Sam Ghandchiسام قندچي چند کلمه درباره نظرات ریچاد داوکینز

 سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2774-richard-dawkins.htm

مطلب مرتبط: http://bit.ly/2Llt8BV    http://bit.ly/2xN0elp

 

richard-dawkins  

 

حدود 25 سال پیش به زبان انگلیسی مقاله ای از این قلم درباره کاربرد تئوری میمز ریچارد داوکینز در تحلیلی از انقلاب ایران، منتشر شد و سال گذشته ترجمه ی آن نوشتار با ویرایش دوست عزیز دکتر اسماعیل نوری علا تحت عنوان «نظريهء میمز و تحليل مسئلهء ایرانیان»، انتشار یافت. هرچند آن بحث ریچارد داوکینز برایم جالب بود که به همین دلیل مطرح کردم، بلکه مهمتر آنکه در واقع آنرا نه فقط در مورد کالتهای مذهبی بلکه در نقد کالت های کمونیستی و آتئیستی هم مفید می دانم، وگرنه اساساً با نظرات فلسفی ریچارد داوکینز هیچ نزدیکی احساس نمی کنم، و علاقمند به گذاشتن وقت حتی برای نقد کتابهای او نیستم و از دیدگاه اینجانب بیش از اهمیتی که دارند در مطبوعات مطرح شده اند، و برایم مهم نیست که شخصاً آنها را مورد بحث قرار دهم که از دیدگاه این قلم حرف تازه ای ندارد. اما تا آنجا که به نگارنده ی این سطور مربوط می شود، در عرصه ی فلسفه، دیدگاه های خود را بیان کرده ام و اصراری هم ندارم که کسی بخواند، اما اگر می توانستم در یک خط در توییتر توضیح دهم آنقدر به خود زحمت نوشتن نمی دادم و یک خط می نوشتم. در نوشته های خود به برخی فلاسفه نیز اشاره داشته ام، و اگر نظرات فلاسفه ای را لازم دیده ام مورد توجه قرار داده ام، حمایت یا نقد کرده ام وگرنه لزوماً دوست ندارم وارد هر بحث فلسفی به دلائل سیاسی شوم، و برخی فلاسفه نیز ممکن است برای بسیاری مهم باشند اما برای این قلم اهمیتی نداشته باشند و نه اینجانب قرار است تقدم خود را عوض کنم و نه آنها. به قول معروف عیسی به دین خود موسی به دین خود. نه این قلم سعی می کنم وقت کسی را با تحمیل بحث معینی بگیرم و نه اجازه می دهم کسی بخواهد وقت مرا با تحمیل بحث معینی تلف کند. می دانم نظرات آقای داوکینز در میان آتئیستهای ایرانی، خیلی هوادار دارد، اما شخصاً همیشه گفته ام که خود را آتئیست نمی دانم، هرچند از حقوق بشر آتئیستها حمایت می کنم به همان شکل که از حقوق بشر بسیاری هواداران مذاهب و دیدگاه های فلسفی مختلف هم دفاع می کنم که لزوماً به معنی حمایت از مذهب یا ایدئولوژی آنها نیست. در نوشته هایی نظیر «خدا و ما» و «متافیزیک و مذهب» نظرات خود را در عرصه های مرتبط با موضوعاتی نوشته ام که شاید مورد علاقه ی آتئیستها نیز باشد، و این نیست که خواسته ام "تقیه" کنم و آن بحثها چه خوانندگان دوست داشته باشند یا نه، نظر اینجانب است و البته به این معنی نیست که نظرات این قلم درست است که وحی مُنزَل باشد، ولی آنچه نوشته ام، چه خوب و چه بد، دیدگاه های صاحب این قلم است. از همان کودکی همیشه فردی غیرمذهبی و علاقمند به علم بوده ام و در عین حال هیچ علاقه ای به دگمهای ضدمذهبی هم نداشته ام و به رغم علم گرایی، نظیر کارل پوپر به «شک هیومی» نه تنها احترام گذاشته ام بلکه آن دیدگاه فلسفی را به ویژه بعد از کشفیات فیزیک کوانتا بسیار ضروری می دانم و مثال پوپر را در کتاب دانش ابژکتیف او، در رابطه با استقراء و هیوم جالب یافته ام که با دیالوگ «آیا خورشید فردا طلوع خواهد کرد»، بیان کرده است؟ از دیدگاه این قلم نظرات فلسفی چیزی نیست که بخواهیم با فتوا تصمیم بگیریم، چه اسلامگرایان چنین کاری کنند و چه مخالفانشان، اگر خمینیسم را دیده ایم، استالینیسم و نازیسم را هم دیده ایم، و اگر کسی نظیر داوکینز این نگرش را «فلسفه بافی» قلمداد کند، این قلم ترجیح می دهم "فلسفه باف" تلقی شوم. در پایان اضافه کنم که به این بحثها ادامه نخواهم داد. نوشته هایم درباره موضوعات فلسفی در سایتم هستند و هرکسی اگر دوست دارد می تواند وقت بگذارد و دقیق بخواند یا نقد کند، اما لطفاً از اینجانب انتظار وقت گذاشتن برای بحثهای توییتری و وبلاگی در مورد این موضوعات نداشته باشید، و نه می خوانم و نه پاسخ می دهم. اجازه دهید این نقل قول را از کتاب جهان پلورالیستی ویلیام جیمز نقل کنم که در رساله «پلورالیسم و اندیشه غرب» آورده ام و بگویم که این نقل قول به معنی هواداری از پراگماتیسم ویلیام جیمز هم نیست بلکه این بحث معین او را که در کتابی تمام نشده از انتشارات هاروارد است، در ارتباط با پلورالیسم، خواندنی یافته ام:

 

"با تفسیر پراگماتیک وارانه، پلورالیسم یا دکترین آنکه کثرت وجود دارد، به این معنی است که قطعات گوناگون واقعیت «ممکن است بیروناً» مرتبط باشند. هر آنچه شما میتوانید به اندیشه بیاورید، هر چقدر بزرگ ودر برگیرنده، از نقطه نظر پلورالیستی به یک نوع یا اندازه، یک محیط حقیقی «خارجی» دارد. همه چیز به طرق گوناکون «با» یکدیگر هستند، ولی هیچ چیز همه چیز را در بر نمیگیرد، یا بر همه چیز غلبه ندارد. لغت «و» در دنباله هر جمله ای میاید. و چیزی همیشه از قلم میافتد. «نه کاملأ» بیان بهترین کوشش ها، در هر جای گیتی، جهت دستیابی به همه-شمولی بایستی ذکر شود. جهان پلورالیستی بیشتر به جمهوری فدرال شبیه است تا یک امپراطوری یا یک پادشاهی. معهذا هرآنچه بسیار بتوان جمع کرد، بسیاری دیگر حضور خود را در مرکز موثر آگاهی و عمل آشکار میسازند، که چیز دیگری خودگردان و غایب بوده، و غیرقابل تقلیل به یگانگی است. مونیسم، از سوی دیگر، تکیه دارد که وقتی ما به واقعیت توجه میکنیم، واقعیتِ واقعیات، همه چیز حاضرند به «همه چیز» دیگر، در یک همزمانی بزرگ جامعیت، که هیچ چیز یه هیچ معنی تبعی (فانکسیونل) یا اساسی، نمیتواند از بقیه جدا باشد، و همه چیز در هم، در یک تلاقی بزرگ، درهم ادغام میشوند."

William James, A Pluralistic Universe, Harvard Edition, Page 45, 1977 print


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و چهارم تیر ماه 1398
July 15, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH