Sam Ghandchiسام قندچي انحلال سلطنت و مجاهدین راه پایان جمهوری اسلامی-ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/337-MonarchyMKO.htm

Dissolve Monarchy and MKO to End IRI

http://www.ghandchi.com/337-MonarchyMKOEng.htm

 

بعد التحریر بیست و یکم جولای 2017

مقاله زیر 13 ساله پیش نوشته شده است.

-------------------------------------------------------------

مردم ایران از ترس به قدرت رسیدن رضا پهلوی و رجوی،  در پایان دادن به جمهوری اسلامی  تردید میکنند.

 

چند دهه است که جنبش دموکراسی خواهی ایران با رژیم جمهوری اسلامی در ستیز است، رژیمی که نه از پشتیبانی بین المللی نظیر رژیم شاه برخوردار است،  و نه برنامه ها و کادرهای ورزیده ای برای حکومت کردن دارد. اساس شکست جنبش بخاطر آن است که اپوزیسیون با دو نیروی ضد جنبش دموکراسی خواهی ایران مترادف شده است،  و آن دو نیرو عبارتند از سلطنت رضا پهلوی و تشکیلات سازمان مجاهدین خلق.

 

هر بار که مردم میتوانستند رژیم جمهوری اسلامی را به زیر بکشند، از ترس آنکه مگر این دو نیرو بقدرت برسند، در انجام حرکت نهائی برای پایان رژیم مردد شدند،  و به اینگونه رژیم جمهوری اسلامی پس از چند دهه هنوز در قدرت است. اگر امروز مجاهدین یا سلطنت با کمک آمریکا در ایران بقدرت برسد، فردای آن روز، مردم به خیابان رفته و شعار سرنگونی آن رژیم را خواهند داد.  مشکل ما اتحاد نیروهای سیاسی با سلطنت طلبان و مجاهدین نیست. مشکل ما این است که اتحاد با این دو نیرو، جلوی اتحاد ملت ایران را میگیرد، که از این دو نیرو همانقدر منزجزند، که از جمهوری اسلامی. جنبش دموکراسی خواهی ایران نیازی به رضا پهلوی ندارد،  که به ما درباره دیکتاتوری جمهوری اسلامی و حقوق بشر بگوید. ما بیش از نیم قرن با رژیم دیکتاتوری پهلوی، برای حقوق بشر و دموکراسی، مبارزه کرده ایم، رژیمی که امروز رضا پهلوی میخواهد آنرا برای ما احیا کند. در نتیجه چرا مردم  اشتباهی را کنند که در 1357 کردند، و نیروهای ضد جنبش دموکراسی خواهی را به قدرت رساندند.

 

از سوی دیگر مجاهدین خلق میخواهند اسلامگرائی نوع خود را برای ما بیاورند،  آنهم پس از چند دهه که جمهوری اسلامی اسلامگرائی را بر ما تحمیل کرده است.  چرا اینبار بخواهیم اسلامگرائی مجاهدین را که با دشمن ایران،  صدام حسین، در جنگ ایران و عراق،  ضد مردم ایران جنگیدند، بقدرت برسانیم.  سلطنت و مجاهدین حتی وقتی در قدرت نیستند، تشکیلاتهای مافیائی هستند، که مأمورینشان، یعنی شعبان بی مخ ها را راه مییاندازند،  و به نیروهای جنبش دموکراسی خواهی، با فحش و ناسزا حمله میکنند،  زمانی که رهبرانشان، رضا پهلوی و مریم رجوی، در تلویزیون، زیبا و متین حرف میزنند، همانگونه که حزب اللهی ها به روشنفکران حمله میکنند، و آیت الله خامنه ای در تلویزیون اظهار بی اطلاعی کرده، و زیبا و با لبخند مصاحبه میکند.

 

رضا پهلوی، احمد چلبی ایران است که میخواهد از آمریکا استفاده کند و به قدرت برسد و مجاهدین، خمر سرخ ایران است اما از نوع اسلامگرای آن،  و مردم ایران خوب آگاه هستند،  و نمیخواهند اجازه دهند که این دو نیرو شانس کسب قدرت در ایران را پیدا کنند. بهترین کاری که رضا پهلوی میتواند بکند،  این است که سلطنت را *منحل* اعلام کند، و بهترین کاری که رجوی ها میتوانند بکنند، این است که مجاهدین را *منحل* اعلام کنند، چرا که  این دو نیرو سد اصلی پیروزی جنبش دموکراسی خواهی ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی، و ایجاد جمهوری سکولار هستند. 

 

بسیاری از کسانی که به این دو نیرو پیوستند،  برای مبارزه جهت پایان دادن به جمهوری اسلامی، و ایجاد دموکراسی  در ایران بوده است، و انحلال این دو فرقه، افراد صادق را آزاد میکند، تا که به جنبش دموکراسی خواهی بپیوندند،  بجای آنکه وقت خود و دیگران را با افسانه سلطنت دموکراتیک تلف کنند، و یا  انرژی شان را در فعالیتهای مجاهدین بر ضد جنبش دموکراسی خواهی به هدر دهند.

 

نیروهای جنبش دموکراسی خواهی از رضا پهلوی بروشنی خواهان استعفا از مقام سلطنت شدند،  و او از پاسخ طفره رفت،  و به بازی نقش دوگانه شهروند ساده و شاه آینده ادامه داد،  جنبش نیز وی را  پشت سر گذاشت. دیگر روشن است که  نقش دوگانه وی برای گول زدن مردم و احیأ سلطنت در ایران است.

 

مردم ایران سلطنت نمیخواهند. تمام مسأله مردم در دوران خاتمی و مجلس ششم این بوده است که ولی فقیه و شورای نگهبان نظیر سلطنت عمل میکنند و انتخابی نیستند و حتی در تظاهراتها مردم انزجار خود از آیت الله خامنه ای را،  با نامیدن وی به عنوان شاه جدید بیان میکنند، پس چگونه میتوانند خواهان احیأ سلطنت باشند،   وقتی مسأله مخالفت مردم با خامنه ای و خمینی پیش از وی،  دقیقأ بخاطر آن بود،  که آنها نقش شاه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را دارند.  بر هر تحلیلگر ایران واضح است که مردم ایران سلطنت نمیخواهند، در نتیجه چگونه این واقعیت آشکار از چشمان رضا پهلوی پوشیده است، جز آنکه وی در پی منافع تاج و تخت  پهلوی است، که با کمک آمریکا،  و استفاده از فرمول رفراندوم خود،  به معنی انتخاب بین سلطنت و جمهوری،  در شرایط حاد  سقوط جمهوری اسلامی، میخواهد به آن هدف برسد. 

 

دقیقأ همین دورنمای دهشتناک است که مردم را در پشتیبانی از طرح رفراندوم مردد میکند. همچنین به این خاطر است که رضا پهلوی وقت خود را صرف بحث با مطبوعات و مقامات خارجی میکند،  و نه تبادل نظر با روشنفکران ایران،  چرا که میداند سلطنت برای مردم ایران پایان یافته است،  و میخواهد با کمک نیروهای خارجی به قدرت برسد.  اما سال هاست که آن زمان گذشته است که ایراینان تشکیلات های سکولار جمهوری خواه نداشتند، و سلطنت و مجاهدین میتوانستند خود را به عنوان نماینده مردم نشان دهند.  اتفاق خوبی که در دوران خاتمی افتاد این بود که،  تشکیلاتهای سکولار جدید در ایران در 8 سال اخیر شکل گرفته اند،  که مورد اعتماد مردم نیز هستند، و تشکیلاتهای سکولار جمهوریخواه اکنون بیش از همه سالهای 1332-1357 در دوران رژیم شاه، متشکل هستند.

 

آنهایی که از اپوزیسیون دموکراتیک گذشته، امروز در خدمت سلطنت طلبان قرار دارند، در اشتباه بزرگی هستند،  که شعار دروغین همه باهم خمینی را،  این بار از طرف رضا پهلوی تبلیغ میکنند، زمانیکه  عوامل رژیم گذشته،  در پی استفاده از آنها برای بازگشت به قدرتند، همانگونه که خمینی از آنها استفاده کرد.  در رابطه با مجاهدین نیز،  حتی بلند کردن عکس های شریعتی در تظاهرات های دانشجوئی آبان و آذر 1381 ، به جلب پشتیبانی عمومی مردم از ان جنبش لطمه زد. شریعتی یادآور جمهوری اسلامی و مجاهدین است،  و مردم از اسلامگرائی منزجرند، چه نوع جمهوری اسلامی، چه نوع مجاهدین، و چه هر نوع دیگر،  و خواهان سکولاریسم کاملند.

 

مردم ایران بارها گفته اند که ما خاتمی را نمیخواهیم برای آنکه وی جمهوری *سکولار* برای ایران نمیخواهد، پس چگونه ممکن است که حکومت اسلامی مجاهدین را که شکل دیگر اسلامگرائی است، بخواهند به قدرت برسانند،  آنهم با آگاهی از نقض حقوق بشر، درباره حتی اعضأ سابق شان،  توسط آن سازمان،  و همکاری آنها با رژیم صدام در زمان جنگ ایران و عراق.  اگر هم آمریکا به جمهوری اسلامی، سلطنت، یا مجاهدین کمک کند، از امید مردم در دیدن آمریکا بمثابه  متحد جنبش دموکراسی خواهی کاسته میشود. فکر کنید که آمریکا سعی کند سلطنت طلبان فرانسه را بخاطر تضاد خود با دولت کنونی فرانسه بقدرت برساند، و آنهم با نیروی نظامی. مردم فرانسه برای همیشه از آمریکا متنفر خواهند شد.

 

ایرانیان نظیر آمریکائیان خواهان رأی دادن برای رئیس جمهور خود در یک *جمهوری سکولار* هستند.  وقتی جمهوری سکولار برای خود آمریکائیان آنقدر مهم است،  چرا برخی مقامات آمریکائی برای ایران سلطنت را تجویز میکنند.  من امیدوارم به روشنی آمریکا به رضا پهلوی بگوید که آمریکا در به قدرت رساندن سلطنت به وی کمک نخواهد کرد، و اگر وی میخواهد به جنبش دموکراسی خواهی ایران بپیوندند، سلطنت را بایستی ملغی اعلام کند.  به همینگونه نیز اگر هر یک از اعضا مجاهدین میخواهند به جنبش دموکراسی خواهی ایران بپیوندند،  بهتر است که سازمان مجاهدین را منحل کنند،  و تشکیلاتهای دموکراتیک شکل دهند،  و یا به تشکیلاتهای موجود جنبش دموکراسی خواهی بپیوندند.  سلطنت و مجاهدین در چند دهه گذشته پیروزی جنبش دموکراسی خواهی ایران را برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و ایجاد جمهوری سکولار،  به عقب انداخته اند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

نهم خرداد ماه 1383

May 29, 2004

 

مطالب مرتبط

 شاهزاده رضا پهلوی، شما باید رسماً برای خدعه امروز از مردم ایران عذرخواهی کنید
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi.htm

Prince Reza Pahlavi, you Must Officially Apologize to Iranian People for Today's Deception
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi-english.htm

 

شاهزاده رضا پهلوی
http://goo.gl/PRXcPL

Prince Reza Pahlavi
http://goo.gl/msxb5B 

سازمان مجاهدین خلق
http://goo.gl/5j6W2R
Mojahedin Khalgh Organization, MKO, MEK, PMOI
http://goo.gl/rjxH1i 
 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH