Sam Ghandchiسام قندچي آینده نگری: بازهم درباره ی تغییر استراتژی با خبر سیاسی روز
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3897-strategy.htm

پی نوشت دوازدهم دی ماه 1399: نویسنده ی مورد بحث در مقاله ی زیر که تحلیلش با نام مستعار حدود 3 ماه پیش مورد بحث قرار گرفت، اکنون کمتر از 3 ماهِ بعد، تحلیل تازه ای در مورد همان موضوع ارائه کرده که 180 درجه فرق دارد و به روی خود نیاورده است و این شارلاتانها هیچ دلیل امنیتی برای استفاده از نام مستعار ندارند و در داخل کشور هم زندگی نمی کنند، و همه ی این سالها در خارج بوده و هستند و فقط برای طفره رفتن از پاسخگویی از نام مستعار استفاده می کنند. و اینها نظیر گرداننده ی شارلاتان مائوئیست این سایت، چپی هایی هستند که همان دیدگاههای ورشکسته ی گذشته را دارند و از نام «آینده نگری» سوء استفاده می کنند و سالها پیش درباره اش به اندازه ی کافی توضیح داده شد! گرداننده ی شارلاتان آن سایت هم مطالب قدیمیِ خوب را، بدون ذکرِ تاریخِ انتشارِ و منبع، منتشر می کند و این تصور را می دهد که این تقلبِ ژورنالیستی، گویی برای اجتناب از خطر برای نویسندگانِ داخل کشور است، در حالیکه همین دو هفته پیش مطلبی را که منبعش مقاله ای از 9 ماه پیش از رادیو فرانسه بود، بدون ذکر منبع و تاریخ اصلی، منتشر کرد و هنوز هم بدون تاریخ و بدون ذکر منبع یعنی رادیو فرانسه، در صفحه ی اول این سایتِ قلابیِ به اصطلاح "آینده نگر،" قرار دارد، و این بارِ اول هم نیست، در 20 سال گذشته کارش همین شارلاتان بازی ها بوده که مطالب را بدون ذکر منبع و تاریخ از جاهای مختلف کپی می کند و آنهم با ظاهرِ کمک به نشریات داخل کشور، در حالیکه دلیل واقعی اش نداشتن پرنسیپ ژورنالیستی، شارلاتانیسم و دروغگویی است که عملاً آینده نگرها را بدنام کرده و می کند و متأسفانه بسیاری در اپوزیسیون ایران در داخل و خارج کشور، به خاطر همین بی پرنسیپی های آن سایت، فکر می کنند آینده نگرها یک عده اصلاح طلبِ متقلب نظیر عطا مهاجرانی هستند! بیخود نیست که همدستان واقعی گرداننده ی آن سایت هم شارلاتانهایی نظیر خود او هستند و نامهای واقعی که با تصورِ همکار سایت، در صفحه ی اولش لیست کرده، دروغ است تا به کارش اعتبار دهد، و اکثر آن افراد هیچگونه همکاری با گرداننده ی شارلاتانِ آن سایت ندارند، و چهار ماه پیش درباره ی شارلاتان دیگری که یکی از همدستان گرداننده سایت مورد اشاره است، توضیح داده شد، و همانوقت در صفحه ی فیسبوک ایرانسکوپ نیوز، بدون نام بردن از او، یادداشتی منتشر شد به شرح زیر: "سوء استفاده از کودکان برای اهداف سیاسی: یادداشت ضمیمه دو سال پیش نوشته شده و تازه انتقاد به کسانی بوده که می خواستند یک زندانی محکوم به اعدام را از مرگ نجات دهند. امشب دیدم یکی از کسانیکه فکر می کند رهبر سیاسی است، عکس کودک 4 یا 5 ساله ای را در صفحه ی فیسبوکش گذاشته که به زبان انگلیسی می گوید «به جو بایدن رأی دهید» و یکنفر هم زیرش نوشته، چه با مزه! خیر با مزه نیست این سوء استفاده از کودکان برای اهداف سیاسی است. بگذارید کودکان کودکی کنند و لطفاً با رفرنسهای درج شده در پایین مقاله ی ضمیمه، تماس بگیرید و آگاهی خود را در این زمینه که به حقوق کودک مربوط می شود بالا ببرید. واقعاً که مایه ی تأسف است."*   و آن فرد خوب فهمید که منظور اوست و نه تنها ویدیو کودک اول را که یادداشت در مورد آن کودک بود، از صفحه ی فیسبوکی خود برنداشت، بلکه ویدیو کودک دیگری را نیز در همان صفحه ی فیسبوکش، درج کرد که باز هم در عکس دوم، کودک به زبان انگلیسی می گوید «به جو بایدن رأی دهید». دوباره مسأله ی اینجانب همانطور که به روشنی در یادداشت بالا نوشته شده، رأی دادن به «جو بایدن» یا هر کس دیگری نبود، مسأله سوء استفاده از کودکان برای اهداف سیاسی است که به روشنی در یادداشت توضیح داده شده بود و اگر کسی مدعی رهبری سیاسی مردم است و این را نمی فهمد، دیگر نمی دانم چگونه باید توضیح داد و با اینحال دوباره لینک متخصصی در عرصه ی حقوق کودک را درج کردم که می توانست به آن متخصص مراجعه و چیزی یاد بگیرد، اما به عوض، لجبازی بیشتر کرد و به سوء استفاده از کودکان برای اهداف سیاسی ادامه داد! امروز گرداننده ی شارلاتان سایت مورد بحث، دوباره از این شارلاتان همدستش در آن سایت، مقاله ی تازه ای گذاشته که اتفاقاً خوب نشان می دهد این شارلاتانهایِ مائوئیست چگونه می خواهند از موفقیتهای «آینده نگری» سوء استفاده کنند، و نظرات عقب مانده و واپسگرایانه ی مائوئیستی خود را بعنوان آینده نگری قالب کنند. اینهمه سال از انقلاب 57 گذشته و هنوز یک نقد اینها از مائوئیسم و از جمله جنایات دوران انقلاب فرهنگی چین نکرده اند که اشاعه دهندگانش بوده اند و ادعای آینده نگری دارند و تا می توانند بدگوییِ "یواشکی" به سبک فرقه های مائوئیستی قدیم، پشت ِسرِ همه ی فعالان سیاسی ایران اینطرف و آنطرف می کنند، یعنی پشت سر آنهایی که واقعاً این سالها کاری کرده اند و نه نظیر اینها که کارشان کپی کاری و درج مقالات و خبرِ بدون ذکر منبع و تاریخ از دیگران، بعنوان مطلبِ سایت خود باشد! هم این شارلاتان و هم گرداننده ی آن سایت همه ی این سالها تحت عنوان حمایت از «آینده نگری»، برای اصلاح طلبان کار کرده اند و آنهم در خارج کشور، و حتی یک بار از زندانیان سیاسی ایران حمایت نکردند در حالیکه همیشه هم در خارج بوده اند و دلیل امنیتی برای کارهایشان نیست و دلیلش نظیر بقیه ی اصلاح طلبان متقلبی نظیر عطا مهاجرانی است که در خارج زندگی می کنند، و البته اینها دوست دارند خود را "آینده نگر" بنامند چون مد روز است! یک مشت شارلاتان چپ دنبالچه ی اصلاح طلبان با ظاهر اپوزیسیون!

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6

 

strategy  

 

کمتر از 5 سال پیش در انتخابات مجلس، دوباره چپی های هوادار اصلاح طلبان دسته گل تازه ای به آب دادند و به فراکسیون امید رأی دادند که همانزمان، در 29 اسفند ماه 1394، در مقاله ای تحت عنوان «از انقلاب ارتجاعی 57 تا قهقرای اصلاح طلبی نود و چهار»، مورد بحث قرار گرفت. پنج ماه بعد از آن تاریخ، در 30 مرداد ماه 1395، وقتی که رژیم خود را برای انتخابات دور دوم ریاست جمهوری آقای حسن روحانی آماده می کرد، و سکولار دموکراتها خود را برای تحریم انتخابات آماده می کردند، در ارتباط با نظرات ابراز شده توسط جریانات چپ و آنهایی که خود را "آینده نگر" می خوانند اما نظیر آن بخش از چپ، با اصلاح طلبان در همه ی این سالها هم آواز بودند و از دادن رأی به آقای حسن روحانی دفاع می کردند، مقاله ای از صاحب این قلم منتشر شد، تحت عنوان «جنبشی که با خبر سیاسی روز استراتژی عوض می کند»، و خوانندگان عزیز، اگر فرصت کردند آن مقاله ی 4 سال پیش را با دقت مطالعه کنند و از سوی دیگر، لطفاً مقاله ای را نیز که روز گذشته با نام مستعار در همان سایتِ موردِ بحث، منتشر شده، مطالعه، و خود قضاوت کنند. اینها مسائل سرنوشت ساز تاریخ ایران هستند و در عرصه ی عمومی و بسیار مهم، کسی که نظر می دهد نیاید مدتی بعد حرف دیگری بگوید، «انگار نه انگار»، و فراموش کند که دارد با زندگی فعالان سیاسی ایران بازی می کند؛ اینچنین بی مسؤلیتی ها را که با سوء استفاده از نام مستعار برای فرار از پاسخگویی انجام می شود، باید افشا کرد که بسیار مهم و در عرصه ی عمومی است! حتماً این مقاله ای را که به جای رژیم اسلامی حاکم بر ایران، نوک حمله ی خود را به بخشی از اپوزیسیون ایران تحت عنوان «تجزیه طلب» گرفته، و متحد شدن با بخشی از سپاه پاسداران را برای سرکوب در بلوچستان و کردستان تجویز می کند، با دقت مطالعه کنید. آیا این همان کاری نیست که سازمان چریکهای اکثریت در دوران سربداران انجام دادند؛ آیا این فردی که خود را پشت نام مستعار مخفی کرده، نسخه برای انجام همان کاری صادر نکرده که آن رهبران چریکهای اکثریت در اتحاد با سپاه پاسداران در سال 1360 انجام دادند و هنوز بعد از اینهمه سال که از ارتکاب آن جنایت علیه بخشی از اپوزیسیون توسط بخشی دیگر از اپوزیسیون گذشته، حاضر نیستند خود را معرفی کنند. رهبران چریکهای اکثریت در آنزمان فکر می کردند که سربداران، عاملِ «چین کمونیست» هستند و این فرد هم امروز فکر می کند به اصطلاح "تجزیه طلبانِ" مورد نظرش که برایشان فرمان قتل صادر کرده، عامل آمریکا هستند! اینها دعوای شخصی و خصوصی نیست! در پایان اضافه کنم برعکس تصورِ فردی که مقاله ی مورد اشاره شده را نوشته، اگر هم رژیم بدینگونه فروپاشی کند، بزرگترین مشکل در سراسر ایران تجزیه طلبان نخواهند بود بلکه بازماندگان سپاه پاسداران نظیر افغانستان پس از سقوط طالبان، در سراسر کشور، تفنگ به دست، تلاش برای بازگشت به قدرت خواهند کرد.

  

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و هفتم مهر ماه 1399
October 18, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH