Sam Ghandchiسام قندچي فدرالیسم حکومت قومی نیست-ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/429-FederalismNotEthnic.htm

 

پس از تصویب قانون اساسی عراق در سال 2005 بحث های درباره فدرالیسم در محافل سیاسی ایران بالا گرفت.  این امر از یکسو خوب بود که پس از بیش از یک صد سال تفکر سیاسی مدرن  ایران که از زمان مشروطیت برروی مدل حکومت متمرکز فرانسه از طریق قانون اساسی بلژیک، هرچند با تعدیلهای انجمن های ایالتی و ولایتی، برای ایران دور میزد، بالاخره آلترناتیو های شکل حکومت فدرال را مد نظر قرار میگرفت.  اما از سوی دیگر بحث های گمراه کننده درباره معنای فدرالیسم، هم از سوی موافقین آن و هم از سوی مخالفین، بیشتر به بحث های کاذب دامن میزند تا که راه گشای دموکراسی آینده ایران باشد.

 

مثلأ یکی از موافقین فدرالیسم در مصاحبه ای میگفت که جنوب عراق که شیعه هستند که عرب هستند و در نتیجه نیازی به فدرالیسم ندارند و میگفت کردها چون ملیت غیر عرب هستند نیاز به حکومت محلی در چارچوب فدرالیسم دارند.  این نشان میدهد که چقدر نا آگاهی از مفهوم فدرالیسم وجود دارد که یک طرفدار صادق غیر کرد آن، در واقع آن را برابر حکومت قومی تصور کرده است.

 

از سوی دیگر یک مخالف فدرالیسم همه تاریخ ایران را مینویسد که ثابت کند دولت مرکزی ایران از امتزاج اقوام گوناگون بوجود آمده است، موضوعی که از سوی اشاعه دهندگان مدل فدرال در ایران در همه این سالها برعکس برای اثبات نیاز به فدرالیسم همه این سالها به آن نه تنها اذعان شده بلکه تأکید شده است، در صورتیکه این مخالف فدرالیسم میخواهد از این بحث عکس آن یعنی نفی ضرورت فدرالیسم را نتیجه بگیرد، و سعی میکند با نشان دادن اینکه تفوق قوم ترک در دوران های طولانی حکومت ایران وجود داشته است، به این نتیجه برسد که اصلاً مسأله اتنیک در ایران واقعیت ندارد.  در کتابی مفصلأ درباره نقش اقوام مختلف در شکل گیری دولت مرکزی در ایران نوشته ام [http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm] و اینکه برخی اقوام نظیر آذری ها بیشتر و کردها یا بلوچ ها کمتر در شکل گیری دولت مرکزی ایران بوده اند و اتفاقاً نیاز به مدل فدرالیسم در اداره ایران که به مشارکت همه شهروندان جدا از قومیت آنها در اداره کشور کمک شود، نیاز جامعه ماست، که متأسفانه در مشروطیت به آن سو حرکت نشد.

 

براستی اما جدا از بحث فدرالیسم سعی در نفی وجود اقوام و ملیت های ایران کردن و پس از نیم قرن تکرار این بحث های غلط که گوئی فقط یک ملت در ایران وجود دارد، بویژه وقتی نگارنده آن میخواهد با ظاهر علمی واقعیت آشکار ملیت های مختلف در ایران را نفی  کند، برای چه هدفی است؟  مثلاً اگر در روسیه ستم ملی شکل حاد تر داشته بمعنی نبودن ستم ملی در ایران نیست و تازه حتی در روسیه هم در زمان پطر کبیر امتزاج اقوام و ملیت ها خیلی بیش از ایران صفوی و قاجار بوده است.  این نویسندگان تاریخ روسیه 200 سال قبل از لنین را نمیدانند.  نه ایران آنقدر یک ملیتی است که این ها ادعا میکنند و نه روسیه آنقدر چند ملیتی با ستم یک ملت روس بوده است، که تحلیل لنین از روسیه بوده است، و این مخالفین فدرالیسم برای رد کردن تضییقات اتنیکی در ایران، تکرار میکنند.

 

تازه این بحث ها آخرش یعنی که حکومت قومی و ملوک الطوایف راه آینده ایران نیست؟ یعنی دوباره این مخالفین فدرالیسم هم فدرالیسم را برابر حکومت قومی میگیرند که آن را اینگونه با رد نیاز به حکومت قومی که حرف درستی است، میخواهند رد کنند و اصلأ نمیدانند بحث های 20 سال گذشته جنبش ایران در این باره چه چیزی بوده است؟

 

این گونه بحث ها هم در برابر نظریه لنین در تئوری حق تعیین سرنوشت بیان میشود.  آخر کدام طرفدار جدی فدرالیسم امروز دنبال آن بحث های لنین است که کسی فکر کند با رد آن فدرالیسم را رد کرده است.  اصلأ کمونیستهای دوآتشه امروز ایران نظیر حزب حکمتیست ها اصلأ با هرچه برنامه ملی و حق تعیین سرنوشت است مخالفند و یک قدم هم از انترناسیونالیسم پائین نمیآیند، و همه بحث های ملی را بورژوائی میدانند.

 

در نتیجه دعوا گوئی در سال 1324 است که شوروی برنامه فعال تجزیه در ایران و چند نقطه دیگر دنیا را دنبال میکرد و یا دوران انقلاب اکتبر و قولهای لنین درباره حق تعیین سرنوشت.  امروز اصلأ چنین بحث هائی در چنبش سیاسی ایران نیست که با طرح آنها باعث گیچ شدن و گمراهی گردیم، گوئی که در تونل زمان به یک قرن پیش رفته ایم.  چرا بحث های جاری را دنبال نکرده و در مورد موضوعی که اصلاً موضوع بحث نیست،  مردم را به بیراهه میکشیم؟ حالا چه روسیه تزاری را کشوری با ستم روس ها بر ملل دیگر بدانیم و ایران را امتزاج ملت ها بدون ستم فارس ها بدانیم یا نه، اصلأ بحث های امروز این حرف ها نیست.  شاید این بحث ها 100 یا حتی 60 سال پیش هنوز بحث مناسبی بودند، ولی اصلأ آنها که بطور جدی در امروز پی فدرالیسم هستند حرفشان این "حق تعیین سرنوشت" لنینیستها نیست.

 

بحث فدرالیسم درباره *کنترل و توازنchecks and balances" است.   ای کاش کسانیکه در این باره بحث میکنند اقلأ نوشته مدیسون [http://www.ghandchi.com/117-Madison.htm]  درباره فدرالیسم را میخواندند.   در آنجا بخوبی نشان داده است که دولت های ایالتی که تکرار مسؤلیت های مشابه هستند چرا به کنترل و توازن یاری رسانده و درواقع بنیان دموکراسی هستند.  امروز هنوز بعد از 200 سال در آمریکا همین مجلس و دادگاه و دولت ایالتی با مالیات ایالتی است که توازنی در برابر دولت فدرال است.  نه زبان این ایالات با هم فرقی دارد و نه قومیت مردمش.  اسمش را بگذاریم فدرالیسم استانی.

 

به هر حال فدرالیسم با طرح هائی نظیر جمهوری کردستان و آذربایجان که در همان زمان قاضی محمد و پیشه وری هم غلط بودند، تفاوت اساسی دارد. آنچه هم که فدرالیسم قومی نامیده میشود ادامه همان طرح های جمهوری های بر مبنای قومیت است که ربطی به فدرالیسم استانی ندارد و به نژادپرستی دامن میزند همانگونه که احزاب قومی چنین هستند. احزاب باید بر مبنای پلاتفرم شکل بگیرند و نه قومیت، و دولت هم باید بر مبنای حقوق شهروندی باشد و همه استانها در سیستم فدرال بر مبنای حقوق شهروندی خواهند بود و نه بر مبنای قومیت اکثریت یا اقلیت ساکن استان. مدل فدرال برای تقلیل دادن تبعیضات است و نه تشدید و نهادینه کردن تبعیضات.

 

البته اگر در ایالتی هم نیاز دوزبانه بودن یا نبودن باشد، در درون پروسه دموکراتیک تصمیم گیری انجام میشود.  ولی اصل بحث هدف فدرالیسم،  این است که توسعه ایالات مختلف فدای توسعه مرکز نمیشود، دوباره یعنی کنترل و توازن.

 

مثلأ در ایران فدرال، ایالت سمنان که هیچ بحث قومی یا جدائی هیچوقت نداشته هم بایستی مجلس ایالتی خود را داشته باشد،  و فرماندارش انتخاب مردم ساکن سمنان باشد، و قوه قضائیه ایالتی منتخب مردم آن ایالت.  من متعجب هستم کسانی که سالها در آمریکا زندگی کرده و میدانند معنی فدرالیسم پس از 200 سال در عمل در آمریکا چیست چرا تا به ایران میرسند بحث های کاذب راه میاندازند.  آیا این نیست که از دموکراسی میترسند و هنوز زبلی و زرنگ بازی را معادل سیاست کاری میدانند و حتی وقتی با جریانات سراسری هم کار میکنند دنبال زدو بند و کلک زدن بنام وحدت دموکراسی خواهان هستند یا نظیر آنهائی که میگویند دموکراسی باعث بی بند و باری و فرار جوانها و دختران به خیابان و ولگردی میشود، این ها هم میگویند فدرالیسم یعنی تکه تکه شدن ایران و تجزیه طلبی. این افراط گری های اتنیکی در برخورد به شهروندان چه از سوی مرکز نشینان و چه از سوی ساکنان استانها ست که باعث پاشیدن ایران میشود.

 

در آمریکا هم دو دسته با فدرالیسم مخالف بودند.  یکی  آنهائی بودند که از صدای ایالات واهمه داشتند هرچند در عمل فقط یکبار در زمان جنگ داخلی، آمریکا بسمت پاره پاره شدن رفت، آنهم بخاطر برده داری بود و نه فدرالیسم [http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights-plus.htm]، هرچند ایالات جنوب از حق ایالات میخواستند سوء استفاده کنند و حق بالاتر یعنی حقوق بشر  را نفی کنند، و بدرستی دولت مرکزی در برابر آنها ایستاد چون آزاد بودن، و حق بشر به برده نبودن، بر قدرت یک ایالت ارجح است، همانطور که یک ایالت نمیتواند بگوید که حق دارد قربانی کردن انسان را مجاز کند و ادعا کند که به کسی ربطی ندارد.  امروزه روز چنین کاری را حتی یک کشوری که سالها مستقل است هم نمیتواند بکند، تا چه رسد به ایالتی که بخشی از کشوری بوده باشد.

 

یکی هم دسته ای از کمونیست ها بودند که هرساختاری در جامعه که تکرار پاسخ به یک نیاز اجتماعی بود، مثل تعدد کانال های تلویژیون و روزنامه و غیره را، اتلاف منابع دانسته، و هیچ وقت درک نمیکردند که تعدد و داشتن ارگان های موازی، باعث افزایش کنترل و توازن و در نتیجه باعث تقویت دموکراسی است.  امروز هم همانگونه صرفه جویانه، بوجود آوردن تعدد را اتلاف منابع در دنیای گلوبال میبیند. این باصطلاح صرفه جوئی در منابع هم بقیمت فدا کردن دموکراسی است. همه کوشش مدیسون در رسالات مربوط به فدرالیسم این بود که نشان دهد تعدد نهادهای سه قوه در ایالات و دولت فدرال با ایجاد کنترل و توارن بیشتر، دموکراسی را بیشتر تضمین میکند. البته همانطور که هر دولتی با خود بوروکراسی همراه دارد این مدل هم بوروکراسی و معظلات آنرا همراه خواهد داشت و حل معضل بوروکراسی با حذف تعدد ارگانها، چه موازی و چه غیر موازی عملی نیست، و اگر چنان بود که دولت های کمونیستی باید سمبل آزادی و دموکراسی میشدند.

 

به هرحال این بحث ها آنقدر روشن است که نمیدانم چرا بحث های گمراه کننده ارائه میشوند تا بحث فدرالیسم را که بخش هائی از جنبش سیاسی ایران سالها رویش کار کرده و مدلهای ساخته شده این منقدین حرفشان نیست را،  دگرگونه جلوه دهند.  آنچه هم که درباره وابستگی نیروهای تجزیه طلب بحث میشود اصل مسأله نیست. چه فرق میکرد که دولت پیشه وری  به شوروی وابسته بود یا نه. طرح جمهوری قومی طرح غلطی برای چه آذربایجان و چه بقیه ایران بود و قومیت بمثابه مبنای شکل گیری دولت تقویت کننده نژادپرستی بود چه نژادپرستی علیه آسوریان باشد، چه کردها، ارامنه یا فارس ها.  امروز نیز طرح جمهوری کردستان حزب دموکرات کردستان تقویت کننده نژادپرستی است و طرحی است غلط برای چه کردستان و چه بقیه ایران. چه فرقی میکند که قاضی محمد وابسته نبود و یا اینکه گفته شود سران حزب دموکرات به نئوکان وابسته اند. مگر غلط بودن طرح حکومت مذهبی خمینی چه تفاوتی داشت که وی وابسته باشد یا نباشد. طرح غلط سیاسی به همه شهروندان ایران لطمه زد و میزند.

 

در گذشته موضع خود را نسبت به جریانات تجزیه طلب وابسته نظیر چهرگانی سر سپرده علی اوف آذربایجان شوروی سابق نوشته ام و نیازی نیست که تکرار کنم.  همچنین درباره نیروهائی نظیر حزب دموکرات کردستان که به تعصبات قومی ضد فارس دامن میزنند و مردم نقاط غیر کرد ایران را مساوی جمهوری اسلامی مینمایانند به کرّات نوشته ام.  در عین حال درباره واپسگرائی برخی نیروهای جنبش سیاسی ایران که به تعصبات ضد قومیت های ایران دامن میزنند هم بارها توضیح داده ام.  بویژه بارها نوشته ام که طرح فدرالیسم برای ایران موضوع "کنترل و توازن checks and balances" است [http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights-plus.htm]  که عده ای از جمله خود من مدل درست برای آینده ایران میدانیم، و اصلأ بمعنی تأیید تجزیه طلبی نیست، و در واقع بالعکس فدرالیسم را تنها راه جلوگیری از تجزیه ایران میدانم.  اقدامات نیروهای تجزیه طلب در خوزستان و بلوچستان و نیز حزب سازی جریان پ.ک.ک ترکیه در کردستان ایران را برای هدف کردستان بزرگ، محکوم میکنم، و این اقدامات را ضد رشد دموکراسی و جنبش دموکراسی خواهی ایران میدانم.

 

در عین حال از جریاناتی که در میان گروه های اتنیکی ایران برای ایجاد جمهوری سکولار دموکراتیک فدرال در ایران تلاش میکنند، پشتیبانی میکنم و امیدوارم این کوششها را یا در سازمانهای مدنی اتنیکی و یا احزاب سیاسی *غیر اتنیکی* انجام دهند چرا که حزب سیاسی اتنیکی نسخه ای برای فاشیسم است. در نتیجه آنها که موضع قدرالیسم را با جریاناتی که به تضادهای قومی دامن میزنند، یکی میگیرند،  یا مغرضند، و یاناآگاه.  فدرالیسم درباره زبان جداگانه در ایالات نیست.  یک مجلس ایالتی میتواند برایش زبان هم یک موضوع تصمیم گیری باشد.  اصل بحث این است که مجالس ایالتی بتوانند در این عصر گلوبالیسم نقش کنترل و توارن را برای مناطق ایفا کنند.  ادعاهای از این نوع که گویا فدرالیسم یعنی حکومت قومی، مثل این است که کسی بگوید هدف از درخواست حق دموکراتیک انتخاب لباس این است که میخواهند دانش آموزان لخت به مدرسه بروند.  آیا کشور آمریکا پس از 200 سال فدرالیسم و دموکراسی، اینگونه معنای این عبارات را نشان داده است.

 

متأسفانه خیلی از مخالفین، و نیز طرفداران فدرالیسم در ایران، بدون آگاهی لازم، با وجود هدف های والا در هر دو سو، در این موارد نظرات  بدون مطالعه ای را مینویسند، که به بحث های کاذب کمک میکند، و نه به روشن شدن مدل تازه دموکراسی آینده ایران.  قبلأ نوشته ام که این سوء تفاهم ها چقدر به جنبش سیاسی ایران در 21 آذر سال 1324 لطمه زد [http://www.ghandchi.com/388-Lesson21Azar-plus.htm] . و در زمینه تاریخی شکل گیری دولت مرکزی در ایران بوضوح نشان دادم که برعکس تصور بسیاری از ناسیونالیست های افراطی ایران،  مواضع غلط ضد فدرالیسم است که میتواند به تجزیه ایران بکشد [http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran-plus.htm] و نه دفاع از فدرالیسم.

 

نیروهای تجزیه طلب در آزربایجان برروی هم نمیتوانند یک ده در شمال ماکو را از ایران جدا کنند تا چه رسد که ایران را پاره پاره کنند.  آنها که نیروهای سیاسی ایران را میشناسند میدانند که امثال چهرگانی در ایران هیچکدام نیروئی نیستند که انقدر همه برایش به شمشیر شده اند.  در واقع جریانات سیاسی که در آذربایجان تحت عنوان تجزیه طلبی سرکوب میشوند درخواستهایشان حقوق شهروندی است. درست است که در کردستان نیروهائی بخاطر درک غلط از تحولات عراق دارند به تجزیه طلبی دامن میزنند ولی واقعیت عراق همانطور که در رابطه با کردهای ترکیه نشان داد، این تخیلات را نقش بر آب خواهد کرد.

 

ایران کنونی ایران دوران فترت بین قاجاریه و پهلوی نیست که با پاشیدن جمهوری اسلامی به تجزیه طلبی برسد. سالهاست که جامعه قومی و عشیرتی در ایران پایان یافته است. حتی اگر به دو همسایه ایران، افغانستان و عراق نگاه کنیم، با سقوط دولت متمرکز قبلی، معضل اصلی هر دو کشور مقابله با جریانات اسلامگرائی افراطی شده است که میخواهند تحت عناوین مختلف به قدرت برسند.  این یک تفاوت اصلی ایران و منطقه با دوران فترت پیش از رضا شاه است.  برنامه ها ی جناح هائی از دولت های خارجی نیز که به جریانات تجزیه طلب دامن میزنند با نیروهای مشابهی که برنامه غیر آن دارند مقابل هستند و تقویت ملوک الطوایف در منطقه کل استراتژی هیچ قدرت بزرگی در منطقه را تشکیل نمیدهد و برخی افراط ها در ترس از پاشیدن ایران بی پایه است.

 

بنظر من نه کنگره ایران فدرال که جریانی انحرافی در جنبش سیاسی ایران است و بهتر است که زودتر منحل شود و نه حزب دموکرات کردستان و نیروهای مشابه بمعنی پاشیدن ایران بعد از جمهوری اسلامی هستند و نه اصلأ آنقدر اهمیتی دارند.  فکر میکنم همه این هیاهو بیان تلاشهای یک سری از جریانات گوناگون با هدف های گوناگون برای کسب رهبری جنبش دموکراسی خواهی ایران، آنهم با علم کردن یک ناسیونالیسم کاذب در برابر یک دشمن خیالی تجزیه طلب است و عکس آن نیز یک سری نیروهائی که در جنبش مدنی ایران پایه ای ندارند میخواهند با شعارهای افراطی تجزیه طلبانه از احساسات اتنیکی برخی اقوام سوء استفاده کرده و برای خود جایگاهی کسب کنند.  بهترین راه حل جنبش سیاسی ایران طرح روشن فدرالیسم استانی و کوشش برای آگاه سازی مردم برای مقابله با هردوسوی این افراط گری  ها است.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

سی ام خرداد ماه 1387

June 19, 2009

*ویرایش نخست این مقاله در تاریخ 4 آبان 1384 برابر 26 اکتبر 2005 بود.

 

 

 

مطالب مرتبط

تقسیم قومی عراق فدرالیسم نیست
http://www.ghandchi.com/446-IraqPartition.htm
Ethnic Partitioning of Iraq is not Federalism
http://www.ghandchi.com/446-IraqPartitionEng.htm

 

یادداشتی درباره طرح بحث انگیز خودمختاری کردستان
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy.htm 
A Note about the Controversial Kurdistan Autonomy Plan
http://www.ghandchi.com/723-kurdistan-autonomy-eng.htm 
 

 

فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران -ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomi.htm 
Ethnic Federalism a Reactionary Plan for Iran's Future- Second Version
http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomiEng.htm

 

فدرالیسم استانی و روند دموکراتیزه کردن ساختار قدرت
http://www.ghandchi.com/535-FederalismeOstani.htm

 

مدینه فاضله قومی-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/543-MadinehFazeleh.htm 


آيا فدراليسم اجازه سلب حقوق انساني را به ايالات ميدهد؟ -ويرايش دوم
http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights.htm 
 

چرا تجزیه طلبی را محکوم باید کرد -ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm 

 

کتاب کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm  
Kurds and Formation of Central Government in Iran-Second Edition 
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm

 

 

مقالات دیگر در مورد کردستان

http://www.ghandchi.com/index-Page16.html 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH