Sam Ghandchiسام قندچيسازماندهی حزبی یک علم است
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1330-saazmaandahie-hezbi.htm

 

در 38 سال گذشته، جنبش سیاسی و مدنی ایران در مقابل جمهوری اسلامی، همزمان بود با آشکار شدن واقعیات دنیای کمونیسم، از کشتارهای خمرسرخ و تجاوز ویتنام به کامبوج تا حقایق جنایات انقلاب فرهنگی در چین تا آغاز پروستریکای گورباچف در شوروی و رونمایی های کامل دوران استالین و بالاخره سقوط نهایی شوروی و بلوک شرق. همه این رویدادها باعث شد در میان فعالان سیاسی و مدنی برای نقد کامل مارکسیسم که سالها پیش از آن آغاز شده بود، گوش شنوا پیدا شد (1) و نه تنها شماری از فعالان به دیدگاه آینده نگر رسیدند (2)، آنهایی هم که کماکان در جنبش چپ ماندند اگر هنوز مارکس را به استثناً نقد برنامه گوتا، قبول داشتند (3)، دیگر لنین و استالین و مائو و رهبران دیگر جنبش کمونیستی را به دور ریختند. کشتار همه خانواده تزار به دستور لنین که شامل قتل کودکان بود، با آزمایشهای دی اِن اِی، ثابت شد؛ جنایات استالین نظیر قتل بوخارین، دیگر در دوران گورباچف بدون تردید تثبیت و از بوخارین اعاده حیثیت شد، و جنایات مائو در دوران انقلاب فرهنگی با مدارک اثبات گردید.

 

اما به رغم فاجعه توتالیتریسم کمونیستی و نقد به حق مارکسیسم، یک واقعیت را نباید فراموش کرد و آن این است که در عرصه علم سازماندهی حزبی، مارکسیستها بیشترین دستاوردها را در یک قرن و نیم گذشته داشته اند. حتی سوسیال دموکراتها که مخالفان لنینیستها بودند و خود هم در سازماندهی حزبی بسیار توانا بودند، وقتی انقلاب اکتبر پیروز شد، کارل کائوتسکی در مقاله ای بسیار خواندنی که در ژانویه 1924 به مناسبت درگذشت لنین نوشته، به رغم اختلاف دیدگاه خود با لنین در مورد مارکسیسم، به توانایی شگرف او در عرصه سازماندهی حزبی اذعان کرده است (4). واقعیت این است که در هر علمی از جمله علم سیاست نباید به هر دلیل شخصی دستاوردهای صاحب نظران را به دور ریخت البته آنچه در نظرات آنها باعث دیکتاتوری پس از دوران حیات آنها در آینده شده را باید نشان داد مثلاً بحثی که در مورد دیدگاه مارکس در "نقد فلسفه حقوق هگل" ارائه شده و اینکه آن دیدگاه مارکس چگونه تأثیر منفی خود را حتی بر انقلابیون سال 57 ایران، داشته است (5)، اما به هر حال باید دستاوردهای شخصیتها را از همه اختلافها و حتی از نفی دیدگاه کلی آنها جدا کرد. مثلاً در مورد جفرسون، برخی رفتارهای او در مورد بردگان قابل قبول نیست و او فقط روابط جنسی با یک برده خود نداشت. او از آن برده زن که در خانه پدری همسر سفیدپوست جفرسون بزرگ شده بود چندین فرزند داشت و حتی آن فرزندان را تا سن بلوغ از بردگی آزاد نکرد در صورتیکه از نظر قانونی می توانست این کار را بکند. این اطلاعات امروز باعث شده از نوادگان سیاه پوست آن رابطه عشقی جفرسون اعاده حیثیت شود و آنها نیز به مراسم سالگرد انقلاب در آمریکا دعوت می شوند، ولی به رغم همه اینگونه رفتارها، نظرات توماس جفرسون درباره انقلاب آمریکا همچنان برای ما پر ارزش ترین کارهای نظری در مورد انقلابهای مدرن، در نظر گرفته می شود.

 

به هرحال در مورد لنین هم موضوع به همینگونه است. لنین بزرگترین دستاوردها را در زمینه علم سازماندهی حزبی عرضه کرده است. گرچه با دیدگاه سانترالیسم دموکراتیک لنین به درستی به عنوان نظریه ای ضد دموکراتیک برای احزاب مخالفت شده (6) اما کلاً از آثار او در زمینه سازماندهی حزبی بسیار می شود آموخت، مثلاً از آثاری مانند "چه باید کرد" و "یک گام به پیش، دو گام به پس" که مشخصاً در مورد سازماندهی حزبی هستند.  امروز که پس از تجربه 38 سال گذشته، دیگر جنبش سیاسی ایران در نیاز به رهبران و کادرهای حرفه ای برای موفقیت احزاب شکی ندارد (7)، می توان از بحثهای لنین در زمینه سازمان انقلابیون حرفه ای درس گرفت (8).  ظاهراً ممکن است نظریه سازمان انقلابیون حرفه ای نظیر دیدگاه گروه های تروریستی جلوه کند و خود لنین نیز که در همان اول کار از گروه های تروریست نارودنیک بریده و به مارکسیسم روی آورده بود در این باره می گوید که نظرش ابداً در تأیید فعالیتهای تروریستی نیست و اتفاقاً بهترین نقدها را از آنارشیسم و تروریسم خود لنین انجام داده است، اما بحث او این است که در کشوری دیکتاتوری نظیر رژیم تزاری در روسیه برای فعالیت سیاسی احتیاج به سازمان انقلابیون حرفه ای است، برای انجام کار سیاسی و نه اقدام به فعالیتهای تروریستی که با آن مخالف بود. در جنبش سیاسی ایران نیز در دوران پیش از انقلاب که جنبش چریکی در میان بخش بزرگی از روشنفکران ایران هوادار پیدا کرد، کسانی بودند نظیر احمد تقوایی که روز گذشته مقاله ای را از او در سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران دیدم (9)، که در همان سالهای دهه 1350 به نقد جدی از مشی چریکی پرداختند و اتفاقاً آثار کمتر خوانده شده لنین در نقد مشی چریکی را در جنبش چپ ایران معرفی کردند، اما کجا بود گوش شنوا، و متأسفانه نسل جوان آن روز به دنبال مشی چریکی رفت (10)، همانگونه که امروز با نهایت تأسف نسل جوان به دنبال آنارشیسم افتاده است (11).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com

هفتم اسفند ماه 1395
February 25, 2017
 

*مشکل رهبری سکولار دموکراتها
http://www.ghandchi.com/1341-moshkele-rahbarie.htm


*آیا گروه های مارکسیست لنینیست مصداق سکولار دموکراسی هستند
http://www.ghandchi.com/1342-marxist-leninists.htm


پانویس:

 

1. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm
Marxist Thought & Monism
http://www.ghandchi.com/299-MarxismEng.htm

 

2. چرا آینده نگری را برگزیدم
http://www.ghandchi.com/988-why-futurism.htm

مارکسيسم و آينده نگری
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism.htm
Marxism and Futurism
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism-eng.htm

 

3. نقدی بر تئوری دولت مارکسیستی
http://www.ghandchi.com/1310-teorie-dolat.htm

 

4. مقاله کائوتسکی در ژانویه 1924 بمناسبت درگذشت لنین

Karl Kautsky: Epitaph of Lenin
https://www.marxists.org/archive/kautsky/1924/01/lenin.htm

 

5. کن فیکون مارکسیستی سال 57 در ایران
http://www.ghandchi.com/1303-kon-faya-kun.htm

 

6. پلاتفرم حزب آینده نگر الزام آور نیست
http://www.ghandchi.com/1173-platform-not-binding.htm

 

7. نیاز به رهبران و کادرهای حرفه ای برای موفقیت احزاب
http://www.ghandchi.com/1311-tashkilaate-hezbi.htm
 

8. بحثی درباره سازمان انقلابیون حرفه ای لنین
http://www.ghandchi.com/839-lenin-organization.htm

 

9. احمد تقوایی: دورهء نو و سیاست ورزی نو
http://isdmovement.com/2017/0217/022217/022217-Ahmad-Taghvaei-A-New-Era.htm

 

10. لطفاً برای سیاهکل بزرگداشت نگیرید
http://www.ghandchi.com/1314-siahkal.htm

 

11. مبارزه با آنارشيسم؛ گام بعدی جنبش سکولار دموکراسی ایران
http://isdmovement.com/2017/0217/022017/022017.Sam-Ghandchi-Next-step-for-SDs.htm

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com


 

 

 

SEARCH