Sam Ghandchiسام قندچي بخش دوم بحث کادرهای حزب سکولار دموکرات ایرانیان درباره ی آینده نگری

«در حاشیه ی پادکست دوره  سوم شماره 11 تحت عنوان ما و آینده نگری»
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3978-isdp-ayandehnegari-part2.htm

http://isdmovement.com/2021/0121/010421/010421-Sam-Ghandchi-On-SD-Podcast11.htm 

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18     19

 

isdp-ayandehnegari-part2  

 

دو روز پیش کادرهای حزب سکولار دموکرات ایرانیان، در ادامه ی بحثِ هفته ی گذشته ی خود تحت عنوان «حزب سکولار دموکرات و آینده نگری»، که در آن تمرکز بر موضوع «آینده نگری چیست؟»، قرار داشت، نشست تازه ای داشتند که موضوع «انواع و لوازم آینده نگری» را، مورد بحث قرار دادند. دکتر اسماعیل نوری علا در آغاز بحثِ خود، سه موضوع را مطرح کرد، یکی در مورد اصطلاح «آینده نگر» در زبان فارسی بعنوان معادل برای اصطلاح «فیوچریسم» و طرح اصطلاح «آینده مداری» بمثابه یک آلترناتیو، و دو دیگر اینکه آیا فقط باید دولت، آینده نگر باشد، یا که ضرورت دارد احزاب نیز آینده نگر باشند، و بالاخره اینکه انواع آینده نگری تحلیلی، نظری و مشارکتی برای حزب به چه معنی است؟ تا آنجا که به موضوع اول مربوط می شود برخی در فارسی خواسته اند اصطلاح «آینده گرا» را به کار ببرند. شخصاً آن اصطلاح را نمی پسندم و دلیلش اینکه این برداشت را می دهد که گویی آینده چیزی است که ما می دانیم چیست و می خواهیم بطرف آن برویم. البته در عین حال در سوی دیگر افراط، آنهایی قرار دارند که ابداً نمی خواهند آینده ای را تعریف کنند و بسوی آن هدفگیری کنند، مانند «انجمن جهان آینده»، و عملاً آنقدر منفعل می مانند که از بین میروند! در نتیجه دکتر نوری علا درست می گویند که اگر از «آینده نگر»، منظور فقط نگاه به آینده باشد بدون اقدامی برای خلقِ آینده، در آنصورت با چنین مشکلی که «انجمن جهان آینده» با آن روبرو ست، مواجه خواهیم شد. در زبان فارسی، برای این نگارنده، اصطلاح آینده نگر، همانطور که دکتر نوری علا نیز بر موضوع دانش تأکید کردند، به معنی کسی است که با استفاده از دانش، ژرف اندیش است و نه آنکه فقط مشاهده گری سطحی، و حتی چشمها برای نگریستن نظیر برداشت کانت از حسیات، از جمله حس بینایی فرد، در خود تفکر تعبیه دارد، اما اگر برای امتناع از برداشت اول از نگرش، کسی اصطلاح «آینده مدار» را به کار ببرد، شخصاً مشکلی با آن ندارم؛ اما مطمئناً با اصطلاح «آینده گرا»، مخالفم و درباره ی علت مخالفتم نیز به تفصیل هم به فارسی و هم انگلیسی بحث کرده ام و حتی آرزو داشتم اصطلاحی نظیر «اینده نگر» در زبان انگلیسی وجود داشت، که ندارد و معادلش در انگلیسی دقیقاً همان معنای مشاهده گر را می دهد که دکتر نوری علا به درستی می خواهد از آن اجتناب کند. در کتاب «گرودیی زیر میکروسکوپ» نیز به این بحث از لحاظ فلسفی اشاره شده است. اساساً یک آینده نگر، سناریوهای مختلف از آینده را مطرح می کند و سعی می کند سود و زیان هر کدام را ارزیابی کند و به نسبتی که سناریویی دورنمای بهتری داشته باشد، برای تحقق آن تلاش می ورزد، و ابزارهای مختلفی نظیر دلفی، آنالیز زمینه مثلاً در متن روزنامه ها، و غیره در آینده نگری تحلیلی مورد استفاده قرار می گیرند. حالا بیائیم به سوسیالیستها فکر کنیم که از زمان مانیفست مارکس و انگلس آینده ای را که در آن مالکیت خصوصی از بین برود و مالکیت عمومی که در واقعیت معنایی جز مالکیت دولتی ندارد را، ایده آل خود می دیدند و برای تحقق آن تلاش کردند چون فکر می کردند این کار آنها را به جامعه ی بی طبقه می رساند و پایان استثمار انسان از انسان. اگر در مورد مالکیت دولتی، کار آینده نگری کرده بودند، می توانستند همان زمان قرن نوزدهم تشخیص دهند که در واقع بوروکراسی دولتی را با این طرح، جایگزین سرمایه داران خصوصی خواهند کرد که حتی دیگر مبنای اقتصادیِ رقابت را نیز برای کنترلش از بین برده اند و عملاً به دسپوتیسم خواهند رسید، و تئوری دیکتاتوری پرولتاریا و ایدئولوژی کمونیستی و سِحر آمیزِ جهان بینیِ ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی نیز، مکمل طرح اقتصادی آنها شد که ما امروز آن مجموعه را توتالیتاریسم می نامیم. حالا آیا آینده نگرها چنین اشتباهاتی نمی کنند؟ چرا، همان مثال «انجمن جهان آینده» که در بالا ذکر شد، اشتباهی در قطب متضاد بود وقتی آن انجمن اصلاً وظیفه ی خود را انتخاب میان سناریوهای مختلف قرار نداد و فقط کارش عملاً مثل یک مؤسسه آمار بود و حتی بسیار ضعیف تر از مثلاً «سازمان برنامه» در ایران، چرا که مؤسسه ای غیرانتفاعی بود که به دولت یا جایی قرار نبود خدماتی ارائه کند! شاید مؤسساتی نظیر «رند» در آمریکا که مشتریان دولتی یا خصوصی دارند، موفق تر هستند، البته یک بیزینس هستند! به هر حال به همین دلیل در سال 2003 یعنی دوسال بعد از نخستین بحران بزرگ تکنولوژیهای جدید در «سیلیکان ولی» در آمریکا که اساساً اقتصاد را در آن منطقه در شمال کالیفرنیا برای حدود 7 سال نابود کرد، «انجمن جهان آینده» حرفی برای گفتن نداشت چون هیچوقت وظیفه ی خود را رهبری سیاسی یا اقتصادی نمی دید. به همین دلیل خانم جوانی که برای آقای ادوارد کورنیش کار می کرد از آنجا رفته و در مجله ی وایرد در آنزمان کار گرفت و مقاله ای منتشر کرد تحت عنوان «آینده نگری مرده است» و در آن مقاله، همه ی دم و دستگاه «انجمن جهان آینده» و خود آقای ادوارد کورنیش را به تمسخر گرفت، و مجله ی «وایرد» را بعنوان نمونه ای موفق، مطرح کرد. در واقع او داشت «سیب» را با «پرتقال» مقایسه می کرد، چون مجله ی وایرد یک مجله ی علمی نظیر مجله ی «دانشمند» است که پیش از انقلاب در ایران منتشر می شد، یا مجلاتی نظیر «فرارو» که امروز در ایران منتشر می شوند، و آن مجلات روندهای علم و تکنولوژی را دنبال می کنند و مشتریان خود را دارند، در حالیکه «انجمن جهان آینده» را آینده نگرهایی تشکیل می دهند که نوعی فعالیت آینده نگریِ مشارکتی بر اساس ایده آلهای خود دارند، و دلیل عدم موفقیت آنها این بود که حاضر نبودند واقعاً رهبری در عرصه ی سیاسی یا هیچ عرصه ی دیگری بکنند در حالیکه در آنزمان دیگر تکنولوژی های فراصنعتی نیاز به رهبریِ فکری و سیاسی داشت، که البته بعداً شکل گرفت و امروز شرکتهای «سیلیکان ولی» خیلی آمده اند در واشنگتن وکیل استخدام کرده اند و در عرصه ی سیاست فعال هستند. اتفاقاً در همان سال 2003، صاحب این قلم در مورد این ماجرا، مقاله ای در پاسخ آن خانم منتشر کردم تحت عنوان اینکه آیا می خواهیم آینده نگرها پیشگو باشند یا فرمانده! متأسفانه آن مقاله را هیچوقت به فارسی ترجمه نکردم. بحث امروز دوستان در حزب سکولار دموکرات ایرانیان واقعاً جالب بود که دقیقاً همین موضوعِ «هدف» هر جمع آینده نگر را بحث می کند و دقیقاً اگر کسی عضو دولت است یا عضو یک حزب، سناریوهای مختلف سیاسی یا اقتصادی آینده می تواند برایش مدنظر باشد. بحث آقای عباس دانشور نیز در ارتباط با خیزش فاشیسم دوباره بحثی بسیار جالب در مورد هدف آینده نگرها است یعنی اگر آنهایی که در عالم سیاست در دولت وایمار فعال بودند یا در حزب سوسیال دموکرات آلمان حضور داشتند، چرا به این رشد فاشیسم واکنش درست نشان ندادند. اتفاقاً کائوتسکی که لنینیستها در آنزمان به او تا می توانستند حمله می کردند، موضوع یهودیان در آلمان را در همان زمان مورد بررسی قرار داد و خودم آن کتاب را سالها پیش خواندم که بحث نژاد در رابطه با یهودیان در آنزمان در آلمان، از همانوقت مطرح شده بوده که آقای عباس دانشور به درستی یادآور شدند. کتاب کائوتسکی در مورد یهودیان و بحث نژاد بسیار خواندنی است هرچند شاید کمتر کسی نام آن کتاب را شنیده باشد! در یادداشتی دو سال پیش در مورد آن کتاب کائوتسکی، اشاره ای داشتم. یک بحث خوب دیگر نیز در این جلسه ی دو روز پیش کادرهای حزب سکولار دموکرات ایرانیان، توسط خانم نسترن نیکی علیی مطرح شد در رابطه با شکل گیری داعش و کمربند سبز که القاعده و طالبان را نیز شامل می شد، و چهار سال پیش در نوشته ای تحت عنوان «هیولای اسلامگرای فرانکنشتاین»، به این موضوع اشاره شده بود. بحث خانم نسترن نیکی علیی بسیار درست است و متأسفانه حتی امروز که در فرانسه بعد از گردن زدن یک معلم مدرسه توسط اسلامگرایان، طرحهایی جهت آموزش سکولاریسم ارائه شده، کاری جدی در غرب برای مقابله ی فکری و ایدئولوژیک با کوکلاکس کلانهای اسلامی هنوز آغاز نشده، با اینکه از تجربه ی یازدهم سپتامبر در نیویورک 20 سال می گذرد، هرچند جهان را تکان داد! به قول ادوارد کورنیش کسی حاضر نیست برای کودکانی که هنوز آواره نشده اند، اعانه بدهد، کار آینده نگری پیشگیری است و همیشه تأمین منابع مادی برای انجام آینده نگری، بسیار دشوار است. با این حال اگر احزاب سیاسی بر موضوع آینده نگری تأکید کنند می توانند از بسیاری فجایع جلوگیری کنند چون با عالم سیاست در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند. اشتباه بزرگ آینده نگرهای آمریکا این بود که از عالم سیاست دوری جستند که خود بحث مفصلی است که یکبار به زبان انگلیسی مطلبی درباره ی دلیل آن نوشتم، اما چون بیشتر به جنبش آمریکا مرتبط است، و فرصت هم نداشتم، متأسفانه به فارسی ترجمه نشده است. امروز آینده نگرهای آمریکایی در هر دو حزب اصلی آمریکا حضور دارند، اما فراکسیون جداگانه ای ندارند. ضمناً مایه افتخار اینجانب است که دوستان مطالبی را که در این عرصه نوشتم، سودمند یافته اند. با بهترین آرزوها برای دوستان حزب سکولار دموکرات ایرانیان که کاری سترگ دارند انجام می دهند وقتی اهداف مشخص آینده نگری را در عرصه ی سیاست ایران مقابل خود قرار داده اند و مشخصاً طرحی برای رسیدن به سکولار دموکراسی آینده نگر برای ایران مطرح و ابعاد دموکراسی و موانع مقابل آنرا برای به سرانجام رساندن چنین سناریویی از جمله در گیتی مداری شماره ی 6 به تفصیل مورد ارزیابی قرار داده اند. با بهترین آرزوها برای دوستان در سال نو جهانی.

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

دوازدهم دی ماه 1399
January 2, 202
1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH