sam-ghandchi فرانک ویلچک: اصول: ده کلید به واقعیت
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3997-frank-wilczek.htm

Frank Wilczek: Fundamentals: Ten Keys to Reality

http://www.ghandchi.com/3997-frank-wilczek-english.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5    6    7    8    9     10    11     12

 

frank-wilczek

 

چند روز پیش کتاب جدیدی خواندم تحت عنوان «اصول: ده کلید به واقعیت»، که نویسنده ی آن فرانک ویلچک، برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک است. او می گوید آنچه مطرح می کند اصول مذهبی نیستند و خود را «از-نوزاده-شده» می خواند و نه «مسیحیِ-از-نوزاده-شده»! شخصاً برایم این «القاب»، به هردو شکل فرقی نمی کند. اساساً کتاب، اطلاعات جالبی در مورد «جی پی اِس» دارد و همچنین در مورد جهان، چه در مقیاس «ماکرو» و چه در مقیاس «میکرو»، و حتی درباره ی بیولوژی چه روی کره زمین و چه آنچه می تواند در هرجای دیگر جهان پیدا شود. فرانک، تاریخ علم را از زمان نیوتون بررسی می کند؛ اما اشاره ای به دعوای معروف نیوتون و لایبنیتس نمی کند که همچون جنگ ملی میان بریتانیا و فرانسه در آنزمان بود، در واقع او اشاره ای اصلاً به راسیونالیستهای اروپا نمی کند، چه دکارت که نامش را فرانک ویلچک حتی یک بار هم در کل کتاب نیاورده، و دکارت پیش از لایبنیتس بود، و چه اسپینوزا که نامش نیامده و همزمان با لایبنیتس بود، و نام لایبنیس نیز حتی یکبار نیامده با اینکه بحث نیوتون مرکز بحثهای تاریخی کتاب است! برای ایده های لایبنیتس که شاید در ارتباط با این بحث جالب باشد، خوانندگان می توانند به رساله ای که سالها پیش این نگارنده منتشر کرده مراجعه کنند، تحت عنوان: «مونادهای لایبنیتس و سی پی اِچ چوادی». در واقع فرانک ویلچک تلاش می کند که سؤالات «چرا» را در علم بحث کند، و همانطور که می دانیم در سه قرن گذشته کانون توجه علم بر سؤالات «چگونه» متمرکز بوده است، ونه «چرا»! اما همانطور که در کتاب اخیر صاحب این قلم تحت عنوان «گردویی زیر میکروسکوپ: علم، مذهب، فلسفه، و تغییر» بحث شده، سؤالات «چرا» آنگونه که در دوران ما توسط فیزیسیستهایی همچون «ایوو وَن ولپن» مطرح شده است، نگرش نوینی را به همه ی جهان، پیش روی ما قرار می دهد، در حالیکه از دیدگاه این نگارنده، آنچه فرانک ویلچک ارائه می دهد اساساً همان چیزی است که رواقیون، و عرفا از جمله صوفیان ایران، قرنها پیش ارائه کرده اند. در واقع، راسیونالیسم اروپایی، با رد «علت غایی» در علل اربعه ی فلسفه ی ارسطویی، که توسط اسپینوزا با تقلیل علت غایی به علت فاعلی صورت گرفت، بسیاری از پیشرفتهای سه قرن گذشته را باعث شد، در حالیکه اندیشه ی ایرانی به دلیل دیدگاهی متضاد، صدمه دید وقتی که صوفیگری، نگرشی را دامن زد که علت غایی در فلسفه ی ارسطویی را، در مقام اول، قرار داد و همه چیز از آن منتج شد! عبارت پایین از کتاب اخلاق اسپینوزا ممکن است جالب باشد که امروز دوباره خوانده شود پس از بیش از 300 سال:

 

"اگر سنگی از پشت بام بر سر کسی افتد و او را بکشد، از طریق این متد جدل، آنها اثبات میکنند که این سنگ افتاد تا آن شخص را بکشد، چرا که اگر آن سنگ بخاطر این هدف، از طریق خواست الهی نیافتاده بود، چگونه میتوانست اینهمه شرایط فراهم شود، که چنین اتفاقی افتد (و معمولأ بسیاری اتفاقات همزمان وجود دارد). شاید پاسخ دهید که این واقعه بخاطر وزش باد اتفاق افتاد، و اینکه مرد به آن طرف در حال راه رفتن بوده است. اما آنها پافشاری میکنند که بپرسند چرا باد وزید....و این چنین آنها ادامه میدهند و از علت علت ها میپرسند تا آنکه شما به خواست خدا پناه ببرید، یعنی پناهگاه جهل. [باروخ اسپینوزا، اخلاق، متن انگلیسی، بخش I، ضمیمه، E&SL، ص 60]"

 

لازم به یادآوری است که اینجانب با ضرورت فاتالیستی اسپینوزا نیز، موافق نیستم، و آنرا نتیجه ی درکِ زمان، در علمِ دورانِ اسپینوزا می دانم، همانطور که پیشتر بحث کرده ام، و شخصاً از مفهوم جهان غیردترمینیستی هواداری می کنم، که توسط کارل پوپر در کتابی کمتر خوانده شده با همین عنوان از او، مطرح شده است. با اینحال همچون اسپینوزا، این نگارنده نیز، آته ئیست نیستم و در مورد دیدگاههای خود درباره ی آنچه بعنوان «خدا» مورد اشاره قرار می گیرد، مدتها قبل در نوشتاری تحت عنوان «خدا و ما»، توضیح داده ام!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و هشت دی ماه 1399
January 18
, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles