Sam Ghandchiسام قندچي ماتریالیسم دیالکتیک: سحرآمیزی مارکسیستی جهان بینی علمی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3170-marxist-dialectics.htm

Dialectical Materialism: Marxist Mystification of Scientific Worldview

http://www.ghandchi.com/3170-marxist-dialectics-english.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11   

 

marxist-dialectics

 

«ماتریالسم دیالکتیک» جهان بینی رسمی کمونیسم در عصر استالین بود؛ و مارکسیستها همیشه از ایدئولوژی خود بعنوان جهان بینی علمی درباره طبیعت و جامعه سخن گفته اند که قدمت آن به دکارت و متد علمی او در عصر جدید، و حدود دو هزار سال پیش از او، به فلسفه ی ارسطویی در عصر باستان میرسد، و در واقع با آغازشِ خودِ مارکس و انگلس، برخورد مارکسیستها به توسعه اجتماعی، بیش از اکثر مکاتیب فکری قرون نوزدهم و بیستم، ابژکتیف بود. با اینحال سحرآمیزی جهان بینی علمی به شکل «ماتریالیسم دیالکتیک» با خود مارکس و انگلس آغاز شد، وقتی مارکس مدعی شد که با قبول ماتریالیسم فوئرباخ، دیالکتیک هگل را که بر سر خود ایستاده بود واژگون و برپاهایش استوار کرده، و همچنان از اصطلاح "دیالکیتک" تا پایان عمر در همه ی آثار خود استفاده کرد، گرچه با چاشنی «فیزیکالیسم»، در صورتیکه «دیالکتیک» یکی از روشهای گوناگون گمانه زنی درباره واقعیت است که در کنار «آزمون و خطا»، «استقراء»، «استنتاج»، روشهای آروینی یا «هیوریستیک»، و غیره به کار برده می شود، و هیچ خاصیت سحرآمیزی نیز در انتخاب «دیالکتیک» در میان گزینه های دیگر منطق برای گمانه زنی در کار علمی وجود ندارد. اما سحرآمیزی «دیالکتیک» بویژه توسط آنها بسیار شگفت انگیز بود وقتی هردو مارکس و انگلس نه تنها ترسی از قبول توضیحات داروین درباره ی تکامل بشر نداشتند بلکه از آن استقبال کردند، هنگامیکه در مقایسه، کلیسای کاتولیک در سالهای پایان قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم هرچه بیشتر فلسفه ی هگلی را مورد پذیرش قرار داد. مطمئن نیستم، اما شاید تصمیم مارکس و انگلس در این مورد به این خاطر بوده که می خواسته اند آیین مارکسیستی شان چیزی شبیه مذهب شود، دوباره تأکید کنم که نمی توانم چنین نظری را با اطمینان ادعا کنم. به هر حال، تا آنجا که به کلیسای کاتولیک مربوط می شود، می دانیم که در زمینه ی فلسفه، تا قرن دوازدهم از افلاطون و بعد هم از ارسطو پیروی می کردند. حتی انگلس که در سحرآمیزی "دیالکتیکی" جهان بینی علمی و خلق کردن به اصطلاح ماتریالیسم دیالکتیک، از طریق نوشتن کتابهایی نظیر «دیالکتیک طبیعت» که به سبک «فلسفه ی طبیعت» هگل نوشته شده و در عین حال از آخرین دستاوردهای علمی زمان خود استفاده کرده، در دومین مقدمه «آنتی دورینگ» در اواخر عمر خود، خیلی «پوزیتیویست» است و نه تنها می گوید که نیاز به تأمل فلسفی در آینده فقط در عرصه منطق لازم است، بلکه حتی نیاز به استقلال فلسفه را بر این اساس رد می کند و می گوید علوم مختلف دیگر قادرند مسائل مختلف دانش را بدون نیاز به هرگونه فلسفه ای که همه ی آنها را در بر گیرد، به کار خود ادامه دهند.  گرچه شخصاً فرازجویی فلسفه ی ارسطویی را جهت جستجوی مداوم برای کشف حقیقت، در عصر علوم رد نمی کنم، اما اساساً تا آنجا که به درک طبیعت و جامعه مربوط می شود، مثلاً تلاشهای کنونی برای فهمیدن و معالجه ی پاندمی ویروس کرونا، حق با پوزیتویستها است و بحثهای فلسفی در مورد شکنندگی و احساسات بشر در روبرو شدن با بلایای طبیعی نظیر دوران بودا در عصر باستان و اسپینوزا در عصر مدرن است، و اصل کار را علم انجام می دهد. مایه ی تأسف است که بسیاری از چپی ها تا به امروز بر سحرآمیزی جهان بینی علمی از طریق عقب رفتن به دیالکتیک مارکسیستی و هگلی پافشاری می کنند که نظیر یک جهان بینی مذهبی برای آنها است. این نگارنده آینده نگر هستم و نه چپ، اما این واقعیت ممکن است بیشتر به نحوه تعلیم و تربیت مذهبی پیشین آنها مرتبط باشد تا که به این موضوع که چپگرا هستند یا نه، همانطور که به تازگی در نوشتاری تحت عنوان «سکولاریسم: مشکل اصلی دینداران پیشین خرافات نیست»، مورد بحث قرار گرفت.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و یکم اسفند ماه 1398
March 11, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH