Sam Ghandchiسام قندچي آیا در علوم جدید جایی برای متافیزیک وجود دارد، ویرایش دوم

سام قندچی 

http://www.ghandchi.com/2064-ScienceMetaphysics.htm

Is there Room for Metaphysics in Modern Sciences, Second Edition
http://www.ghandchi.com/2064-ScienceMetaphysicsEng.htm

 

metaphysics

پیشگفتار ویرایش دوم خرداد ماه 1397

این مقاله نخستین بار در تاریخ سیزدهم مرداد ماه 1391 در وبلاگ فرادید (1) به زبان فارسی در سایت صدای آمریکا منتشر شد (2). در مورد ارتباط میان آنچه بحث های متافیزیک خوانده شده و موجودیت بیولوژیک، کانت بحث های متافیزیک را چیزی بیش از آنچه در نقد عقل محض مورد بررسی قرار داده، نمی بیند و دلیل بقای این بحث ها را ادامه موجودیت بیولوژیک انسان می داند. سؤال این است که اگر انسان دیگر موجودی بیولوژیک نباشد آیا این بحثها نیز تمام می شوند؟ در نوشتاری تحت عنوان "دو راه در فراسوی نقطه انفصالی" (3)، با اشاره به مبحث گزاره های *ترکیبی* و گزاره های *تحلیلی* در فلسفه کانت، گفته بودم که پس از سینگولاریته همچنان هوش بیولوژیک بر هوش مصنوعی در ارتباط با گزاره های *ترکیبی* تقدم خواهد داشت؛ اما چهار سال بعد در ماه اوت 2016 با خبری که دانشمندان آی بی ام اعلام کردند (4)، مشخص شد که در آن بحث اشتباه می کردم و حق با ری کرزوایل بود، و در نتیجه هوش غیربیولوژیک خیلی زودتر از آنچه انتظار می رود، تفوق پیدا خواهد کرد که برای موضوع مورد بحث در این مقاله، تعیین کننده است (5). آخرین نکته نیز در این نوشتار بحث های سِت لوید (6) است. از دیدگاه این قلم آقای لوید جالبترین بحث های فلسفی را در دو دهه اخیر مطرح کرده اند هرچند فیلسوف نیستند و پروفسور مهندسی مکانیک در دانشگاه ام ای تی هستند. متأسفانه فرصت پیدا نکرده ام که مفصلتر در مورد نظرات ایشان بحث کنم و آنچه در این نوشتار آمده بسیار مختصر است.

-------------------------------------------

 

چند سال پیش در مقاله ای تحت عنوان متافیزیک و مذهب (7) رابطه این دو عرصه اندیشه مورد بحث قرار گرفت. حدود 35 سال پیش نیز مفصلتر به نگرش فلسفی دانشمندان و فلاسفه علوم در قرن بیستم پرداخته شد (8). امروز که نزدیک دو دهه از قرن بیست و یکم می گذرد آیا می شود گفت که هنوز اینگونه اندیشه ها در مباحثات علوم جدید قابل مشاهده هستند؟

 

اجازه دهید با نگاهی به کتاب کانت تحت عنوان تمهیداتی به هر آینده متافیزیک که پیش از آغاز قرن نوزدهم در سال 1783 نوشته شده است آغاز کنیم، نوشتاری که سلف منازعات علم، فلسفه و مذهب در قرون نوزده و بیست بود. کانت این کتاب را با تحسین جسارت هیوم در به زیر سؤال بردن علیت آغاز می کند. جالب است که علیت موضوعی مذهبی نیست و جایگاهش در تاریخ علوم، بویژه با تحکیم فیزیک نیوتونی در آنزمان، بسیار شامخ بود - دورانی که هنوز از بحث های فیزیک کوانتا که بیش از یک قرن بعد مطرح شدند، خبری نبود. حتی هدف کانت از ارائه این بحث هیوم رفتن بسوی ایده آلیسم سوبژکتیف نیست چرا که خود به روشنی نظرات اسقف برکلی را در همین کتاب، رد می کند. در نتیجه سؤال این است که چرا آنقدر طرح بحث هیوم در مورد علیت برای کانت مهم است؟

 

متذکر شوم که کانت در این کتاب به روشنی ریاضیات را بعنوان گزاره های *ترکیبی* تعریف می کند. و فضا و زمان را بعنوان مفاهیمی «اپریوری» مطرح می کند که ما را قادر می سازند ریاضیات را در مورد جهان بیرون از ذهن به کار ببریم. امروز، قرن ها بعد از کانت، دیگر بدون ریاضیات نمی توان در مورد علوم جدید حرفی زد و حتی بجای بیان، این کامپیوترها هستند که با کاربرد ریاضیات، بسیاری از آنچه را که حتی در بیان هم نمی گنجد، پردازش می کنند.

 

هدف کانت این نیست که نشان دهد تعریف هیوم از رابطه علت و معلولی بعنوان پیوستگی با بالاترین درجه، درست است. کانت با شروع این بحث هیوم می خواهد نشان دهد بسیاری از مفاهیم قبول شده در اندیشه بشر، که حتی ویژه مذهب نیز نیستند، نوعی مانع در برابر رشد اندیشه هستند و با ورود به بحث گزاره های *ترکیبی* و گزاره های *تحلیلی* و قرار دادن ریاضیات در دسته اول نشان می دهد که علوم تجربی با نگاهی تازه می توانند کارایی بیشتری پیدا کنند. به عبارت دیگر چنین اندیشه های بظاهر کفرآلود در علم، نه تنها مضر نیستند، بلکه می توانند دانش بشری را گسترش و تعمیق بخشند. البته امروز پس از آنچه کارل پوپر در فلسفه علم و دانشمندان فیزیک کوانتا در زمینه اصل عدم قطعیت انجام داده اند دیگر مشکلی برای درک اینگونه سنت شکنی های کانت در اواخر قرن هجدهم نداریم، وقتی دیگر ثابت شده است که آلبرت اینشتین نیز وقتی می گفت «خدا با تاس بازی نمی کند» اشتباه می کرد.

 

کانت تا پایان  کتاب تمهیداتی به هر آینده متافیزیک به این نتیجه می رسد که علمی تحت عنوان متافیزیک نمی تواند وجود داشته باشد و موضوعات مورد بحث در گفتمان متافیزیک چیزی نیستند بیش از آنچه در  کتاب نقد عقل محض  به آنها پرداخته است، یعنی نوعی دلیل و برهان که گویی برای انسان تا وقتی موجودیت ما به شکل بیولوژیک است، مورد نیاز می باشد. این نتیجه گیری کانت امروز نیز صادق است وقتی ما هنوز بصورت موجودی بیولوژیک زندگی می کنیم و طرح بسیاری از بحث های ما در مورد موضوعاتی نظیر زندگی پس از مرگ، به دلیل محدودیت حیات بیولوژیک ما در این کره خاکی، پس از هزاران سال، نه تنها مختص مذهب نیست بلکه در گفتمان سکولار هم به بحث های مذهبی شباهت دارد.

 

دانیل بل در آخرین سالهای حیات خود در بحث مذهب و عرصه مقدسات انسانها، این عرصه اندیشه بشر را به تسلایی برای پیرمردی نظیر خود، تشبیه کرده است. به این شکل شاید آنچه را بودا بیش از دوهزار سال پیش در مورد بحث های متافیزیک می گفت، بشود امروز نیز نظیر او بعنوان "آنچه-با-بیان-نمی شود-مطرح-کرد" مورد اشاره قرار داد. بودا در بحث خود در مورد زندگی پس از مرگ از «بدن ذهنی» حرف می زند که گرچه به روح در فلسفه یونان شبیه است، اما تأکیدش بر شکنندگی بدن انسان قرار دارد به رغم آنکه «بدن ذهنی» مورد نظر بودا، از کالبد بشر مجزا نیست. بحث های تازه تر در این زمینه پنج سال پیش در مصاحبه ای تحت عنوان "آینده نگری و پایان مرگ" به تفصیل، مطرح شد (9).

 

اما به بحث رد علیت توسط هیوم برگردیم. آیا هنوز، پس از سپری شدن سه قرن از این گفتمان، می شود ادعا کرد که علم این نوع نظرات انتراعی را به دور افکنده است و آنها را بی حاصل قلمداد می کند؟ بنظر نمی رسد که اینطور باشد. چند سال پیش آقای سِت لوید* از پایه گذاران و سازندگان کامپیوترهای کوانتومی در دانشگاه ام آی تی در آمریکا، نظریه ای را مطرح کرد که کل جهان را یک کامپیوتر کوانتومی می بیند و می گوید که کامپیوترهای کوانتومی به این دلیل موفق هستند که این توان واقعی را که در جهان هستی موجود است، مهار می کنند. آقای لوید حتی رویداهای مهمی در تاریخ جهان نظیر بیگ بنگ، شکل گیری دی اِن ای و جنسیت و اختراع کتابت را در تاریخ، به سانِ همین مهار کردن پردازش اطلاعات که در خود جهان هستی وجود دارد، توصیف می کند. اینکه با استفاده از اصل عدم قطعیتِ فیزیک کوانتا اطلاعات ذخیره شده در بیت کوانتومی می تواند همزمان هم صفر و هم یک باشد، یعنی که دو عملیات مختلف را می توان همزمان انجام داد، و به عبارت دیگر پردازش موازی واقعی در این کامیپوترها ممکن می شود. این چیزی است که به قول سِت لوید با عقل سلیم (10) جور در نمی آید اما واقعیت است. در حقیقت موجودیت یافتن این پردازش موازی در کامپیوترهای کوانتومی به این معنی است که برعکس تصور اینشتین به اصطلاح خدا با تاس بازی می کند!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

دوم خرداد ماه 1397
May
23, 2018

*ویرایش نخست این مقاله در ماه اوت 2012 منتشر شد.

 

 

پانویس:

 

1. بلاگ فرادید

Faradid Blog

http://faradid.ghandchi.com

 

2. آيا در علوم جديد جايی برای متافيزيک وجود دارد؟
https://ir.voanews.com/a/1454271.html

 

3. دو راه در فراسوی نقطه انفصالی
http://www.ghandchi.com/711-TwoPathsBeyondSingularity.htm
Two Paths beyond Singularity
http://www.ghandchi.com/701-TwoPathsBeyondSingularityEng.htm

 

4. IBM scientists emulate neurons with phase-change technology
http://www.kurzweilai.net/ibm-scientists-emulate-neurons-with-phase-change-technology 

 

5. بازهم حق با کرزوایل بود
http://www.ghandchi.com/1199-kurzweil-right.htm
Kurzweil was Right again
http://www.ghandchi.com/1199-kurzweil-right-english.htm

 

6.  Seth Lloyd

 

7. متافیزیک و مذهب
http://www.ghandchi.com/264-Metaphysics.htm

 

8. فلسفه علم در قرن بیستم-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/358-falsafehElm.htm

 

 

9. مصاحبه ای درباره آینده نگری و پایان مرگ
https://www.youtube.com/watch?v=CW81mhrFbBo

 

10. ری کرزوایل و مسأله عقل سلیم
http://www.ghandchi.com/2043-kurzweil.htm
Kurzweil and Problem of Common Sense
http://www.ghandchi.com/2043-kurzweil-english.htm

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH