Sam Ghandchiسام قندچي اراده ی ایجاد تغییر، سخنرانی فردای رضا پهلوی و سالروز پانزده خرداد

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4296-reza-pahlavi-15khordad.htm

پی نوشت 13 خرداد ماه 1401: رضا پهلوی: سخنی با هم‌میهنان در سراسر جهان (13 خرداد ماه 1401)

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12      13     14     15     16     17     18     19     20     21     22     23     24     25     26

 

reza-pahlavi-15khordad

 

دو روز دیگر سالروز پانزدهم خرداد سال 1342 است و یکسال دیگر، 60 سال از آن روز تاریخی می گذرد! فردا هم آقای رضا پهلوی برای مردم ایران سخنرانی دارند، و شاید در رابطه با انقلاب ترقی خواهانه ی قرن بیستمی مردم ایران که اکنون در خوزستان، در پی فاجعه ی فروریختن ساختمان متروپل در آبادان، شعله های آن که از خیزش 96 آغاز شده بود، زبانه کشیده است. در زمان خیزش ارتجاعی 15 خرداد سال 1342 آقای رضا پهلوی کمتر از 2 سال سن داشتند و این نگارنده در آن زمان کمتر از 12 سال سن داشتم و آنروز را به خاطر دارم و درباره ی پانزدهم خرداد 1342، در گذشته نوشته ام و نیازی به تکرار نیست. بعدها نیز در کنفدراسیون به درستی 15 خرداد نقطه ی عطف مبارزات مردم ایران در زمان محمدرضا شاه خوانده می شد، اما تصور می شد 15 خرداد نقطه ی عطفی برای اعتلای مبارزات آزادیخواهانه ی مردم بسوی ترقی و پیشرفت بوده در حالیکه برعکس نقطه ی عطفی شد در فاصله گرفتن جنبش مردم ایران از اهداف ترقی خواهانه ای که از زمان جنبش مشروطه مطرح شده بود و متأسفانه پس از انقلاب سفید شاه، شعارهای اولیه ی درست «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه»، جای خود را به نفی هرگونه اصلاحات در رژیم شاه دادند و چندی نگذشت که مشی چریکی نه تنها جنبش چپ ایران بلکه کل فعالیتهای سیاسی طیفهای مختلف اپوزیسیون آن زمان را تحت الشعاع خود قرار داد، از مجاهدین تا حتی جبهه ملی، و آنچه کاملاً فراموش شد تفاوت «ترقی خواهی» و «واپسگرایی» بود که تا انقلاب 57 و بعد از آن ادامه یافت، آنچه در رساله ای تحت عنوان «ترقی خواهی در عصر کنونی» در سال 1363 (1984 میلادی) مورد بحث قرار داده ام، و سال گذشته نیز در یک گفتار کوتاه 5 دقیقه ای در مورد ترقی خواهی و واپسگرایی، این موضوع را توضیح دادم و خوشحالم که آن ویدیو (*) مورد استقبال بسیاری از دوستان قرار گرفته و سپاسگزارم.

 

اما فردا جمعه، آقای رضا پهلوی قرار است سخنرانی بسیار پراهمیتی داشته باشند. از روزی که آقای رضا پهلوی در سخنرانی تاریخی خود در اسفندماه 1399، پایان حکومت موروثی و حمایت خود را از یک جمهوری واقعی برای ایران، نظیر آنچه در جمهوریهای دموکراتیک واقعی در دموکراسی های اروپا و آمریکا چند قرن است شاهد آن هستیم، اعلام کردند، دیگر شخصاً حمایت خود را از ایشان اعلام کرده ام و این از خودگذشتگی آقای رضا پهلوی را از همان روز تحسین کردم و لغت ازخودگذشتگی اغراق نیست چرا که هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی و حتی از نظر شخصی و خانوادگی، تصمیم بزرگی بود. برای هر کدام از ما صرفنظر کردن از ارثیه ی خانوادگی که دیگر با پایان خانخانی در ایران اساساً اقتصادی است و نه به ارث رسیدن مقامات سیاسی، بازهم تصمیمی سخت است و واقعاً برای آقای رضا پهلوی و خانواده شان، صرفنظر شخصی از یک ارثیه ی بزرگ خانوادگی، سیاسی و اقتصادی، بزرگترین فداکاری برای دموکراسی و ترقی در ایران بود، و خود آقای رضا پهلوی در واقع بزرگترین سخنگوی «جمهوریتخواهی» شده اند که «جمهوریخواهی» را در بر میگیرد و نه بالعکس؛ آنچه که جمهوریهای واقعی نظیر آنچه در اروپا و آمریکا می بینیم را از "جمهوریهای" قلابی کشورهای کمونیستی و بعثی و امثالهم جدا می کند! در نتیجه یکسال و نیم پیش، از همان روز اولِ سخنرانی تاریخی آقای رضا پهلوی در اسفندماه 1399، حمایت خود را از ایشان اعلام کردم. شخصاً با آقای رضا پهلوی، شهبانو فرح پهلوی، و پرنسس نور پهلوی و کلاً خاندان پهلوی هیچگونه تماس شخصی در همه ی این سالها چه پیش از انقلاب 57 و چه بعد از آن نداشته ام با اینکه در مورد خاندان پهلوی بسیار قلم زده ام. در واقع شخصاً شاید بیش از هرکسی در نقد آقای رضا پهلوی در گذشته نوشته ام و عادت هم ندارم مطالبی را که می نویسم از اینترنت حذف کنم و اگر در *اینجا* کلیک کنید همه ی آن مطالب در اینترنت همچنان قابل دسترسی است. اگر امروز می خواستم آن نقدها را بنویسم مطمئن هستم آنگونه که نوشته ام، نمی بود و اگر در هرجایی به آقای رضا پهلوی و خانواده شان توهین کرده باشم، عذرخواهی می کنم و کسی هم این را از من نخواسته که بنویسم و مثل همه ی آنچه می نویسم نظر خودم است، ولی همانطور که در یادداشتی سال گذشته تحت عنوان «در حاشیه ی پیام شهبانو فرح پهلوی به مناسبت چهل و یکمین سالروز درگذشت شاهنشاه فقید ایران»، شرح دادم، اصل مخالفتم همیشه با سیستم سلطنت بود و نه شخص شاه یا آقای رضا پهلوی، و نظیر جان لاک، با سیستم سلطنت برای حاکمیت مخالف بوده و هستم، چه در ایران باشد چه در بریتانیا، و از دیدگاه این قلم، بازهم نظیر دیدگاه جان لاک، مقامات سیاسی نباید بر اساس موروثی باشند، و جان لاک در همان انگلستان به دلیل این دیدگاهش تبعید به آمستردام شد! به هر حال شخصاً خیلی هم برایم مایه ی افتخار است که با خانواده ی پهلوی بیشتر آشنا شوم ولی چنین فرصتی پیش نیامده و برایشان بهترین آرزوها را دارم. اما برویم سر اصل بحث امروز:

 

سخنرانی فردای آقای رضا پهلوی اهمیت بسیار بالایی برای ایران خواهد داشت و شاید بعد از تصمیم ایشان برای پایان دادن به حکومت موروثی در اسفندماه 1399، فردا نیز آنچه در سخنرانی خود بگویند، اهمیت تاریخی پیدا کند و شاید نظیر پانزدهم خرداد سال 1342، نقطه ی عطفی در تاریخ ایران شود، اما در جهت ترقی خواهی و نه واپسگرایی! واقعیت این است که ما در برهه ای از تاریخ ایران قرار داریم که باید حکومت مذهبی را به کنار بگذاریم. در واقع این واقعیت بازگشت رژیم اسلامی در ایران و برخی دیگر از کشورها، از عجایب تاریخ است که در قرن بیست و یکم، اکنون در ایران، برای نزدیک به نیم قرن حکومتی نظیر کلیسای واتیکانِ قرون وسطی را، تجربه کرده ایم. برای درک زندگی مردم در زمان حاکمیت کلیسای واتیکان در قرون وسطی، کافی است به نقل قول کوتاهی از یک کتاب که در مقدمه ی مقاله ای که سالها پیش نوشته بودم رجوع کنید، وقتی در آن نقل قول وضعیت حتی مراسم سینه زنی در واتیکان، هنگام در آتش سوزاندن جوردانوبرونو توصیف شده! به هرحال امروز مسأله ی تحلیل این موضوع نیست که چگونه ما در قرن بیست و یکم گرفتار چنین رژیم قرون وسطایی شده ایم که سالهاست درباره اش بحث کرده ایم. به قدرت رسیدن رژیم اسلامی در ایران خیلی آگاهانه انجام شده و اگر به کتاب ولایت فقیه آیت الله خمینی مراجعه کنید خیلی روشن حکومت اسلامی مورد نظر خود را به حکومت واتیکان در اروپا در قرون وسطی و نیز به حکومت امپراطوری عثمانی تشبیه می کند! به هر حال اصل بحث دیگر این نیست که چگونه به این رژیم رسیدیم بلکه هدف، اکنون، عبور از حکومت اسلامی و ایجاد حکومتی سکولار دموکرات و آینده نگر است که دوست عزیز دکتر اسماعیل نوری علا سالهاست در جنبش سیاسی ایران نه تنها مورد بحث قرار داده بلکه به سازماندهی برای تحقق آن پرداخته و علاقمندان بهتر است با ایشان تماس بگیرند!

 

اما اصل بحث امروز برای ملت ایران فقط یک چیز است و آنهم «اراده ی ایجاد تغییر»! 10 سال پیش در مقاله ای موضوع اراده ی ایجاد تغییر و برخورد نیروهای مختلف سیاسی را به آن توضیح دادم. در این وضعیت، مطمئناً نقش آقای رضا پهلوی بسیار برجسته خواهد بود؛ و امروز در خوزستان، مردم ایران به روشنی اراده ی ایجاد تغییر را از خود نشان داده اند! من نمی دانم فردا در سخنرانی خود آقای رضا پهلوی چه خواهند گفت، اما مطمئن هستم که «اراده ی ایجاد تغییر» برای پایان دادن به رژیم اسلامی و برقراری حکومتی سکولار دموکرات در ایران، آشکار، و شکل گیری نقطه ی عطفی برای پایان دادن به «واپسگرایی» در ایران، این ارثیه ی جنبش پانزده خرداد 1342، غیرقابل انکار است؛ و مطمئن هستم برای این مهم، آقای رضا پهلوی نقش برجسته ای ایفا کرده و خواهند کرد! در پایان اشاره کنم که در مورد گزینه های محتمل برای اقدامات بعدی آقای رضا پهلوی جهت سازمان دادن این مهم در گذشته بحث کرده ام و حرف تازه ای نیست جز آرزوی موفقیت برای ایشان و همه ی دست اندرکاران انجام این مهم!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

دوازدهم خرداد ماه 1401
June 2,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH