Sam Ghandchiسام قندچي سکولاریسم نو دکتر اسماعیل نوری علا

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4327-new-secularism.htm

http://isdmovement.com/2022/0922/090122/090122-Sam-Ghandchi-About-New-Secularism.htm

Dr. Esmail Nooriala's New Secularism

http://www.ghandchi.com/4327-new-secularism-english.htm

https://iransecularism.com/dr-esmail-noorialas-new-secularism

مطالب مرتبط: 0     1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18     19     20     21     22     *

 

new-secularism

 

 

دکتر اسماعیل نوری علا ژورنالی اینترنتی تحت عنوان «سکولاریسم نو» را بین سالهای 1386 و 1392 منتشر می کردند که (آرشیو کامل آن همچنان بصورت آنلاین در دسترس عموم است). سه سال پیش در سال 1398 در مقاله ی کوتاهی به زبان فارسی، در این مورد که چگونه «سکولاریسم نو» که دو سال پیش از جنبش سبزِ سال 1388 آغاز شد، نقشی عمده در تعریف جنبش سکولار دموکراسی ایران ایفا کرد، منتشر کردم. سکولار دموکراتهای ایران، در مقایسه با اصلاح طلبان اسلامی که رهبری جنبش سبز را در دست داشتند، انتخابات سال 1388 را تحریم کردند، با اینحال، هنگامی که جنبش سبز توسط رژیم اسلامی ایران (ج.ا.ا.) سرکوب شد، سکولار دموکراتها از فعالان اصلاح طلب که مورد آزار و شکنجه در زندانهای ایران قرار گرفته بودند، حمایت کردند و دکتر اسماعیل نوری علا نیز برای این کاردفاعی، تشکیلاتی را به نام شبکه سکولارهای سبز تأسیس کرد که سایت آن هنوز در اینترنت موجود است، به رغم آنکه ما سکولار دموکراتها هیچگاه از ایدئولوژی و سیاستهای اصلاح طلبان اسلامی و متحدان چپی آنها، حمایت نکردیم! در گذشته در مقالات متعدد به تفصیل درباره ی سکولار دموکراتهای ایران بحث کرده ام، و قصدم در اینجا تکرار آن بحثها نیست. و می خواهم بحث فلسفی کوتاهی درباره ی نگرش آینده نگرِ «سکولاریسم نو»، داشته باشم، و نه فقط برای ایران، بلکه برای جهان امروز، دیدگاهی که توسط دوست عزیزم دکتر اسماعیل نوری علا در سال 1386 ارائه شد و صاحب این قلم از روز نخست مورد حمایت قرار دادم!

 

گرچه در میان آینده نگرهای برجسته، هیچکسی به اندازه ی زنده یاد دانیل بل در مورد ایدئولوژیها بحث نکرده است، و کتاب «پایان ایدئولوژی» بهترین ارائه این مبحث است، و هرچند بر خلاف دانیل بل که در سالهای 1960 تصور می کرد پایان ایدئولوژیها فرارسیده، و به رغم آنکه ما شاهد سقوط فاشیسم، و رنگ باختن کمونیسم بودیم، با اینحال در سالهای دهه های 1960 و 1970، شاهد خیزش تازه ی ایدئولوژیهایی نظیر مائوئیسم، کاستروئیسم و فمینیسم بودیم! با اینهمه، برخی ایدئولوژیهای تازه نظیر فمینیسم نقش متفاوتی در مقایسه با ایدئولوژی کمونیستی قرن نوزدهم ایفا کردند، و بیشتر نظیر خودآگاهی در برابر تبعیضها بودند تا که برای کسب قدرت و شکل دادن حکومتهای ایدئولوژیک! بنابراین شاید در آخر حرف بتوان گفت که دانیل بل درباره ی "پایان ایدئولوژی" اشتباه نمیکرد، اما قصد من در اینجا مرور کتاب آن زنده یاد نیست و بحثم در مورد «سکولاریسم نو» است!

 

شاید بتوان گفت که *ایدئولوژیهای* قرن نوزدهم اساس نظریِ سلطه ی رژیمهای فاشیستی و کمونیستی را در قرن بیستم، پایه گذاری کردند، به همان شکل که مسیحیت و اسلام در سالهای 350 تا 650 میلادی، اساس سلطه ی رژیمهای مسیحی و اسلامی قرون وسطی را بنیان نهادند. به عبارت دیگر ایدئولوژیهای قرن نوزدهم نقشی کلیدی در فرماسیونهای سیاسی قرن بیستم داشتند که بی شباهت به نقش مذاهب در قرون وسطی نیست! امروز بقایای ایدئولوژیهای قرن نوزدهم، فاشیسم که اساساً مرده است، اما چپ هنوز وجود دارد گرچه تشنگی آنها برای ایدئولوژی در میان چپ سابق بسوی فلاسفه ای نظیر نیچه و هایدگر چرخش کرده است! این گرایش آنقدر در چپ ایران واضح است که نیازی به توضیح بیشتر ندارم، گرچه چپ ایرانی ایدئولوژی فرامدرنیست خود را از طریق نوعی اپوزیسیون علیه حکومت مذهبی کنونی در ایران توجیه می کنند مثلاً با طرح ایده های نیچه درباره ی اروپا با جملاتی نظیر خدا در آنجا مرده که گویی تعریفِ اندیشه ی علمی است، در حالیکه نه تنها نیچه هیچگاه یک متفکر علمگرا نبود، او حتی راسیونالیست هم نبود و اندیشه ی او به درستی به مثابه «ضدراسیونالیسم» تعریف شده است! واقعیت این است که آتئیسم نیچه توسط نویسندگانی نظیر اریک هوفر در دوران جنگ جهانی دوم پاسخ داده شد، و این ایدئولوژی تازه ی چپِ امروز، خود مذهب دیگری است، حال در شکل یک ایدئولوژی!

 

در واقع، سکولاریسم در غرب در آثار بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا به معنی جدایی حکومت و مذهب بود و اینگونه مدرنیته در آمریکا شکل گرفت، و پیش از آن، در اروپا، در مقابل اندیشه ی قرون وسطایی. با اینحال، در جوامع مدرن اروپایی، وقتی مردم خود را *سکولار* می خوانند، اکثراً منظورشان به این شکل درک می شود که یعنی آتئیست یا آگنوستیک، در حالیکه در آمریکا، تا به امروز، اصطلاح سکولار به این شکل درک می شود که باور روشنی به جدایی حکومت و مذهب دارند، و این دیدگاه بیشتر شبیه یک موضعگیری سیاست جفرسونی است که از آزادی مذهب دفاع می کرد در برابر دخالت حکومت (یا بهتر بگویم آزادی اندیشه)؛ می دانیم که خود جفرسون دئیست بود گرچه به هیچ مذهب معینی تعلق نداشت. اینهمه در مورد آمریکا به طور مبسوط توسط نویسندگانی نظیر الکسی دو توکویل بحث شده که خودش اروپایی بود. دکتر نوری علا «سکولاریسم نو» را به این شکل بسط می دهد؛ که بیشتر به درک آمریکایی اصطلاح *سکولار* به مثابه فردی «غیرمذهبی» نزدیک است، یعنی مطمئناً نه به معنی ضدمذهب یا ضد خدا، اما همچنین رد تعلق به هر ایدئولوژی بویژه ایدئولوژیهای توتالیتر! وقتی این نگارنده کلاس ششم دبستان را تمام کردم، اسلام، مسیحیت و همه ی مذاهب را مورد مطالعه قرار دادم و تصمیم گرفتم که غیرمذهبی باشم و تا به امروز اینگونه احساس می کنم. برای من اینگونه درکِ اصطلاح *سکولار*، وقتی به خود اشاره می کنم، به معنی ضد مذهب یا ضد خدا نبوده و نیست. اساساً «سکولاریسم نو» اصطلاح خوبی برای توصیفی آسوده برای اشاره به خودم است!

 

دکتر اسماعیل نوری علا این موضوع را مورد تأکید قرار داده، که برای او، موضوع فقط جدایی حکومت و مذهب نیست بلکه همچنین جدایی حکومت و ایدئولوژی مطرح است، از جمله حکومتهای ایدئولوژیک پیشین نظیر اتحاد شوروی سابق یا حکومتهای کمونیستی کنونی در چین، ویتنام، لائوس، کوبا و امثالهم. در واقع مذاهب و اندیشه های شبه مذهبی خاور دور، نظیر هندوئیسم، بودائیسم، یا اندیشه های کنفوسیوسی و تائوئیسم، در مقایسه با مذاهب ابراهیمی آنقدر دکترینر (جزمی) نبودند، و کنترل قوی آنچنانی بر ذهنیت مردم آن سرزمینها نداشتند و کمونیستها شانس بیشتری داشتند که بر ذهن مردم آن کشورها غلبه کنند و ایدئولوژیهای خود را به شبه مذهب در آن مناطق جهان تبدیل کردند! در سرزمینهای اسلامی و مسیحی، کمونیستها موفقیت کمتری داشتند و حتی بعد از یک قرن حکومت کمونیستی در روسیه، این حقیقت در مورد جامعه ی روسیه همچنان واقعیت داشت و به همین دلیل با سقوط کمونیسم، کلیسای ارتدوکس روسیه خیزش عمده ای داشت، و گرچه برای مدتی کوتاه تر، اما تجربه ی فاشیسم در آلمان نیز مشابه بود، ما کسی را نمی بینم که در کشورهای اروپایی بعد از سقوط دولتهای توتالیتر اعتقاد مذهبی به فاشیسم یا کمونیسم داشته باشد، گرچه وقتی حکومتهای توتالیتر در این کشورها حکمرانی می کردند، تسلط ایدئولوژیک آنها بر زندگی مردم غیرقابل انکار است.

 

بیایئم فرض کنیم که حکومتی داشته باشیم با ایدئولوژی کاملاً متضاد با مذهب خداپرستانه ی اسلامی کنونی، که آتئیسم کامل را ترویج کند و بگوید خدایی نیست، هیچ طرحی در یونیورس نیست و هیچ احتمال دستیابی به «تئوری همه چیز» نیز وجود ندارد و همه ی مذاهب خداپرستانه نیز باید کنار گذاشته شوند. در واقع، برخی از فراکسیونهای حزب نازی ایدئولوژیهایی نظیر این داشتند و نفوذ نیچه و هایدگر به روشنی در رژیم نازی آشکار بود. حالا سؤال من این است که آیا این به حکومت مربوط است که اینگونه تصمیم ها را برای جامعه اتخاذ کند؟ اینها موضوعاتی هستند که باید با فلاسفه و دانشمندان بحث کرد همانگونه که در مورد بیماریها با دکترها بحث می کنیم و جامعه نمی تواند در این موارد از طریق «صدور فرمانِ» حاکمیت، به جایی برسد. این تله ای است که بسیاری از مردم وقتی با بنیادگرایی مذهبی روبرو می شوند به دام آن می افتند و بهترین نمونه ی آنهم برخی هستند که اسم خود را گذاشته اند «ایکس-مسلم». این خطری است که نمی توانیم به آن بی اعتنا باشیم وقتی داریم بینادگرایی اسلامی را رد می کنیم و در مقایسه، سکولاریسم نو دکتر اسماعیل نوری علا جایی است که ما می توانیم سلامت ذهنی خود را حفظ کنیم هنگامیکه این دوران خیزش اسلامگرایی و امثالهم گریبان جهان ما را گرفته است!

 

در پیشگفتار 2021 به کتاب واریانت جدید، این نگارنده تلاش کردم این مبحث فلسفی را در جزئیات مورد بحث قرار دهم. فکر می کنم نگرش «سکولارِ نو» حزب سکولار دموکرات ایرانیان که توسط دکتر اسماعیل نوری علا بنیانگذاری شده است، در واقع ضروری است که در عرصه ی بین المللی درک شود، نه فقط برای جدا کردن خود از اندیشه های مذهبی آنگونه که مذاهب کهن تعریف کرده اند وقتی که بحث جدایی حکومت و مذهب مورد نظر است، بلکه همچنین جدا کردن خود از ایدئولوژیهای توتالیتر نظیر فاشیسم و کمونیسم! جدا کردن خود از کمونیسم به معنی این نیست که ما از عدالت اجتماعی پشتیبانی نمی کنیم، اتفاقاً برعکس به این معنی است که همانگونه که کارل پوپر خاطر نشان می کند، ما تأکید بر آزادی داریم تا که عدالت پایدار به دست آوریم! حکومتهای ایدئولوژیک راه رسیدن به آزادی بشر نیستند چه کاپیتالیست باشند و چه سوسیالیست و کلید رسیدن به این هدف در عصر ما «سکولاریسم نو» است!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

ششم شهریور ماه 1401
August 28,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH