Sam Ghandchiسام قندچيدولت های ملی و صف بندی های جهانی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/326-GlobalLineups.htm

 

Nation States and Global Line Ups

http://www.ghandchi.com/326-GlobalLineupsEng.htm

 

بعد التحریر نوزدهم ژانویه 2015

برای مطلبی به روز شده در ارتباط با این بحث لطفاً به لینکهای زیر مراجعه کنید

صف بندی های گلوبال در زمان حاضر
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update.htm 

Global Lineups at the Present
http://www.ghandchi.com/860-global-lineups-update-english.htm 

 

 

همکاری های اقتصادی،  سیاسی، علمی، و مالی که از گلوبالیسم منتج میشوند بر مبنای جغرافیا یا هویت ملی نیستند،  و موضوعاتی نظیر سقوط دلار آمریکا در برابر یورو و دلار کانادا،  و یا درآمد سالانه 100 میلیاردی هند از تکنولوژی های جدید، یا نحوه شرکت کشورهای تولید کننده نفت در اقتصاد جهانی را،  نمیتوان با پارادیم های فکری گذشته توضیح داد.

 

در مقاله ای تحت عنوان "یک جهان بینی از سوی شهر مرتدان"  درباره درک غلط برخی جریانات چپ از گلوبالیسم و مسأله جنگ بحث شده،  و اینکه چگونه آنها مخالفت با جریانات واپس گرا،  نظیر صدام و جمهوری اسلامی را به عنوان دفاع از بوش تعبیر کرده بودند، نه آنکه درک کنند در آنجا ناسیونالیسم افراطی آمریکا همانقدر در برخورد به گلوبالیسم محکوم شده، که جریانات واپس گرا در کشورهای در حال توسعه (1).

 

اما درک غلط از ساختارهای جدید گلوبال فقط مخصوص جریانات چپ نیست.

 

بسیاری از تکنوکراتهای ایران دوران شاه،  که اکنون در خارج هستند،  و یا تکنوکراتهای ایران در داخل کشور،  با آنکه به تحول گلوبال اذعان دارند، در تحلیل از نیروبندی های سیاسی و اقتصادی جهان در زمان حاضر، مثل سالهای 1900، سعی میکنند دنبال جریان محور یا متفقین،  نظیر دوران جنگ جهانی اول و دوم بگردند.  حتی برخی از متفکرترین و اقتصاددانان  ما،  از"آمریكا (به‌انضمام كانادا، مكزیك و كشورهای آمریكای لاتین)، اروپا (با گسترش اتحادیة‌ اروپا تا روسیه) و آسیا (چین، هند، ژاپن)" بمثابه بلوک بندی های جدید جهان یاد میکنند.  از نظر نگارنده این سطور اشکال این است که با پارادیم گذشته میخواهیم حال را توضیح دهیم،  بدون آنکه خود آگاه باشیم که چگونه گلوبالیسم پارادیم را عوض کرده است.

 

مثلأ توضیح واقعیت کاهش ارزش دلار در سه سال گذشته،  در برابر یورو و دلار کانادا را، نمیتوان بر مبنای صف بندی های جغرافیائی توضیح داد. یا این حقیقت که اکنون هند 100 بلیون دلار از تکنولوژیهای جدید درآمد سالیانه دارد را، نمیتوان شبیه سرمایه گذاری مستعمراتی سالهای 1900 برای کار ارزان توضیح داد هر چند کار ارزان باعث پیروزی آنها در رفابت برای تولید تکنولوژی های جدید است.  به همین شکل نوع شرکت کشورهای تولید کنند نفت در اقتصاد جهانی در زمان ما را نمیشود بصورت آنچه استفاده از مواد خام توسط استعمارگران در سالهای 1900 بود توضیح داد هر چند دوباره مسأله مواد خام در اینجا مطرح است

 

فرماسیون های جدید گلوبال در همه عرصه های زندگی بشر در حال شکل گیری هستند،  و در نقاط مختلف نسبت این ساختارها به ساختارهای ماقبل گلوبال متفاوت است،  و به نسبت انکه سیاست های دولت یک کشور، در هر زمان،  ساختارهای گلوبال را مورد حمله قرار دهد، به پیوند خود با سرمایه جهانی در کشور خود لطمه میزند، همانگونه که سیاستهای اقتصادی ناسیونالیست افراطی دولت بوش در سه سال گذشته در آمریکا،  و سیاست های اقتصادی واپس گرایانه درهای بسته جمهوری اسلامی در 25 سال گذشته،  چنین کرده اند.

 

خروج سرمایه از آمریکا در سه سال گدشته،  باعث پائین آمدن ارزش دلار نسبت به ارز های اروپائی و دلار کانادا شده است.  درست است که پائین آمدن دلار به نوبه خود،  کالاهای آمریکائی را در خارج ارزان میکند، اما تصور آنکه دلیل تنزل دلار در این دوره از طرف دولت بوش بعمد انجام شده،  دور از واقعیت است، بویژه با توجه به این واقعیت که دولت بوش تأکیدش بر تجارت آزاد بوده است.

 

 در واقع ناسیونالیسم افراطی در 3 سال گذشته تمایل وارد کردن سرمایه به آمریکا،  از سوی کشورهای دیگر را با عث شده است، و حتی بسیاری صاحبان سرمایه خارجی، سرمایه خود را خارج کرده اند.  درست است که اگر پروژه های زیر بنائی نظیر اینتر نت سریع در آمریکا انجام شده بود، آن پروژه ها به حجم سرمایه در آمریکا کمک میکرد، ولی حتی سود حاصل از آن سرمایه گذاری ها، در شرایط دولتی که رابطه اش با گلوبالیسم نا مطلوب است، به تقویت اقتصاد آمریکا نمی انجامید.

 

 معیار در جهان امروز برای هر کشوری،  در همه زمینه های اقتصادی،  توان فعالیت در اقتصاد گلوبال است، همانگونه که در آغاز تحول اقتصاد های ملی در سیصد سال پیش،  نقاطی که با اقتصاد ملی سر جنگ داشته،  و به اقتصاد خود کقای خود میبالیدند،  عمرشان سریعأ پایان یافت.

 

 امروز وقتی در هند برای تکنولوژی های نوین سرمایه گذاری میشود،  مثل سالهای 1900 نیست.  یک شرکت گلوبال که حتی اصلأ آمریکائی میتواند باشد، و بخاطر کار ارزان در تکنولوژی نو، تولید را در هند مقرون بصرفه یبیند، ،  ممکن است سودش را هم به آمریکا نیاورده،  و به جای دیگر ببرد.  مثلأ دوسال پیش از نظر شرکت سیسکو،  پرزیدنت پوتین در روسیه،  اقتصاد گلوبال را از آمریکا بهتر میفهمید،  و با ان سمت گیری داشت، در نتیجه انها روسیه پوتین را، بمثابه همکار،  به خود  نزدیک تر میدیدند،  تا آمریکای بوش را. 

 

همانگونه که در مقاله چرا رأی به کری،  از  دیوید باوئر ، استراتژیست سرمایه گذاری گلوبال مریل لینچ نقل کردم، "آمریکا بیش از هر زمان دیگری در 50 سال اخیر، برای سرمایه،  به بقیه جهان وابسته است" ویکسویگی استراتژی بوش، باعث بیگانگی اروپا شده است،  وحتی باعث احتراز سرمایه داران نقاط دیگر جهان از سرمایه گذاری در آمریکا شده است. در اقتصاد گلوبال، اینگونه سیاست های یکسویهunilateral از سوی هر ملتی مانند شلیک کردن به پای خود است. دلیل اصلی سقوط دلار در برابر یورو و دلار کانادا،  این امر است که سیاستمداران آن کشورها در سه سال گذشته، برعکس آمریکا، بیشتر با فرماسیونهای در حال شکل گیری گلوبال همراه بوده اند.

 

مسأله جنگ با صدام بخودی خود باعث ضعف بوش نیست هرچند  حتی در آن زمینه نیز سیاست های ناسیونالیست افراطی وی و عدم همکاری وی با نیروهای دیگر جهان، با وجود پیروزی در جنگ، به ضرر وی شد.  از نظر نظامی وی بسیار قادر عمل کرده و با حداقل تلفات در عراق پیروز شد. حتی امروز بعد از آنکه نیات واقعی اسلامگرایان شیعی را فهمید، با استخدام ژنرال های سنی صدام، و با طرح مالی عربستان سعودی، رژیم صدام را، بدون خود صدام،  بخشأ تجدید سازمان داده است و به این طریق رویاهای جمهوری اسلامی ایران برای ایفای نقشی مانند نقش سوریه در لبنان را نقش بر آب کرده است. ولی هیچکدام از این پیروزی های نظامی بوش مسأله اصلی اقتصاد گلوبال،  که مشاورین اقتصادی وی درک نکرده اند را حل نمیکند.

 

انتخاب کری Kerry این وضع در آمریکا را عوض خواهد کرد. چرا؟

 

یکی از پشتیبانان کری، بلیونر معروف مجارستانی، جرج سوروس George Soros  است.  جرج سوروس به روشنی گفته است که برای برچیدن دولت بوش از هر پشتیبانی مالی فرو گذار نخواهد کرد. ویژگی سوروس در این است که وی دقیقأ با پشتیبانی از گلوبالیسم،  باعث سقوط اتحاد شوروی شد، و طرفداران وی نقش اصلی را در روسیه و کشورهای دیگر اروپای شرقی،  پس از سقوط شوروی یافتند. در واقع با وجود داشتن ایدئولوژی کمونیسم، سیاست و اقتصاد شوروی چیزی جز یک رژیم اقراطی ملی نبود.

 

دولت طرفدار گلوبالیسم بایستی تکیه خود را بر روی ساختارهای گلوبال گذارد. همانگونه که در زمان شکل گیری ساختارهای ملی در اروپا، دولت شهر های پیشرو با ساختارهای ملی در حال شکل گیری،  سمت گیری کردند،  و نه آنکه حصارهای دور خود را تقویت کنند، آنگونه که دیوار برلین سمبل ان بود و فرو ریخت.

 

به عبارت دیگر،  نیروهائی از طرفداران سوروس در آمریکا گرفته،  تا نیروهای مشابه در اروپا، هند،  یا سنگاپور،  و نقاط دیگر دنیا  یک جریان گلوبال را تشکیل میدهند.  در اینجا از اصطلاح طرفداران سوروس،  فقط برای درک بحث استفاده شده،  وگرنه واقعیت این فرماسیونهای جدید،  یک تشکیلات سنتی سیاسی یا اقتصادی به رهبری فرد معینی نیست،  و اساسأ بصورت شبکه های مختلف اقتصادی،  علمی،   سیاسی ،  مالی و اتحادیه ای  فرماسیونهای جدید گلوبال در دنیای کنونی شکل میگیرند.

 

در مقابل،  نیروهای واپس گرا نظیر صدام و جمهوری اسلامی، و ناسیونالیست های افراطی در امریکا،  سوی دیگر کشاکش دوران ما هستند. درک این کشاکش،  به عنوان کشاکش اصلی دنیای کنونی،  میتواند صف بندی های دنیای گلوبال کنونی را آشکار سازد.  بخشی از این فرماسیونهای گلوبال میتواند از نظر جغرافیائی در اروپا امروز قوی تر باشد،  و فردا در آمریکا،  و یا هند، اما اساسأ این صف بندی ها جغرافیائی نیستند.

 

درک موضوع بالا،  برای جنبش سیاسی ایران،  بسیار مهم است،  چرا که این اشتباه است که کشور معین،  یا منطقه معینی را،  متحد جنبش ترقی خواهانه خود فرض کنیم.  متحد ما تحول گلوبالیسم در دنیا است.  البته موضوعات عدالت اجتماعی نیز در آن چارجوب،  موضوع اصلی عصر ما هستند.

 

همچنین چنین سخنی به این معنی نیست،  که مثلأ، اگر رهبران جمهوری اسلامی با گلوبالیسم باصطلاح همراهی کنند، بشود ایران را مدرن کرد، و تجربه با اسلامگرایان شیعی در عراق،  این واقعیت را بیشتر به ثبوت رسانده است.

 

نکته بحث در این مقاله این موضوع است که متحدین ما اتحادهای گلوبال نیروهائی است که نه ناسیونالیست های افراطی غربی هستند،  و نه واپس گرایان اسلامگرای ماقبل صنعتی،  و امثالهم. نیروهای مترقی که در صف بندی برای توسعه  گلوبال فراصنعتی فرار دارند،  متحدین ما هستند،  چه وقتی ما ایران را از اسلامگرایان واپس گرا آزاد میکنیم،  و چه وقتی که به ساختن ایران آینده نگر آغاز کنیم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com 
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com   

7 اردیبهشت 1383

April 26, 2004

 

 

پانویس:

 

1. یک جهان بینی از سوی شهر مرتدان

http://www.ghandchi.com/314-Vision.htm

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

Web ghandchi.com