Sam Ghandchiسام قندچي خاطراتی شخصی: اول ماه مه، روشنفکران چپ، و کارگران
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2611-may-first.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2UUQvr5    http://bit.ly/2La4EMy

 

may-day.png

 

درباره مارکسیسم و آنارشیسم در 37 سال گذشته بسیار نوشته شده؛ و روز گذشته واقعیت تشکیلاتهای چپ در نیم قرن گذشته در نوشتاری تحت عنوان "چند کلمه با دوستانی که هنوز در تشکیلاتهای چپی و اصلاح طلب باقی مانده اند،" مورد بحث قرار گرفت (1). همچنین دو روز پیش درباره روز اول ماه مه که در اکثر کشورهای دنیا روز کارگر است، دوست عزیز آقای بهروز سورن در سایت گزارشگران، مقاله ای بسیار خواندنی را تحت عنوان "در آستانه اول ماه مه، علیه آفت جنبش کارگری - فرقه گرایی" (2)، منتشر کردند. کارل مارکس در یکی از اولین آثار مشترک خود با فردریک انگلس یعنی در کتاب «خانواده مقدس» که چند سال پیش از «مانیفست حزب کمونیست» منتشر شد، از طریق فلسفی به این جمعبندی رسید که طبقه کارگر با آگاه شدن از جایگاه تاریخی خود در جامعه، نقش طبقه ای پیش رو را در مبارزه برای نابودی سرمایه داری ایفا خواهد کرد، و چون طبقه گارگر جز زنجیرهایش چیزی ندارد که از دست بدهد، خواهان ابقای طبقه خود نیست و در نتیجه با نابودی طبقات، کل جامعه را از ستم طبقاتی رها می کند و این تحول، آغازگر عصر جامعه ی بی طبقه ی کمونیستی می شود. این نظرات در کارهای بعدی مارکس و مارکسیستها، 37 سال پیش در نوشتاری تحت عنوان "اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتاگرائی" (3)، ارزیابی شد و چند سال پیش نیز علاوه بر کتاب «خانواده مقدس»، آثار دیگر دوران جوانی مارکس که بر این دیدگاه فلسفی متمرکز بودند، در نوشتاری تحت عنوان "کن فیکون مارکسیستی سال 57 در ایران" (4)، مورد نقد قرار گرفتند. با اینهمه، از دیدگاه این قلم صرفنظر از نگرش ایدئولوژیک مارکس و مارکسیستها که در مواردی نظیر «کن فیکونی» که در ایران 1357 صورت گرفت، لطمه ی جبران ناپذیری به کل جامعه ی ایران، و از جمله به طبقه کارگر وارد آورد، حقیقتی را نمیشود انکار کرد و آن اینکه به رغم اختلافات و توافقات آینده نگرها و چپ (5)، روشنفکران چپ بیشترین خدمت را به شناساندن حقوق کارگران کرده اند حال چه در کشورهایی نظیر آمریکا و اکثر کشورهای اروپای غربی که سندیکاهای آزاد چند قرن است، وجود دارند، و چه در کشورهایی نظیر ایران که این تلاش برای شناساندن حقوق کارگران، به قیمت خون روشنفکران چپ و کارگران آگاه تمام شده، و مورد آقای اسماعیل بخشی و خانم سپیده قلیان در چند ماه پیش، نمونه ای از این ازخودگذشتگی هاست.

 

اما در این نوشته چند خاطره را می خواستم تعریف کنم که نظیر مطالب بخش اول این نوشته در بالا، خیلی هم جدی نیستند اما واقعی هستند. در روزهای اول انقلاب 1357 محلی درست شده بود بنام خانه ی کارگر در تهران که چند بار جهت تهیه ی گزارش خبری برای روزنامه ندای آزادی، به آنجا رفته بودم. به یاد دارم چند دختر جوان فعال سیاسی لزبین هم که با یکی از گروه های چپی آن دوران در خارج کشور مرتبط بودند، به آنجا می آمدند. چند تا از کارگرها نیز با آنها دوست شده بودند و این خانمها به خانه ی یکی از آنها رفته بودند برای آموزش سیاسی و مطالعه ی کتاب، تا آگاهی طبقاتی به آن کارگر بدهند. بعد هم آن آقای کارگر می خواست به این خانمها تجاوز کند که خوشبختانه توانستند فرار کنند و شنیدم خیلی زود در همان اولین روزهای بعد از انقلاب به خارج کشور برگشتند. ماجرای دیگر که یادم می آید وقتی بود که در سال 1360 که دیگر از ایران به آمریکا برگشته بودم، روزی با همسر یکی از دوستانم حرف می زدم که خودش از اول از خانواده ای کارگری، و واقعاً کارگر صنعتی بود، و به همراه همسرش مجبور شده بودند به خارج بیایند. آنها می خواستند کاری پیدا کنند و در خارج زندگی کنند. از همسر دوستم که خانم جوانی بود پرسیدم تحصیلاتش چیست و کار پروفشنال در گذشته در ایران داشته یا نه. او گفت که اول دیپلم داشته و چون روشنفکر چپی بوده توانسته به نوعی قبل از انقلاب به استخدام کارخانه شکلات سازی داداش زاده در آید و همه ی آن سالها در آن کارخانه کارگر بوده است.  می گفت می دانی دیگر مغزم برای یاد گرفتنِ کار دیگری نمی کشه؛ او در آنزمان شاید هنوز 30 سال هم نداشت. واقعاً کسانی مثل او به قول کمونیستها "پرولتریزه" شده بودند. البته روشنفکران چپ در آمریکا و اروپا نیز این کارها را در گذشته های دور می کردند، ولی امروز مطمئناً کسی که در آمریکا وکیل در «اِی سی اِل یو» است بیشتر می تواند برای احقاق حقوق کارگران و دیگران، به جامعه خدمت کند. به هر حال روشنفکران چپ مطمئناً برای کمک به رشد آگاهی کارگران و کل جامعه به حقوق اجتماعی خود، خیلی زحمت کشیده و از خودگذشتگی کرده اند، و روز اول ماه مه در واقع باید روز آنها نیز خوانده شود، اما امروز دیگر در جهان، طبقه یا قشرِ پیشرو، نه تنها دهقانان نیستند، بلکه کارگران هم بعنوان یک طبقه چنین جایگاهی ندارند، و خود کارگران آرزو می کنند فرزندانشان تکنولوژیست، دانشمند، دکتر و مهندس و کارآفرین شوند، و دیدگاه های پیشرو در جهان امروز، نگرش چپ و کمونیستی نیست (6). البته موضوع آینده نگری بسیار مبحث مفصلی است که قرار نبود در اینجا بحث کنیم (7)! با تبریک روز کارگر به همه ی آنهایی که این روز را جشن می گیرند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم اردیبهشت ماه 1398
April 24, 2019

 

پانویس:

 

1. چند کلمه با دوستانی که هنوز در تشکیلاتهای چپی و اصلاح طلب باقی مانده اند
http://www.ghandchi.com/2610-chap.htm

 

2. بهروز سورن: در آستانه اول ماه مه، علیه آفت جنبش کارگری - فرقه گرایی
http://bit.ly/2Uue5Gc

 

3. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتاگرائی - ویرایش دوم http://www.ghandchi.com/2055-Marxism.htm
Marxist Thought & Monism - Second Edition
http://www.ghandchi.com/2055-MarxismEng.htm

 

4. کن فیکون مارکسیستی سال 57 در ایران
http://www.ghandchi.com/1303-kon-faya-kun.htm
http://www.ghandchi.com/GitimadariNo3.pdf#page=14
http://isdmovement.com/2017/0417/040717/040717.Sam-Ghandchi-Marxists-Armageddon.htm

 

5. آینده نگرها و چپ: اختلافات و توافقات، ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/2065-futurists-and-left.htm
Futurists and the Left: Differences and Agreements, Second Edition
http://www.ghandchi.com/2065-futurists-and-left-english.htm

 

6. کمونیسم افیون روشنفکران ایران-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/616-CommunismOpiate.htm

 

7. درباره آینده و آینده نگر

https://goo.gl/qlp23Z 
 

     

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

SEARCH