Sam Ghandchiسام قندچي پیشنهادی به پرنسس نور پهلوی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3299-noor-pahlavi.htm

پی نوشت 15 اردیبهشت 1399: همین حالا عکسهایی را که درباره اش دیروز نوشته بودم، در اینترنت پیدا کردم که در اینجا لینک شده اند.

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     *

 

noor-pahlavi

 

پرنسس نور پهلوی، می دانید که همیشه صداقت شما را تحسین کرده ام. چندی پیش عکسهایی را از شما که در سایت گویا لینک شده بود و تصور می کنم مدلینگ با لباس تایلندی، هندی یا چیزی شبیه آن بود و خیلی زیبا، تا آنجا که به یاد دارم در سایتی با نام گالری یا یک چنین نامی بود که گویانیوز لینک کرده بود. به هرحال دیدن آن عکسها مرا به فکری انداخت که می خواهم با شما در میان گذارم. اکثریت قریب به اتفاق اپوزیسیونی که خواستار تغییر رژیم در ایران هستند با مشکل مالی روبرو هستند و فکر نکنید امروز اینطور است در زمان رژیم پیشین نیز همینطور بود، البته گروه هایی نظیر چریکهای فدایی خلق بانک زدن را درست می دانستند و این دیدگاه مخصوص آنها نبود و در جنبش بین المللی کمونیستی نیز استالین در همان اول تأسیس حزب کمونیست در سرزمینهای روسیه، برای تأمین نیازهای حزب، سرقت از بانکها می کرد. چون وقتی در ایران دموکراسی نیست هیچ حزبی چنین امکاناتی ندارد که مثلاً نظیر آقای برنی سندرز از مردم 30 دلار، جمع کند تا به هدفهای مالی مورد نیاز برای گرفتن قدرت در سراسر کشور بزرگی مثل ایران نائل شود. به هر حال در زمان شاه تنها نیرویی که مشکل مالی نداشت آیت الله خمینی بود که پول خمس و زکات از مقلدانش دریافت می کرد و وقتی در نجف بود مقلدانش از داخل ایران به نجف میرفتند و وجوهات خود را به او می رساندند و با همان پولها بود که مخارج سازماندهی برای ساختن صندوقهای قرض الحسنه، مهدیه ها و حسینیه ارشادها، تأمین شد. همه ی حرفهایی هم که می گویند کشورهای خارجی به او پول دادند الکی، یا که منظور در پایان کار است و نه اول شروع سازماندهی او در ایران برای کسب قدرت که اساساً بعد از 15 خرداد 1342 انجام شد، یعنی بعد از سخنرانی کاپیتولاسیون. اگر یک نیروی سیاسی به مرحله ای برسد که نزدیک به تصرف قدرت باشد همه ی کشورهای خارجی حاضرند کمک مالی کنند اما وقتی تازه دارد برای سازماندهی کار می کند آنگونه که حدود دو دهه آیت الله خمینی چنین کاری در ایران کرد، از کمکهای خارجی خبری نیست و در مورد سازماندهیِ خمینی در دو دهه ی پیش از انقلاب به تفصیل نوشته ام. به هر حال مشکل مالی برای همه ی نیروهای سیاسی بویژه در خارج کشور مسأله است و اینکه می گویم خارج به این دلیل است که مثلاً در داخل ایران یک نیروی سیاسی اپوزیسیون نمی تواند برود تلویزیون درست کند، در حالیکه در خارج می شود این کار را کرد ولی پول می خواهد. اکثر ما فعالین سیاسی نیز در 41 سال گذشته هرچه از زندگی شخصی خود و خانواده مان داشتیم گذاشتیم و درست است برخی ثروتمندتر بودند و برخی فقیرتر، اما هرچه بود را در طبق اخلاص گذاشتیم. درباره ی کمکهای خارجی از جمله در مورد «سی آی اِی» نیز دو روز پیش نوشتم که همه اش حرف است و به قول معروف یکی را تو ده راه نمیدادند سراغ خانه کدخدا را میگرفت، اگر در زمان 28 مرداد چنین بریز و بپاش سازمان «سیا» واقعیت داشت، زمانی بود که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم صاحب نصف دنیا شده بود و خرج کردن برای این کارها مشکلی برایش نبود، امروز پرزیدنت ترامپ هر دقیقه درباره ی 8 تریلیون دلاری که طی دو دولت پیشین جمهوریخواه و دمکرات در خاورمیانه هزینه شده، حرف میزند و می گوید این امر به قیمت رشد ندادن زیرساختهای آمریکا نظیر فرودگاهها و جاده ها تمام شده است. همین یک سال اخیر نگاهی به ونزوئلا کنید که آمریکا حاضر نبوده به نیروهای اپوزیسیون آن کشور کمک کافی برای پیروزی برساند و دولت دیکتاتوری آن کشور با رژیم اسلامی ایران شمش طلای دزدی، ردو بدل می کند. به هرحال مشکل مالی اپوزیسیون ایران برای فعالیتهای مختلف را باید خود اپوزیسیون حل کند. برعکس تصور عمومی، اپوزیسیون ایران از همه ی کشورهای خاورمیانه بزرگتر است و اختلافات هم زیاد، که طبیعی است و اختلاف سلیقه ها نشان دهنده ی رشد و پویایی اپوزیسیون است که دیگر به اصطلاح «توده وار» حرکت نمی کند و گروههایی هستند که از اتحاد آدمهای آگاه به برنامه هایشان تشکیل می شوند که نظر معینی دارند و نه آنکه گله باشند و به همین دلیل شخصاً در نوشته هایم هیچوقت از لغت «توده» استفاده نمی کنم هرچند هنوز در فرهنگ سیاسی ما به جای لغت «مردم» از لغت مشمئز کننده ی «توده» استفاده می شود که گویی مردم گوسفند هستند. گروه های سیاسی فعال در اپوزیسیون ایران را همه می شناسند و همه ی آنها احتیاج به کمک مالی دارند و بودجه 75 میلیون دلاری صدای آمریکا دردی از این اپوزیسیون دوا نمی کند و البته فکر نکنید برای یک تلویزیون، 75 میلیون دلار، بودجه ی بزرگی است. طاق بعضی اتاقهای صدای آمریکا وقتی باران می آید چکه می کند و حتی در دولت آمریکا، ساختمانهای خوب را به مثلاً مؤسسه ی ثبت اختراعات در شهر الکساندریا در ویرجینیا می دهند و نه به صدای آمریکا در واشنگتن، و یا دلیل اینکه امروز رادیو فردا در پراگ قرار دارد، و نه در داخل آلمان که در زمان جنگ سرد رادیو اروپای آزاد در آنجا بود، همین مسأله ی مخارج است. به هرحال بحث درباره ی صدای آمریکا هم درد ما را دوا نمی کند و به آنهایی که با دست خالی در همین اینترنت اینهمه فعالیت می کنند باید کمک مالی رساند. می خواستم به شما پیشنهاد کنم که از آن شو مدلینگ که در بالا خواستم اشاره کنم اما لینکش را پیدا نکردم، استفاده کنید و برای اپوزیسیون ایران پول جمع آوری و خودتان هیئتی تعیین کنید که درآمد حاصل از آنرا جهت یاری رساندن به نیروهای مختلف اپوزیسیون که برای تغییر رژیم به حکومتی سکولار دموکرات فعالیت می کنند، هزینه کنند و انصاف را رعایت کنند، و نیروهای فعال را نیز همه می شناسیم و روشن است کی هستند و تشخیص فعالان واقعی کار دشواری نیست، اصل مسأله، داشتن بودجه ای برای رساندن کمک مالی به آنها ست. چندی پیش طرحی را جهت برپایی یک تلویزیون برای تغییر رژیم مطرح کردم، اما بدون داشتن امکانات مالی انجام چنین کاری ممکن نیست. شخصاً هم اگر کاری از دستم برآید برای کمک به اجرای چنین طرح جمع آوری کمک مالی، کوتاهی نخواهم کرد. اکنون مردم ما گرفتار کرونا هستند و بزرگترین کمک به حل آن هم، پایان دادن به رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی و برپایی حکومتی سکولار دموکرات است قبل از اینکه همه ی ما نظیر آقای محمد نوری زاد رگ خود را بزنیم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهاردهم اردیبهشت ماه 1399
May 3, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH