Sam Ghandchiسام قندچياصلاح طلبی ارتجاعی

 سام قندچی

http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

 

Related Article in English
http://www.ghandchi.com/321-WhatReformismEng.htm

 

اگر پیش از انقلاب 57 بزرگترین اشتباه روشنفکران ایران برابر پنداشتن انقلاب و ترقی بود، از دوم خرداد ماه سال 76 تصور غلط جدیدی در میان روشنفکران ایران رایج شده و آنهم برابر انگاشتن رفرم و ترقی است. درباره اشتباه نخست به تفصیل در سال 1985 در سری مقالاتی تحت عنوان "ترقی خواهی در عصر کنونی" در روزنامه ایران تایمز توضیح داده شده است (1). اما در این نوشتار به موضوع دوم پرداخته شده، مسأله ای که میتواند این بار روشنفکران ایران را به مدافعین تحول ارتجاعی دیگری تبدیل کند.

 

اگر اصلاحات میرزاتقی خان امیرکبیر سمبل خواستهای مترقی ترین بخشهای جامعه ایران بود، مواضع اصلاح طلبان حکومتی جمهوری اسلامی سمبل درخواستهای ارتجاعی بخشهای عقب مانده جامعه ایران است و اینها حتی از حضور امثال خلخالی در صفوف خود ابایی نداشته اند. در عرصه سیاست اقتصادی اینان از همتایان به اصطلاح سرسخت خود دست کمی ندارند و در عرصه سیاست خارجی نیز با نیروهای اسلامگرا در جهان سمتگیری کرده و به انزوای ایران دامن زده اند.

 

اگر امیر کبیر در ایران و جهان با نیرو های پیشرو عصر خویش چه در داخل و چه در خارج سمتگیری میکرد، اینان چه در داخل و جه در خارج همراه واپسگراترین نیروهای سیاسی و اجتماعی حرکت کرده اند، و حتی نشریات چپ گرای مدافعشان در خارج، زمانی که اینها عهده دار وزارت کشور در ایرانند، اجازه نشر نیافتند و این نشریات نیز توجیه اینکه همه تقصیر از اقتدار گرایان است را باور کرده اند، و همه این سالها این مدافعین اصلاح طلبان نه تنها اجازه شرکت در مجلس را نیافتند حتی بسیاری از اینان احساس امنیت برای سفر به ایران نیز نکرده اند!

 

به همینگونه حرف های خمینی را در سالهای اول انقلاب باور کردند! خمینی اینها را برای از میدان خارج کردن بازماندگان سلطنت لازم داشت و خود روشنفکران هدف بعدی او بودند.  برای اصلاح طلبان دولتی نیز، روشنفکران سکولار برای شکست دادن ملایان رقیب لازمند؛ ولیکن بعد از گرفتن قدرت، نوبت روشنفکران سکولار است که دوباره مرغ عزا و عروسی گردند.  بهمِن دلیل است که آقاجری در عین محکومیت به مرگ، از فتوای مرگ سلمان رشدی دفاع کرد، چرا که برنامه او هم برای روشنفکران سکولار ایران، نظیر فتوای خمینی برای سلمان رشدی است، که آقاجری از روز اول تا به امروز از آن دفاع کرده است.

 

اساسا مترقی بودن ربطی به رفرمیست یا انقلایی بودن ندارد.  امانوئل کانت که تئوریسین اصلی ترقی خواهی درعصر روشنگری بود فکر میکرد در آلمان از طریق رفرم به ایده آلهای خود در زمینه آزادی های فردی نایل خواهد شد هر چند فردریک ویلیام دوم، جانشین فردریک کبیر، نگاشتن درباره مذهب را برای  وی، پس از نگارش کتاب "مذهب در محدوده فقط خرد" در سال1793، ممنوع کرد،  و کانت تا زمانی که فردریک ویلیام دوم زنده بود در مورد مذهب کتابی منتشر نکرد.  چنین است که وقتی در فرانسه، انقلاب، مردم را قادر به دستیابی به اهداف مترقی نظیر آزادی های فردی نمود، وی از انقلاب دفاع کرد، نه چون انقلابی بود، که نبود، بلکه چون اهداف انقلاب را مترقی میدید.

 

در نتیجه آنچه برای کانت مهم بود، ترقی و پیشرفت، حقوق بشر و آزادی های فردی بود و کوشش او در رفرم، دستیابی یه این *اهداف* بود، و وقتی انقلاب کییر فرانسه این اهداف را برگزید، کانت از انقلاب دفاع نمود و از آنزمان تا دو قرن بعد از آن،  انقلاب و ترقی مترادف تلقی میشوند، در صورتیکه حتی خود کانت رفرمیست بود هرچند برای او، هدف، ترقی و آزادی های فردی بود.

 

 آنچه در میان روشنفکران ما، هم در 57 و هم امروز فراموش شده، *هدف* ترقی خواهی بوده است،  و در 57 از مرتجعین اسلامگرا نظیر خمینی پشتیبانی کردند چرا که هر دو خواهان انقلاب بودند،  و امروز از مرتجعین بعثی -مذهبی نظیر آقاجری دفاع میکنند چرا که هر دو خواهان اصلاحات هستند،  و هر دو بار فراموش کرده اند که *هدف* چیست،  و مردم را به بیراهه کشیدند، یکبار با فریاد انقلاب و این بار با فریاد اصلاحات.

 

چرا روشنفکران ما هنوز مرددند که بگویند ملایان تا وقتی که در دستگاه روحانیت شیعه (2) صاحب مقام هستند نبایستی اجازه احراز مقامی در قوه قضاییه یا قوه مقننه یا دیگر پستهای دولتی را داشته یاشند؟  چرا روشنفکران سکولار ما هنوز به مردم نمیگویند که جمهوری اسلامی ثمر افکار شریعتی است (3) و هنوز میترسند به مردم حقـیقت را بگویند، و به توهم مردم دامن میزنند، که گویی افکار شریعی نتیجه بهتری میتواند به ارمغان آورد،  و میروند برای کاندیداتوری آقاجری برای  جایزه نوبل تلاش می ورزند (4).

 

گویی فراموش کرده ایم که چگونه به همینسان آیت الله خمینی (5)، رهبری ارتجاعی اش بر ایران و ایرانی سایه افکند. چرا امروز برای ملت ایران در قرن بیست و یکم پروتستانیزم قرن پانزدهم آقاجری را تجوِیز میکنیم؟ آیا دلیلش تئوری های غلط  رلاتیویسم فرهنگی نیست که  سطح توان ملت ایران را در قرن 21 بیش از آلمان قرن پانزدهم نمیبنیم؟ (6).

 

در کتاب ایران آینده نگر (7) نشان داده شده که ایران همانگونه که در 57 برجسته ترین سمبل یک انقلاب ارتجاعی در تاریخ معاصر بود میتواند بهترین سمبل تحول فراصنعتی در قرن بیست و یکم شود، بشرطی که روشنفکران ما از اصلاح طلبان ارتجاعی سمبل ترقی نسازند آنگونه که در انقلاب 57 از اسلامگرایی انقلابی-ارتجاعی، سمبل ترقی ساخته شد.

 

آلترناتیو ایران در برابر  تروریسم اسلامگرا آینده نگرِی است (8) و روشنفکران ایران میتوانند در این مهم نقش تعیِن کننده ای ایفا کنند.  همانگونه که جفرسون برای ساختن آمریکای مدرن حزب جدیدی ایجاد کرد، برای ساختن جامعه ایران حزبی آینده نگر (9) میبایست که شکل گیرد، و نه جستجو در راه های پایان یافته گذشته نطیر مارکسیسم (10)، که هدفش تحول از جامعه ماقبل صنعتی به جامعه صنعتی بود. تنها در چارچوب جامعه فراصنعتی، حتی جستجو برای یافتن پاسخ به معضلات عدالت اجتماعی (11) در قرن بیست و یکم قابل انجام است.

 

حزب آینده نگر (12) میبایست بر مبنای تحولات دنیای کنونی درک شود و  برنامه حزب آینده نگر برای ساختن جامعه ای فرا صنعتی است (13).  تنها راه رسیدن ایران به آزادی های فردی، حقوق بشر، و جامعه فراصنعتی، از طریق رهبری تشکیلاتی آینده نگر است، و نه از طریق اصلاح طلبان ارتجاعی که بیراهه دیگری به واپسگرایی است، نظیر آنچه در 57 اتفاق افتاد که هنوز داریم تاوانش را میدهیم.


به امید
جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com

نهم شهریورماه 1382

August 31, 2003

 

پانویس:

 

1. ترقی خواهی در عصر کنونی- متن کامل - ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm

 

2. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm

What is Secularism
http://www.ghandchi.com/302-SecularismEng.htm
 

3. Shariati was Reactionary
http://www.ghandchi.com/174-noshariati.htm

 

4. Aghajari Does Not Deserve the Nobel Peace Prize
http://www.ghandchi.com/239-NobelAghajari.htm

 

5. آینده نگری و انقلاب 57
http://www.ghandchi.com/355-Iran1357.htm

Futurism and Iran's 1979 Revolution
http://www.ghandchi.com/355-Iran1357Eng.htm

 

6. Cultural Relativists Misrepresent Iran Situation
http://www.ghandchi.com/232-CulturalRelativists.htm

 

7. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism-Third Edition
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

8. آینده نگری مدرن
http://www.ghandchi.com/347-Futurism.htm

Modern Futurism
http://www.ghandchi.com/347-FuturismEng.htm

 

 9. چرا حزب آينده نگر براي ايران
من کيستم، چرا اينجايم، و به کجا ميروم؟
http://www.ghandchi.com/267-CheraHezbeAyandehNegar.htm
 

10. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm

Marxist Thought & Monism
http://www.ghandchi.com/299-MarxismEng.htm

 

11.  عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری
http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm

Social Justice & Computer Revolution
http://www.ghandchi.com/238-SocialJustice.htm
 

12. مقدمه ای بر دلیل نیاز به حزب آینده نگر

http://www.ghandchi.com/79-Moghadameh-platform.pdf

 

13.پلاتفرم حزب آینده نگر
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm

Futurist Party Platform
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegarEng.htm
 

 

مطالب مرتبط

آیا با اصلاح طلبی مخالفم؟

دموکراسی اسلامی پلورالیسم نیست

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

SEARCH