Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

New Constitution-Referendum of Progress and Petrifaction

http://www.ghandchi.com/364-ConstRef-plus.htm

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/364-ConstRefEng.htm

 

 

Sam Ghandchiسام قندچيقانون اساسي جديد- رفراندوم ترقي و تحجر

سام قندچی

 

من در تاريخ 2 آذر 1383 ( Nov 25, 2004 ) خبر ايجاد سايت 60000000 را خواندم و پنج روز بعد،  خبر تعداد متنابهي امضأ در آن سايت اينترنتي را ديدم،  که امضأ کنندگان از فراخوان 7 نفر در آن سايت پشتيباني نمود ه بودند.  البته بعدأ فراخوان 8 نفر اعلام شد.

 

 آنچه درآن فراخوان آمده بود حرف تازه اي نبود.  در واقع برخي نکات درون آن مبهم تر از نوشته هاي مشابه در گذشته بود. مثلأ خواست جدائي مذهب و دولت،  که امروز خواست عمومي مردم  ايران است،  در فراخوان بيشتر بشکل رد استبداد مذهبي آمده است تا بشکل رد هرگونه رژيم مذهبي و پذيرش سکولاريسم کامل.  جالب است که برخي طرفداران سکولاريسم که مخالف اين فراخوان هستند،  عدم طرح اين خواست را مهم ندانسته اند،  و وظيفه مجلس موسسان در آينده خوانده اند،   که اشتباه بزرگي است،  و عملأ اين موضع هم صدائي با بخشي از نيروهاي باصطلاح ملي-مذهبي است که با سکولاريسم مخالفند،  و به اين خاطرهم با اين فراخوان هم مخالفند.   من در اين باره قبلأ در "روحانيت شيعه و دولت در ايران" نوشته ام و نيازي به تکرار در اينجا نيست. همچنين بخش اول فراخوان، رفراندوم براي تعيين نظام بين سلطنت و جمهوري هم ميتواند برداشت شود،  که به کرات بحث شده و  موضوع بحث من در اين جا نيست..

 

در نتيجه آنچه موضوع مرکزي اين فراخوان بود، يعني دعوت براي رفراندوم براي انتخاب بين قانون اساسي جمهوري اسلامي و يک قانون اساسي جديد متکي بر محور اعلاميه جهاني حقوق بشر، براي همه  روشن است.  يعني خواست يک قانون اساسي مترقي،  در برابر قانون اساسي متحجر قرون وسطائي رژيم جمهوري اسلامي،  و پايان دادن به رژيم جمهوري اسلامي که  بوضوح موضوع مرکزي اين حرکت درک شده است.  در فراخوان آشکار است که قانون اساسي جمهوري اسلامي نظير آفريقاي جنوبي نيست که آپارتيد آن حذف شود و با بقيه اش بشود يک دولت مترقي و دموکراتيک ساخت.  بطور خلاصه، کليت قانون اساسي جمهوري اسلامي واپس گرا است و بايستي بدور ريخته شود.

 

برخي نوشتند که آيا قانون اساسي مشروطيت بسياري مواد مترقي نداشت،  و متذکر شدند که وقتي عملي نشود چه اهميتي دارد،  و به اين طريق کوشش براي ايجاد قانون اساسي مترقي و دموکراتيک را بي اهميت خواندند.  گرچه اين بحث درست است،  که رژيمي ميتواند فراقانوني عمل کرده،  و بهترين قوانين کشور را نيز زير پا گذارد،  اما بدترين وضعيت براي هر ملت،  زماني است که رژيم آن کشور خود قانونش ضد ترقي و ضد دموکراسي باشد.  در واقع در قبل از جمهوري اسلامي نيز،  در قانون اساسي ايران،  وتو پنج مجتهد،  و اسلام تشيع بمثابه مذهب رسمي،  و اصل موروثي براي رئيس کشور،  مواد ضد دموکراتيک آن قانون اساسي بودند،  و کوشش براي تغيير چنان قوانين، همانقدر حائز اهميت بود، که کوشش براي ايجاد نهادهاي قضاوت مردم،  جهت ايستادگي در برابر اعمال فراقانوني رژيم وقت در سرکوب آزادي ها.  بطور خلاصه امروز پس از تجربه جمهوري اسلامي و قانوني شدن سنگسار، بريدن دست وپا، و اعدام مرتدين ديني، بر همه کس اهميت داشتن يک قانون مترقي براي ايران آشکار است،  و نيازي به بحث چنداني در اين زمينه نيست.

 

برخي ديگر نيزسعي در ارتباط دادن اين فراخوان به توطئه هاي کشورهاي خارجي يا خود جمهوري اسلامي کرده اند.  از نظر من اهميت اين فراخوان اکنون ديگر نه در متن آن،  ونه در اينکه دعوت کنندگان آن که بوده اند و با که رابطه داشته يا نداشته اند، ونه حتي در سايت 60000000 نفر است.  بنظر من اهميت اين واقعه در همان کاري است که شده، يعني بحث قانون اساسي جديد  به بحث مرکزي جنبش مردم ايران تبديل شده است.  زمانهائي در تاريخ يک ملت هستند که يک واقعه باعث ميشود که توجه مردم به يک مسأله درست  (و يا نادرست) متمرکز شود،  و بنطر من خوشبختانه اين واقعه فراخوان،  يکي از آن وقايعي است که صرفنظر از جزئيات شکل گيري آن،  اهميت تاريخي پيدا کرده است و افکار عمومي مردم ايران را بر روي يک مسأله پايه اي، يعني تدوين يک قانون اساسي مترقي متمرکز کرده است. جالب است با اينکه اکثر امضا کنندگان اين فراخوان از طيف روشنفکران مذهبي ايران هستند، و اصلاح طلبان مذهبي ايران  در جدا شدن از جريان دوم خرداد متفق القول نيستند، اما اين فراخوان به رشد سکولاريسم در ايران منجر خواهد شد.

 

همين امروز 255 نفر از اصلاح طلبان مذهبي،  دوباره در ارتباط با انتخابات رئيس جمهوري،  بيانيه اي نوشته اند،  که فرق چنداني با آنچه قبل از انتخاب خاتمي 8 سال پيش مينوشتند ندارد،  و حد اکثر اگر نتيجه کوشش کنوني شان انتخاب کانديداي آنها شود، نظير انتخاب خاتمي، سوال اين است که هنوز کلمه اي در اعتراض به عدم حق کانديداهاي غير مذهبي سخني نميگويند، همانگونه که وفتي در مجلس ششم بودند هيچگاه بفکر حقوق نيروهاي سياسي غير اسلامي نبودند و در آخر خود نيز حذف شدند. درواقع همانطور که در گذشته ذکر کردم اصلاح طلبي مترقي نظير امير کبير از اصلاح طلبي واپس گرا جدا است.

 

اين ها از ابراهيم يزدي و نهضت آزادي تا بقيه شان 50 سال است که فکر ميکنند اصلاح طلبي يعني حضور آنها در قدرت،  و رنگ اسلامي زدن به دولت، و نه داشتن قانون اساسي مترقي و دموکراتيک، و هنوز هم بسياري از آنان از دشمني با سکولاريسم دست بر نداشته اند، در صورتيکه جمهوري اسلامي ثابت کرد، خود آنها نيز فقط تحت يک رژيم سکولار ميتوانند واقعأ آزادي سياسي داشته باشند.  برخي ديگر از طيف ملي مذهبي نيز،  فراخوان را توطئه خارجي و سلطنت طلبان خوانده و درباره دست آمريکا در اين جريان قلم زده اند.   من درباره اين بحث ها نظرم را در" يک اشتباه از مشروطيت تا امروز " نوشته ام و نيازي به تکرار در اينجا نيست .

 

بنظر من اين فراخوان نيز،  نظير شب شعر دوران کارتر، يا مقاله روزنامه اطلاعات درباره خميني، يا بيانيه دانشجويان خط امام در زمان گروگانگيري، و يا اتفاقات تاريخي جهاني  نظير ترور وليعهد اطريش-مجارستان توسط تروريست هاي اجير شده صربستان در آغاز جنگ جهاني اول، تا سالها مورد بحث تاريخ نويسان خواهد بود.  ولي اهميت اين واقعه نظير اتفاقات مشابه تاريخي ديگر،  اصلأ در اين نيست که چند و چون واقعه چه بوده است.  اهميت واقعه در اين است که خوشبختانه بر خلاف خواست برخي نيروهاي باصطلاح ملي-مذهبي، اين فراخوان تدوين قانون اساسي مترقي *سکولار* و دموکراتيک را، به موضوع مرکزي جنبش مردم ايران تبديل کرده است، بجاي آنکه هنوز جنبش بازيچه آن بخش از ملي-مذهبيون باشد که ميخواهند از درد ها و فداکاريهاي مردم، براي کسب مقامي در درون همين سيستم جمهوري اسلامي بهره گيرند،  و حتي هنوز هم از حق نيروهاي سياسي غير اسلامي براي کانديد شدن براي رئيس جمهوري و مجلس دفاعي نميکنند.

 

امروز ديگر مسأله اين نيست که کسي بخواهد فراخوان را در سايت 60000000 امضأ کند يا نه،  تا که از اين حرکت پشتيباني کند.  در واقع تکامل آن سايت بستگي به اين دارد که مسولين آن سايت چه کساني باشند،  و چه نقطه نظرات سياسي را دنبال کنند،  و چه سازماني را براي آن در نظر گيرند.  اما اين جنبش ديگر در فراسوي آن سايت است،  و صد ها سايت اينترنتي و منبع خبري و سياسي اين حرکت را دنبال ميکنند، و در گوشه و کنار جهان مرحله بعدي اين حرکت،  يعني ارائه طرح هاي مختلف قانون اساسي آينده،    در جمع هاي ايرانيان آغاز شده،  آنچه يک سال پيش  پيش رفتن بسوي کنگره هاي قانون اساسي خواندم.

 

مسأله اصلي اين جنبش،  قانون اساسي جديد است. ارائه طرح هاي مختلف براي قانون اساسي آينده، و تبادل نظر همه مردم ايران درباره مفاد ان طرح ها است  که تضمين ميکند  ما دوباره در يوغ قانون اساسي واپس گراي ديگري نظير قانون اساسي جمهوري اسلامي  بزنجير کشيده نشويم.  در واقع متن اين قانون اساسي جديد،  يعني رفراندوم بين ترقي و تحجر.  اين بحثي است که چند گاهي است در ميان عده اي از روشنفکران ايران شروع شده،  و اکنون به بحث عمومي جامعه ما مبدل شده است،  و ميبايست به آن تهنيت گفت و بجاي آنکه دنبال آن باشيم که چه کسي پشت چه بوده است، بهتر است که ببينيم که اکنون اين گوي و اين ميدان،  و هر آنچه براي قانون اساسي آينده در چنته داريم را طرح کنيم و به مردم ارائه دهيم،  تا که مردم اينبار آگاهانه براي قانون اساسي جديد ايران تصميم بگيرند، و اکنون زمان آن است که در داخل و خارج از ايران،  براي چنين تصميم گيري بزرگي،  جمع هاي بحث و تدوين قانون اساسي بر پا شود، چه بر روي اينترنت و چه در مکانها و نشريات گوناگون.

 

براي مطالعه منابع،  و مراجعه به بحث هاي موجود درباره قانون اساسي،  ميتوانيد به لينک زير مراجعه کنيد:

 

http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/Constitution/const.htm

 

من به سهم خود آغاز اين جنبش مترقي براي تدوين قانون اساسي جديد آينده ايران را به همه مردم ايران تهنيت ميگويم،  و از صميم قلب خوشحالم که ميبينم اين جنبش ميرود که فراگير شود،  و اميدوارم که نتيجه سالها فداکاري و کوشش ملت ما اين بار،  به يک رژيم واپس گرا و ضد دموکراتيک ديگر منتهي نشود، و اين جنبش مردم، رژيمي مترقي و دموکراتيک،  بر بنيان يک قانون اساسي مترقي و دموکراتيک را،  براي ما به ارمغان آورد.

  

به اميد جمهوری آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

22 دي 1383

January 11, 2005

 

نوشته هاي مرتبط:

http://www.ghandchi.com/154-Constitution.htm  [اين مقاله فقط به انگليسي است]

http://www.ghandchi.com/290-Constitution.htm

http://www.ghandchi.com/295-ghAnoon.htm

http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm

http://www.ghandchi.com/405-OpinionLeaders.htm

http://www.ghandchi.com/412-PowerReligion.htm

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

 

 

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com