sam-ghandchi تفسیرهای برخی دوستان قدیم چپ از اصطلاح «الهام» در نوشته ی چند روز پیش این نگارنده
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4007-elhaam.htm

چند مطلب مرتبط دیگر

اعدامهای بلوچستان و اظهارات برخی کمونیستهای سابق که امروز خود را آینده نگر می نامند

یادداشتی برای مهدی خانبابا تهرانی در مورد سیامک زعیم

می دانید چرا کشورهای اروپای شرقی بعد از سقوط فاشیسم گرفتار شوروی استالینی شدند

آینده نگر: آیا ما مثل افغانستان یک حکومت هم به کمونیستها بدهکار هستیم

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17

 

elhaam

 

روز گذشته یادداشتی نوشتم در مورد وضعیت زندگی ام که نه تنها فرصت تماس تلفنی ندارم بلکه مدتهاست در سایتم از همه خواهش کرده ام، کامنت یا ایمیل نفرستند و اینکه هرچه را در اینترنت منتشر کنند، می بینم چه در فیسبوک درج کرده باشند، چه در توییتر و چه هرجای دیگر، و ابداً هدفم توهین به کسی نبود بویژه دوستانی که وقتی پول داشتند و می دیدند در مضیقه هستم پیشنهاد کمک مالی می کردند و فقط حرف نمیزدند، و به آن عمل می کردند. به هر حال یکی از دوستان قدیمی «چپ سابق» از کاربرد اصطلاح «الهام» در نوشته ام اینگونه تفسیر کرده که گویی ادعای پیغمبری کرده ام و اینطرف و آنطرف طبق معمول،"یواشکی" این حرفها را میزند. البته هر کسی آزاد است نظرش را در هر موردی هرجوری دوست دارد بیان کند، اما این دوستان گرچه سالهاست خود را با عبارت «چپ سابق» یا «آینده نگر» معرفی می کنند، اساساً در چارچوب دیدگاههای چپ فکر می کنند، همانگونه که بسیاری از اسلامگرایان سابق، همچنان در چارچوب دیدگاههای اسلامی فکر می کنند، و عجیب هم نیست چون همه ی عمرشان نوشته های چپ و اسلامی را خوانده اند، و وقتی بخاطر نتایج کار، از ایدئولوژی کمونیسم و مذهب اسلام بریدند، فرصت مطالعه ی دیدگاههای دیگر را نداشته اند و اگر 100 جلد کتاب کمونیستی یا اسلامی خوانده اند، 10 تا کتاب واقعاً «آینده نگری» نخوانده اند. به همین دلیل نیز در یکی از این سایتهای به اصطلاح «آینده نگر»، صاحب آن سایت مثلاً کتابی در مورد دموکراسی در قرن بیست و یکم منتشر کرده که نوشته هایی از چپ سابق یا چپ کنونی بین المللی را بازچاپ کرده، یعنی از آدمهایی نظیر مانوئل کاستلز، در حالیکه هیچ نوشته ای از آینده نگرهای واقعی و حتی مهمتر از آن، نامی از تئوریسین های لیبرال که در 3 قرن گذشته بیشترین زحمت را در مورد تئوری دموکراسی کشیده اند، بویژه نام امثال کارل پوپر و همچنین جان رالز را نمی بینید و در آن سایت مقالاتی تکراری هم از کسی که ساکن ایران است منتشر می شود که هزار بار تا توانسته به پوپر تاخته، در حالیکه آن فرد نه فلسفه می فهمد و نه پوپر. به هر حال هرکسی آزاد است هرگونه دوست دارد فکر کند و دیدگاه مائوئیستی و چپ خود را، «آینده نگری» بخواند و خوانندگان می توانند ارزیابی کنند. لازم به تذکر است که در میان اسامی همکاران آن سایت نیز همین دوستان قدیم همچنان لیست هستند و به خودشان مربوط است که دوست دارند در آن لیست باشند و یا نه، هرچند می دانم از آن سایت بریده اند! به هرحال، در مورد اصطلاح «الهام»! بسیاری از موسیقی دانان و نویسندگان در زمانهای مختلف از «الهام» حرف زده اند و لزوماً منظورشان دیدگاهی مذهبی از این موضوع، نبوده است. حتی بسیاری نظیر خودِ بودا، در مذاهب غیرابراهیمی، از الهام گفته اند و منظورشان چیزی از عالم "غیب" نبوده است، و همانطور که می دانیم در مذهب بودایی هر کسی می تواند، بودا شود و البته این نگارنده چنین ادعایی هم نداشته و ندارم و آنچه در مورد بودائیسم نوشته ام نیز، کارهای پژوهشی بوده است! دیدگاههای علمی در موضوع این مبحث نیز بسیارند و حتی نظرات «کارل یونگ» در مورد «ضمیر ناخودآگاه» که خلاف فروید، آنرا بصورت فردی نمی دید و چیزی جهانی می دید نیز وجود دارد و بحثهای دانشمند معروف «روپرت شلدریک»، حتی یک قدم از یونگ هم جلوتر است. شخصاً موضوع نوشته ام این موضوعات نبوده و علاقه ای هم به درگیر شدن در این بحثها ندارم، و برعکس خودِ این دوستان که بیشتر این سالها با اصلاح طلبان اسلامی سمتگیری داشتند، و به رغم آنکه 18 سال پیش مقاله ای نوشتم تحت عنوان «اصلاح طلبی ارتجاعی» که به دستور خود این دوستان از آن سایت کذایی آینده نگر که همه ی این سالها بلندگوی اصلاح طلبان بوده و هست، سانسور شد، و داستان سانسور و بعد هم قطع انتشار مقالاتم در سایت اخبار روز، و این نبود که از دستهای پشت پرده خبر نداشتم، اما به روی خودم هم نیاوردم و این دوستان نیز حتی یکبار عذرخواهی نکردند، با اینحال هیچوقت نامی از این دوستان در این موارد نیاوردم چون می دانم نظیر اکبر گنجی که هنوز بعد از نوشتن مانیفست همچنان در اندیشه و فعالیتهایش اسلامگرا است، این دوستان هم همچنان با چپ دنبالچه ی اصلاح طلبان سمتگیری دارند چه در زمان رفسنجانی، چه خاتمی و چه حسن روحانی! با اینهمه فقط کارهای نیکشان را ذکر کردم. اما این نگارنده، در زمان سیاسی بودن و در واقع از دوران دبستان، هیچگاه اسلامی و مذهبی نبوده و نیستم، و به رغم احترام برای زنده یاد احمد کسروی، و دوباره برعکس این دوستان، هیچگاه کسرویست هم نبودم و با دیدگاههای مذهبی احمد کسروی مخالف بودم، و حتی وقتیکه هوادار چپ بودم همیشه «علم گرا» بودم، و در 12 سالگی بعد از کلاس ششم دبستان که قرآن و تورات و انجیل و چند کتاب مذهبی را خواندم، دیگر همه ی مذاهب را بطور کامل کنار گذاشتم و در واقع، قبل از آنهم علاقه ام به علم بود و نه مذهب، و از کلاس هشتم، یکسالی به عرفان علاقمند شدم، و در همان سیزده چهارده سالگی، در فلسفه، کتابهای دکارت و دیگران را می خواندم، و در سیکل اول دبیرستان در عرصه ی دیدگاه علمی، جورج گاموف و فیلیسین شاله و امثالهم را می خواندم، و مهمتر از همه ی این مطالب، آثار واقعی علمی و ریاضیات را مطالعه می کردم و در کلاس سوم دبیرستان دوربینِ نجومیِ خودم را، با کمک یک مسگر در تهران ساختم، که از تراس خانه مان ستارگان و سیارات را رصد می کردم، و البته یکی از پسرهای خانواده، می خواست با استفاده از آن دوربین به دخترهای همسایه نگاه کند، و متعحب بود که چرا دوربین من، همه چیز را سرو ته نشان می دهد، و البته برای کسانیکه دوربین نجومی در مقایسه با دوربین عادی، استفاده کرده اند، دلیلش مشخص است:) بیش از نیم قرن است که آدم مذهبی نیستم، اما نه دشمن هیچ مذهبی هستم و نه علاقه ای به بحثهای مذاهب دارم و اگر رژیم اسلامی در ایران وجود نداشت، یعنی حکومتی مذهبی، شاید هیچگاه حتی نامی از اسلام در همه ی نوشته هایم نمی دیدید، چون به بحث اسلام و مذاهب علاقه ای ندارم و همیشه این عبارت دکتر اسماعیل نوری علا را در سایت جنبش، تحسین کرده ام که نوشته است «ما با مذهب و عقيدهء هيچکس سر دعوا نداريم اما حضور مذهب و ايدئولوژی کسی را در قانون اساسی و نهادهای حکومتی نمی پذيريم». همین سالهای اخیر روزی با دو دوست در همین واشنگتن حرف میزدم و گفتم "مگر امامِ سجاد همان زین العابدین نیست،" یعنی تا این اندازه اطلاعاتِ مذهبی یادم رفته است:) موضوعات جهان بینی علمی نیز امروز پس از حدود 200 سال از زمان بنیانگذاران مارکسیسم، تغییر اساسی کرده و گرچه در زمان دکارت فاصله ی او با ارسطو حدود 2000 سال بود، اما 200 سال گذشته اثرش خیلی بیش از 2000 سال آنزمان است و دیدگاههای خود را در حد توانم در رسالات فلسفی مختلف از جمله در کتاب «گردویی زیر میکروسکوپ»، توضیح داده ام، و باور کنید اگر می توانستم مختصر تر توضیح دهم همانکار را می کردم، و اینکه فکر کنید با اینجانب شخصآً بنشینید و حرف بزنید فرقی در این موضوع نمی کند، در واقع همین مشکل دوستانی است که اسلامگرا بوده اند. بازهم با احترام به این دوستان و با سپاس از همه ی کمکهایشان در گذشته و ممنون از توجه شان به نوشته های این نگارنده که خودم هم حتی نیم ساعت قبل از آنکه چیزی منتشر کنم، نمی دانم که چنان مطلبی خواهم نوشت یا که منتشر خواهم کرد و واقعاً «الهام» است و وقتی پیش می آید، حتی نه می خوابم و نه غذا می خورم و می نویسم، و به همین دلیل به رغم آنکه در خانواده ی آبا و اجدادی ام، تا آنجا که می دانم کسی دیابت نبود، به دیابت مبتلا شده ام که اکنون علم هم ثابت کرده خواب و غذا خوردن نامنظم، بویژه کمبود خواب شب، باعث دیابت نوع دوم می شود. شب و روزتان به خیر!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

ششم بهمن ماه 1399
January
25, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles