Sam Ghandchiسام قندچي فدرالیسم استانی و روند دموکراتیزه کردن ساختار قدرت

سام قندچی 

http://www.ghandchi.com/535-FederalismeOstani.htm

 

«فدرالیسم» در جمع ما ایرانیان، و بخصوص میان آن دسته از ما که در برابر افکار و اقدامات تجزیه طلبان حساسیت دارند، به درستی تبدیل به اصطلاح «غلط اندازی» شده است و ما اغلب دو معنای کاملاً متفاوت این اصطلاح را با هم اشتباه می گیریم. من این دو معنای متفاوت را بصورت «فدرالیسم استانی» و «فدرالیسم قومی» مطرح کرده و بارها کوشیده ام تا تفاوت های آنها را توضیح دهم و بگویم چرا یکی راه به وحدت و دیگری راه به تجزیه می دهد و چراست که من بر ضرورت حیاتی «فدرالیسم استانی» در ایران آینده تأکید می کنم و «فدرالیسم قومی» را نسخه ای کشنده بر کشورمان می دانم. اما از آنجا که بنظرم می رسد که به اینگونه توضیحات توجه کافی نشده است؛ در این مقاله می کوشم آنها و تفاوت هایشان را توضیح دهم. (1)


البته شک دارم این توضیحات کسانی را که معتقدند اساساً استفاده از این اصطلاح کاری تجزیه طلبانه است و میهن دوستان باید بکل از استفاده از آن دست بردارند قانع کند. یعنی، اگر قرار بر اینگونه «تحریم» ها باشد، لابد از این پس باید تصمیم بگیرم که از اصطلاح «جمهوری» هم استفاده نکنم چون سی سال است که اسلامگرایان در ایران از این اصطلاح سوء استفاده کرده اند. نیز لابد باید از اصطلاح «دموکراسی» هم چشم پوشی کنیم چون اصلاح طلبان اسلامی از آن سوء استفاده کرده اند، در حالی که در نظرشان سلب حقوق سکولارها برای شرکت در مجلس و دولت با دموکراسی مورد نظر آنها تناقضی نداشته است. پس اینگونه اعتراضات و تحریم ها را کناری نهاده و به روشن کردن و دقیق نمودن این اصطلاح می پردازم.


در عین حال، لازم می دانم که توضیح دهم که «فدرالیسم» اساساً  بحثی دربارهء کنترل و توازن قدرت است که به روند دموکراتیزه کردن ساختار حکومتی مربوط می شود (2) و، از نظر من، از یکسو هیچ ربطی به مسائل قومی ـ اتنیکی در ایران ندارد (3) و، از سوی دیگر، می توان آن را مستقلاً مطرح کرد و وارد مباحثی کناری نشد ـ مباحثی همچون تحولات ساختار قدرت در تاریخ ایران (4)، وضعیت دولت ملی در عصر گلوبالیسم و همچنین موقعیت آیندهء دولت های ملی از دیدگاه آینده نگری (5)، «گلوبالیسم و فدرالیسم» (6) و نیز «ارتباط با ناسیونالیسم» ـ به معنی آن ایدئولوژی عصر مدرن که با جنگ های ناپلئون سمبلیزه شده (7) که بکلی با احساسات ملی متفاوت است (8) .


باری، هدف من در این نوشتار توضیح این مهم است که «فدرالیسم استانی» نه تنها به دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی ایران یاری میرساند بلکه یگانه راه حفظ وحدت ملی در ایران آینده است و اتفاقاً در این مورد «فدرالیسم استانی» نه تنها برای مناطقی که گروه های اتنیکی مختلف ایران در آن سکنی دارند، بلکه برای مناطق باصطلاح فارس نشین نیز سخت مورد نیاز است تا وحدت کشور را با توسعه دموکراسی حفظ کند. و چرا؟


بنظر من، مشکل کشور ما از زمان مشروطیت (9) تا کنون این بوده است که ایالات آن نتواسته اند نقش شایستهء خود را در ساختار سیاسی ایران ایفا کنند. در ساختار سیاسی برآمده از انقلاب مشروطه، انجمن های ایالتی و ولایتی توصیه شد و در زمان انقلاب اسلامی نیز آیت الله طالقانی آنها را حتی «شورا» نامید و سعی کرد بالاخره به این ایده آل جنبش مشروطه جامهء عمل بپوشاند و ارگان های سیاسی مربوط به آن را ایجاد کند. اما، در واقعیت، هر دوی این تجربه ها شکست خوردند و فقط دولت مرکزی بجای ماند و مجلس. و چرا؟


بنظر من، به این دلیل که «طرح» از اساس غلط بود و نقش ارگان های پیش بینی شده نیز نقشی مشورتی بود که در عمل، اگر بوجود می آمدند هم، تأثیری نداشتند. نکته در این است که «ایالات» (یا به زبان اداری پس از مشروطیت، استان ها) باید ارگان هائی داشته باشند که، نسبت به دولت مرکزی، دارای قدرت قانون گذاری و اجرائی خودگردان و انتخابی باشند نه اینکه استاندار با حکم وزارت کشور منصوب شود و کار دستگاه قانونگزاری و اجرائی هم صرفاً مشورت دادن به دولت مرکزی باشد. اسم ها مطرح نیستند، مهم آن است که دولت های محلی ایالتی و استانی دارای قدرت واقعی باشند؛ درست همانگونه که در فدرالیسم آمریکا وجود دارد.


در آمریکا هر ایالت (یا استان) دارای فرماندار (یا استاندار) ی است که بوسیله شهروندان مقیم آن ایالت (استان) انتخاب می شود. معلوم نیست که چرا در فارسی بجای استاندار ایالات آمریکا، اصطلاح فرماندار انتخاب شده است. در هر استان، شهرها نیز هر یک دارای شهرداری انتخابی هستند. قدرت فرمانداران ایالات آمریکا قدرتی حقیقی و جدی است و در سطح ایالت حکم قدرت رئیس جمهور را دارد. به همین خاطر هم هست که می بینیم بسیاری از رئیس جمهورهای آمریکا (نظیر ریگان یا کلینتون) قبلاً فرماندار یک ایالت بوده اند.


در ایران اما حتی در سطح استان هم کمتر کسی اسم استاندار را می داند ولی نام وزیر کشور اغلب شناخته شده است. در آمریکا برعکس، فرماندار هر ایالت از وزیر کشور (که «وزیر داخله» خوانده می شود) سرشناس تر است. در صورتیکه وزیر امور خارجه یا وزیر دفاع را همهء آمریکائی ها می شناسند چرا که کار وی آن چیزی است که از دولت مرکزی انتظار می رود. منظور من از «فدرالیسم استانی» یک چنین مدلی است که در عرصهء قوهء مجریه اش به ظهور «استاندار انتخابی» راه می دهد. (10)


حال اگر، در همهء استان ها، نه تنها استاندار که مجلس استانی هم انتخابی باشد، آنگاه استان ها می توانند نوعی نقش کنترل و توازن را در ارتباط با دولت مرکزی ایفا کنند. در اینجا اگرچه این نکته درست است که در خیلی از موارد نقش ها تکراری خواهند بود اما همین تکراری بودن باعث می شود که کنترل و توازن شکل گیرد و جامعه دموکراتیزه شود. همین روند در ارگان های قضائی نیز جاری خواهد بود.


امیدوارم توانسته باشم که نشان دهم که اینگونه بحث ها ربطی به جریان «تجزیهء قومی» ندارد. وحشت آنها که فکر می کنند این طرح یعنی تجزیه، نظیر وحشت آنهائی است که فکر می کنند آزادی یعنی بی بندو باری و نابود کردن جامعه. این طرح اجازه می دهد که مفهوم «انتخابی بودن» مقامات مملکتی از کوچک ترین واحد ها تا کل کشور، در فرهنگ سیاسی جامعه بیشتر رشد کند. آنگاه دیگر چنین نخواهد بود که عده ای در «مرکز» بنشینند و اراده و تصمیمات خود را به ایالات دیکته کنند. این طرح اجازه می دهد که ایالات رشد کنند و حتی از مرکز بهتر شوند ـ همآنگونه که در آمریکا بسیاری از ایالات از منطقه پایتخت رشد یافته تر شده اند.


 مسئلهء مهم، تعیین خطوط تقسیمات کشوری است که دارای ویژگی ها و اصول خاص خویش است و باز هم ـ بخصوص در عصر مهاجرت های دائمی و در هم شدگی جمعیت های انسانی ـ ربطی به زبان و قومیت و مذهب و نظایر آن ندارند و بیشتر مسائل اقتصادی، جغرافیائی و سوق الجیشی تعیین کنندهء آنها هستند. در اینجا استفاده از واژهء استان ها به معنای استان های فعلی کشور نیست و در آینده با استفاده از تکنیک های هوشمند و خردمدار می توان در تعداد و حدود و ثغور آنها تغییراتی داد. بنظر من، شاید در آینده به سمتی برویم که لازم شود تعداد استان های ایران از آنچه امروز هست نیز بیشتر شود. کم و زیاد شدنی اینگونه هیچ مسأله ای برای این طرح بوجود نخواهد آورد.


براستی اینکه در یک منطقه، مثلاً، بلوچ ها تعداد بیشتری دارند چه فرقی در صورت مسئلهء «فدرالیسم استانی» خواهد داشت؟ چرا باید تکثرگرائی انسانی را، که مادر دموکراتیسم است، از یک استان گرفت؟ اتفاقاً بلوچ های ساکن در یک استان فدرال نسبت به بلوچ های کشور های همسایه خوشحالتر نیز خواهند بود چرا که در یک جامعهء دموکراتیک تر زندگی می کنند. اگر کل کشور دموکراتیزه شود آنها چرا باید بخواهند جدا شده و دیگربار خود را اسیر استبدادهای قومی کنند ـ که لزوماً به انواع ایدئولوژی هم آلوده خواهد بود؟ 


اینگونه است که اعتقاد دارم این مدل از ساختار قدرت، ربطی به مسأله اتنیکی ندارد.  آنها که مرتباً دستور می دهند کسی از این بحث های درباره فدرالیسم نکند مثل همان کسانی هستند که در زمان قاجاریه می گفتند حرف از برداشتن چادر زن ها نزنید که جامعه از هم می پاشد. در واقع، این «تحریم کنندگان» از جمهوری اسلامی هم عقب مانده ترند و با دست کم گرفتن جامعه ایران کارشان صبح تا شب به ترساندن مردم از فدرالیسم تبدیل شده است.


در پایان اضافه کنم که بنطر من، از هم اکنون و با وجود همین جمهوری اسلامی، همه نیروهای مدنی و دموکرات باید، در راستای دموکراتیزه کردن ساختار حکومتی کشور، خواست «فدرالیسم استانی» را بعنوان یکی از مهمترین خواست های جنبش مدنی ایران  مطرح و آن را کنار دیگر مبارزات مدنی همچون مبارزه برای حقوق زنان بنشانند.


در واقع، حتی اگر همین جمهوری اسلامی وادار شود که مقام استاندار را برای همهء استانها انتخابی کند و نیز به همهء استان ها اجازه انتخاب مجلس استانی و دیوان عالی قضائی استانی بدهد، گامی مهم در راستای دموکراتیزه کردن جامعهء ایران برداشته شده است. هرچند که از این امامزاده داشتن توقع چنین معجزی به خواب و خیال بیشتر شبیه باشد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

 چهادرهم مرداد ماه 1387

Sept 6, 2008

 

پانویس:


1. در واقع شاید من از اولین کسانی باشم که بحث فدرالیسم را در جنبش سیاسی ایران مطرح کرده اند اما هنوز بسیاری فکر می کنند که منظور من از فدرالیسم حکومت قومی است، هر چند بارها نوشته ام که چنین نیست:
"فدرالیسم حکومت قومی نیست-ویرایش دوم"
http://www.ghandchi.com/429-FederalismNotEthnic.htm

حتی بارها به روشنی نوشته ام که نه تنها با تجزیه طلبی مخالفم بلکه با فدرالیسم قومی یا اتنیکی هم مخالفم و شکل دادن احزاب بر مبنای قومیت و هرگونه دولت اتنیکی را هم محکوم می کنم:
"چرا هر گونه دولت اتنیکی را محکوم میکنم"
http://www.ghandchi.com/520-NoEthnicState.htm

در نتیجه، به تصور خودم، جای هیچ شک و شبهه ای در این باره باقی نگذاشته ام. اما باز هم اینگونه نظرات به من نسبت داده می شود. البته شاید برخی از روی غرض نظرات مرا تحریف میکنند:
"دو قطب گفتمان ملی"
http://www.ghandchi.com/513-doghotb.htm

 بعضی دیگر نیز البته مطلب را دقیق نخوانده و تصور ناصحیحی از مطالب دارند.


2. ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm

Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm


3.
راه حل مسأله ملی در ایران
http://www.ghandchi.com/495-HaleMasalehMeli.htm


4. کسانی که بخواهند بحث های مرا دربارهء تاریخ ایران و ساختار قدرت مطالعه کنند می توانند به کتابی که دربارهء شکل گیری دولت در ایران نوشته ام مراجعه کنند:

"کتاب کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران-ویرایش دوم"
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm 
Kurds and Formation of Central Government in Iran-Second Edition
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm


5. کسانیکه علاقمند باشند که بحث های تئوریک مرا در مورد جایگاه فدرالیسم در عصر گلوبالیسم و نیز ارتباط موضوع با مسئلهء دولت ملی را مطالعه کنند، می توانند به مقالهء آینده نگری و افسانه های دولت های ملی مراجعه کنند:

"آینده نگری و افسانه های دولت های ملی"
http://www.ghandchi.com/434-NationStates.htm


6. گلوبالیسم و فدرالیسم
http://www.ghandchi.com/310-GlobalFed.htm

 
7. اولویت با نجات سکولاریسم از چنگال ناسیونالیسم است!
http://www.ghandchi.com/530-NejatSecularism.htm

  
8. کردستان، فدرالیسم، و احساسات ملی ایرانیان
http://www.ghandchi.com/342-KurdFed.htm

یک دیدگاه آینده نگر
http://www.ghandchi.com/401-FuturistVision.htm
A Futurist Vision
http://www.ghandchi.com/401-FuturistVisionEng.htm
 
9. مشروطیت مدل غلط برای آینده
http://www.ghandchi.com/443-mashrootiat.htm

    
10. حالا دوباره یک عده نیایند بحث کنند که آمریکا با ایران فرق دارد و غیره. همهء این مثال من برای روشن شدن بحثم است و نه آنکه بگویم ایران مثل آمریکا است. اتفاقاً من در گذشته حقوق شهروندی را مفصل توضیح داده ام و هدفم از بحث ایالات به معنی الویت دادن به حقوق ایالات نیست.

"آیا فدرالیسم اجازه سلب حقوق انسانی را به ایالات میدهد؟ -ویرایش دوم"
http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights.htm

 

------------------------------------------------

 

مقالات مرتبط دیگر

یادداشتی درباره طرح بحث انگیز خودمختاری کردستان
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm
A Note about the Controversial Kurdistan Autonomy Plan
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm

 

نوشداروی کردستان بزرگ
http://www.ghandchi.com/478-GreaterKurdistanPanacea.htm


آیا فدرالیسم اجازه سلب حقوق انسانی را به ایالات میدهد؟ -ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights.htm
 
چرا تجزیه طلبی را محکوم باید کرد -ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm
 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH