Sam Ghandchiسام قندچي ایمیل امروز مهدی خانباباتهرانی، رضا پهلوی، 28 مرداد، اولین و آخرین مشتری های تخم مرغ هایم: جوانشیرها
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2684-mehdi-javanshir.htm

مطالب مرتبط:  https://goo.gl/hoFqBA 

 

baad-az-28-mordad

 

امروز کشمکشی اینترنتی با مأموران شاهزاده رضا پهلوی داشتم که از داخل خاک آمریکا حملات سایبری علیه مخالفان بازگشت سلطنت به ایران انجام می دهند. حمله های امروز به این قلم در پی انتشار مقالات زیر در اینترنت در دو سه روز اخیر بود:

 

1. ظهور کارچاق کنهای جدید شاهزاده رضا پهلوی

2. چرا طرح پروژه ققنوس توسط شاهزاده رضا پهلوی بعنوان آلترناتیو، بیراهه ی دیگری نظیر موارد مشابه است

3. از «جمهوریخواهی» اسلامی آیت الله خمینی تا «آینده نگری» ققنوسی شاهزاده رضا پهلوی

4. دیدارهای شاهزاده رضا پهلوی با مقامات آمریکا و دیگر کشورها چه کمکی به بقیه اپوزیسیون کرده است

5. گزارشهای دروغ مأموران شاهزاده رضا پهلوی به گوگل

 

چند ساعت پیش دوست عزیز آقای مهدی خانبابا تهرانی ایمیلی برایم فرستادند با عنوان «دست‌پخت جدید گروه اطلاعاتی امنیتی ساواک ساکن نیویورک و به اصطلاح مدافعین جدید تاج و تخت» که در آن گزارشی درباره ایشان از سوی اینگونه افراد امنیتی خطاب به شاهزاده رضا پهلوی در دوران جنبش سبز، ضمیمه بود. در مصاحبه های مختلف نیز آقای مهدی خانبابا تهرانی صدها بار به همه ی این اتهامات مأموران امنیتی سلطنت طلب، پاسخ داده اند. اما اگر تجربه های امروز با مأموران امنیتی رژیم گذشته در خارج کشور، دوستانی را نظیر آقای مهدی خانبابا تهرانی به یاد روزهای 28 مرداد 1332 می برد چرا که شخصاً در آن زمان فعال سیاسی بوده اند، این قلم نیز که در 28 مرداد دوسال داشته ام، می توانم درباره روزهای بعد از 28 مرداد بگویم. قبلاً نوشته ام که در خانواده ی ما همه ی نحله های سیاسی بودند هرچند پدر و مادرم سیاسی نبودند و مرحوم پدرم آن سالها در کار تجارت قند و شکر بود و حتی در جریان کشمکش مصدق و قوام السلطنه، هوادار قوام بود گرچه طرفدار شاه هم نبود، و کلاً کاری با سیاست نداشت. یک پسر عمویم زنده یاد احمد قندچی بود که با جبهه ملی بود و در 16 آذر 1332 در دانشکده فنی دانشگاه تهران کشته شد و همانطور که قبلاً توضیح داده ام خانواده آنها موضوع را حادثه ای تأسف بار دیدند و نه آنکه کینه ای به دل گیرند و برای خود عقده کنند. اما بخشی از خانواده مان حتی به دربار و بهبودی و مسعودی نزدیک بودند و همچنین با خانواده شهبانو فرح پهلوی نسبت قوم و خویشی بسیار نزدیک داریم و خیلی هم انسانهای خوبی بودند. بخش دیگری از خانواده مان حزب اللهی بودند و حتی کسانی نظیر جوانشیرها نیز که از رهبران حزب توده بودند شوهر خاله و خاله ام بودند. درباره تراژدی جوانشیر و حزب توده نیز چهار سال پیش مفصل نوشتم. اتفاقاً داشتن خانواده ای اینچنین مرا با همه ی دیدگاه های سیاسی آشنا کرد و همیشه آرزو داشتم که ایران دموکراتیک بود و همه ی نحله های سیاسی و فکری می توانستیم با هم به طور دموکراتیک در جامعه ای پلورالیست زندگی کنیم.

 

به هر حال آنچه امروز روی داد مرا هم نظیر آقای مهدی خانبابا تهرانی به یاد روزهای پس از 28 مرداد 1332 انداخت. حدود 5 یا شش سال داشتم که پدرم برایم یک ترازو خریده بود و در حیات خانه، مغازه درست کرده بودم، آلبالو خشکه و چیزهای دیگر مثلاً می فروختم که نوعی بازی بود و حدود 50 تا مرغ و جوجه هم داشتم. همانوقت یادم است چند روزی می خواستیم برویم مسافرت و جوانشیرها یعنی خاله ام آذر معتقدی و شوهر خاله ام فرج میزانی که ما او را «دانا» صدا می کردیم و اسم واقعی او را نمی دانستیم، در خانه ما ماندند. وقتی از مسافرت برگشتیم، خاله و شوهرخاله ام پول تخم مرغ هایم را دادند و گفتند آن چند روز غذا نداشتند و نمی خواستند از خانه بیرون بروند و تخم مرغ های من را خورده اند. آنزمان که بچه 5 یا شش ساله بودم، نمی فهمیدم چرا جوانشیرها نمی توانستند از خانه بیرون بروند. فقط همان زمانها یعنی حدود سال 1336 بود که جوانشیر رفت خارج و خاله ام آذر معتقدی تنها ماند و پدرم، آشنایی داشت که کمک کرد خاله ام هم کمی بعد با هواپیما به اروپا برود و به شوهرش بپیوندد. پدر و مادرم از مخالفان حزب توده بودند، مرحوم مادرم حتی با صدای بلند همیشه می گفت حزب توده خائن است، آنها نه مصدقی بودند، نه اسلامی و نه شاهی، آدم عادی بودند، نمازشان را می خواندند اما حزب اللهی نبودند؛ انسان بودند و به رغم اختلاف نظر سیاسی و فکری، به خاله ام و شوهرش کمک کردند. به خاطر همین روابط فامیلی، حتی اول انقلاب 1357 پاسدارها ریختند خانه ی پدر و مادرم چون فکر می کردند شاهزاده رضا پهلوی در زیرزمین ما مخفی شده است. شخصاً هم از اول که سیاسی شدم با حزب توده و شوروی مخالف بودم و حتی با اینکه در این سی و چند سال بعد از اعدام زنده یاد جوانشیر فرج میزانی، خاله ام در خارج بود هیچگاه با او تماسی نداشتم، و چند سال پیش در مطبوعات اپوزیسیون دیدم که خاله ام فوت کرده است.

 

 

ای کاش اینهمه سال پس از 28 مرداد یاد می گرفتیم که نخواهیم همه ی معتقدان به نحله های سیاسیِ مخالفِ خود را، نابود کنیم، اما آزادانه مخالفت خود را با هر دیدگاه سیاسی و نظری، بیان می کردیم، و اگر مایل نیستیم با جریان سیاسی معینی یا هوداران آن رابطه ای داشته باشیم، احساس اجبار نمی کردیم، ولی نه آنکه بخواهیم آنها را بکشیم و نابود کنیم یا که مجبور باشند کشور را ترک کنند و آماده شهادت شوند، تا آنجا که در آمریکای دموکراتیک هم بیائیم و بخواهیم مخالفان سیاسی خود را نابود کنیم، و حتی در فضای سایبر از دست این مأموران شاهزاده پهلوی راحتی نداشته باشیم و کلی وقت و انرژی در این سالها از دست اینها از دست داده ابم. چند بار بگویم که با سلطنت مخالفم همانطور که جفرسون و مدیسون با سلطنت مخالف بودند. آیا باید مثل شاه که می گفت هرکسی با حزب رستاخیز مخالف است، پاسپورتش را بگیرد و از ایران برود، شما سلطنت طلبان می خواهید من هم پاسپورتم را بگیرم و از آمریکا به کره مریخ از دست شما فرار کنم که حتی امکان کار گرفتن را در مؤسساتی که کار مرتبط با دولت دارند که 85 درصد مشاغل در این شهر است، از من و خانواده ام در شهر واشنگتن با استفاده از نفوذتان در دستگاه های دولت آمریکا، سلب کرده اید. به چه زبانی باید این حرف را بگویم که جناب شاهزاده رضا پهلوی شما رهبر من نیستید. موسی به دین خود، عیسی به دین خود. سی سال است در دنیا جنگ سرد تمام شده اما در میان ایرانیان گویی ما هنوز در سالهای 1950 زندگی می کنیم. مطالب مرا دوست ندارید، نخوانید و فیسبوک و توییترم را بلوک کنید. شما آمده اید آمریکا، دموکراسی را هم اینجا برای ما ایرانیان می خواهید از بین ببرید، و حالا ادعا می کنید که می خواهید برگردید و در ایران دموکراسی برقرار کنید! آیا 57 سال استبداد خاندان پهلوی در ایران و شکنجه ها و جنایات پزشک احمدی و ساواک کافی نیست، و آیا 40 سال استبداد دستگاه امنیتی رضا پهلوی در آمریکا  علیه جمهوریخواهانی که از نظر سلطنت طلبان کبریت بی خطر نیستند، بس نیست. نمی خواهم مثل عده ای «فرشگردی» و «ققنوسی» خود را جمهوریخواه و جبهه ملی بنامم، ولی برنامه ی شما سلطنت طلبان را در جنبش سیاسی جلو ببرم. کلاه برداری و دروغ اگر بخواهیم 40 سال است رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی برایمان تولید کرده اند. جناب شاهزاده رضا پهلوی بازهم می خواهید دروغ بگویید اما در واقعیت با کمک جناحی از دولت آمریکا در ایران سلطنت برقرار کنید و بعد هم با افتخار بگویید خدعه کردم، و از بقیه هم بعنوان مرغ عزا و عروسی استفاده کنید. صد سال سرکوب مخالفان و آزادیخواهان در داخل و خارج از ایران کارنامه ی قدرت سیاسی خاندان پهلوی است. به خیر شما امیدی نیست شر مرسان.

  

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهاردهم خرداد ماه 1398
June 4, 2019

  

 




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

 

SEARCH