Sam Ghandchiسام قندچي سلطنت یعنی تبعیض بر مبنای اصل و نسب- ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/499-MonarchyDiscrimination.htm

Monarchy Means Discrimination Based on ancestry
http://www.ghandchi.com/499-MonarchyDiscriminationEng.htm

 

سلطنت مبنای ایدئولوژیکش بر تبعیض قرار دارد. درست است که در انگلیس بعد از انقلاب، پارلمان سلطنت را برگرداند، اما انقلاب 1642 انگلیس مثل فرانسه برای برچیدن سلطنت نبود، و اساساً قیام پارلمان علیه شخص چارلز بود، و بعد از کرومول هم دوباره پارلمان، سلطنت را برگرداند.  منظور اینکه وقتی کشورهای دموکراتیکی نظیر سوئد و بلژیک سلطنتی هستند دقیقاً به این معنی است که آن جوامع برای اجتناب از دادن هزینه برای تعویض سلطنت، این اندازه تبعیض را در مقطعی از تاریخ خود قبول کردند تا که سلطنت موجود هم به آنها اجازه زندگی دموکراتیک بدهد.  وگرنه حتی در آن کشورهای دموکراتیک هم سلطنت یعنی تبعیض، چرا که فرزند پادشاه انگلیس و سوئد هم از بدو تولد از این حق اجتماعی برخوردار میشود که عالیترین مقام کشور را تصاحب کند، در صورتیکه فرزند یک شهروند عادی، از چنین حقی از بدو تولد، محروم است. این یعنی تبعیض، هر چند در آن جوامع، در مقطعی از تاریخشان، این تبعیض در معامله ای با سلطنت *موجود* در آنزمان، برای اجتناب از خونریزی، پذیرفته شد، وگرنه سیستم سلطنتی، اصلاً با دموکراسی، پلورالیسم و رفع تبعیض قرابتی ندارد.

 

به همین دلیل، جوامعی نظیر آمریکا که محبور نبودند به معامله ای که در اروپا بعد از انقلاب کبیر فرانسه شد، تن دهند، ابداً چنین تبعیضی را قبول نکردند. جفرسون تا مدتها به همیلتون اعتماد نمیکرد چون فکر میکرد که همیلتون میخواهد در آمریکا سلطنت برقرار کند. جرج واشنگتن بعد از دو دوره رئیس جمهوری، از مقام خود کناره گرفت تا در تاریخ آمریکا سنتی که بتواند به سلطنت بیانجامد، شکل نگیرد. در مقایسه، برعکس در تاریخ نمونه هائی نظیر کیم ایل سونگ در کشور کمونیستی کره شمالی، یا حافظ اسد در سوریه، یا علی اوف در آذربایجان شوروی سابق را، دیده ایم که در نظام جمهوری، تبعیض موروثی را برای احراز مقام رئیس جمهوری، برقرار کرده اند. در فرانسه با همه فراز و نشیب های پنج جمهوری بالاخره اینگونه تبعیض ها در جامعه پایان یافتند و شاید در جمهوری های عقب مانده تر نیز، این پروسه تبعیض های حکومت موروثی چنین فراز و نشیب هائی را طی کند.

 

مقام دولتی بر مبنای اصل و نسب، تبعیضی آشکار است و اگر یک جمهوری چنین عمل کند، بصورت فراقانونی چنین تبعیضی را اعمال کرده، در حالیکه سلطنت، فی نفسه یعنی قبول قانونی تبعیض بر مبانی اصل و نسب، همانگونه که در رژیم جمهوری اسلامی بسیاری از تبعیض های فراقانونی رژیم های استبدادی بصورت قانونی در آمده است، نظیر تبعیض به کودکانی که در خانواده پیروان ادیان غیراسلامی متولد میشوند که دوباره تبعیض بر مبنای اصل و نسب است، چرا که مذهب اجداد کودک، مبنای تبعیض در همان بدو تولد است. تبعیض قانونی بدترین نوع تبعیض است. در نتیجه اینکه کسی بازگرداندن تبعیض قانونی سلطنت در ایران را دنبال کند مطمئناً بخاطر منافعی است که گاه نهان و گاه آشکار است. 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

بیست و پنجم تیر ماه 1396
July 16, 2017
 

 

مطالب مرتبط

ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

گزینش شاهزاده رضا پهلوی به پادشاهی، حتی در انتخاباتی کاملاً آزاد، دموکراسی نیست
http://www.ghandchi.com/1498-rp-democracy-azadi.htm

 

آیا پادشاهی نوع سوئد برای شاهزاده رضا پهلوی امکانپذیر است
http://www.ghandchi.com/1499-rp-swedish-monarchy.htm 

 

 

ضمیمه

پاراگراف های زیر از نخستین ویرایش این نوشتار است که در تاریخ دوازدهم بهمن ماه 1386 برابر با اول فوریه 2008 منتشر شد؛ اما، در ویرایش حاضر، از متن اصلی به این ضمیمه منتقل شده اند:

 

بیش از سه دهه است که درباره پادشاهی در ایران نوشتارهای زیادی به رشته تحریر درآورده ام و در این نوشته قصدم نگارش رساله دیگری در این مورد نیست، علاقمندان میتوانند مطالب این قلم را درباره سیستم پادشاهی در ایران و شاهزاده رضا پهلوی، با مراجعه به لینک درج شده در پانویس، مطالعه کنند (1). در واقع اگر سلطنت پهلوی در داخل کشور در بهمن 57 سقوط کرد، در آمریکا با پشتیبانی گروه بندی های معین صاحب نفوذ، پادشاهی پهلوی نه تنها زنده نگاهداشته شد بلکه به مردم آمریکا القاء شد که آلترناتیو ایران یا سلطنت است یا که جمهوری اسلامی.  در بسیاری از مؤسسات حقوق بشری و خبری در آمریکا که در آنها سلطنت طلبان قدرت را بخاطر روابط گذشته شان با همکاران آمریکائی سابق رژیم پهلوی در دست دارند، تا توانستند نظیر دوران شاه برای مخالفین سلطنت مانع ایجاد کردند. اگر هم به غیر سلطنت طلبان اجازه کاری داده میشد تا وقتی بود که برای سلطنت طلبان بی خطر باشند، وگرنه برای افراد مستقل فعال در خبررسانی و کمک به حقوق بشر مردم ایران در آن مؤسسات، پاپوش درست میکردند. 

اگر در ایران جمهوری اسلامی بیمه خانواده یک خبرنگار منتقد قطع میشود، در آمریکا نیز در مؤسساتی که سلطنت طلبان ایران قدر قدرت هستند وضع چندان متفاوت نیست.  سلطنت طلبان نیز نظیر کمونیست ها وقتی در اپوزیسیون هستند مرتب از دموکراسی دم میزنند ولی  همانقدر که در مؤسسات آمریکائی در قدرت قرار گرفتند باز هم نظیر دورانی که در رژیم شاه در قدرت بودند، تبعیض آمیز رفتارمیکنند، چون ایدئولوژی سلطنت بر تبعیض مبتنی است. کمونیست ها نیز هنگام اپوزیسیون بودن با پرچم دموکراسی فعالیت میکنند ولی وقتی در قدرت هستند مثلاً وقتی به هدفشان که حکومت بسته کمونیستی است میرسند یعنی حکومتی که هیچ قرابتی با دموکراسی و جامعه باز ندارد، همه گونه تبعیض را که از خود ایدئولوژی آنها ناشی میشود، روا میدارند (2). درباره رابطه نقطه نظر فلسفی و دیکتاتوری قبلاً به تفصیل بحث شده و نیازی به تکرار در اینجا نیست (3).

به هر حال مردم ایران سالهاست که سلطنت برایشان تمام شده است. سیاستمداران آمریکا هم بهتر است تصویر درستی از مردم ایران ارائه کنند، وقتی جنبش مدنی ایران نه با جمهوری اسلامی است و نه با سلطنت، بلکه آینده خود را در یک جمهوری سکولار و دموکراتیک جستجو میکند، و آگاه شدن مردم آمریکا از این واقعیت ایران و ایرانیان، هم از خصومت نسبت به ایرانیان میکاهد و هم به مبارزه با جمهوری اسلامی یاری میکند (4).

متأسفانه تبعیض های سلطنت طلبان در آمریکا علیه نیروهای جمهوریخواه سکولار ایرانی باعث شده که لابی های جمهوری اسلامی تقویت شده اند. هیچ نیروی مستقل ایرانی از امکانات مالی و حقوقی برای مقابله با سلطنت طلبان برخوردار نیست و در نتیجه افرادی که با این تبعیضات سلطنت طلبان ایران مواجه میشوند، به گروه های لابی جمهوری اسلامی، برای کسب کمک، روی میاورند و این گروه ها دارای قدرت مساوی سلطنت طلبان در آمریکا هستند و معادل سلطنت طلبان هم قادر به گرفتن کمک های دولتی می باشند، و به همین دلیل در برنامه های مختلف حقوق بشری و مطبوعاتی، کرسی برابر بدست میاورند، یعنی بخاطر قدرتشان، چرا که اگر تریبون از آنها گرفته شود، مؤسسه آمریکائی خبری یا حقوق بشری را قانوناً تعقیب میکنند و برای اینگونه اقدامات، هم پولش را دارند و هم وکیلش را، و بیشتر اوقات هم در دادگاهها موفق هستند، و به این صورت پایه بیشتری در بین ایرانیان بدست آورده اند، وقتی توانسته اند در موارد مختلف تبعیض، به ایرانیان کمک کنند.

گوئی در داخل آمریکا انقلاب 57 دارد تکرار میشود، اگر مخالفین سلطنت به دلیل کشتار، شکنجه، و تبعیضات سلطنت در ایران، با خمینی متحد شدند تا از دست رژیم پهلوی خود را رها کنند، در آمریکا هم برای نیروهای مستقل دموکرات و سکولار، راهی نمانده جز اتحاد با لابیگران جمهوری اسلامی در برابر تبعیض های نهان و آشکار سلطنت طلبان، در مؤسسات خبری و حقوق بشری در این سوی عالم (5).

 

پانویس:

 

1. شاهزاده رضا پهلوی
http://goo.gl/wYvsJe

Prince Reza Pahlavi

http://goo.gl/j9CFHp

 

2. آینده نگری و کالت های بازمانده جنبش کمونیستی- ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/1226-CommunistCults.htm
Related Article about Cults and Iranians in English
http://www.ghandchi.com/37-Cults.htm

 

3. آینده نگری و پلورالیسم ارسطو
http://www.ghandchi.com/440-Aristotle.htm
Futurism and Aristotle's Pluralism
http://www.ghandchi.com/440-AristotleEng.htm

 

4. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

5. دانشجویان ایران-داستان دو رژیم
http://www.ghandchi.com/339-IranStudents.htm
Iranian Students Tale of Two Regimes
http://www.ghandchi.com/339-IranStudentsEng.htm
 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH