Sam Ghandchiسام قندچي در برابر صبر و تلاش مجید توکلی ها سر فرود می آورم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4342-majid-tavakoli.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10      11      12     13     14

 

majid-tavakoli

 

در همه ی این سالها تنها یک بار مطلبی در ارتباط با آقای مجید توکلی نوشتم و آنهم مقاله ای بود با عنوان «مجید توکلی، اولویتها، و انقلاب دکارتی» که در 9 اردیبهشت 1398 یعنی حدود 6 ماه قبل از خیزش آبان 98، منتشر شد. هیچگاه در همه ی عمرم تماسی با آقای مجید توکلی نداشته و ندارم؛ اما، فعالیتهای اجتماعی ایشان را در توییتر می خوانم. اولین بار با نام ایشان در ارتباط با اعتراضات دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر (پلی تکنیک سابق) در زمان ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد، آشنا شدم که از رهبران جنبش دانشجویی در آن زمان بودند! شخصاً بیش از 50 سال پیش در سال 1348 بعد از دریافت دیپلم دبیرستان برای ادامه ی تحصیل به آمریکا آمدم و در دانشگاههای ایران تحصیل نکرده ام ولی با دانشکده ی پلی تکنیک از همان دوران شاه که دبیرستان میرفتم، آشنایی داشتم، چون دبیرستان البرز میرفتم و خیلی وقتها برای صرف ناهار به دانشکده پلی تکنیک میرفتم وقتی از دبیرستان ما راحت می توانستیم از ضلع شمالی مدرسه وارد پلی تکنیک شویم و به ما اجازه داده بودند که از کافه تریا پلی تکنیک استفاده کنیم! هنوز طعم خوب قرمه سبزی های کافه تریا آنجا را به یاد دارم، و البته اعتصابات صنفی دانشجویان برای بهتر کردن غذا، و اعتصابات سیاسی در زمان رژیم شاه! بعداً هم که چهار سال پیش از انقلاب به ایران بازگشته بودم، یادم است پیش از انقلاب، حزب توده در جنبش دانشجویی در پلی تکنیک خیلی فعال بود و نشریه ای را بنام «نوید» در پلی تکنیک منتشر می کردند و البته این نگارنده هیچوقت با حزب توده همکاری نداشتم و با نظراتشان مخالف بودم! بعد از انقلاب نیز، دو سه سالی که در ایران بودم مبارزات دانشجویی را در پلی تکنیک سابق (امیر کبیر کنونی) دنبال نکردم؛ و وقتی هم به خارج بازگشتم واقعاً تا زمان ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد موضوع خاصی از پلی تکنیک به یاد ندارم به غیر از اینکه در 7 مهرماه 1378 وقتی که نمایشنامه ای در پلی تکنیک در مورد امام زمان به روی صحنه رفته بود و اسلامگرایان آنرا کفر آمیز خوانده بودند سردار نقدی که بعدها رییس پلیس شد گفته بود حاضر است شخصاً آن دانشجویان را با دستهای خودش خفه کند و در آن زمان این نگارنده فقط به زبان انگلیسی مطلب منتشر می کردم و در مقاله ای به انگلیسی در اس سی آی به آن موضوع هم اشاره کرده بودم. به هر حال بعدها فقط وقتی آقای احمدی نژاد سعی کرد اجساد برخی جانباختگان جنگ ایران و عراق را که در آن زمان دولت عراق به ایران بازگردانده بود، در چند دانشگاه از جمله در پلی تکنیک سابق دفن کند، با اعتراضات دانشجویان روبرو شد! لازم به تأکید است که دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک چه قبل و چه بعد از انقلاب 57 همیشه از پیشقراولان جنبش دانشجویی بودند و از مراکز مهم علمی ایران نیز به شمار می آمدند. به هر حال سخنرانی های آقای مجید توکلی را در آن روزهای جنبش دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر در دوران ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد خوب به یاد دارم که فقط دلاورانه نبودند بلکه بسیار پرمحتوا بودند!

 

آنچه در سالهای اخیر در مطالعه ی نوشته های آقای مجید توکلی برایم خواندنی بوده است تلاش ممتد برای آگاهسازی جنبش مدنی در ایران بوده که با صبر و شکیبایی بی پایان بحثهای نظری بغرنج را با عبارات ساده و قابل فهم مطرح می کنند که باعث می شود خواننده به ریشه برود و در سطح باقی نماند که بسیار چشمگیر است.

 

روز گذشته خبر بازداشت آقای مجید توکلی را در اینترنت دیدم و تعجب کردم! اگر یکنفر در همه ی اپوزیسیون ایران باشد که حتی سران رژیم اسلامی هم باید قادر باشند با او گفت و شنودی برای عبور از بن بست رژیم اسلامی حاکم بر ایران داشته باشند، شاید همین آقای مجید توکلی است!

 

از سوی دیگر واقعیت این است که جریانات حقوق بشری مرتبط با اصلاح طلبان در همه ی این سالها آنچه که در صحنه ی بین المللی می بایست با قساوتهای اسلامی در ایران تحت حاکمیت رژیم خمینی، و در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، و در موصل عراق و رقه ی سوریه ی تحت حاکمیت داعش، انجام می شد را، نه می فهمیدند و نه می خواستند با آن مقابله کنند. از جمله قتل مخالفان از طریق دادن فتوا نظیر کاری که آیت الله خمینی علناً در مورد سلمان رشدی انجام داد. این دیگر یک فتوای مخفیانه نظیر فتوای قتل کسروی نیست که حتی تا به امروز ما نمی دانیم فتوای قتل او توسط چه کسی داده شده بود! شخصاً فکر می کنم برای قتل خانم مسیح علینژاد نیز فتوایی مشابه وجود دارد و عناصری که با این هدف در آمریکا دستگیر شده اند تصادفی نیست! حالا آیا سازمانهای حقوق بشری ایرانی در خارج کشور توانسته اند سازمان ملل را مجاب کنند که به این موضوع بپردازد که وقتی دیگر از زمان خمینی به طور علنی این فتواها داده می شود، موضوع دیگر تروریسمِ دولتیِ آشکار است که باید بعنوان اقدامی تروریستی و جنایتکارانه از سوی سازمان ملل نه تنها محکوم شود بلکه از سوی پلیس بین المللی این اقدامات جنایی که «از پیش تأمل شده و عمدی» هستند، مورد تعقیب قرار گرفته و عاملان آن مجازات شوند! تشکیلاتهایی نظیر نایاک در آمریکا عملاً این جریانات رژیم اسلامی را سفید شویی می کنند و بازوی قانونی این سازمانهای جنایتکار مذهبی هستند که تفاوتی با سازمانهای جنایتکار مافیایی در آمریکا لاتین ندارند و در نمونه ی کار رژیم اسلامی در آرژانتین، احتمالاً مافیای مواد مخدر آمریکای لاتین و گروههای اسلامگرای جنایتکار در همکاری نزدیک با هم بوده اند و هنوز کشمکشهای مرتبط با ترورهای دولتی و همدستی برخی از اعضای دولتهای پیشین در آرژانتین ادامه دارد!

 

در چنین بحبوحه ی عملکردهای جنایی اسلامگرایان در سطح جهانی، بزرگانی نظیر آقای مجید توکلی و آقای حسین رونقی ملکی به رغم همه ی مخاطراتی که برایشان دارد از داخل ایران دارند جریانات لابی ایست نظیر نایاک را در رابطه با موضوع واقعی حقوق بشر مورد سؤال قرار می دهند وقتی یک عده عوامل رژیم اسلامی در آمریکا با پول رژیم اسلامی دارند به سفید شویی این اعمال جنایتکارانه در همین آمریکا اقدام می کنند و آنها برای دستکم سه دهه و مشخصاً در زمان رفسنجانی و خاتمی در خارج از کشور مشغول کار کردن برای این مافیای لابیگر و فریبکار برای جهت دادن به اپوزیسیون برای ضدیت با تغییر رژیم در ایران بوده اند. تعجب این است که نیروهای حقوق بشری در خارج کشور همچنان در رابطه با ایران و کشورهای با رژیمهای اسلامی، کماکان در همان چارچوبی فعالیت می کنند که وقتی با تضییقات حقوق بشری در کشورهای سکولار روبرو هستند! آیا با چنین چارچوبی می شود در مورد کشوری نظیر ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی که با گیوتین محصول داخل کشور هر روز انگشت می برد، فعالیت حقوق بشری کرد. واقعاً که این دوستان در داخل ایران فقط این نیست که از خودگذشته هستند، که هستند؛ اما مهمتر این است که چون در ایران همه ی این سالها فعالیت کرده اند اصل موضوعی را فهمیده اند که بسیاری از فعالان حقوق بشر در خارج کشور هنوز درک نکرده اند و همچنان فکر می کنند در ایرانِ سالهای 1332 تا 1342 زندگی می کنند! قبلاً به اندازه ی کافی در مورد واقعیت اپوزیسیون در خارج نوشته ام و نمی خواهم تکرار کنم و خوشبختانه با ورود کسانی نظیر خانم مسیح علینژاد، فضای خارج کشور به کُندی، ولی خوشبختانه دارد تغییر می کند! اما بسیاری از انتظارات به حق فعالین داخل ایران از خارج کشور به همین دلائل همچنان عملی نیست. شخصاً در خارج کشور تنها فعال سیاسی و حقوق بشری معروف که در همه ی 43 گذشته دیده ام خانم مسیح علینژاد است که واقعاً کار می کند، و بیشتر فعالان قدیمی نه تنها از ایشان حمایت نمی کنند بلکه چوب لای چرخ فعالیتهای ایشان می گذارند که واقعاً مایه ی تأسف است! با یک دنیا پوزش از آقای مجید توکلی و همه ی خوانندگان که در این پاراگراف آخر از موضوع این مقاله که خبرهای بازداشت و زحمات آقای مجید توکلی برای مردم ایران و جنبش مدنی بود، دور افتادم و با بهترین آرزوها برای همه!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

دوم مهر ماه 1401
September 24,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH