Sam Ghandchiسام قندچي انحلال سلطنت و مجاهدین راه پایان جمهوری اسلامی-ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/337-MonarchyMKO.htm

Dissolve Monarchy and MKO to End IRI

http://www.ghandchi.com/337-MonarchyMKOEng.htm

پی نوشت بیست و چهارم بهمن ماه 1397: ویرایش نخست مقاله زیر 15 سال پیش به رشته تحریر در آمد، اما به قول سعدی حکایت همچنان باقی است! امروز آقای نوت گینگریچ که دو سال پیش خانم مریم رجوی را جرج واشنگتن ایران خوانده بود، رسماً خود را بعنوان لابی ایست در آمریکا برای تغییر رژیم ایران ثبت داد، که معنایش در اینجا آنچه ما در اپوزیسیون خواست تغییر رژیم می خوانیم نیست؛ منظورِ ما، رسیدن به جمهوری سکولار دموکرات و آینده نگر است، اما هدف آقای گینگریچ لابی کردن برای سازمان مجاهدین خلق است. آقای رودی جولیانی نیز امروز در تظاهرات سازمان مجاهدین خلق در ورشو سخنران اصلی بود. طبق گزارشهای خبری، شمار هواداران شاهزاده رضا پهلوی در تظاهرات امروز ورشو بسیار اندک، و بیشتر تظاهرکنندگان از هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده اند. بنظر میرسد دوباره مجاهدین دست بالا را نسبت به سلطنت طلبان در سیاست آمریکا، کسب کردند. در پایان لازم به یادآوری است که کانون توجه کنفرانس ورشو که در دو روز گذشته در لهستان برگزار شد اساساً بر راه مقابله با گسترش نفوذ چین و روسیه در اروپای شرقی و مرکزی، متمرکز بود. س. ق.

 

mek-rp

 

مردم ایران از ترس به قدرت رسیدن رضا پهلوی و رجوی، هر بار که بر میخیزند در پایان دادن به رژیم اسلامی، تردید میکنند.

 

چند دهه است که جنبش دموکراسی خواهی ایران با رژیم جمهوری اسلامی در ستیز است، رژیمی که نه از پشتیبانی بین المللی نظیر رژیم شاه برخوردار است، و نه برنامه ها و کادرهای ورزیده ای برای حکومت کردن دارد. اساس شکست جنبش بخاطر آن است که، اپوزیسیون رژیم با دو نیروی ضد جنبش دموکراسی خواهی ایران مترادف شده است، و آن دو نیرو عبارتند از سلطنت شاهزاده رضا پهلوی و تشکیلات سازمان مجاهدین خلق.

 

هر بار که مردم میتوانستند رژیم جمهوری اسلامی را به زیر کشند، از ترس آنکه مگر این دو نیرو بقدرت برسند، در انجام حرکت نهائی برای پایان رژیم مردد شدند، و به اینگونه رژیم اسلامی در ایران پس از چند دهه، همچنان در قدرت است. اگر امروز مجاهدین یا سلطنت با کمک آمریکا در ایران بقدرت برسد، فردای آن روز، مردم به خیابان رفته و شعار سرنگونی آن رژیم را خواهند داد.  مشکل ما، اتحاد نیروهای سیاسی با سلطنت طلبان و مجاهدین نیست، مشکل ما این است که اتحاد با این دو نیرو، جلوی اتحاد ملت ایران را میگیرد، که از این دو نیرو همانقدر منزجزند، که از جمهوری اسلامی. جنبش دموکراسی خواهی ایران نیازی به شاهزاده رضا پهلوی ندارد، که به ما درباره دیکتاتوری رژیم اسلامی و حقوق بشر بگوید. ما بیش از نیم قرن با رژیم دیکتاتوری پهلوی، برای حقوق بشر و دموکراسی، مبارزه کرده ایم، یعنی همان رژیمی که امروز شاهزاده رضا پهلوی میخواهد آنرا برای ما احیا کند. در نتیجه چرا مردم اشتباهی را کنند که در 1357 کردند، و نیروهای ضد جنبش دموکراسی خواهی را به قدرت رساندند.

 

از سوی دیگر مجاهدین خلق میخواهند اسلامگرائی نوع خود را برای ما بیاورند،  آنهم پس از چند دهه که رژیم اسلامی موجود در ایران، اسلامگرائی را بر ما تحمیل کرده است.  چرا اینبار بخواهیم اسلامگرائی مجاهدین را که به همراه دشمن ایران، صدام حسین، در جنگ ایران و عراق،  ضد مردم ایران جنگیدند، بقدرت برسانیم.  سلطنت و مجاهدین حتی وقتی در قدرت نیستند، تشکیلاتهای مافیائی هستند، که مأمورینشان، یعنی شعبان بی مخ ها را راه مییاندازند، و به نیروهای جنبش دموکراسی خواهی، با فحش و ناسزا حمله میکنند، زمانی که رهبرانشان، شاهزاده رضا پهلوی و خانم مریم رجوی، در برنامه های تلویزیونی، زیبا و متین حرف میزنند، همانگونه که حزب اللهی ها به روشنفکران حمله میکنند، اما آیت الله خامنه ای در تلویزیون اظهار بی اطلاعی کرده، و زیبا و با لبخند مصاحبه میکند.

 

رضا پهلوی، احمد چلبی ایران است که میخواهد از آمریکا استفاده کند و به قدرت برسد و مجاهدین، خمر سرخ ایران است اما از نوع اسلامگرای آن،  و مردم ایران خوب آگاه هستند،  و نمیخواهند اجازه دهند که این دو نیرو شانس کسب قدرت را در ایران، پیدا کنند. بهترین کاری که شاهزاده رضا پهلوی میتواند بکند، این است که سلطنت را *منحل* اعلام کند، و بهترین کاری که رجوی ها میتوانند بکنند، این است که سازمان مجاهدین خلق را *منحل* اعلام کنند، چرا که  این دو نیرو، سد اصلی پیروزی جنبش دموکراسی خواهی ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی، و ایجاد جمهوری سکولار دموکرات و آینده نگر است

 

بسیاری از کسانی که به این دو نیرو پیوستند، برای مبارزه جهت پایان دادن به رژیم اسلامی، و ایجاد سکولار دموکراسی در ایران بوده است، و انحلال این دو فرقه، افراد صادق را آزاد میکند، تا که به جنبش دموکراسی خواهی بپیوندند، بجای آنکه وقت خود و دیگران را با افسانه سلطنت دموکراتیک تلف کنند، و یا انرژی شان را در فعالیتهای مجاهدین بر ضد جنبش دموکراسی خواهی، به هدر دهند.

 

نیروهای جنبش دموکراسی خواهی، از شاهزاده رضا پهلوی بروشنی خواهان استعفا از مقام سلطنت شدند، و او از پاسخ طفره رفت، و به بازی نقش دوگانه شهروند ساده و شاه آینده ادامه داد، جنبش نیز وی را  پشت سر گذاشت و وقتی دیگر روشن بود که نقش دوگانه وی، برای گول زدن مردم و احیأ سلطنت در ایران است، خود صریحاً، به طرح خود برای احیاء رژیم پهلوی، اذعان کرد.

 

مردم ایران سلطنت نمیخواهند. تمام مسأله ی مردم در دوران خاتمی و مجلس ششم این بوده است که ولی فقیه و شورای نگهبان، نظیر سلطنت عمل میکنند و انتخابی نیستند، و حتی در تظاهراتها، مردم انزجار خود را از آیت الله خامنه ای،  با نامیدن وی به عنوان شاه جدید بیان میکنند، پس چگونه میتوانند خواهان احیأ سلطنت باشند، وقتی همه مبارزات 40 سال گذشته برای به اجرا گذاردن جمهوریت بوده که فقط در نام رژیم درج شده و نه در ساختار قانون اساسی و عملکرد رژیم اسلامی، وقتی مسأله مخالفت مردم با خامنه ای و خمینی پیش از وی، دقیقأ بخاطر آن بود، که آنها نقش شاه را در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارند، بر هر تحلیلگر ایران پرواضح است که مردم ایران سلطنت نمیخواهند، در نتیجه چگونه این واقعیت آشکار از چشمان شاهزاده رضا پهلوی پوشیده است، جز آنکه وی در پی منافع تاج و تخت پهلوی است، که با کمک آمریکا،  و استفاده از فرمول رفراندوم خود، به معنی انتخاب بین سلطنت و جمهوری، در شرایط حاد سقوط رژیم اسلامی، میخواهد با فریب مردم، به هدف خود برسد. همه مردم ایران می دانند که سلطنت یعنی تبعیض بر مبنای اصل و نسب. 

 

دقیقأ همین دورنمای دهشتناک است که مردم را سالها پیش در پشتیبانی از طرح رفراندوم مردد کرد. همچنین به این خاطر است که شاهزاده رضا پهلوی وقت خود را صرف بحث با مطبوعات و مقامات خارجی میکند، و نه تبادل نظر و دیالوگ واقعی با روشنفکران ایران، چرا که میداند سلطنت برای مردم ایران پایان یافته است، و میخواهد با کمک نیروهای خارجی به قدرت برسد.  اما سال هاست که آن زمان گذشته است که ایراینان تشکیلات های سکولار دموکراتِ جمهوریخواه نداشتند، و سلطنت و مجاهدین میتوانستند خود را به عنوان نماینده مردم نشان دهند.  اتفاق خوبی که در دوران خاتمی افتاد این بود که،  تشکیلاتهای سکولار دموکرات جدید در ایران در سالهای اخیر شکل گرفته اند، که مورد اعتماد مردم نیز هستند، و تشکیلاتهای سکولار دموکرات جمهوریخواه اکنون بیش از همه سالهای 1332-1357 یعنی در دوران رژیم شاه، متشکل هستند.

 

آنهایی که از اپوزیسیون دموکراتیکِ گذشته، امروز در خدمت سلطنت طلبان قرار دارند، در اشتباه بزرگی هستند، که شعار دروغین همه باهم خمینی را، این بار از طرف شاهزاده رضا پهلوی تبلیغ میکنند، زمانیکه عوامل رژیم گذشته، در پی استفاده از آنها برای بازگشت به قدرتند، همانگونه که خمینی از آنها استفاده کرد.  در رابطه با مجاهدین نیز، حتی بلند کردن عکس های شریعتی در تظاهرات های دانشجوئی آبان و آذر 1381، به جلب پشتیبانی عمومی مردم از آن جنبش لطمه زد. شریعتی یادآور جمهوری اسلامی و مجاهدین است،  و مردم از اسلامگرائی منزجرند، چه نوع جمهوری اسلامی، چه نوع مجاهدین، و چه هر نوع دیگر، و خواهان سکولاریسم کامل، جمهوریت، دموکراسی و آینده نگری هستند.

 

مردم ایران بارها گفته اند که ما خاتمی را نمیخواهیم برای آنکه وی جمهوری *سکولار* برای ایران نمیخواهد، پس چگونه ممکن است که حکومت اسلامی مجاهدین را که شکل دیگر اسلامگرائی است، بخواهند به قدرت برسانند، آنهم با آگاهی از نقض حقوق بشر درباره حتی اعضأ سابق مجاهدین در عراق صدام حسین، که توسط آن سازمان صورت گرفته بود، و همکاری آنها با رژیم صدام در زمان جنگ ایران و عراق. اگر هم آمریکا به جمهوری اسلامی، سلطنت، یا مجاهدین کمک کند، از امید مردم به آمریکا بمثابه متحد جنبش دموکراسی خواهی کاسته میشود. فکر کنید که آمریکا سعی کند سلطنت طلبان فرانسه را بخاطر تضاد خود با دولت کنونی فرانسه بقدرت برساند، و آنهم با نیروی نظامی. مردم فرانسه برای همیشه از آمریکا متنفر خواهند شد.

 

ایرانیان نظیر آمریکائیان خواهان رأی دادن برای رئیس جمهور خود در یک *جمهوری سکولار دموکرات و آینده نگر* هستند.  وقتی جمهوری سکولار برای خود آمریکائیان آنقدر مهم است، چرا برخی مقامات آمریکائی برای ایران سلطنت را تجویز میکنند.  امیدوارم به روشنی آمریکا به آقای رضا پهلوی بگوید که آمریکا در به قدرت رساندن سلطنت به وی کمک نخواهد کرد، و اگر وی میخواهد به جنبش دموکراسی خواهی ایران بپیوندند، سلطنت را بایستی ملغی اعلام کند. به همینگونه نیز اگر هر یک از اعضا مجاهدین میخواهند به جنبش دموکراسی خواهی ایران بپیوندند، بهتر است که سازمان مجاهدین را منحل کنند، و تشکیلاتهای دموکراتیک شکل دهند، و یا به تشکیلاتهای موجود جنبش دموکراسی خواهی بپیوندند. سلطنت و مجاهدین در چند دهه گذشته پیروزی جنبش دموکراسی خواهی ایران را برای پایان دادن به رژیم اسلامی و ایجاد جمهوری سکولاردموکرات و آینده نگر، به عقب انداخته اند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

نهم خرداد ماه 1383

May 29, 2004

 

مطالب مرتبط

 شاهزاده رضا پهلوی، شما باید رسماً برای خدعه امروز از مردم ایران عذرخواهی کنید
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi.htm

Prince Reza Pahlavi, you Must Officially Apologize to Iranian People for Today's Deception
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi-english.htm

 

شاهزاده رضا پهلوی
http://goo.gl/PRXcPL

Prince Reza Pahlavi
https://goo.gl/qeZctL  

سازمان مجاهدین خلق
http://goo.gl/5j6W2R
Mojahedin Khalgh Organization, MEK, PMOI
http://goo.gl/rjxH1i 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH