Sam Ghandchiسام قندچي قدرت، مذهب، و اصلاح طلبان جمهوری اسلامی- ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/412-PowerReligion.htm

Power, Religion, and IRI Reformists

http://www.ghandchi.com/412-PowerReligionEng.htm

 

یادداشت یازدهم دی ماه 1396: قدرت سیاسی قرن هاست که از مذهب جدا شده، و آنچه اصلاح طلبان ایران تجدید حیات کرده اند، همان پروگرام بنیادگرایان اسلامی در قرن 21 است، اما بشکل تعدیل شده آن؛ نوشتار زیر 13 سال پیش نوشته و منتشر شده است و در ویرایش دوم تنها چند پانویس تازه اضافه شده است.

-----------------------------------------------------------

 

سالهاست که اصلاح طلبان دولتی ایران، دست در دست بقیه گروه بندیهای قدرت در جمهوری اسلامی،  در این رژیم قرون وسطائی در حکومت هستند، ولی همیشه وانمود میکنند که گوئی مسأله شان خیرات به نیروهای دموکرات و سکولار است،  و نه قدرت.  اصلأ هر نیروئی  که معتقد باشد نظرش برای حکومت کردن بهتر است، بایستی خواستار گرفتن قدرت باشد،  و این قلم خرده ای بر اصلاح طلبان حکومتی از این نظر ندارم.   خواست کسب قدرت توسط حزبی سیاسی، نه تنها غلط نیست،  بلکه عالیترین هدف سیاسی است، وگرنه آن حزب خودش هم به کارائی برنامه خود معتقد نیست. در کشوری دموکراتیک نظیر آمریکا، وقتی حزب دموکرات در قدرت نیست، کوشش میکند که در انتخابات بعدی به قدرت برسد،  و این تلاش نه تنها کار بدی نیست، بلکه جز لاینفک دموکراسی است.  شکسته نفسی کردن و با دست پس زدن قدرت سیاسی، و با پا پیش کشیدن، اگر بخاطر نادانی سیاستمدار نباشد، مطمئنأ بخاطر تحمیق مردم است.  مسأله قدرت سیاسی در جامعه،  موضوع شکسته نفسی و تعارف نیست، مسأله پیش بردن یک پلاتفرم سیاسی در برابر پلاتفرم های دیگر است،  که به خوشبختی یا تیره روزی مردم میتواند بیانجامد.

 

اگر شخصیتی سیاسی بیاید و به شما بگوید در صورتی حاضر است با شما همکاری سیاسی کند، که شما تعهد کنید در قدرت سیاسی نقشی نگیرید، یا آن فرد معنی حزب و گروه سیاسی را با ژورنالیسم و کار مطبوعاتی اشتباه گرفته است، و یا آنکه میخواهد نیروهای سیاسی مخالف خود را تحمیق کند،  و از آنها برای اهداف سیاسی خود سوء استفاده کند.  هر حزب سیاسی در پی کسب قدرت است، در صورتیکه موسسه ای ژورنالیستی در پی نقد جامعه و حکومت، عمل می کند.  البته در تاریخ سیاسی ما،  طرز فکر توده ای وجود داشته،  که هدف ژورنالیسم و حزب سیاسی را یکی میگرفته،  و در نوشتاری تحت عنوان "اندیشه توده ای، سد راه اپوزیسیون" (1) توضیح داده شده است و موضوع بحث در اینجا نیست.  به بحث نیروهای مذهبی-سیاسی باز گردم.

 

در جامعه ایران پیش از جمهوری اسلامی،  یک نیروی سیاسی بنام نهضت آزادی سالها فعالیت داشت، که از نظر برنامه ای تفاوت اصلی اش با نیروی اصلی ناسیونالیست ایران یعنی جبهه ملی، در این بود که نهضت آزادی، خواهان امتزاج قدرت سیاسی با مذهب اسلام بود، وگرنه از نظر برنامه ای در پی ناسیونالیسم بود،  و به همین خاطر هم اعضائش خود را ملی-مذهبی میخواندند، که خود اصطلاحی متضاد است، که موضوع بحث در اینجا نیست. در سالهای پس از تأسیس جمهوری اسلامی، ما شاهد بوجود آمدن نیروی دیگری بوده ایم که امتزاج قدرت سیاسی دولت با مذهب اسلام را تبلیغ میکند، اما در پی ناسیونالیسم نیست (2).  بخشی از این نیرو، جبهه مشارکت اسلامی است که از بخشی از تکنوکرات های جمهوری اسلامی تشکیل میشود، که اکثرأ خواهان حکومت اسلامی بدون آخوند های متحجر اسلامی، یعنی بدون امثال اعضای شورای نگهبان، هستند. بخش دیگر این جریان سیاسی-مذهبی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است، که معیارشان برای حکمرانی، تعهد به اسلام سیاسی است،  و نه مدارج بالای فقه و اصول،  و اساسأ درکشان از شیعه،  نظیر سازمان مجاهدین خلق، اسلام سیاسی و رابطه مستقیم با خدا است ، و عدم نیاز به آخوندها بمثابه رابط. به عبارت دیگر جبهه مشارکت تکنوکراتهائی هستند که آخوند ها را برای اداره دولت لازم نمیبینند؛  و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رادیکالهائی هستند، که مذهب شبه پروتستانی ایده آلشان است، که دوباره آخوند لازم ندارد، اما هردو طرفدار اسلام سیاسی هستند.  در حالیکه در تفاوت با سازمان مجاهدین خلق که از قدرت به بیرون پرتاب شد، این هردو نیرو در سه دهه گذشته با جامعه روحانیت ساخته اند، و به همین علت در قدرت با ملایان شریک بوده و هستند.

 

آنچه در بالا آمد بر همه آشکار است و نیازی به بحث مفصل نیست.  آنچه موضوع بحث اینجاست،  این واقعیت است که از نهضت آزادی تا جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی و سازمان مجاهدین خلق، در این نکته مشترکند که به اسلام سیاسی معتقد،  و به همین دلیل هم سازمان های مذهبی-سیاسی ساخته اند.  در صورتیکه افراد مذهبی ای که به اسلام سیاسی معتقد نیستند، در سازمان هائی نظیر جبهه ملی متشکل بوده اند، و در پی ایجاد قدرت سیاسی برای مذهب نبوده اند. بسیاری از افراد رهبری جبهه ملی،  در واقع افرادی متدین بوده اند،  و تفاوتشان با رهبران جریانات مذهبی-سیاسی ذکر شده،  در اعتقادشان به استفاده نکردن از مذهب بمثابه ابزار سیاسی بوده و هست، و آنرا برای اسلام مضر میدانند، نه آنکه خود غیرمذهبی باشند، که در نوشتار  "ایران-جمهوری آینده نگر" به این موضوع اشاره شده است (3).

 

برخی فکر میکنند که اسلام از تحول مدرن دور بوده است،  و به این دلیل ما شاهد چنین نیروهای سیاسی-مذهبی در ایران امروز هستیم.  واقعیت آن است که حتی در زمان مشروطیت و پس از آن، بسیاری شخصیت های مذهبی مترقی نظیر شیخ محمد خیابانی، در پی ساختن تشکیلاتهای سیاسی-مذهبی نبوده اند. بنابراین چنین استدلالی امروز یعنی 100 سال بعد، دور از واقعیت است. برخی دیگر هم میگویند که در سطح جهانی، برعکس تصورات دانشمندان قرون هجدهم و نوزدهم، مذهب نه تنها از بین نرفته، بلکه رشد هم کرده است و این موضوع را دلیل رشد جریانات مذهبی-سیاسی در ایران و دیگر نقاط خاورمیانه میدانند.  واقعیت این است که رشد مذهب در جهان بمعنی رشد مذهب سیاسی نبوده، بلکه برعکس بوده است. در واقع با رشد علم، در این دو قرن، تصمیمات مقننه، مجریه، و قضائیه، در تمامی دولت های مدرن، اساسأ مبنای مذهبی خود را از دست داده است.  اگر کسی اعدام میشود، بخاطر استدلالات علمی مخالف و موافقین اعدام است و نه به دلائل مذهبی.

 

در واقع مذهب در غرب دیگر مذهب گذشته نیست، و بقول ریچارد رورتی در کتاب "آینده مذهب" (4)، اساسأ مذهب در غرب نقشی نظیر موسسات خیریه پیدا کرده است.  در عرصه های گوناگون دانش،  اساسأ مذهب اهمیتی ندارد،  و علم یکه تاز است، و فقط در عرصه های اخلاق و متافیزیک، مذهب مطرح است ، که نقشی فرهنگی به مذهب داده است.  چه مذهب مسیحیت، چه یهودیت، چه بودائیسم، و چه حتی اسلام در دنیای مدرن، نقشی فرهنگی گرفته اند، و کلیسا در یک قرن اخیر بیشتر شبیه موسسه ای خیریه است، و محل اجتماع فرهنگی محلی است، تا سازمانی که اعلام جنگ صلیبی و جهاد کند. حتی اسلام در ایران،  پس از انقلاب مشروطیت،  نقش سیاسی خود را بیشتر و بیشتر از دست داد،  و مسجد به محل اجتماع مردم محل و مؤسسه ای خیریه مبدل شده بود.  در یک قرن گذشته،  قدرت سیاسی و ایدئولوژی،  ادغام خود را در ایدئولوژی های سکولار،  نظیر کمونیسم نشان داده اند، و نه در مذهب. در واقع آنچه اسلام سیاسی در یک ربع قرن اخیر شاهدش بوده ایم، ربطی به رشد مذهب در دو قرن گذشته ندارد، و پرچم ایدئولوژیک واپسگرائی،  در مقابل بحران جامعه صنعتی، و در برابر تحول فراصنعتی است، و اینکه در خاورمیانه رنگ بنیادگرائی اسلامی گرفته را، بطور مفصل در نوشتار "چرا اسلامگرائی میکشد؟" مورد بررسی قرار گرفته است (5).

 

به بحث قدرت سیاسی، احزاب و مذهب برگزدیم. آنچه در سه دهه گذشته در ایران شاهدش بوده ایم،  این است که دیگر فقط، با پدیده ای نظیر نهضت آزادی روبرو نیستیم، که عده ای از مسلمانان جنبش ملی، در عکس العمل به جنبش کمونیستی، جبهه ناسیونالیستی خود را، مذهبی کنند،  و قدرت سیاسی را با مذهب بیامیزند، بلکه ما با نیروهائی از تکنوکراتهای ایران و جریانات رادیکال مذهبی روبرو هستیم، که در تأسی از جریان بنیادگرای اسلامی، اینها نیز از نفی امتزاج قدرت سیاسی و مذهب سر باز میزنند، و باصطلاح اصلاح طلبی دولتی اسلامی را، در کنار بنیادگرایان اسلامی، ارائه میدهند.  تمام بحث های راجع به رشد مذهب، منحرف کردن افکار عمومی است.  رشد مذهب در دنیای دوقرن اخیر، در حقیقت رشد کلیسا بمثابه موسسات خیریه بوده است، و نه مذهب سیاسی که مروجین اسلام سیاسی، چه محافظه کار و چه اصلاح طلب، برای جامعه ایران ترویج میکنند.  در واقع دلیل رشد انتقامجوئی بر علیه مذهبیون در ایران، به خاطر این تداخل مذهب و دولت است، و غرب نه تنها آن امتزاج دولت و مذهب را قرنهاست که به دور انداخته، و با آن دور ریختن، به عقب بر نگشته، بلکه خصوصی کردن مذهب، بمعنی پایان یافتن مأموریت سیاسی برای مذهب بوده است.  ما در قرن پانزدهم زندگی نمیکنیم که تازه در پی آن باشیم که مذهب پروتستان بدون روحانیت را، نظیر شهر مرتدان، ژنو کالوین (6)، ایجاد کنیم، بلکه هدف، ندادن قدرت سیاسی به مذهب است، چه از طریق ملایان باشد،  و چه از طریق تشکیلاتهای مذهبی-سیاسی.

 

قدرت سیاسی قرن هاست که از مذهب جدا شده، و آنچه اصلاح طلبان ایران تجدید حیات کرده اند، همان پروگرام بنیادگرایان اسلامی در قرن 21 است، اما بشکل تعدیل شده آن. در نوشتار دیگری مفصل درباره اینکه "سکولاریسم چیست" بحث شده است  (7). که نمیتوان گفت در دولت سکولار آینده،  ایجاد احزاب مذهبی-سیاسی را بایستی ممنوع کرد، اما بایستی گفت که ایجاد چنان احزابی در قرن 21 عملی به نهایت واپسگرا است.  ادامه تشکیلاتهای مذهبی اساسأ در نقش خیریه، و جمع های فرهنگی اخلاقی، از کسانی که به یک سری اعتقادات مشترک پایبندند، میتواند معنی داشته باشد، وگرنه هرگونه تشکیلاتهای مذهبی-سیاسی، باعث دامن زدن به درگیری ها و منازعات قرون وسطائی مذهبی میشود، آنچه که همه این سالها در ایران و بقیه خاورمیانه،  شاهدش بوده ایم،  و طی حکومت خاتمی دیدیم که دولت هیچ اقدامی برای پایان دادن به تضییقات نسبت به نیروهای غیرمذهبی برای شرکت در پروسه سیاسی انجام نداد، هر چند اصلاح طلبان دولتی در جنگ خود با محافظه کاران مذهبی، از کمک های بسیار زیاد نیروهای سکولار در همه این سالها بهره مند شدند. در واقع اصلاح طلبان دولتی،  و حتی نهضت آزادی، که کاندیدایش برای رئیس جمهوری رد شد، حاضر به تحریم انتخابات نشدند،  چون  با پایه ای ترین تضییقات حکومت مذهبی-سیاسی،  که دقیقأ از ادغام مذهب و دولت سرچشمه میگیرد، با محافظه کاران این حکومت هم رأی هستند، هر چند همین ادغام مذهب و دولت،  آنها را نیز در عمل حذف میکند،  چرا که مذهب حکام،  مذهب راستین تلقی میشود،  و مذهب اینان، میتواند هر لحظه کفر و الحاد نامیده شود، همانگونه که درباره هاشم آقاجری رژیم چنین کرد.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com

دهم خرداد ماه 1384

May 31, 2005

 

پانویس:

 

1. اندیشه توده ای، سد راه اپوزیسیون
http://www.ghandchi.com/367-tudehii.htm
Tudehii Thinking, the Barrier of Iranian Opposition
http://www.ghandchi.com/367-tudehiiEng.htm

 

2. برای اطلاع بیشتر در مورد نقش اصلاح طلبان اسلامی پس از سال 1360 لطفاً به نوشتار "چند کلمه درباره براندازان و اصلاح طلبان" مراجعه کنید که در سال 1394 نوشته شده است:
http://www.ghandchi.com/929-barandaazaan.htm

 

3. ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm

 

4. ریچارد رورتی در مورد آینده مذهب

The Future of Religion, by Richard Rorty and Gianni Vattimo, Edited by Santiago Zabala, 2005

 

5. چرا اسلامگرائی میکشد؟- ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills.htm 
Why Islamism Kills?- Second Edition
http://www.ghandchi.com/880-why-islamism-kills-english.htm

 

6. درک غلطی لوتر، کالوین و کلاً جنبش پروتستانیسم در میان چپ های ایران وجود دارد که در نوشتار "اصلاح طلبان بیشتر ضد سکولار هستند" که لینک آن در زیر آمده مفصل بحث شده است:
http://www.ghandchi.com/1259-eslaahtalabi-bishtar-zede-secular.htm

 

7. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm
What is Secularism
http://www.ghandchi.com/302-SecularismEng.htm  
 


مطالب مرتبط
اصلاح طلبی ارتجاعی
http://isdmovement.com/2016/0516/050416/050416.Sam-Ghandchi-Reactionary-reformism.htm
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

از انقلاب ارتجاعی 57 تا قهقرای اصلاح طلبی نود و چهار
http://www.ghandchi.com/1135-ghahgharaaye94.htm

 

مقالاتی درباره اصلاح طلبی اسلامی

https://goo.gl/H7DVGr

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH