sam-ghandchi تصورات نادرست دربارهء رهبری انقلاب 21 در ایران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4120-rahbarie-enghelaabe21.htm

http://isdmovement.com/2021/0721/073021/073021-Sam-Ghandchi-Wrong-ideas-about-leadership.htm

پی نوشت 14 تیر ماه 1401: خیانت رهبران اصلاح طلب به مردم و لزوم پایان دادن به رژیم مذهبی در ایران

پی نوشت 14 تیر ماه 1401: دوستان گرامی، حدود یکسال از آخرین پی نوشت این مقاله می گذرد و دستکم این نگارنده از هرگونه حمایت و همکاری با هر نیرو و طرحی برای ایجاد رهبری در اپوزیسیون ایران، دریغ نکرده ام! اما اصل مانعِِ کار، از مدتها پیش، و مشخصاً یکسال پیش در این نوشتار، مطرح شده بود! مسأله این است که همه ی نیروهای حاضر در صحنه ی سیاسی ایران، چه در اپوزیسیون و چه در پوزیسیون، در سال 1357 شکست خوردند، و در عمل، بدترین نیروی واپسگرا پیروز شد، و دلیل اصلی این واقعیت تلخ نیز، این بود که آن نیروها جملگی، چه در اپوزیسیون و چه در پوزیسیون، «آینده نگر» نبودند! همانطور که 6 سال پیش در مطلبی که در اینجا لینک شده نوشته بودم، عده ای که در واقع اصلاح طلب هستند اما خود را «آینده نگر» می خواندند و می خوانند، واپسگرا بوده و هستند و نه آینده نگر، یعنی واقعیت برنامه ها و پلاتفرمها اهمیت دارد، و نه ادعای «آینده نگری»! بعد از آن مطلب، تنها نوشتاری که در رابطه با جزئیات آینده نگری، و رهبری انقلاب قرن بیست و یکمی ایران نوشتم، همین مقاله ای است که در پایینِ پی نوشتها در زیر، پیش رو دارید! نیروهایی که برنامه های واپسگرا را دنبال می کنند، چه متحد باشند و چه متحد نباشند، قادر به رهبری انقلاب قرن بیست و یکمی ایران نخواهند بود، چون مردم ایران بعد از تجربه ای که در این 43 سال داشته اند، از همه ی آن نیروها جلوترند، و در نتیجه جریاناتی که واقعاً «آینده نگر» نیستند، نمی توانند این مردم را، رهبری کنند! قصدم هم در اینجا توهین به هیچ نیروی معینی نیست، و در عمل مدتهاست نشان داده ام که با همه ی نیروهای سیاسی و فکری همکاری می کنم؛ اما، بحثی که در این مقاله مطرح شده، موضوعی شخصی نیست!

پی نوشت یازدهم آذر ماه 1400: در یک کلام تجربه ی اصفهان نیز بار دیگر نشان داد که اگر ماهها بحث کنیم و طرح تازه ای تدوین کنیم، اما دوباره در عمل همان کارهای قبلی را انجام دهیم، نمی توانیم انتظار نتیجه ای متفاوت با گذشته داشته باشیم! س.ق.

 

پی نوشت ششم آذر ماه 1400: دوستان گرامی، همانطور که می دانید همچنان در حال نبرد با سرطان هستم و فعالیت 24 ساعته در دوهفته ی اخیر، برایم خیلی دشوار و خطرناک بوده و درد زیادی دارم، و در چند روز آینده غایب خواهم بود و اگر عمری باقی بود، در آینده سعی می کنم به مبارزات جاری کمکی باشم. مطلب زیر را در 29 تیرماه 1400 یعنی کمی بیش از 4 ماه پیش در پی پیروزی اپوزیسیون در تحریم انتخابات، بعنوان طرحی برای گام بعد، منتشر کردم. این مطلب بهترین مطلبی نیست که صاحب این قلم در عمرم نوشته ام، و در حقیقت از نگاه خودم، بهترین مقاله ای را که در همه ی زندگی ام نوشته ام، سه روز پیش منتشر شد، که اصلاً ربطی به این موضوعات ندارد! اما، اهمیت این نوشته در این است که 4 ماه پیش مشخصاً در اینجا بحث شد که ایجاد حزب آینده نگرِ فراگیر، پیش از تحول بعدی در ایران، ضروری است، وگرنه دوباره شکست خواهیم خورد و در این یادداشت مشخصاً ذکر کرده بودم که تدارک انجام این مهم، کاری است که از عهده ی آقای اسماعیل نوری علا بنیانگذار حزب سکولار دموکرات ایرانیان، بر می آید. در این 4 ماه هنوز از نتیجه ی این تلاشها خبری نشنیده ام. شخصاً هوادار حزب سکولار دموکرات ایرانیان هستم و سایت ایرانسکوپ-دات-کام هم مدتها ست که به آن حزب تعلق دارد. این قلم هم مثل همه ی دوستان، خبرِ نتیجه ی کار را وقتی دکتر اسماعیل نوری علا اعلام کنند، خواهم شنید. شخصاً در این نوشتار، و در مطالب زیادی که بعنوان «مرتبط» در اینجا لیست شده اند، ماهها است که به این موضوع پرداخته ام، و در صورت تحقق آنچه در اینجا آمده، امیدی به موفقیت خیزش 1400 دارم، وگرنه تکرار اشتباهات همیشگی نظیر آنچه در شمار زیادی از تجربه های انقلاب 57، و بعد از آن، از انتخاباتها تا خودمختاری خواهی در کردستان و خوزستان و امثالهم در همان روزهای انقلاب، تا قیام خرداد 1360، کودتای نوژه، قیام سربداران آمل، عملیات فروغ جاویدان در پایان جنگ ایران و عراق، جنبش سبز، خیزش 96، خیزش 98، و دهها تلاش مشابه در 43 سال اخیر، به نتیجه ای که بشود آنرا موفقیت مردم ایران برای آغازی نو نامید، نمیرسد و با جان مردم بازی کردن است، و به تکرار همان کارهای شکست خورده ی همیشگی و انتظار نتیجه ای دیگر، امیدی ندارم! خیلی متأسفم کسانیکه از آنها در این نوشته و مطالب مرتبط در 4 ماه گذشته، نام برده شده، نتوانسته اند اکنون که موج دوم خیزش 1400 در اصفهان در جریان است، یعنی 6 ماه بعد از تحریم پیروزمندانه ی انتخابات، و چهارماه بعد از خیزش خوزستان که در تیرماه بود، به این طرح جامه ی عمل بپوشانند، و دوباره خبر از به اجرا گذاشتن همان کارهای تکراری همیشگی که بارها شکست خورده را می شنویم! با بهترین آرزوها برای همه آنهایی که جان برکف در این خیزش 1400 بویژه اکنون در اصفهان فعال هستند و امیدوارم دوباره سلامتی ام را به دست آورده و بتوانم کمکی باشم و به امید سلامتی و موفقیت آقای اسماعیل نوری علا بنیانگذار حزب سکولار دموکرات ایرانیان برای به پیروزی رساندن خیزش مردم ایران در این آخرین ماههای سال 1400! س.ق.

پی نوشت نهم مرداد ماه 1400:  ایرانسکوپ-دات-کام *** به روز رسانی  ***  آرشیو حزب آینده نگر

مطالب مرتبط: *   1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18     19     20     21     22     23     24     25     26     27

 

rahbarie-enghelaabe21

 

اکنون ما در چهارمین سال انقلاب 21 ایران قرار داریم که با خیزش 96 آغاز شد و با امواج کوچکتری از جمله در مرداد ماه 97 که در آن روزها زنده یاد نوید افکاری بازداشت شد، ادامه یافت و دومین موج بزرگ خود را در خیزش 98 داشت و هم اکنون در خوزستان با موج تازه ای از این انقلاب روبرو هستیم. متأسفانه هنوز در میان اپوزیسیون کنونی ایران شکل تحول بعدی نظیر سال 1357 تصور می شود و تازه درک از نحوه ی پیروزی خمینی نیز نادرست است و پنج هفته پیش در مقاله ای تحت عنوان «چگونه رژیم خمینی به قدرت رسید»، این موضوع توضیح داده شد و 5 روز بعد از آن در مقاله ی دیگری تحت عنوان «آینده نگری و تحریم انتخابات:خلق را تقلیدشان بر باد داد»، اشاره شد که این تقلید از طرح شورای انقلاب سال 1357 به اشکال مختلف توسط نیروهای سیاسی گوناگون چگونه باعث شکستهای اپوزیسیون در این 43 سال شده، و نیاز به تشکیل «حزب آینده نگر»، نه بعنوان گروهی کوچک بلکه به مثابه حزبی بزرگ و فراگیر نظیر «حزب دموکرات آمریکا در زمان جفرسون»، مورد بحث قرار گرفت.

 

در زمان انقلاب 1775 آمریکا، حزب دموکرات جفرسون شکل نگرفت و بعد از آن تشکیل شد؛ اما، انقلاب را رهبران این کشور نظیر واشنگتن و جفرسون از طریق تشکیلاتی بنام فراماسونری، رهبری کردند و درباره ی فراماسونری قبلاً در مقالات مختلف به تفصیل بحث کرده ام  وآنچه در آمریکای آنزمان بود با آنچه ما چند قرن بعد در ایران می شناسیم، کاملاً متفاوت و موضوع بحثم در اینجا نیست! اما نکته در این است که انقلاب آمریکا در همان 240 سال پیش از طریق تشکیلات رهبری شد. این امر رهبری توسط تشکیلات در مورد همه ی انقلابهای عصر مدرن صدق می کند چه انقلابهای دموکراتیک نظیر آمریکا و چه سوسیالیستی در روسیه و چین، و همانطور که در مقاله ی «چگونه رژیم خمینی به قدرت رسید» توضیح داده شد، حتی خمینی از تشکیلات «جامعه ی روحانیت»، برای رهبری انقلاب استفاده کرد و شورای انقلاب در پایان کار، ظاهر قضیه بود برای استفاده از نیروهای دیگر! جنبش سکولار ایران چنین تشکیلات سنتی ندارد و تصور اینکه ارتش ایران چنین تشکیلاتی است واقعیت نیست هرچند تلاش برای به دست آوردن حمایت نیروهای انتظامی و ارتش برای انقلاب 21 ایران کاری درست است که در پیام توییتری آقای رضا پهلوی در روز گذشته بسیار عالی بیان شده بود.

 

برخی اوقات دوستانی به قدرت رسیدن شاهان در تاریخ ایران را بعنوان مدلی برای انقلاب 21 مطرح می کنند. واقعیت این است که در جوامع ماقبل مدرن در اروپا، آسیا و مشخصاً ایران اینگونه شکل تغییر وجود داشته و شاید در ایران آخرین بار اینگونه تغییر، در زمان به قدرت رسیدن آقا محمدخان قاجار بوده است؛ اما، ابداً به قدرت رسیدن رضا شاه شباهتی به آن تحولات دوران فئودالیسم ندارد و یک کودتای نظامی بوده که در تاریخ معاصر در کشورهای مختلف دیده ایم و البته بعد از کودتا برخی خود را شاه یا رییس جمهور اعلام کرده اند و بعضی هم نظیر رضا شاه، خدمات بزرگی به کشورشان کرده اند، اما آن تحول، انقلاب نیست و اگر کسی به امید کودتایی در ایران است در آنصورت می تواند در آن مورد بحث کند ولی موضوع بحث صاحب این قلم «انقلاب 21 ایران» است. رهبری انقلاب 21 ایران نه از طریق آنارشیسم به دست می آید و نه با روشهای خمینی برای بهره بردن از تشکیلاتی سنتی در جامعه ی ایران نظیر جامعه روحانیت! در واقع در پس ذهنیت اصلاح طلبان همان اندیشه بهره برداری از جامعه ی روحانیت هنوز وجود دارد هرچند نظیر بقیه ی نیروهای اسلامی در این سالها به اهمیت احزاب در جوامع مدرن آگاهی یافته و احزاب سیاسی خود را تشکیل داده اند!

 

در چند ماه اخیر سخنرانی تاریخی آقای رضا پهلوی، تلاشهای شورای گذار و دبیرکل آن آقای حسن شریعتمداری و سخنگوی آن آقای شهریار آهی، و رهبرانی نظیر آقای حشمت طبرزدی، و تلاشهای بسیاری از گروه های چپ و بخشهای مختلف جبهه ملی و همچنین بسیاری از شخصیتهای فعال آنارشیست نظیر آقای شاهین نجفی، و جریانات فکری فعال در فضای مجازی نظیر فرشگرد،  شرایط را برای دعوت کنگره ی مؤسس حزب آینده نگر مهیا کرده است. سالهاست این بحثها توسط دکتر اسماعیل نوری علا از دوران انتشار «سکولاریسم نو»، تا تشکیل جنبش سکولار دموکراسی و مهستان، و بالاخره با تشکیل حزب سکولار دموکرات ایرانیان، دنبال شده است. صفحه ی حزب آینده نگر (ایرانسکوپ-دات-کام) در اینترنت متعلق به حزب سکولار دموکرات ایرانیان است، و امیدوارم این دوستان که شخصاً هوادارشان هستم، با حرکت برای تدارک کنگره ی حزب آینده نگر، کمک کنند که سکولار دموکراتهای ایران رهبری این مهم را در دست گیرند، و این مسأله ی فقدان تشکیلات رهبری را، در جنبش سیاسی ایران، سامان دهند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و نهم تیر ماه 1400
July 20, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles