Sam Ghandchiسام قندچيچرا هر گونه دولت اتنیکی را محکوم میکنم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/520-NoEthnicState.htm

 
با وجود آنکه از نظر من دفاع از حقوق اتنیکی، نظیر دفاع ار حقوق زنان، یکی از مهمترین فعالیت های جنبش دموکراسی خواهی ایران است، و از مبارزه برای حقوق شهروندی جدا نیست، ولی هر گونه کوشش برای ایجاد دولت های اتنیکی، چه به شکل مذهبی، چه به شکل قومی، چه به هر شکل دیگر، را به ضرر مردم ایران می دانم.


بسیاری فوراً میگویند پس چرا در اروپای شرقی پس از سقوط کمونیسم دولت های اتنیکی در یوگسلاوی سابق یا در چکسلواکی سابق و امثالهم شکل گرفت. پاسخ من این است که حتی در آن نقاط نیز این تحول سمبل موفقیت جنبش دموکراسی خواهی آن جوامع در عرصهء حقوق اتنیکی نبوده بلکه دلیل شکست این جنبش بوده است. حتی در مورد کشوری به پیشرفتگی مانند بلژیک نیز مطرح شدن فکر جدائی همچنان دلیل ناموفق بودن آن کشور در طرح دموکراتیک حقوق اتنیکی مردم است.


در واقع، در کشورهای تازه تأسیس بالکان نیز، که خود از دل این انشعابات بیرون آمده اند، بایستی مبارزه کرد تا دولت های آنها از حالت اتنیکی خود بدر آیند و در آن جهت حرکت کنند که حقوق اقلیت های اتنیک در درون این کشورهای نوپا، مثلاً حقوق اقلیت آلبانیائی در داخل تک تک آنها، مورد تضییق قرار نگیرد. چرا که هیچ دولت اتنیکی را نمی توان یافت که بر ملتی از لحاظ اتنیکی خالص حکومت کند.


دولت اتنیکی بر جاده ای پوشیده از خون حرکت می کند. در همین شرق اروپا، مثلاً در یوگسلاوی سابق، که اینگونه موضوعات، در مقایسه با خاورمیانه، حکم مواد منفجرهء آمادهء انفجار را ندارند، ما شاهد سال ها کشت و کشتار بوده ایم. و اگر هم این آتش عاقبت خاموش شد، امتیازش را باید به قدرت اروپای غربی داد که قرن هاست دوران جنگ های اتنیکی را پشت سر گذاشته و قادر است بصورت نیروئی قوی و متحد کننده عمل کند. اگر اروپای غربی در حالتی نظیر دوران ناپلئون قرار داشت، مطمئناً آتشی که در کشورهای بالکان در چند سالهء بعد از سقوط شوروی برپا شد، میتوانست به جنگ جهانی تازه ای منجر شود.


در همسایگی ایران، اگر دولت کردستان عراق بیشتر و بیشتر بصورت مستقل در آید، حقوق آسوری ها در مناطق تحت حاکمیتشان یکی از اولین موضوعات مورد توجه خواهد بود و البته تضییق حقوق عرب های ساکن آن مناطق نیز از همین حالا مسئله شده است.


نتیجهء منطقی اینکه دولت باید از حالت قومی در آید وگرنه دست آوردهای دموکراسی خواهی به راحتی به پیدایش نهادهای فاشیستی بدل خواهند شد.
در مقایسه با اروپای شرقی، ایجاد دولت های اتنیکی در خاورمیانه بسیار خظرناک تر است. نیم قرن کشمکش اعراب و اسرائیل بهترین گواه این موضوع است.  هنوز اسرائیل بعنوان دولت یهودی نامیده می شود. واژهء یهودی، چه بیان کنندهء یک قومیت باشد و چه مفهوم مذهب از آن مستفاد شود، در این واقعیت تفاوتی ایجاد نمیکند که این واژه بنیاد غلطی برای مشروعیت یک دولت مدرن فراهم می کند. بخصوص که حتی اگر راه حل دو دولت اسرائیلی و فلسطینی دنبال شود، دولت فلسطینی نیز یک دولت اتنیکی خواهد بود. هم اکنون شاهد ظهور دولت مستقل حماس در نوار غزه هستیم که دولتی مذهبی ـ قومی از فلسطینیان سنی مذهب است. حزب الله لبنان هم به دنبال ساختن نوع شیعهء همین پدیده در بخشی از لبنان است؛ هرچند که فعلاً مجبور به عقب نشینی شده باشد.


همهء این دولت سازی های اتنیکی مداوماً و هرچه بیشتر، بصورت عمل و عکس العمل، به انحطاط و جنگ های مذهبی و قومی در خاورمیانه دامن میزنند و کسانی که در این میانه ضرر میکنند مردم خاورمیانه هستند.


در واقع، در حالیکه اروپا عصر دولت ها و جنگ های ملی را سال ها ست که پشت سر نهاده و دولت های ملی آن دیگر رنگ ملی ـ اتنیکی ـ مذهبی  خود را از دست داده و بر مبنای حقوق شهروندی عمل میکنند و اتحاد اروپا، با ایجاد قانون اساسی و واحد پولی مشترک، هدفی است که بصورت واقعی در اروپای غربی دنبال می شود، خاورمیانه، در آسیا و قسمت هائی از افریقا، بسیار بیشتر از هر نقطهء دیگر جهان در معرض حرکت بر مبنای تناقضات ملی است.


در نتیجه، بنظر من، در خاورمیانه و مشخصاً در ایران، ضرورت دارد که ما بصورت جدی در برابر حرکت هائی که دنبال برقراری حکومت های مذهبی، قومی یا هر شکل دیگر حکومت اتنیکی هستند بایستیم. بنظر من این وظیفهء همهء دموکراسی خواهان است که از جریاناتی نظیر کنگرهء ایران فدرال بخواهند که با فدرالیسم ـ به معنی اداری آن که حرکت درستی است ـ سمت گیری کرده و به روشنی خطوط خود را از حرکت هائی که دنبال تجزیهء اتنیکی ایران هستند روشن کنند؛ و اگر چنین نکردند لازم است که نسبت به اینگونه جریانات موضع گیری شده، حرکات آنها محکوم و انحلال آنها درخواست شود.
من با بحث هائی که می گویند جریانات تجزیه طلب عامل بیگانه هستند کاری ندارم. از نظر من برنامهء تقسیم اتنیکی و ایجاد دولت های اتنیکی حاصلی جز نابودی ایران و بقیهء خاورمیانه ندارد. و از این منظر که بنگریم، دیگر مهم نیست که ایجاد دولت های اتنیکی حاصل تصمیم گیری مستقل خود مردم باشد یا توطئه بیگانه. براستی مگر حکومت اسلامی خمینی کشورمان را در آستائهء نابودی قرار نداده است؟ حال اینکه در این برنامه چه بخش مهمی از نیروهای ملی ایران در گیر بوده اند غلط نابود کنندهء آن را موجه نمی کند.


من شدیداً گروه پژاک در کردستان ایران را که به تنفر قومی دامن میزند محکوم کرده و از همه آزادیخواهانی که در دام این گونه برنامه های نابود کننده مردم ایران افتاده اند تقاضا می کنم، جدا از هر تعلق اتنیکی که دارند، به این واقعیت نگاه کرده و نگذارند آنچه با قبول برنامه حکومت مذهبی در ایران در سال 1357 اتفاق افتاد این بار با برنامهء حکومت های قومی تکرار شود.


دولت فدرال برای آینده ایران راه درست است و ما نباید خود را با میراث انقلاب مشروطه و دنبال کردن مدل قانون اساسی فرانسه که از طریق بلژیک گرفتیم، محدود کنیم. تجربهء تاریخی نشان داده است که حکومت متمرکز به نفع مردم ما نیست. استان های ایران باید استاندار و مجلس استانی و قوهء قضائی استانی را مستقیماً انتخاب کنند. این ربطی به اتنیسیته، قومیت، و یا مذهب مردم ندارد و تنها به معنی برقراری کنترل و توازن بیشتر بین دولت مرکزی (دولت فدرال) و استان هاست.


در عین حال، و به همان اندازه با اهمیت، دفاع از حقوق اتنیکی مردم ایران است که ربطی به تقسیم کردن قومی کشور ندارد. دفاع از حقوق اتنیکی مردم ایران، نظیر دفاع از حقوق زنان، به این معنی است که تبعیض بر مبنای قومیت، مذهب و غیره، باید در ایران از بین برود در صورتیکه حکومت قومی یا حکومت مذهبی یا هر حکومت اتنیکی دیگر چیزی نخواهد بود جز نهادینه کردن این تبعیضات.
 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

بیستم خرداد ماه 1387

June 9, 2008

 

 

 

مقالات مرتبط

http://www.ghandchi.com/index-Page16.html

 

 

کتاب کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm  
Kurds and Formation of Central Government in Iran-Second Edition
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH