sam-ghandchi می دانید چرا کشورهای اروپای شرقی بعد از سقوط فاشیسم گرفتار شوروی استالینی شدند
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4013-eastern-europe.htm

پی نوشت یازدهم بهمن ماه 1399: اعدامهای بلوچستان و اظهارات برخی کمونیستهای سابق که امروز خود را آینده نگر می نامند

پی نوشت دهم بهمن ماه 1399: یادداشتی برای مهدی خانبابا تهرانی در مورد سیامک زعیم

مطلبی مرتبط: آینده نگر: آیا ما مثل افغانستان یک حکومت هم به کمونیستها بدهکار هستیم

مطالب مرتبط: 1    2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17    18    19

 

eastern-europe

 

پاسخ سؤالی که در عنوان این یادداشت آمده، خیلی ساده است چون کمونیستهایی نظیر گئورکی دیمیتروف در بلغارستان رهبری مبارزات ضد فاشیستی را در همه ی دوران مبارزه با جنایات هیتلر، در دست داشتند و طبیعی بود که نفوذ رهبران کمونیست در اروپای شرقی در پایان جنگ جهانی دوم، به تصرف نیمی از اروپا توسط شورویِ استالینی انجامید. در واقع دیمیتروف نظیر غلام یحیی دانشیان در فرقه ی دموکرات آذربایجان، بخشی از کل باند استالین بود و هر دو آنها همزمان عضو حزب کمونیست اتحاد شوروی هم بودند، و در کشورهای دیگر اروپای شرقی نیز با مواردی مشابه روبرو بودیم. به هر حال منظور اینکه به طور نگران کننده ای اکثریت جنبشِ ضدِ رژیمِ اسلامیِ حاکم بر ایران، در کنترل کمونیستها است که با عبارات «چپِ رادیکال»، و «چپِ طرفدار اصلاح طلبان» یا به اصطلاح "آینده نگرهای" طرفدار اصلاح طلبان، از آنها یاد می شود و بویژه دسته ی دوم، موذی گری خاصی دارند. شخصاً یکی از دو مؤسس سایت آینده-دام-کام بودم و درباره ی کودتای گرداننده ی آن سایت، بیش از 20 سال پیش نوشته ام و بارها توضیح داده ام، و قبلاً هم نوشتم که اینها «آینده نگر» نیستند و نظیر مانوئل کاستلز، گنجشک کمونیسم را رنگ می کنند و جای قناریِ «آینده نگری» می فروشند! از تئوری دموکراسی حرف میزنند اما حتی از یک صاحب نظر لیبرال در به اصطلاح کتابشان که بازچاپ مقالاتی از تعدادی از چپی ها در مورد دموکراسیِ قرن بیست و یکم است، نام نبرده اند و همه ی نویسندگان کمونیست را ردیف کرده اند در حالیکه در 3 قرن گذشته اصلاً کمونیستها برای تئوری دموکراسی کاری نکردند و از جان لاک و کانت تا پوپر و جان رالز، فلاسفه ی سیاسی لیبرال بودند که اصل کار را در رشد تئوری دموکراسی انجام دادند و در مقایسه، مارکسیستها با تئوری دمکراسی بورژوایی و دیکتاتوری پرولتاریا، فقط به رشد دموکراسی در جهان آسیب رساندند که نتیجه اش نیز عاقبت، سقوط اردوگاه سوسیالیستی در سال 1989 بود. بارها نیز به خاطر نقد از این جریانات، رفته اند اینطرف و آنطرف بدگویی های شخصی راه انداخته اند، در صورتیکه هر کسی می تواند به اینترنت در همه ی 30 سال گذشته مراجعه کند و مطالب سایت آینده-دات-کام، و نوشته های صاحب این قلم را، مقایسه کند، وقتی در همه ی این سالها کمونیسم را نقد جدی کرده ام، و این اختلافات، شخصی نیست، که سعی می کنند به همراه دوستان توده ای اکثریتیِ خود، اختلافات را، شخصی جلوه دهند. آنها خیلی دوست دارند خود را "آینده نگر" معرفی کنند، چون دیگر امروز چپی های دو آتشه هم خود را «کمونیست» معرفی نمی کنند، از بس که کمونیسم بدنام است، اما اینها همان دیدگاههای سیاسی و فکری مائوئیستیِ گذشته را دارند که در برخورد به هر مسأله ی روز مشخص است، و ابداً در 40 سال گذشته حتی یک نقد جدی از کمونیسم و مائوئیسم انجام نداده اند، و دوباره تکرار می کنم که بحث شخصی نیست و موضوع سیاسی است. درباره ی سایتهایی نظیر اخبار روز که به اندازه ی کافی توضیح داده ام که با این جریانِ به اصطلاح "آینده نگر،" همدست هستند، و همه ی این اختلافات، نه شخصی بلکه سیاسی و فکری است که خودِ سردبیرِ اخبارروز هم در مدرک ارائه شده به آن اذعان کرده است. همه ی نیروهای سیاسی حق دارند در مبارزه با رژیم اسلامی شرکت کنند اما تجربه ی اروپای شرقی را از یاد نبریم که یک قرن است نتوانسته نظیر اروپای غربی موفق باشد، و دلیل اصلی این واقعیت نیز رهبری کمونیستها در دوران جنگ ضد فاشیستی در آن کشورها بود، و دیگر حتی بعد از سقوط کمونیسم هم، این کشورها نتوانستند از این بند خود را رها کنند و بعد از سقوط اردوگاه سوسیالیستی نیز همان بوروکراتهای دوران شوروی و بلوک شرق که از نظر فکری مثل همینها هستند، در کار احزاب بودند و مرتب ظاهراً از اینکه آمریکایی ها به آنها دستور می دهند ناله کردند، در حالیکه مشکل اینها همان فقدان حمایت از سیستم دموکراتیک است، و چون تشکیلاتهای سیاسی بعدی آنها نظیر حزب ناسیونالیست پوتین همان مدل حزب کمونیست با تابلوی «تحت مدیریت جدید» است، نتیجه همچون دوران شوروی سابق است، و حتی همین حالا، در رومانی دوباره همان حزب کمونیست چائوشسکو که همه ی بلاها را سر مردم آورد، بیشترین رأی را دارد و توده ای ها در اینترنت این را بعنوان موفقیت خود اعلام می کنند، در حالیکه بدبختی مردم رومانی این است که باید از همان زمان جنگ جهانی دوم از کمونیسم هم، فاصله می گرفتند، یعنی احزابی آینده نگر می ساختند، همانگونه که جفرسون 245 سال پیش حزبی آینده نگر ساخت (البته عملاً در زمان انقلاب فرصت تشکیل آنرا نیافت و برای رهبری انقلاب بر تشکیلات فراماسونری اتکا کرد)، با اینحال نکته ی مهم اینکه حتی 300 سال پیش از جفرسون، همین حرفهای کمونیسم را توماس مور زده بود و 10 سال بعد از انقلاب آمریکا نیز، دقیقاً به همین دلیل حضور پررنگ جریانات ژاکوبین در انقلاب فرانسه، حاصلش حکومت ترور ووحشت و دیکتاتوری شد در حالیکه در انقلاب آمریکا در 1775 چنین نشد، و چه اندازه مایه ی تأسف است که امروز مردم رومانی بعد از همه ی جنایات حزب چائوشسکو، دوباره رفته اند و از آن حزب با همان برنامه های شکست خورده ی کمونیستی، حمایت می کنند! همانطور که دو سال پیش در چنین روزهایی نوشتم «گویا ما یک حکومت به کمونیستها هم بدهکاریم»، و کمتر از یکماه پیش در مقاله ای تحت عنوان «آینده نگر: آیا ما مثل افغانستان یک حکومت هم به کمونیستها بدهکار هستیم»، بیشتر توضیح دادم، این جریان چپ واقعاً خطری جدی برای آینده ی ایران است و از نمونه های اروپای شرقی تا کامبوج و ویتنام تا افغانستان، به اندازه ی کافی دلیل برای جدی گرفتن این خطر وجود دارد، قبل از آنکه بعد از رژیم اسلامی، گرفتار گولاگ تازه ای شویم. آیا این به اصطلاح "آینده نگرها،" حتی یک بار در جایی گفته اند که کتابهای استالین را در چاپخانه ی خودشان نزدیک برکلی تکثیر می کردند، و جلوی کنگره های کنفدراسیون در آمریکا بساط فروش پهن می کردند. اینها بحثهای شخصی نیست، تصمیمهای سیاسی است و هنوز هم دوست دارند خود را رهبر مردم بنامند، و خود را منتسب به دیدگاههای تحقیق شده ی اینجانب معرفی کنند، در حالیکه همه ی این سالها حتی یک خط در نقد این جنایات کمونیسم ننوشته اند و با جریانات مختلف کمونیستی همراه بوده اند، و مسائل سیاسی را شخصی می کنند مثل همه ی کالتهای مشابه، و در این 40 سال هم در خارج کشور حتی فعالیت حقوق بشری هم نداشتند و فقط دوست دارند اینطرف و آنطرف تلفن کنند و طوری حرف بزنند که گویی رهبر این نظرات بوده اند، و مهمتر از آن اینکه واقعاً کاری برای مردم ایران کنند به جای آنکه دوباره ما را این بار، به دوزخ کمونیستی رهنمون شوند، و همه ی این سالها دنبالچه ی اصلاح طلبان بوده و و در بیراهه بردن اپوزیسیون در خارج سهیم بودند، چه در زمان رفسنجانی، چه در زمان خاتمی و چه در زمان روحانی! و بعد هم می آیند با نام مستعار نظر می دهند که مسؤلیت پاسخگویی نداشته باشند و همین سه ماه پیش با نام مستعار و با خبر سیاسی روز، تعیین "استراتژی" می کردند و نوشتند که در ایران فروپاشی خواهد شد و تجویز می کردند که اپوزیسیون با بخشی از سپاه پاسداران برای سرکوب مردم بلوچستان و کردستان، متحد شود! آخر از اینهم بیشتر می شود بی شرم بود و نام خود را اپوزیسیون گذاشت و راست و چپ، هر آن کس را که در این اپوزیسیون در 40 سال گذشته کاری کرده، تجزیه طلب خواند و برایشان حکم قتل صادر کرد! خیر بارها نوشتم که اصلاً مسأله ای بنام تجزیه طلبی در کردستان ایران وجود خارجی ندارد. آیا از خودتان پرسیده اید که چرا روسیه که خودِ اِنگِلس در آنجا، در شکل دادن گروه پلخانف نقش داشت، 120 سال بعد هنوز در نکبتِ امثال پوتین قرار دارد؟ راهی که تحریریه ی «اخبار روز» و سایت «آینده-دات-کام» در مقابل مردم ایران قرار می دهند، همان راههای شکست خورده است، اولی بدون بزک و دومی با بزکِ "آینده نگری" و "دموکراسی قرن بیست و یکم،" وقتی بازهم یک دسته چپی های دیگر را به ما ارائه می کنند! حالا هم مد شده هرکسی حاضر نیست تاوان به این چپی ها بدهد، فوری برچسب تجزیه طلب به او میزنند. سایتهای رنگارنگشان قبل از اعدام، به روح الله زم حمله می کردند ولی حالا که رژیم، بدبخت را کشت، محترم شد! امروز هم حملات به آقای علی جوانمردی راه افتاده و من اصلاً آقای علی جوانمردی را نمی شناسم، اما حاضرم شرط ببندم که حتماً حاضر نشده تسلیم شانتاژهای چپی ها شود، و برایش همه جور حرف درآورده اند. چپی ها هنوز نفهمیده اند که وقتی برخی مردمِ عادی می خواهند به مجاهدین فحش بدهند، می گویند «آن کمونیستها»، یعنی تنفرشان از کمونیستها است. از من برای بیان این حقایق بدتان می آید و دوست دارید به صورت مسأله ی شخصی جلوه دهید، اما اینها اختلاف سیاسی است. مردم از این کمونیسم بدشان می آید و عقلشان هم از این رهبرانِ سیاسیِ چپ، بیشتر بود و قبل از انقلاب در همان داخل کشور به من می گفتند نگاه کن که راننده های تریلی در مورد بلغارستان چه می گویند که دخترهایی برای یک جوراب نایلون خودفروشی می کنند. مردم عادی از شما مدعیانِ رهبریِ سیاسی، بیشتر می فهمند که این کمونیسم چه کابوسی است و بازهم می خواهید همه ی این کثافتکاریهای کمونیسم را توجیه کنید. بس است! بروید هرچه دوست دارید از من بدگویی کنید. یکبار در انقلاب 57 سعی کردم همزمان با اسلامگرایی خمینی مقابله کنم و زورم نرسید، اما مطمئن باشید این بار اجازه نمی دهم امثال شما به اصطلاح «آینده نگرهای قلابی»، دست در دست توده ایهایی که نمی خواهم نام ببرم، مردم را دوباره به مسلخ ببرید. تازه اینها فقط سانسور می کنند و گنجشک رنگ می کنند، اما گروههایی نظیر تشکیلات «مبارزین برای آزادی طبقه ی کارگر،" وقتی در سال 1359 شنیده بودند که مارکسیسم را رد کرده ام، برایم تهدید مرگ فرستادند، به سانِ استالین در 1940 که تروتسکی را در مکزیک ترور کرد، و این دوستان تا به امروز از به کار بردن نام «تروتسکی» خوششان نمی آید، در حالیکه خیلی از بحثهای تروتسکی در چارچوب همان سوسیالیسم، بیشتر به نظرات مارکس نزدیک بود که هردو به پیروزی انقلاب سوسیالیستی در یک کشور، اعتقاد نداشتند، که به هر حال امروز اصلاً ثابت شده که سوسیالیسم نمی تواند به ایده آلهای بشریت پاسخ دهد، چه در یک کشور و چه در کل جهان، اما فقط منظورم از ذکر این موضوع این بود که همچنان مثل استالینیستها اینها نوعی تعصب به تروتسکی دارند، چون دهها سالها بعد از مرگ استالین، اینها از استالین حمایت کردند و ضد تروتسکی نوشتند و ماجرای اخراج تروتسکیستهایی نظیر بابک زهرایی را از کنفدراسیون گفتم، که مشخصاً دلیلی که ارائه کردند حمایت او از حقوق همجنسگرایان بود، عذر بدتر از گناه! آیا حاضرند یک کلمه در این موارد بحث کنند، اینها موضوعات خصوصی و شخصی نیست و بعنوان رهبران سیاسی، این دوستان حتی از رهبران حزب توده در نسل پیش از خودشان هم، بدتر بودند، و به همین علت امروز با توده ای ها نزدیک شده اند، چون هردو خوب فهمیده اند که همان حرفها را میزنند و تز لنینیِ مدل ضد امپریالیستی جنشهای آزادیبخش را، دنبال می کنند! اگر فکر می کنند با شانتاژ و تهدید، سکوت خواهم کرد، دستکم واکنشم را در 40 سال گذشته به این تهدیدها، مشاهده کرده اند. درست است که در وضعیت سخت مالی قرار دارم، اما اینها موضوع شخصی نیست. این گوی و این میدان، بگرد تا بگردیم! وضعیت مردم را در کشورهای اروپای شرقی، مقایسه کنید با کره جنوبی، سنگاپور، تایوان، و بسیاری از دیگر کشورهای موفق در جهان که گرفتار کمونیستها نشدند (البته کره شمالی هم مثل اروپای شرقی است)، و خود قضاوت کنید وقتی این کمونیستها 100 سال انرژی اپوزیسیون ایران را تلف کردند، و ما حرفی نمیزنیم و از این افراد نام نمی بریم، این کمونیستهای رنگارنگ طلبکار هم شده اند! 50 سال پیش همه ی کارهای پایه ای برای ساختن اینترنت و ماهواره را، بورژوایی می خواندند، ولی حالا که این تکنولوژیها رشد کردند، اولین مشتریانش شدند، و سایت درست کرده اند، و همان افکار عقب مانده شان را تبلیغ می کنند، و ما را سانسور می کنند، عیناً اسلامگرایانِ واپسگرا که همه ی ایران را صاحب شدند!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

نهم بهمن ماه 1399
January 28
, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles