sam-ghandchi آینده نگری: مصاحبه ی علی جوانمردی با بیژن کیان، 22 مرداد هزار و چهارصد

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4146-ali-javanmardi-bijan-kian.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6      7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17     18     19     20     21     22

 

ali-javanmardi-bijan-kian

سه چهار ساعت پیش گفتگوی شنیدنی امروز آقای علی جوانمردی را با آقای بیژن کیان، تحت عنوان «چرا جمهوری اسلامی تا کنون سرنگون نشده»، تماشا کردم! آقای بیژن کیان پرزیدنت اندیشکده ی آوای آزادی هستند، و در گذشته درباره ی آقای بیژن کیان و راه اندازی «پیمان کوروش»، جهت بهبود روابط ایران و ایرانیان با اسراییل، بحث کرده ام که از دیدگاه این نگارنده ابتکاری بسیار مفید و پراهمیت است! اما بحث امروز آقای بیژن کیان در مورد پایان دادن به رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی در ایران بود و از جمله اینکه آیا آمریکا در پی پایان دادن به رژیم اسلامی حاکم بر ایران است یا خیر؟ تا آنجا که به آمریکا در این معادله مربوط می شود، شخصاً نظرم را در مورد استراتژی آمریکا و اپوزیسیون ایران در مقاله ای تحت عنوان «انقلاب 21: آیا در ایران واقعاً اپوزیسیونی وجود دارد»، یک ماه پیش نوشته ام، و همچنین تا آنجایی که به آمریکا و اوضاع کنونی جریانات اسلامی در منطقه خاورمیانه مربوط می شود، هفته ی گذشته در مقاله ای تحت عنوان «چرا آمریکا از افغانستان خارج شد»، بحث کردم و حرف تازه ای ندارم که بخواهم اضافه کنم! با اینهمه، آقای بیژن کیان بعنوان کسی که عهده دار مقامات بالای دولتی در آمریکا بوده اند، جزئیاتی را در مورد روابط دو کشور از زمان جیمی کارتر و انقلاب 57 تا به امروز اشاره کردند، که برای هر شنونده ای جالب است! اما در سوی دیگر بحث یعنی مردم ایران؛ آقای بیژن کیان نقل قولی از برخی تحلیلگران اوضاع ایران آوردند که معتقدند «ایرانی ها صبور هستند» و البته بعضی از آنها اضافه می کنند که ایرانیان یک دفعه منفجر می شوند، و شخصاً دیده ام اکثر آنها، وضعیت ایران در 43 سال اخیر را، به دوران حمله ی مغول تشبیه می کنند که ایرانیان با صبر عمل کردند و کم کم مغولها را که قومی عقب مانده بودند، بعد از صدها سال، با فرهنگ، تکنولوژی و مناسبات اقتصادی پیشرفته آشنا کردند؛ با اینحال کوکلاکس کلانهای اسلامی در ایران شباهتی به مغولها و بربرها ندارند، همانطور که در نوشتار کوتاهی در گذشته تحت عنوان «چرا اسلامگرایان را به «مغولها» تشبیه نمی کنم و به «کوکلاکس کلانها» تشبیه می کنم»، توضیح داده شده است! البته این کج فهمیِ تشبیه اسلامگرایی اواخر قرن 20 و اوائل قرن 21 به مغول، نظر آقای بیژن کیان نیست و ایشان فقط داشتند نظر برخی ایرانیان در محافل آمریکایی را، نقل قول می کردند، که آن صاحب نظران بسیار از صبر ایرانی برای صدها سال حاکمیت مغول مثال می آورند، و برخی از آنان به این شکل، همکاریهای خودشان را با اصلاح طلبان در 30 سال گذشته توجیه می کنند؛ البته ابداً اینها دیدگاه آقای بیژن کیان نیست اما بحث این موضوع در مطبوعات بسیار لازم است چرا که این نوع فریبکاری که بعد از پایان جنگ ایران و عراق و بویژه از زمان ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی شروع شد، باعث بود که همه ی این سالها اپوزیسیون در خارج از خواست تغییر رژیم به سیستمی سکولار دموکرات، دور شود!

 

اما به اصل بحث اینکه «چرا جمهوری اسلامی تا کنون سرنگون نشده»، برگردیم، یعنی از یکسو اینکه مردم ایران چه کار می کنند و از سوی دیگر اینکه دولتهای خارجی با این به اصطلاح "جمهوری" اسلامی، چگونه روابطی داشته و دارند؟ آقای بیژن کیان در هردو مورد بسیار عالی توضیح دادند و در بخش اول بحث احزاب را شکافتند و امیدوارم این بحث بیشتر در اپوزیسیون مطرح شود و شخصاً نیز یک ماه و نیم پیش به تفصیل درباره این موضوع و لزوم تشکیل هرچه زودتر حزب آینده نگر در نوشتاری تحت عنوان «تصورات نادرست دربارهء رهبری انقلاب 21 در ایران»، بحث کرده ام. اما در مورد سوی دیگر موضوع یعنی برخورد کشورهای خارجی با رژیم اسلامی ایران. مثالی که آقای بیژن کیان در مورد حجم روابط اقتصادی آلمان با ایران مطرح کردند کاملاً درست است، اما نمی شود این چیزها را با خجالت زده کردن آلمان تغییر داد و فکر کنیم می توانیم حتی با تظاهراتهای بزرگ در اروپا تغییر چندانی در مناسبات این کشورهای اروپایی با ایران رژیم اسلامی ایجاد کنیم. اجازه دهید در پاراگراف بعد، مثالی را از دوران جنگ داخلی در آمریکا و حتی بعد از آن در دوران مبارزات سیاهپوستان با کوکلاکس کلانها در مناطق جنوبی آمریکا ذکر کنم، که شاید به وضعیت کنونی ما در ایران بیشتر شباهت دارد.

 

در آمریکا در زمان جنگ داخلی، که بزرگترین جنگ تاریخ آمریکا بود، این نبود که اروپاییان به دلیل مخالفت با برده داری روابط اقتصادی شان را با دولت جنوب که رییس جمهورش کسی بود بنام «جفرسون دیویس» و پایتخت حکومتش در شهر ریچموند در ایالت ویرجینیا، قطع کنند. در حقیقت در آن برهه ی زمانی آنهایی که با تبعیض نژادی مبارزه می کردند و از جمله شخص آبراهام لینکن که رییس جمهور دولت فدرال بود، شانس آوردند که در آن سالها پنبه در نزدیکی رود نیل در مصر که از پنبه آمریکا مرغوب تر هم بود، بسیار فراوان شد و اروپاییان اساساً خرید خود را از آمریکا کاهش جدی دادند و در نتیجه دولت جنوب که وابسته به درآمد پنیه بود عملاً از نظر اقتصادی دیگر تجارت با اروپا را از دست داد! منظورم این است که چنین شرایط ویژه ای برای یک دولت نژادپرست بر اساس نصیحت به خریداران محصولات، به وجود نمیآید. درست است که در مورد معین آفریقای جنوبی تحریمهای آمریکا بسیار کارساز بود که قابل تشبیه به تحریم نفت ایران است، ولی مورد آفریقای جنوبی همدردی سیاهپوستان آمریکا که سهامداران عمده ی بسیاری از مؤسسات مهم آمریکایی در آنزمان نظیر شرکت زیراکس بودند، تعیین کننده بود! در نتیجه موضوع حمایت آمریکا برای تحریم نفتی رژیم اسلامی ایران چیزی نیست که هر دولتی در آمریکا سرِ کار باشد بتواند به راحتی اجرا کند و آنچه در زمان پرزیدنت ترامپ شاهد آن بودیم بسیار استثنایی و همکاری عربستان در آن دوران نقش اصلی داشت که لزوماً امروز چنین نیست! به نظر میرسد بیشتر سیاستهای کنونی آمریکا به دور «کمربند سبز» در خاورمیانه می گردد. البته امیدوارم اشتباه کنم!

 

اما سوی دیگر معادله، یعنی اقدام مردم در ایران. تا آنجا که به اپوزیسیون مربوط می شود، موضوع ایجاد حزب آینده نگر را به تفصیل بحث کرده ایم، و امیدوارم که آن طرح به موفقیت برسد و البته در آمریکای دوران مبارزه با کوکلاکس کلانها، قانون اساسی فدرال مترقی بود، اما در رابطه با ایران امروز، ما با یک قانون اساسی ارتجاعی روبرو هستیم، و موضوع قانون اساسی آینده نیز سالها بحث شده است. و آقای بیژن کیان در این مصاحبه با مثالهای ملموس تری درباره اقدامات مردمی توضیح دادند که بسیار شنیدنی بود. شخصاً همیشه از طرح اینکه مردم در ایران چه کار می توانند انجام دهند پرهیز می کنم چون خودم در ایران نیستم. اما یک نکته را می خواستم اشاره کنم. اصلاً فرض کنیم نقش بازدارنده ی همه ی اختلافات اپوزیسیون و جنگ و دعواها درست، اما آیا فعالانی در داخل ایران نیستند که مورد احترام بخشی از مردم باشند؟ شخصاً به رغم داشتن اختلافات نظری در مورد مسائل مختلف با دوستانی که اینجا نامشان را ذکر می کنم، بازهم به راحتی می توانم در رابطه با این بحث از کسانی نظیر خانم نسرین ستوده یا آقای حشمت طبرزدی و بسیاری دیگران، نام ببرم؛ موضوع اینکه هربار خانم نسرین ستوده از زندان به مرخصی آمدند، چند نفر در خیابان به استقبال ایشان رفتند؟ و با اطمینان می توانم بگویم که خطر چنین استقبالی از ایشان، حتی به اندازه ی رفتن به یک تظاهرات خیابانی نیست! این حداقلِ نشان دادن توجه به یک رهبر مدنی یا سیاسی است، منظورم رهبر کل جنبش مردم نیست بلکه یک رهبر در حدی که این دوستان اینهمه سال کار حقوق بشری کرده اند؟ یک بار این سؤال را زمانی که در سایت بالاترین فعال بودم مطرح کردم و برخی که در ایران دستی در آتش داشتند در پاسخ گفتند که از دیدگاه فعالان داخل کشور، نه اینکه به این دوستان اعتماد نداشته باشند ولی آنها را برای رژیم، کبوتر پرقیچی می بینند و به همین دلیل جلو نمی آیند! نمی دانم به این بحث چه پاسخی بدهم!

 

در پایان بازهم با سپاس از بحث بسیار جالب آقای بیژن کیان در گفتگو با آقای علی جوانمردی. تا این بحثها نشود نمی دانیم واقعاً «ما چه می خواهیم» که مرا به یاد یادداشتی می اندازد که با همین عنوان ولی به زبان انگلیسی در 27 سال پیش در اولین شبکه اجتماعی ایرانیان در اینترنت یعنی در «اس سی ای» مطرح  کردم (آن روزها همه در اینترنت به زبان انگلیسی می نوشتند حتی دوستانی که از داخل کشور در بحثها شرکت می کردند)! به قول لنگستون هیوز که شعر او «بگذارید این وطن دوباره وطن شود» را، زنده یاد احمد شاملو چه به جا، بازخوانی کرده، و در جایی دیگر هم به قول شاملو، «ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را»!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم مرداد ماه 1400
August 13, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles