sam-ghandchi یادداشتی برای مهدی خانبابا تهرانی در مورد سیامک زعیم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4014-siamak-zaim.htm

پی نوشت یازدهم بهمن ماه 1399: اعدامهای بلوچستان و اظهارات برخی کمونیستهای سابق که امروز خود را آینده نگر می نامند

چند مطلب مرتبط دیگر

 آینده نگر: آیا ما مثل افغانستان یک حکومت هم به کمونیستها بدهکار هستیم

می دانید چرا کشورهای اروپای شرقی بعد از سقوط فاشیسم گرفتار شوروی استالینی شدند

گویا ما یک حکومت به کمونیستها هم بدهکاریم

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9      10      11      12     13     14     15

 

siamak-zaim

 

چند ساعت پیش یادداشتی در مورد سیامک زعیم در صفحه ی فیسبوک دوست عزیز آقای مهدی خانبابا تهرانی دیدم! شاید خیلی ها فکر می کنند موضوعی که چند هفته ای است بحث کرده ام یعنی آنهایی که از اتحادیه کمونیستهای سابق با نام مستعار، همکاری با سپاه پاسداران را در سرکوب به اصطلاح "تجزیه طلبان،" در بلوچستان و کردستان توصیه می کنند، شبیه کاری است که بخشی از رهبری چریکهای اکثریت در سال 1360 در همکاری با سپاه پاسداران برای سرکوب سربداران انجام داد! من نام آن افراد را می دانم که همه ی این سالها در رأس تصمیم گیری تحریریه ی سایت های «ایران امروز»، «اخبار روز» و حتی تا حدی «ایران گلوبال» بوده اند. اما هیچوقت از آنها در این رابطه نام نبرده ام، چون می دانم به اشتباه خود بعدها پی بردند و صادقانه در جنبش چپ در 35 سال گذشته در خارج کشور، فعالیت کرده اند، با اینحال معتقدم که برخی شخصیتهای اتحادیه ی سابق، امروز با نام مستعار در رابطه با همکاری با سپاه پاسداران علیه به اصطلاح تجزیه طلبان، دارند همان اشتباهی را می کنند، که چریکهای اکثریت در سال 1360 کردند. اجازه دهید درباره ی رابطه ی خودم با اتحادیه ی کمونیستها توضیح دهم. وقتی در زمستان سال 1353 یعنی 4 سال پیش از انقلاب تصمیم گرفتم از شیکاگو به ایران بازگردم، اصلاً در آنزمان «اتحادیه ی کمونیستها» یا «کنفدراسیون احیاء»، وجود نداشت؛ اما، «سازمان انقلابیون کمونیست» که زنده یاد سیامک زعیم مؤسس آن بود، وجود داشت و با او هیچ آشنایی نداشتم. یکنفر از فعالان مرتبط با آن تشکیلات که هیچگاه بخشی از هیئت اجراییه ی «سازمان انقلابیون کمونیست» نبود، و بعدها نیز بخشی از هیئت اجراییه ی «اتحادیه ی کمونیستها»، نبود، من را می شناخت و حتی وقتی می خواستم به ایران برگردم حاضر نشد حرفی در مورد «سازمان انقلابیون کمونیست» با من بزند. سه نفر دیگر نیز درست همانوقت از شیکاگو به ایران رفتند و آنها هم با اینکه با من در انجمن شیکاگو دوست بودند حرفی در مورد رابطه شان با «سازمان انقلابیون کمونیست» نزدند. وقتی به ایران رفتم، آنها را در دوره ی سربازی می دیدم و دوست بودیم ولی ابداً در این موردهای سازمانی حرفی نمیزدند. بعد از انقلاب آنها به من گفتند آن دوستی که از فعالان انجمن شیکاگو و نزدیک به «سازمان انقلابیون کمونیست» بود، به آنها همان سال 1353 گفته بود که من «مشکوک» هستم؛ و به همین دلیل آنها هیچگاه با این نگارنده بحثهای سازمان و تشکیلات نمیکردند، و واقعاً در همه ی 4 سالی که پیش از انقلاب در ایران بودم با هیچکسی از تشکیلاتهای خارج ارتباطی نداشتم و در واقع وقتی خارج بودم نیز همانطور که توضیح دادم، هنوز اتحادیه کمونیستها به وجود نیامده بود، و حتی در جنبش دانشجویی نیز که هنوز انشعاب نشده بود، با هیچیک از رهبران «سازمان انقلابیون کمونیست» که بخشاً در کنفدراسیون فعال بودند، آشنایی نداشتم. حتی آشنایی ام با زنده یاد ایرج خانبابا تهرانی در بدو بازگشتم به ایران در سال 1353، کاملاً تصادفی در یک رابطه ی فامیلی بود که ربطی به پیشینه ی سیاسی ما نداشت! اجازه دهید اضافه کنم که آن دوست مرتبط با «سازمان انقلابیون کمونیست» در شیکاگو نیز، نظرش قابل فهم بود چون در محیط سیاسیِ آنروز، من آدم عجیب و غریبی بودم، مثلاً مرتب از سیاستهای «چینِ کمونیست» ایراد می گرفتم، در حالیکه برای همه ی دوستان مائوئیست در آنزمان، چین بهشت برین بود:) یا اینکه همانزمان همیشه آخرین پژوهشهای علم و تکنولوژی نظیر سفرهای فضایی و ماهواره های ارتباطات را دنبال می کردم در حالیکه دوستان سیاسیِ آنروزگار، توجهی به این حرفها نداشتند و به همین دلیل وقتی رفتم سربازی بعد از پایان دوره ی آموزشی که افسر ستوان دوم شدم، توانستم در مرکز کامپیوتر نیروی زمینی در لویزان کار کنم که مجهزترین کامپیوترهای هانیول در زیر زمین آن مرکز بود. اما وقتی در سال 1353 که هنوز در شیکاگو بودم، یادم است مدتی با برخی دوستان انجمن شیکاگو در وینتروپ تاوور نزدیک دریاچه ی میشیگان هم اطاق شدم و به تظاهرات و غیره با هم میرفتیم یا میرفتیم کارخانه کار کارگری می کردیم، و همزمان داشتم همان 50 سال پیش، کتاب «خانواده ی مقدس» مارکس و انگلس، کاپیتال، دیالکتیک طبیعت، نقد فلسفه حق هگل، و کتب اصل هگل و فوئرباخ را می خواندم که همه ی آن فعالین مسخره ام می کردند چون برای همه بیشتر، مطالعات چپ محدود به مانیفست و حداکثر آنتی دورینگ، و آثار منتخب لنین، استالین، مائو و انورخوجه بود و نه این نوع آثار پایه ای. خلاصه اینکه آن دوست در شیکاگو حق داشت که به من مشکوک باشد، اما در روزهای انقلاب دوباره یکدیگر را یافتیم و در انتشار یک روزنامه ی یومیه بنام «ندای آزادی» همکاری کردیم که یکی از بهترین دوران زندگی ام بود و به غیر از او هیچ همکاری را در آن روزنامه، از قبل نمی شناختم چون همیشه در ایران در همه ی سالهای پیش از انقلاب مستقل کار کرده بودم و هیچ ارتباطی با اتحادیه نداشتم. البته جریاناتی بنام اتحادیه ی داخل، گروه زحمت، وحدت انقلابی، کمیته ی نبرد، شورای متحد چپ و امثالهم در آن روزهای انقلاب به وجود آمد، و اینگونه اسمها در آن روزها فراوان بود، و در خاطراتم از آشنایی با آقای مهدی خانبابا تهرانی توضیح داده ام، اما با اصلِ کار، که اتحادیه ی کمونیستها در آن روزگار بود، هیچ ارتباطی نداشتم. به هر حال اینطرف و آنطرف زیاد حرف زده می شود، و بعضی ها خیلی دوست دارند بگویند که تحت رهبری آنها در اتحادیه فعالیت می کردم در حالیکه حتی آشنایی در حد یک سلام و علیک هم در دوران «سازمان انقلابیون کمونیست» و کنفدراسیونِ پیش از انشعاب، با آنها نداشتم، و قبل از تشکیل اتحادیه و کنفدراسیون احیا، به ایران بازگشته بودم، و این حرف به این معنی نیست که آدم بدی هستند؛ اما، شخصاً قبل از 1974 در خارج هیچ ارتباطی با سازمان انقلابیون کمونیست نداشتم و اتحادیه هم وجود نداشت و این دوستان مورد اشاره را که این حرفها را اینطرف و آنطرف می زنند، ابداً نمی شناختم و نمی دانم که چرا این کارها را "یواشکی" می کنند، و چه قبل و چه بعد از سال 1974، چه در ایران و چه در خارج، کار خودم را می کردم که بیشتر هم کار پژوهشی و روزنامه نگاری بود گرچه مشکلی نداشتم که از هیچ تشکیلات و گروهی هواداری کنم و امروز هم مشکلی ندارم، و حتی امروز می بینید که در سالهای اخیر هوادار حزب سکولار دموکرات ایرانیان، جنبش سکولار دموکراسی ایران، و رهبری دکتر اسماعیل نوری علا بوده و هستم، و گرچه به دوستان سابق احترام می گذارم، و حتی با ذکر نام در اینترنت بارها از دوستی شان قدردانی کرده ام، اما واقعاً رابطه ی فعالیت سیاسی و نظری با آنها، سالهاست که نداشته و ندارم، و اساساً یک پژوهشگر و روزنامه نگار مستقل هستم و ابداً خود را رهبر سیاسی تلقی نمی کنم، و اگر دوستان سابق چنین تصوری از خودشان دارند به اینجانب ربطی ندارد، و حرفهایی که اینطرف و آنطرف در مورد ارتباط اینجانب با رهبران و کادرهای سابق اتحادیه ی کمونیستها گفته می شود، یک مشت شایعه ی بی اساس است. گرچه در این جنبش سیاسی همیشه از داشتن همه ی دوستان به خود بالیده و برای همگان در هرآنچه خودشان دوست دارند که انجام دهند، آرزوی موفقیت دارم و در حد ممکن از تلاشهایشان در گذشته و حال، حمایت کرده ام. با اینحال یک نکته را باید در رابطه با تجربه ی سربداران ذکر کنم که گرچه هیچگاه با آنها تماسی نداشتم اما به هر حال هر نیروی سیاسی ممکن است اشتباه کند؛ لیکن، متحد شدن با سپاه پاسداران برای سرکوب آنچنان نیرویی، خیانت به جنبشهای مردمی بوده و هست و در درون اپوزیسیون باید تلاشها بر بحث و اقناع باشد و نه متحد شدن با سپاه پاسداران برای سرکوب نظامی آنهایی که برنامه شان مورد موافقت ما نیست، و امروز نیز در مورد مشابه، این فردی که از بازماندگان اتحادیه ی کمونیستها با نام مستعار همین توصیه های اتحاد با بخشی از سپاه پاسداران را برای سرکوب جریانات به اصطلاح تجزیه طلب بلوچستان و کردستان مطرح می کند، در حقیقت دارد همان اشتباه چریکهای اکثریت در 40 سال پیش را مرتکب می شود. جدا از این موضوع، لازم به یادآوری است حتی خودِ اصل اتحادیه ی کمونیستها هنوز وجود دارد و البته تا آنجا که می دانم با هیچیک از این دوستان در ارتباط نیستند و عده ای جوان هستند، اما همچنان نشریه ی «حقیقت» را منتشر می کنند و هر چند وقت نیز سخنرانی های دیوانه ای را بنام «باب آواکیان» از به اصطلاح «حزب کمونیست انقلابی آمریکا»، منتشر می کنند و رسماً هم خودشان را «مائوئیست» می نامند در حالیکه اتحادیه ی کمونیستها هیچوقت خود را «مائوئیست» نمی خواند و معتقد به چیزی بنام «اندیشه ی مائو» بود! به هر حال امیدوارم این دوستان بتوانند در آگاهسازی آن گروهِ بازمانده کمک کنند که دوباره کالتی بدتر از اتحادیه ی کمونیستها در گذشته، یک عده را بدبخت نکند. با بهترین آرزوها برای همه ی دوستان.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

دهم بهمن ماه 1399
January 29
, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles