Sam Ghandchiسام قندچي دلیل دوام رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی فقدان آگاهی مردم نیست
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2843-aagahi.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2YGlqpf    http://bit.ly/32nxJbn

 http://bit.ly/2MJYbIf     http://bit.ly/2LgKSMj

 

aagah

 

روز گذشته اعلام کردم که کار انتشاراتی را به دلیل مشکلات مالی متوقف می کنم، و باید بکنم، اما دوباره بحثی پیش آمده که نمی توانم حرفی نزنم. دوام رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی، به دلیل فقدان آگاهی مردم نیست. سالها پیش در نوشتاری تحت عنوان «گالبریت، آناتومی قدرت، و دموکراسی در ایران»، توضیح داده شد که در یک زمان، شکل اصلی قدرتِ یک رژیم، «قدرت تبعی» است. با تأکید بر بحث گالبریت، رژیم اسلامی حاکم بر ایران سالهاست از آن مرحله گذشته، و شکل اصلی اعمالِ قدرت در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم اسلامی، در درجه اول «قدرت کانداین» نظیر «زور سرنیزه»، و در درجه بعد نیز، «قدرت پاداشی» است. به همین دلیل پیروزی بر این رژیم، اساساً نه از طریق آگاهسازی مردم بلکه از طریق سازماندهی مخالفت مردم با این رژیم، امکانپذیر است. البته همیشه آگاهسازی مردم با ارزش است و حتی با سوادترین مخالفان رژیم نیز هر روز می توانند حرف تازه ای یاد بگیرند، اما اصل بحث این است که با بحثهای آگاهسازی مردم، این اشتباه را نکنیم که گویی «قدرت تبعی» شکل اساسی اعمالِ قدرت در رژیمِ اسلامی در حال حاضر است، که نیست، در حالیکه مثلاً در سال 1358 شکل اصلی اعمالِ قدرت خمینی، «قدرت تبعی» بود، گرچه خیلی زود نیاز به ایجاد سپاه پاسداران یعنی قدرت کانداین پیدا کرد که همانزمان ایجاد شد. به این موضوعِ آگاهی، در مقاله ی دو روز پیش نیز با عبارت «مردم بیش از افشاکنندگان درباره واقعیات این رژیم می دانند»، اشاره شد، و منظور فقط «افشاگری» نبود و آگاهسازی را نیز شامل می شد که بیش از حد در میان اپوزیسیون ایران عمده شده است. کسی هم که این آگاهسازی را عمده کرد، آقای میرحسین موسوی قبل از حصر بود، و منظورش نیز تبلیغ مکرر نوستالژی بازگشت به عصر طلایی خمینی بود که از نظر ایشان آگاهسازی است. به هر حال آگاهسازی مردم از نظر هر نیروی سیاسی متفاوت است، اما مردم ایران سالهاست در مورد این رژیم بسیار آگاه هستند و به زور سرنیزه و همچنین از طریق روشهای پاداشی با استفاده از پول نفت که در اختیار دولت است، ساکت نگهداشته شده اند، که اگر نوشته ی در مورد آناتومی قدرت که در بالا اشاره شد مورد مطالعه قرار گیرد، کل این داستان آشکارتر می شود.

 

حالا اجازه دهید به بحث «همه با هم» بپردازیم که به درستی دکتر اسماعیل نوری علا و آقای میلاد آقایی مطرح می کنند. سه جریان در 40 سال گذشته تشکیلات برای تغییر رژیم ساخته اند: مجاهدین، سلطنت طلبان و جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر. دو جریان اول اساساً در صحنه سیاست 40 سال گذشته، با هدف «تغییر رژیم» حضور داشتند، اما جریان سوم، بخش اساسی اش در پی اصلاحات بود. در واقع غیر از سه جریان سیاسی مورد اشاره، اساساً در این 40 سال بقیه جریانات سیاسی در جهت اصلاح رژیم فعالیت کرده اند: اصلاح طلبان اسلامی، چپ، و جبهه ملی. اگر کسی می خواهد در ایران برای تغییر رژیم کار کند از وجود دو انتخابِ اصلیِ این 40 سال در این راستا، یعنی مجاهدین و سلطنت طلبان، آگاه است، و می تواند به تشکیلاتهای آنها بپیوندند. انتخاب سوم یعنی جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر، هنوز بعنوان آلترناتیوِ برای تغییرِ رژیم، سازماندهی نشده اند و اساساً به مثابه بخشی از جریان اصلاح طلبی شناخته می شوند. اینکه چرا مردم هنوز در خیابانها نیستند موضوع دیگری است. به اصطلاح عبور از دره در هر حرکتی آغاز کار نیست، پایان کار است. در اوائل سال 1356، شامگاهی بود که در پیاده رو خیابان آیزنهاور در مقابل دانشگاه آریامهر راه می رفتم، و عده ای از دانشجویان که شاید کمتر از 100 نفر بودند به بیرون از دانشگاه آمده و در همان پیاده رو از سوی دیگر در حرکت بودند و شعار می دادند و پلیس نیز آنها را شدیداً با باتون سرکوب کرد.  شش ماه بعد از آن تاریخ، شبهای شعر انستیتو گوته بود، و تظاهرات میلیونی هم در سال بعد، شکل گرفت. عبور از دره یا به قول آمریکایی ها، کراسینگ دِ کَزِم، اینگونه است.

 

به هر حال دلیل اینکه کسانی نظیر آقای دکتر اسماعیل نوری علا و همراهانشان امروز بر فاصله گرفتن از به اصطلاح «همه با هم» تأکید دارند، و بویژه بحث مهم حقانیت که آقای میلاد آقایی مطرح کرده اند، و در جلسه ای نیز در مهستان به بحث گذاشتند، به معنی نفی ائتلاف بر سر برنامه های عملی نیست و حتی هدف، نفی ائتلافهایی نظیر آنچه حزب کمونیست چین و حزب گومیندان و آمریکا و شوروی علیه میلیتاریسم ژاپن در دوران جنگ ضد ژاپنی در سالهای جنگ جهانی دوم شکل دادند، نبوده و نیست، هنگامیکه برای مردم چین برنامه های همه ی شرکت کنندگان در آن ائتلاف، یعنی دیدگاه ها و اهداف سازمانها و دولتهایی که آن برنامه ها را نمایندگی می کردند، کاملاً روشن بود. خصوصاً آنکه، هم اکنون، شکل دادن ائتلاف برای مجاهدین و سلطنت طلبان، در موضع روشن آنها که تغییر رژیم است، تأثیری نمی گذارد، در حالیکه برای جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر، مهم است که برای مخاطبان خود روشن کنند که هدف، تغییر رژیم است، و بویژه این امر در مقطع کنونی تعیین کننده است که صف خود را مشخص کنند که هدفِ سازماندهیِ امروز آنها، برای تغییر رژیم است، و نه اصلاح طلبی و قرار دادن امثال سید حسن خمینی در جایگاه آیت الله خامنه ای، وگرنه ایجاد ائتلاف سیاسی سالها ست مورد تأیید آینده نگرها بوده و هست، و 15 سال پیش به روشنی بر این موضع تأکید شد. با آرزوی موفقیت هرچه بیشتر برای حزب سکولار دموکرات ایرانیان و جنبش سکولار دموکراسی ایران و با نهایت پوزش که این قلم به دلیل وضع بد مالی قادر نیستم همچون گذشته به فعالیت ادامه دهم و مجبورم همانطور که دو روز پیش اطلاع دادم، برای زندگی خود و خانواده ام کار انتشاراتی را متوقف کنم. به قول معروف «خانه نشینی بی بی از بی چادریست».

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هشتم شهریور ماه 1398
August 31, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH