Sam Ghandchiسام قندچي آیا هوش کلید ترقی است: هم آری و هم نه

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4286-progress-intelligence.htm

Is Intelligence Key to Progress: Both Yes and No

http://www.ghandchi.com/4286-progress-intelligence-english.htm

مطالب مرتبط:  1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18

 

progress-intelligence

 

اشپیگل: پروفسور دویچ، به باور شما بشریت، پس از میلیاردها و میلیاردها سال یکنواختی مطلق در یونیورس (جهان)، حالا آنرا به سلیقه ی خود تغییر شکل می دهد، و اینکه برآمدن عصر تازه ی تطور کیهانی در پیش روی ما قرار دارد؟

دیوید دویچ: من اولین کسی نیستم که چنین ایده ای را مطرح می کند. زمین شناس ایتالیایی به نام آنتونیو استوپانی در قرن نوزدهم می نویسد که درنگی را جایز نمی داند که از انسان بمثابه قدرت تازه ای در جهان نام ببرد، هم ارز با قدرت قوه ی جاذبه.

نقل شده از نشریه ی اشپیگل به تاریخ ششم ماه آوریل 2022 *

 

عبارات بالا به نقل از مصاحبه ی فیزیکدان برجسته دیوید دویچ با نشریه ی اشپیگل است. آیا قدرتی را که به بشر نسبت داده می شود به دلیل هوش ما است؟ اما همه ی ترقی (1 و 2) که ما طی تاریخ شاهد آن بوده ایم نتیجه ی استفاده از «ابزار هوشمند» است! به عبارت دیگر، قدرت تازه ی در کیهان نتیجه ی هوش ما نیست، بلکه نتیجه ی قدرت ابزارهای هوشمند ما بوده است در واقع پیش از بوجود آمدن هوش مصنوعی، ابزارهای هوشمند ما عبارت بودند از اسبها، سگها، و عمدتاً خود انسانها-- وقتی که بعنوان ابزار مورد استفاده قرار می گرفتیم (مثلاً بردگان)! و این موضوع شایان توجه است که اسبها در حمل و نقل به این دلیل مورد استفاده قرار نگرفتند که با هوش ترین حیوانی بودند که بتواند این کار را انجام دهد، مثلاً گوریل ها بسیار با هوش تر و قوی تر بودند، اما ترجیح استفاده از اسبها برای این منظور به این دلیل بود که قابل کنترل تر بودند، و از برخی لحاظ هوش اسبها حتی مطلوب نبود وقتی موتور اتوموبیل بسیار راحت جای آنها را گرفت، همانگونه که به تفصیل در رساله ای تحت عنوان «ابزار هوشمند: شالوده ی تمدنی نوین»، توضیح داده شده است.

 

چندی پیش، از ایده های دیوید دویچ مطلع شدم، وقتی که مصاحبه ی دوست عزیزم ری کرزوایل را با میشل رایلی، که در مورد کامپیوترهای کوانتومی منتشر کرده بود، مطالعه می کردم. این نگارنده از ایده های دیوید دویچ که در مصاحبه ی اخیر او با اشپیگل بیان شده، در مورد نیاز به ترقی، حمایت می کنم، بویژه در این برهه از تاریخ بشریت که، ما به سینگولاریته ی تکنولوژیک نزدیک می شویم، همانگونه که کرزوایل به بهترین شکل توصیف کرده است. اما ترقی قدرت هوش نیست، بلکه قدرت استفاده از ابزار هوشمند است، چه ابزار هوشمند نظیر هوش مصنوعی باشند، یا که نظیر اسبها و انسانها-به-مثابه-ابزار باشند، آنچه که به روشنی در دوران برده داری اینگونه بود! ممکن است کسی بپرسد که چرا مورچگان که استفاده از اعضای نوع خود را بعنوان ابزار هوشمند آموخته بودند، پیشرفتی نظیر انسان نکردند، و هنوز همان بناهایی را که همیشه ساخته اند، تولید می کنند، و اگر بخواهم عبارتی را که در بحث دیوید دویچ و اشپیگل استفاده شده، به کار برم، ساختمانهای مورچگان، سال بعد از سال، یکنواخت هستند! دلیلش اینکه نه خود «هوش» بلکه استفاده از «ابزار هوشمند»، آنچیزی است که اساس اختلاف در نتیجه ی کار است! و سپس باید که *هدف* استفاده کننده از «ابزار هوشمند» را برای هدایت ابزارهای هوشمند، مورد بررسی قرار داد! به عبارت دیگر، آنچه این قلم در اینجا، *قصد* یا *هدف* می خوانم، همه ی تفاوت را شکل می دهد، که دستاورد ما *ترقی* باشد یا که نه، صرفنظر از اینکه چه اندازه هوش در این پروسه دخیل بوده باشد، چه در شکل دادن ابزار هوشمند یا در مدیریت آنها. مضافاً اینکه، درک ترقی بدینگونه، معنایش نیاز به توجه به اقتصاد بعنوان موضوعی حیاتی است، که سالها پیش در 1989 در رساله ای تحت عنوان «یک تئوری ارزش ویژه» مورد بحث قرار دادم! و بالاخره اگر ترقی جایگاهی مرکزی در اندیشه ی ما داشته باشد، لازم است که کانون ویژه ای را برای آینده نگری رزرو کنیم، برای ارزیابی و فهمِ از پیشِ، پتانسیل نتایجی که اهداف ما به بارخواهند آورد، موضوعی که در نوشتاری تحت عنوان «آینده نگری چیست» مورد بحث قرار دادم، کاری که متأسفانه هرگز به زبان انگلیسی ترجمه نشد، و تلاش برای انجام این ارزیابی ها از آینده و طرح برنامه هایی برای پاسخگویی به نقصانها و اثرات جانبی، از درجه ی اهمیت بالایی برخوردار هستند، مثلا در زمینه ی عدالت اجتماعی، همانطور که در «ضمیمه ی 2020 پلاتفرم حزب آینده نگر»، مورد بحث قرار گرفته، و در کتاب «آینده نگر: نوروز بشریت در قرن بیست و یکم: واریانت جدید برای تأمین نیازهای بشر»، به طور مبسوط شرح داده شده است!

 

چند ماه پیش به تنهایی در پارکی سر یک میز پیک نیکی برای صرف ناهار نشسته بودم. در آن قسمت پارک، معمولاً مردمی می آیند و به غازها غذا می دهند. آن روز به دلیلی پارک خلوت بود. اما برخی مردم ظرفی حاوی تکه های نان را زیر آن میز که من ناهار می خوردم، برای غازها گذاشته بودند. غازی آمد و من زیر میز برایش تکه های نان از ناهار خودم ریختم. آن غاز با دقت به دور و برش نگاه کرد و بعد آن تکه ها را که من برایش گذاشته بودم، برداشت و خورد. پیش خود فکر کردم که او ظرفی را که همان کنارم بود، و زیرِ میز، یعنی آنجا که همه ی مدت در آن غاز راه میرفت،  متوجه نشده است، وقتی بارها از کنار آن می گذشت، اما نگاهی به آن نمی انداخت و از آن ظرف نمی خورد. پس از آنکه غذایم را تمام کردم و از آن محل رفتم، فقط از راه دور به او نگاه می کردم و دیدم که دارد از آن ظرف غذا می خورد. بنابراین او به اندازه ی کافی با هوش بود که از آنچه برخی نوروساینتیستها بمثابه سطح بالاتری از هوش، توجهِ «کوورت» می نامند، استفاده کند. من حتی می گویم آن غاز طی آن مدت، درباره ی همه ی آنچه در اینجا گزارش شد، بسیار *خودآگاه* بود! حالا غازها باهوش ترین پرندگان نیستند و ما طوطی ها، مینا ها، کلاغها و دیگر پرندگان را داریم که باهوش تر هستند و اجداد مشترک آنها دایناسورها هستند که دستکم 300 میلیون سال بیشتر از اجداد پستاندار ما برروی کره زمین تاریخ داشته اند و ما میدانیم که برخی دایناسورها که گوشتخوار بودند و بر روی دو پا راه میرفتند، عقب رفتند و دوباره گیاهخوار شدند و به راه رفتن روی چهارپا برگشتند! اما با اینحال، دایناسورها و بعد هم پرندگان که آشیانه می سازند (ساختمان)، به رغم این تاریخِ طولانی از هوش و آگاهی، چندان ترقی نکردند و جمعیت بزرگی از آنها در اثر اصابت شهاب سنگی به زمین، نابود شدند و شاید اگر آن حادثه نبود، به دلیل فقدان ترقی، از بین میرفتند! به باور صاحب این قلم، دلیل فقدان ترقی، عدم وجود توان استفاده از ابزار هوشمند در میان پرندگان است، به رغم آنکه انسانها از کبوترها بعنوان ابزار هوشمند برای نامه رسانی استفاده کرده اند. قابل ذکر است که در مقایسه، مورچه ها و زنبورها این توان را داشتند که از ابزار هوشمند استفاده کنند (استفاده از نوع خودشان به عنوان سرباز)، اما دایناسورها و پرندگان که از نسل آنها هستند، فاقد توانِ طرحِ هدفی فراسوی نیازهای فوری خود بودند، که بتوانند کاندیدایی شوند که نظیر انسانها نوعی مترقی را در جهان شکل دهند.

 

حالا برای ترقی و پیشرفت جدی در زمان ما، به باور این نگارنده نه تنها انسانها ضروری است که ابزار هوشمندی تکامل دهند که زندگی در اقصی نقاط کهکشانها را بعنوان زیستگاه بشریت، میسر کند، و باید کسانی نظیر آوی لوب را جدی گرفت وقتی درباره ی «أومواموا» و جستجو برای سفرهای بین ستاره ای سخن می گویند (مثلاً از طریق لایت سِیل)، بلکه بیش از آنهمه، ما احتیاج به ابزارهای هوشمندی داریم که بتوان از آنها برای ساختن یونیورس ها (کیهانهای) خودمان، استفاده کرد!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

هفتم اردیبهشت ماه 1401
April 27,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH