند که در زیر توضیح داده می شود.

 

تغییر در کشورهای بلوک شوروی اساسأ توسط فراکسیون های درون احزاب کمونیست نظیر گورباچف و یلتسین انجام شد و حتی تا به امروز کسانی نظیر پوتین، از مقامات بالای حزب کمونیست سابق شوروی هستند، و استثنائاتی نظیر تجربه چکسلواکی هم نتیجه رابطه نزدیک اپوزیسیون درون سیستم (دوبچک) با اپوزیسیون بیرون سیستم (واسلاو هاول) بود.

 

اما آنچه اصل تفاوت اصلاح طلبان شوروی و بلوک شرق با اصلاح طلبان ایران است اینکه مخالفین درون حزب کمونیست خواهان حفظ سیستم کمونیستی نبودند و علناً سالها قبل از سقوط شوروی، در سفرهای خود به انگلیس و آمریکا، از آرزوی خود برای مدل آمریکا و اروپای غربی، برای آینده روسیه و اروپای شرقی سخن میگفتند.  کدام اصلاح طلب حکومتی ایران چنین حرفهایی زده که اینچنین بسیاری از روشنفکران چپگرای ما شیفته اصلاح طلبان اسلامی شده اند (17).

 

در نتیجه سوأل درباره ایران این است که آیا حالتی نظیر چکسلواکی است و اگر پاسخ ما نه باشد، آیا به تصور ما تغییر رژیم، نظیر شوروی، از طریق فراکسیونی درون رژیم خواهد بود؟ اگر این هردو گزینه را ممکن ندانیم، دیگر مسأله ربطی به قساوت رژیم ندارد. حتی اگر رژیم انقدر ستمگر نبود نیز برای گرفتن قدرت توسط اپوزیسیون خارج از سیستم، مدل شوروی کار نخواهد کرد. به عبارت دیگر اگر ما معتقدیم که رفرمیستهای درون جمهوری اسلامی، خواهان حفظ جمهوری اسلامی هستند، امید به آنها برای تغییر واقعی رژیم خیالی باطل است.

 

آنچه گفته شد به این معنی نیست که حالا بایستی اپوزیسیون مبارزه مسلحانه کند. حتی اگر تمام تغییر رژیم از طریق سیاسی انجام شود، باز هم اپوزیسیون خارج رژیم، برای رهبری تغییر رژیم، نیاز به تشکیلات قوی سیاسی دارد. در انقلاب 1357، خمینی تا لحظات آخر از مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه استفاده نکرد ولیکن از مدت ها قبل، تشکیلات سنتی تنومند روحانیت با وی در مبارزه سیاسی سمتگیری کرده بود، تشکیلاتی موازی رژیم و به همان اندازه قدرتمند؟ حالا امروز تشکیلات اپوزیسیون ایران کجاست؟ البته اپوزیسیون قویتر از آنزمان است، اما تشکیلات این اپوزیسیون کجا است؟

 

اکثر اپوزیسیون پس از تجربه خاتمی میگویند که رفرمیستهای رژیم، امید آنها نیستند و این امر مایه مسرت است.  همچنین میگویند که خواهان مبارزه مسلحانه نیستند و خواهان نافرمانی مدنی هستند و آنهم عالی.  اما آیا اپوزیسیون تشکیلات سیاسی واقعی که در داخل و خارج ایران فعالیت کند، در اختیار دارد؟  تشکیلات های واقعی سیاسی خارج رژیم که در تاریخ قدرت را گرفته اند، کادرها و رهبران حرفه ای تمام وقت داشته اند، و نه فقط سمپات. البته سمپات های حزب، مهمترین تکیه گاه احزاب هستند و لیکن وظیفه رهبری یک حزب واقعی، رهبری کردن حزب است، و نه دکتر یا مهندس و یا استاد دانشگاه بودن. نه تنها این قلم ارزش آنهائی را که تمام وقت، دکتر، مهندس، و یا استاد دانشگاه هستند را نفی نمی کنم، بلکه آنها را برای پشتیبانی از جنبش دموکراسی خواهی ایران میستایم، اما حزبی که مدعی گرفتن قدرت است، نمیتواند با پشتیبانان رهبری شود (18).

 

امروزه تنها حزبی که کادرها و رهبرانش تمام وقت در سیاست ایران درگیرند، حزب مشارکت است، که رهبرانش نمایندگان مجلس و مسولین دولتی رژیم هستند. اگر اپوزیسیون سکولار، خاتمی و رفرمیستهای رژیم را نمیخواهد، و خواهان آلترناتیو خارج رژیم است، فقط با ناسزاگوئی به خاتمی نمیتواند به این نتیحه برسد. آلترناتیو ایجاد حزبی با پلاتفرمی آینده نگر است (19)، و نیاز به کادرها و رهبرانی است که حاضر باشند تمام وقت کار کنند،  و نیاز به امکانات مالی است که بتوان آنها را تأمین کرد.

 

برخی از مدل جبهه ملی برای این امر سخن میگویند. اما آن مدل هیچگاه برای کسب قدرت در ایران موفق نبوده است، هرچند بسیاری از صادق ترین فرزندان ایران، نظیر قهرمان ملی ما دکتر مصدق در آن تشکیلات بودند. دکتر مصدق شخصأ ثروتمند بود،  و میتوانست تمام وقت فعالیت کند، بدون آنکه تشکیلات به او حقوق بدهد. اما بقیه آنقدر موثر نبودند، چرا که شغل اصلی شان دکتر، مهندس، وکیل، و غیره بود، و نه کادر حزبی. البته موضوعات پلاتفرم هم مسأله بودند که موضوع این بحث نیست (20).

 

پس از سقوط کمونیسم، بسیاری از روشنفکران ایران، از مفاهیم حزب حرفه ای دوری میجویند،  و تصور میکنند دیکتاتوری کشورهای کمونیستی به خاطر پروفشنالیسم حزب لنینی بوده است (21).  واقعیت این است که در کشورهای غیر کمونیستی نیز، سیاستمداران تمام وقت کار حزبی میکنند،  بویژه اگر در برابر خود وظیفه *کسب* قدرت سیاسی از رژیم دیگری را گذاشته باشند.  مسأله استبداد کمونیسم در سیستم ایدئولوژیک آن نهفته است و ربطی به این نداشته که لنین عضو حرفه ای حزب بوده یا نه (22). درباره دولت گرائی و دلائل استبداد ایدئولوژی مارکسیسم در جای دیگر مفصل بحث شده (23) ونیازی به تکرار نیست.

 

اگر اپوزیسیون میخواهد تا ابد اپوزیسیون بماند و بدنبال کسب قدرت نیست، نه به پول و نه به کادر های حرفه ای نیازی دارد، و میتواند همه ساله بمناسبت روزهای تاریخی تجمع کند، و به افتخارات گذشته ارج نهد، آنچه ملت های قدیمی فنا شده انجام میدهند، و همه چیز را میتوانند پاک و خالص انجام دهند و از ناخاصی های عملی پیشبرد حزبی واقعی بپرهیزند، و در حفظ آثار باستانی گذشتگان کوشا باشند. در غیر اینصورت، حزب واقعی، رهبر و کادر و جمع آوری پول میخواهد، اگر بخواهد کار جدی کند، و منظورم از کار جدی، فعالیت سیاسی است و نه نظامی (24).

 

 خلاصه آنکه حزبی آینده نگر نه تنها  پس از سقوط رژیم، بلکه  برای تغییر رژیم لازم است!

 

انتظار غلط از جنبش دانشجوئی

 

قبل از بحث بیشتر درباره حزب آینده نگر لازم است به موضوع مهمی اشاره کنیم و آن هم انتظار غلط از جنبش دموکراسی خواهی دانشجوئی است.  در کتاب ایران آینده نگر (25) به تفصیل توضیح داده شده که همانگونه که انقلاب ارتجاعی 1357 سر آغاز تروریسم اسلاگرا بود، پایان تئوکراسی جمهوری اسلامی میتواند سرآغاز بزرگترین تحول فراصنعتی در خاورمیانه و نقاط دیگر جهان باشد. آیا هدایت چنین تحول تاریخی در توان جنبش دانشجوئی است؟ در یکسال گذشته اعتصابات پرقدرت دانشجوئی در آبان و آذر81، و خرداد82 تا سالگرد 18 تیر ادامه داشت (26)، و سوألی که این تظاهرات در فکر هر ایرانی مطرح کرد این بود که آیا جنبش دانشجوئی قادر است که رژیم را در ایران تغییر دهد؟

 

این انتظار غلطی است که بخواهیم جنبش دانشجوئی و رهبری آن نقش حزبی آینده نگر یا هر حزب دیگری را بازی کند.  بنابر ماهیت خود، تشکیلات دانشجوئی، تشکیلات سیاسی حرفه ای نیست.  جنبش دانشجویان دانشگاهها بخش اصلی جنبش دموکراسی خواهی برای تغییر رژیم نیست و خود بخشی از جنبش جوانان ایران است.  در سالهای 1320-1332 جنبش *جوانان* قوی بود. و در سال های پس از اعتصابات اتوبوسرانی در 1348 جنیش *دانشجوئی* برجسته بود. امروز کل جنبش جوانان و دانشجویان ایران از هر زمان دیگری در صد سال گذشته قویتر است.

 

معهذا داشتن انتظار غیرواقعی از این جنبش غلط است و میتواند باعث یأس شرکت کنندگان این جنبش و دیگران شود. امید است آنچه در زیر میاید را کسی غیردوستانه تلقی نکند.  بیشترین احترام را برای جنبش دانشجوئی ایران قائل هستم،  اما تصور نقشی که این جنبش قادر به ایفای آن نیست، هم به این جنبش و هم به بقیه جنبش دموکراسی خواهی، لطمه خواهد زد.

 

رهبران جنبش دانشجوئی نطیر آقای مهندس حشمت الله طبرزدی (27) انسان های متعهدی هستند که زندگی خود را برای آرمان دموکراسی در خطر فراوان قرار داده اند، ولیکن نوع تجربه و دانش سیاسی لازم برای رهبری حزب سیاسی با جنبش دانشجوئی متفاوت است، و قرار دادن افراد در جایگاه غیرواقعی به انسان های شریفی که هدفشان خدمت به آرمانهای انسانی است ضرر میزند، و باعث ناامیدی آنها و کسانی میشود که انتظار دارند تغییر رژیم را این انسان های شریف، رهبری کنند. نتیجتاً هم آنها و هم هوادارانشان به تمنای شخصی برای اتحاد متوسل میشوند، و پس از شکست در عمل، مقصر دیدن یکدیگر آغاز میشود، بجای آنکه بحث ها بر روی پلاتفرم و نیازهای مالی و تشکیلاتی حزب متمرکز شود (28)، که به شکل آماتوری، قابل حل نیستند.

 

جنبش و تشکیلات دانشجوئی نیرومند میتواند به پیروزی رفرمیست های رژیم جمهوری اسلامی و *یا* به پیروزی تغییر رژیم بیانجامد، بسته به آنکه احزاب سیاسی رفرمیست های رژیم آن را رهبری کنند و یا احزاب اپوزیسیون خارج از رژیم.

 

جنبش دانشجوئی از بسیاری  مسائل پلاتفرم سیاسی بدرستی اجتناب میکند، مسائلی که برای پلاتفرم حزبی آینده نگر حیاتی هستند. بسیاری از جزئیات پلاتفرم برای اتحاد جنبش دانشجوئی در زمانهای مختلف لازم نیستند، و به وضعیت معین جنبش دانشجوئی در هرزمان، بستگی دارند.

 

ولی همین موضوعات برنامه ای برای یک حزب واقعی مدرن که از اصلاح طلبی ارتجاعی فاصله میگیرد، غیرقابل اجتناب است.  احزاب سیاسی و سازمان های دانشجوئی دو نوع مختلف تشکیلات هستند و تفاوت در نامی نیست که به آنها داده شود، و اساسأ اولی دومی را هدایت میکند. از سوی دیگر اگر احزاب سیاسی وظیفه خود را به تشکیلات های دانشجوئی منتقل کنند، آنها را به  شکست بیهوده کشانده و در معرض ناامیدی قرار میدهند و برنده چنین اشتباهی جریانات اصلاح طلب رژیم خواهند بود که تشکیلات دارند و از این جانبازی ها سود می جویند.

 

اگر آلترناتیو دیگری میخواهیم میبایست حزبی آینده نگر بسازیم که کادرها و رهبران آن  90% وقت خود را در شغل شخصی و 10% را در کار حزب نباشند. اجازه دهید تأکید کنیم که چنین نسبتی برای حامیان حزب هیج اشکالی ندارد، اما اینجا بحث برسر رهبری و کادر های حزب است که لازم است تمام وقت در حزب کار کنند. اگر ما ایرانیان میخواهیم رهبران ما مستقل باشند میبایست برای احزاب خود اعانه جمع آوری کنیم و آنها که ثروتمندترند کمک های بزرگتر کنند (29).

 

آینده نگری و سیاست

 

شاید برای بسیاری  شیفتگان تکنولوژی های جدید تعجب انگیز جلوه کند که نخستین صاحب نظران آینده نگر و تئوریسین های اقتصاد فراصنعتی افرادی بسیار سیاسی بودند. در مقایسه در دو دهه گذشته در آمریکا آنان که پیشقراول تکنولوژی های نو بودند اساسأ از سیاست فاصله گرفتند.  بحران سه سال گدشته در سیلیکان ولی کالیفرنیا و مراکز دیگر تکنولوژی این گرایش را عوض کرده، و بیشتر و بیشتر آینده نگر ها می بینند که برای ییشبرد افکار خود جهت ساختمان جامعه فراصنعتی نمیتوانند چشم امید به سیاستمداران مدافع جوامع کهن صنعتی و کشاورزی داشته باشند.

 

در واقع به رغم بیش از 40 سال حیات تشکیلات آینده نگر"انجمن جهان آینده" (30) در آمریکا، حتی فیوچریست ها در حزب دموکرات یا جمهوریخواه فراکسیونی از خود ندارند.  همانطور که اشاره شد در ایران بدلیل عدم وجود احزاب مدرن، از ابتدا ساختن حزبی آینده نگر درست تر است تا ایجاد فراکسیون درون احزاب دیگر، ولی در آمریکا فراکسیون در احزاب موجود امکانپذیرتر بنظر میرسد، اما اقدامی در این زمینه از سوی انجمن جهان آینده صورت نگرفت.  حتی الوین تافلر (31) که بیشتر به مسائل اجتمائی و سیاسی توجه داشت، تکیه خود را بر نوسازی اقتصادی شرکت های سهامی گذاشت، تا احزاب سیاسی و در عرصه سیاسی از نوت گینگریچ حمایت کرد. در واقع آینده نگر های دو دهه گذشته بسان اولین شیفتگان انقلاب صنعتی بودند که فکر میکردند رجحان سیستم آنها، تولید کهن فئودالی را بدون مقاومت جایگزین خواهد کرد و پس از چند عقب نشینی در انگلیس، یعنی در قلب اقتصاد صنعتی، دریافتند که جامعه کشاورزی براحتی تسلط خود را بر دولت از دست نخواهد داد. همین امر امروز درباره پارادیم جدید (32) جامعه فراصنعتی، صادق است.

 

اولین آینده نگرهای مدرن (33) چه کسانی بودند؟  دو نفر از معروف ترین پایه گذاران فیوچریسم مدرن، اسیپ فلختایم (34) در آلمان و برتراند دوژوونل (35) در فرانسه، در سال های پس از جنگ جهانی دوم بودند. آنها هر دو از تحلیل سیاسی جامعه مدرن به این نتیجه رسیدند که میبایست  فراسوی سرمایه داری و سوسیالیسم رفت، و آنان نطفه های تمدن نوین در حال شکل گیری را مشاهده، و می دیدند که لیبرالیسم و سوسیالیسم دیگر توان ارائه راه حل گام بعدی بشریت در فراسوی جامعه صنعتی را ندارند. موضوعی که این قلم نیز در "ترقی خواهی در عصر کنونی" (36) با نگاهی به تجربه انقلاب 1357 ایران، مورد توجه قرار داده است.

 

هرچند نخستین آینده نگرهای مدرن، خصائص پایه ای اقتصاد جامعه نوین در حال شکل گیری را نمی دانستند، اما برخوردشان مانند تیتو و برخی رهبران جهان سوم سال های 1940 و 1950 نبود که راه وسطی را بین سوسیالیسم و سرمایه داری، بمثابه آلترناتیو سیاسی سالهای پس از جنگ جهانی دوم،  اتخاذ کرده باشند.  فلختایم و دو ژوونل میدانسنتد که نیاز، رفتن بنیانی فراسوی جامعه صنعتی است،  و معتدل کردن سوسیالیسم و یا مخلوط کردن سوسیالیسم و سرمایه داری راه حل مشکل تمدن نوین در حال تولد نیست، و هر دو بسان فلاسفه عصر روشنگری نظیر کانت، به تمام عرصه های زندگی و نه فقط سیاست توجه داشتند. در عین حال آنان هیچگاه از عرصه سیاست غفلت نمیکردند، بویژه آنکه تازه از تجربه آلمان هیتلری بیرون آمده بودند، ودیده بودند چگونه فاشیسم نازی که بیان بازگشت به گذشته بود، بمثابه آلترناتیو بحران سرمایه داری در سال های پایان 1920 و آغاز سالهای 1930، قد علم کرد.

 

آینده نگر بزرگ بعدی دانیل بل است که خصائص اصلی جامعه فراصنعتی را مشخص کرد که بر پردازش اطلاعات متکی است و نه پردازش مواد.  کتاب فرارسیدن جامعه فراصنعتی دانیل بل (37)، کلاسیک اندیشه آینده نگری است؛ تصور نمیکنم هیچ کتابی به اندازه این کتاب تاریخیِ سال 1973 دانیل بل، بر فکر اجتماعی مدرن اثر گذاشته باشد. دانیل بل اقتصاد فراصنعتی با مبنای دانش را، در برابر اقتصاد صنعتی با مبنای کار تعریف کرد، و بعدها در مقدمه سال 1999 همان کتاب توضیح کاملی از دانش رمزی شده یا کودیفایدناولج را ارائه کرد، آنچه امروز به آسانی در ای سیک  های بغرنج در تولید سمیکانداکتور می شود ملاحظه کرد، و اینکه چگونه طرح های اینچنین، اقتصاد واقعی فراصنعتی را از اقتصادی با سکتور سرویس عقب مانده، جدا میکند. در واقع مقاله جدید دانیل بل (38) سکتور سروِیس را در جامعه فراصنعتی، از سکتور سرویس در اقتصادی عقب مانده، تفکیک میکند. اما آنچه اختلاف تعییین کننده است همان دانش رمزی شده است.

 

باز گردیم یه مبحث سیاست.  دانیل بل نیز نظیر فلختایم و دوژوونل بسیار سیاسی بود. نظریاتش در نوشته های اولیه، بر نقد مارکسیسم متمرکز است که موضوع اصلی بحث های سیاسی سال های 1950 و 1960 بود. معهذا با گذشت زمان فیوچریست ها کمتر و کمتر به سیاست توجه کردند. البته خود دانبل بل تا آخر عمر در عرصه سیاسی بسیار آگاه بود و حتی در زمان حمله آمریکا به عراق که بسیار مسن بود، از نئوکان ها فاصله گرفته و با جنگ عراق مخالفت کرد (39).

 

انجمن جهان آینده که تشکیلات اصلی فیوچریستی در جهان است حدود 40 سال پیش تأسیس شد و مرکز توجه آن بر موضوعات اجتماعی بود و هرچند موئسسین آن با پرزیدنت های آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوریخواه ملاقات میکردند، از منازعات سیاسی خود را دور نگه میداشتند.

 

تشکیلاتهای دیگر آینده نگر نظیر انستیتو علوم نوئتیک (40) که توسط ویلیس هارمن تأسیس شد،  بیشتر و بیشتر تأکید خود را بر عرصه های معنوی زندگی گذاشت، و هارمن در آخرین سالهای عمر سعی میکرد فکر نو را به عرصه کسب وکار وارد کند.

 

از آینده نگرهای آنالیتیک، جان نیزبیت و تافلر ها گرایش های سیاسی را دنبال میکردند ولی توجه اصلی شان رهبری بارزگانی جامعه بود و نه ایجاد آلترناتیو جدید سیاسی. هیچکدام یرای ایجاد حزب آینده نگر در آمریکا کوششی نکردند.

 

در کتاب "ایران آینده نگر" (41) ذکر شده که آنچه آینده نگرهای آمریکا از تجربه ایران میتوانند بیاموزند این است که یک نیروی ارتجاعی قرون وسطائی توانست رهبری قدرت سیاسی را در کشوری در قرن 21 بدست گرفته و برای سالها جامعه را به عقب ببرد. در نتیجه فقط داشتن تکنولوژی و مدل اقتصادی و اجتماعی بهتر، تضمین موفقیت نیست، مگر آنکه نیروهای جدید قدرت را بدست بگیرند، یا اقلأ بخش مهمی از قدرت باشند، وگرنه می تواند بسیاری دستآوردهای دو دهه اخیر از بین برود، آنگونه که در سیلیکان ولی آمریکا در سه سال گذشته اتفاق افتاده است. سیاستمداران اقتصاد کهن برای اقتصاد کهن میکوشند، همانگونه که سیاست مداران جامعه کشاورزی سالهای 1800 اروپا هنوز میکوشیدند به تولید فئودالی سوبسیت بدهند و نه آن که صنایع نوپای آنزمان را تقویت کنند.

 

منازعات سیاسی کنونی درباره آینده تعیین میکند که آیا اقتصاد جدید راه به جلو مییابد و یا مانند آمریکا در سه سال گدشته و ایران در چند دهه گذشته، اقتصاد و زندگی ماقبل صنعتی و صنعتی جلوی پیشروی تمدن نوین را سد کنند. سیاست و رهبری سیاسی دیگر نمیتواند از طرف فیوچریست ها نادیده گرفته شود و امیدوار باشند که جامعه فراصنعتی بخودی خود پیروز شود. شاید ایجاد حزبی آینده نگر برای ایران راهگشای این مهم در دیگر نقاط جهان شود (42).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

نوزدهم مهر ماه 1396
October 11, 2017

*ویرایش نخست این نوشتار در سوم مهرماه 1382 برابر با بیست و پنجم ماه سپتامبر 2003 منتشر شده است.

 

 

پانویس:

 

1. مقدمه پلاتفرم پیشنهادی برای حزبی آینده نگر مورخ آذرماه 1380
http://www.ghandchi.com/79-Moghadameh-platform.pdf

 

2. پلاتفرم پیشنهادی برای حزبی آینده نگر مورخ خرداد ماه 1380
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm
Futurist Party Platform
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegarEng.htm

 

3. ابزار هوشمند: شالوده تمدنی نوین منتشر شده در نشریه علمی هوش مصنوعی در پاییز 1985
http://www.ghandchi.com/353-IntelligentTools.htm
Intelligent Tools: The Cornerstone of a New Civilization-Second Edition
http://www.ghandchi.com/353-IntelligentToolsEng.htm

 

4. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

5. انجمن جهان آینده

https://wfs.org

 

6. مرور اولین ویراش کتاب ایران آینده نگر از طرف انجمن جهان آینده
Book Review of Futurist Iran by World Future Society
http://www.ghandchi.com/ReviewByWFS.htm

 

7. اطلاعیه درباره نشریه اخبار روز و آقای فؤاد تابان
http://www.ghandchi.com/1113-akhbare-rooz.htm

 

8. آیا سوسیالیسم عادلانه تر است؟ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/303-Socialism.htm
Is Socialism More Just?Second Edition
http://www.ghandchi.com/303-SocialismEng.htm

 

9. عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری
http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm
Social Justice & Computer Revolution
http://www.ghandchi.com/238-SocialJustice.htm

 

10. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm
Marxist Thought & Monism
http://www.ghandchi.com/299-MarxismEng.htm

 

11. اقتصاد دولتی ستون اصلی استبداد در ایران
http://www.ghandchi.com/386-StateEconomy.htm
State Economy as the Foundation of Despotism
http://www.ghandchi.com/386-StateEconomyEng.htm

 

12. اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

 

13. دولت و دموکراسی
http://www.ghandchi.com/263-StateDemocracy.htm

نقدی بر تئوری دولت مارکسیستی
http://www.ghandchi.com/1310-teorie-dolat.htm

دموکراسی حکومت مردم نیست، قضاوت مردم است
http://www.ghandchi.com/313-Judgment.htm
Democracy is Not People's Rule, It is People's Judgment
http://www.ghandchi.com/313-JudgmentEng.htm

 

14. Futurists and Politics
http://www.ghandchi.com/258-FuturistPolitics.htm

 

15. Jack Li: Zen Meditation

http://ghandchi.com/iranscope/Anthology/Jack_Li-Zen.htm

 

16. درسی از انقلاب 1357

http://www.ghandchi.com/08-One_Lesson_of_1979.htm

 

17. از انقلاب ارتجاعی 57 تا قهقرای اصلاح طلبی نود و چهار
http://www.ghandchi.com/1135-ghahgharaaye94.htm

 

18. سازماندهی حزبی یک علم است
http://www.ghandchi.com/1330-saazmaandahie-hezbi.htm
http://isdmovement.com/2017/0317/031317/031317-Sam-Ghandchi-Party-organizing-is-a-science.htm

 

19. پلاتفرم پیشنهادی برای حزبی آینده نگر مورخ خرداد ماه 1380
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm
Futurist Party Platform
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegarEng.htm

 

20. مقايسهء جبههء ملی و حزب سکولار دموکرات ایرانیان
http://www.ghandchi.com/1602-jebhe-misunderstanding.htm
http://isdmovement.com/2017/0917/092917/092917-Sam-Ghandhi-JMI-and-ISDParty.htm

 

21. بحثی درباره سازمان انقلابیون حرفه ای لنین
http://www.ghandchi.com/839-lenin-organization.htm

 

22. ادعاهای غلط در مورد استبداد و دموکراسی
http://www.ghandchi.com/1367-estebdaad-democracy.htm

 

23. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm
Marxist Thought & Monism
http://www.ghandchi.com/299-MarxismEng.htm

 

24. ساختار تشکیلاتی حزب سکولار دموکرات آینده نگر چه باید باشد
http://www.ghandchi.com/1361-saakhtaare-hezbi.htm

 

25. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

26. اعتصابات دانشجویی آبان و آذر 1381 و خرداد 1382
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Daneshjoo81/aban81.htm
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Daneshjoo16azar/azar81.htm
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Daneshjookhordad82/index.htm

 

27. مهندس حشمت الله طبرزدی

http://goo.gl/yRuPZa
 

28. مسأله مالی احزاب اپوزیسیون
http://www.ghandchi.com/1329-masale-maali.htm

 

29. درباره کمک مالی به حزب سکولار دموکرات ایرانیان
http://www.ghandchi.com/1228-isdparty-financial-help.htm

 

30. انجمن جهان آینده

https://wfs.org

 

31. الوین تافلر

http://goo.gl/P5gnXy

 

32. New Paradigms
http://www.ghandchi.com/07-New_Paradigms.htm

 

33. آینده نگری مدرن
http://www.ghandchi.com/347-Futurism.htm
Modern Futurism
http://www.ghandchi.com/347-FuturismEng.htm
 

34.  Ossip K. Flechtheim
http://ghandchi.com/iranscope/Anthology/Flechtheim.htm

 

35. Bertrand de Jouvenel
http://iranscope.ghandchi.com/Anthology/Jouvenel.htm
 

36. ترقی خواهی در عصر کنونی- متن کامل - ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm

 

37. The Coming of Post-Industrial Society
http://iona.ghandchi.com/foreword1999.htm

 

38. Daniel Bell The Break Down of Time, Space, and Society
http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Bell-Framtider.htm

 

39. نئوکانها، دانيل بل و ايران
http://www.ghandchi.com/785-neocons-daniel-bell.htm
Neocons, Daniel Bell and Iran
http://www.ghandchi.com/785-neocons-daniel-bell-eng.htm

 

40. Institute of Noetic Sciences
http://www.noetic.org

 

41. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

42. چند کلمه درباره حزب سکولار دموکرات ایرانیان-آینده نگر
http://www.ghandchi.com/1408-iranian-secular-democratic-party-futurist.htm

A Few Words about Iranian Secular Democratic Party-Futurist
http://www.ghandchi.com/1408-iranian-secular-democratic-party-futurist-english.htm

 

 

مطالب مرتبط
آینده، آینده نگری، و ایران

Future, Futurism, and Iran

http://www.ghandchi.com/index-Page10.html

 

ویزیون یا دیدگاه های آینده نگر

http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/fut.htm

 

سایت تدارک پلاتفرمی برای حزبی آینده نگر برای ایران
A planning site for a Futurist Party for Iran
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH