Sam Ghandchiسام قندچي مقایسه ای بین ایران و عراق، پریشان گوییهای آخر شب
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2985-iran-vs-iraq.htm

http://isdmovement.com/2020/010620/010620-Sam-Ghandchi-A-comparison-between-Iran-and-Iraq.htm

مطالب مرتبط: 1   2   3   4   5   6   7   8   9  10   11

 

iran-iraq

 

این یادداشت نه مقاله ی تئوریک است و نه کاری پژوهشی و فقط ملاحظاتی است که بنظرم میرسد و می تواند کاملاً غلط باشد و اما گفتم به هر حال منتشر کنم و امیدوارم به احساسات ملی دوستان خواننده بر نخورد. بنظرم مردم عادی ایرانی این نیست که یخواهند مبارزه ی مسلحانه کنند یا نه که روز گذشته موضوع بحث بود، بلکه حتی از مبارزات بخش فعال سیاسی و مدنی در جامعه که قدم به جلو می گذارد، چندان حمایتی نمی کنند و زودی می روند دنبال زندگی شان به دلائل مختلف که لزوماً هم نمیشود به آنها خرده گرفت و به هرحال اینگونه تصمیم می گیرند. ما شاهد به سرِ کار و زندگی خود برگشتنِ این مردم عادی در آغاز کشتار دهه ی 60 بودیم و امروز نیز در پی قتل عام خیابانی آبان ماه 98 که با کشتن زنده یاد جواد نظری فتح آبادی در سیرجان آغاز شد، معلوم نیست که چه کار خواهند کرد. در زمان شاه یک بخش مهم جمعیت مردم عادی که در مساجد هرروز حضور داشت، پشت مبارزات فعالان سیاسی اسلامی بودند، در 40 سال گذشته چنین چیزی خیلی کم بوده و نمیشود گفت که فقط به خاطر اختناق است. همچنین به استثنا کسانی نظیر اعضای حزب سکولار دموکرات ایرانیان، اکثریت نیروهای سیاسی ایران همان حرفهای 40 سال پیش یا بهتر بگویم 100 سال پیش یا بهتر بگویم 1400 سال پیش یا بازهم بهتر بگویم 2500 سال پیش و 4000 سال پیش و قبل از آن را تکرار می کنند و از هر خط سیاسی که هستند دنبال یک امام زمانی می گردند که از آسمان نازل شود، رهبر نمی خواهند، امام زمان می خواهند و برای همین مرتب خمینی را بعنوان سمبل یک رهبرِ انقلاب مثال میزنند و تازه آن داستان را هم درست متوجه نشده اند: سلطنت طلبان، مجاهدین، جبهه ملی، چپی ها، اصلاح طلبان، گروه های اتنیکی، جریانات مدنی و حقوق بشری. نمی گویم خوب است یا بد، اما واقعیت این است. و در نتیجه گرچه اپوزیسیون در ایران بسیار بزرگتر و قوی تر از عراق است اما حرف تازه ای ندارد. در عراق نه زمان صدام و نه حالا، اساساً اپوزیسیونی نبود به استثنای کردها، و جریانات سیاسی کشور یا با آمریکا بودند و یا با رژیم اسلامی در ایران و حتی خیلی هایشان در قم سالها زندگی می کردند. اما سیاستمداران عراق خیلی به روز هستند و در تاریخ سیر نمی کنند حتی آنها که اسلامیِ سفت و سخت هستند. مثلاً همین عادل عبدالمهدی نخست وزیر مستعفی عراق مثل توده ای های ایران بود که اسلامی شده بود و طرح های پراگماتیستی در رابطه با حشد الشعبی داد که کار نکرد و نه مردم راضی شدند و نه رژیم اسلامی ایران راضی شد و نه آمریکا و او هم کنار رفت و حالا نوبت مقتدی صدر است. منظورم این است که اینها هیچکدام مثل اسلامی های شیعه حاکم بر ایران نیستند که صبح تا شب بحثهای اسلام هزار و چهارصد سال پیش را بکنند و پراگماتیست هستند. حالا هم، مردم عادی در عراق خیلی جدی می خواهند رژیم اسلامی ایران را بیرون کنند و شاید هم موفق شوند و در آنصورت ممکن است آنطور که شش ماه پیش بحث کردم عراق بتواند راه کره جنوبی را در پیش گیرد، البته این شهرهای مقدس مثل نجف و کربلا ممکن است مسأله باشند اما مگر عربستان سعودی، مکه و مدینه ندارد و راه حلهای پراگماتیستی سالها در پیش نگرفته است. در عراق تنها جایی که در گذشته اپوزیسیون جدی داشت و امروز نیروی سیاسی جدی و به روز دارد، کردها هستند که دو سازمان سیاسی اصلی آنها حزب دموکرات بارزانی و اتحادیه میهنی زنده یاد جلال طالبانی است. در ایران هم همینطور است و کردها دو نیروی سیاسی جدی حزب دموکرات کردستان (ایران) یادگار زنده یادان قاضی محمد و دکتر عبدالرحمن قاسملو، و کومله ی (مهتدی) را دارند و شباهت همینجا تمام می شود و همانطور که گفتم در بقیه ی عراق، نیروهای سیاسی قدیمی مهمی نیستند و سیاستمداران پراگماتیست وجود دارند در حالیکه در ایران از ملیون تا چپ بیش از صدسال قدمت دارند، و از سلطنت تا روحانیت بیش از هزار سال قدمت دارند. خلاصه امیدوارم ایران با این روحیات مردم عادی و نگرشهای اپوزیسیون سیاسی، به کره شمالی تازه ای تبدیل نشود در حالیکه عراق شانس کره جنوبی شدن را با بیرون انداختن رژیم اسلامی ایران، ممکن است به دست آورد، و البته در آنصورت گرفتاری شان هم نظیر کره جنوبی خواهد شد که باید از دست کره شمالی در همسایگی اش "پناه به خدا" ببرد! کره شمالی که بیش از 70 سال است دنیایی را زله کرده و مردمش هم علف می خورند که حتی پوتین نیز اذعان کرده است و برخی از دوستان چپی ما آرزوی کره شمالی برای ایران دارند و  می خواهند بعد از دیدن تجربه استبداد شوروی، به خیال خود با «الغای مالکیت خصوصی بر ابزار تولید»، به آزادی و سعادت و پیشرفت بشریت برسند. و متأسفانه هنوز از بازتولید استبداد در نیمی از جهان که همین راه کمونیسم و «الغای مالکیت خصوصی بر وسائل تولید» را رفتند و 70 سال استبداد وتوتالیتاریانیسم در شوروی به ارمغان آوردند، درسی نیاموخته اند. خیلی عجیب خواهد بود اگر عراق، کره جنوبی خاورمیانه شود، چون ما همیشه فکر کرده ایم خیلی از عراق جلوتر هستیم در حالیکه اگر اوضاع به این شکل جلو برود، تهدید اصلی برای موفقیت عراق، رژیم اسلامی ایران خواهد بود. آنچه مسلم است کره جنوبی کشور موفقی است گرچه با تعریف چپی های ما لابد "مستقل" نیست، اما همواره باید مواظب حملات نظامی کره شمالی باشد که با تعریف چپی های ما "مستقل" است و حتی ایده ی «جوچه» ی پدربزرگ این آقای کیم جونگ-اون که رقیب «اندیشه مائو» ی اختراعی مائوئیستهای چین بود، نوعی ایدئولوژی اختراعی کیم ایل سونگ بود که از محتوا و مضمونِ "استقلال" ساخته شده بود. امیدوارم آنچه در این سطور نوشتم حقیقت نداشته باشد، و به خاطر خستگی زیاد این افکار سراغم آمده باشد. به هرحال مردم عادی در کشور ما ایران نیز باید بدانند که نمیشود همیشه رفت دنبالِ زندگیِ خود و انتظار داشت کشورِ موفق و مدرنی داشت، و این پیام جانباختگانی نظیر پویا بختیاری و مادر و پدر شجاعش خانم ناهید شیرپیشه و آقای منوچهر بختیاری بود و معلوم نیست اپوزیسیون ایران و مردم عادی ایران این پیام را شنیدند یا نه. فقط نمی شود یک عده زحمت بکشند و از جان و مال خود مایه بگذارند و بقیه در عالم هپروتِ صد سال پیش و هزار سال پیش سیر کنند و کاری نداشته باشند که فکرشان به روز است یا نه و فقط آیفونشان به روز باشد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هفدهم آذر ماه 1398
December 8, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH