Iran news and Iranian culture on Iranscope Iranian site

Space and New Thinking

http://www.ghandchi.com/312-Space-plus.htm

 

فضا و انديشه نو

 سام قندچی

 

در پي موفقيت مأموريت جديد به مريخ به مديريت فيروز نادري و همچنين با اعلام سياست جديد فضائي جرج بوش، من خوشحالم که فضا را پس از سالها دوباره در صدر خبر ها مي ببينم. سي سال پيش وقتي اولين انسانها برروي کره ماه پا گذاشتند، يک پيش شرط تمام انديشه بشر يعني تفکر مقيد-به-زمينEarthbound از هم پاشيد.

 

منظور من از مقيد-به-زمين  بودن چيست؟  درست است که تئوري کپرنيکي گردش زمين به دور خورشيد، ديدگاه بطلميوسي زمين-مرکزبين جهان را به دور ريخت، اما به طور ناخود آگاه،  اثر جاذبه زمين بر فکر بشر،  کماکان برقرار بود. اگر قبل از کپرنيک ما نگران بوديم که از لبه زمين سقوط نکنيم، پس از وي،  وقتي درباره حد زمان و مکان ميانديشيديم، هنوز نگران بوده ايم که از لبه کيهان سقوط نکنيم.

 

بيشتر آنکه مقيد-به-زمين بودن هميشه به معني تقيد به يک مکان معين بر روي زمين بوده است، يک ده، يک شهر،  يک کشور.  در 1969، زمانيکه نيل آرمسترانگ به زمين از کره ماه نگريست، وي به هيچ نقطه اي برروي زمين متصل نبود.  به عبارت ديگر، ديدن کره ارض به صورت واحد، شکل عاديnormal ديدن زمين از فضا است، ديدگاهي که گلوبال است و ميتواند مبناي ارزش هاي انساني در دنياي فراصنعتي باشد.

 

انديشه بشر اساسأ طي هزاره ها،  مقيد-به-زمين وانسان سانanthropomorphic بوده است. 

 

انسان سان و يا انسان مرکز بين به اين معني که ما سعي ميکنيم جهان را به شکل ارزش ها و تجربيات انسان ها بفهميم.  همانطور که در نوشته متافيزيک و مذهب توضيح دادم، ما از اصطلاحاتي نظير *خالق* و *مخلوق* استفاده ميکنيم، چرا که انسانها با ابزار سازي *خالقيني* بودند که ميتوانستند با استفاده از ابزار ها اشيأ مختلف را بسازند، و محصول بدست آمده *مخلوق* آنها بود.  بالاخره بسط دادن اين نگرش به همه جهان طي قرون در سيستمهاي فلسفي و مذهبي.

 

با اختراع هوش مصنوعي و ننوتکنولوژي ، ديدگاه انسان سانانه از جهان در حال تغيير است، و اين دليل آن است که در جوامع پيشرفته، متافيزيک ديدگاه  بودائي از جهان بيشتر مورد پسند شده است نا متافيزيک مذاهب ابراهيمي که انسان مرکز بين هستند.

 

سفربه فضا، هوش ماشيني، و ننوتکنولوژي باعث تغييرات ژرف در  ديدگاه ما از جهان و خود،  در تمدن هاي جديد ميشوند.  البته اين تحولات جديد تکنولوژيک بر زندگي ما نيز از نظر تکنيکي تاثير ميگذارند. بدون کوششهاي سفر هاي فضائي در سالهاي 1950 و 1960، ماهواره هاي ارتباطاتي امروز وجود نميداشتند، که امکان پخش برنامه هاي تلويزيوني در سراسر گيتي و تماس هاي تلفني بين المللي را ممکن کرده اند.  امروزه حتي استخراج معدن در استروئيد ها و توليد برخي مواد در فضا ديگر رويا هاي داستان هاي تخيلي نيستند.

 

معهذا در اين نوشته موضوع توجه من اين است که چگونه در پي اين تحولات، معني زندگي براي ما در حال تغيير است.  اجازه دهيد ابتدا ديدگاه کنوني علم را از مبدأ و آينده جهان  ذکر کنم.

 

امروزه اساسأ دو تئوري کيهان شناسي درباره مبدأ گيتي وجود دارد. اولي تئوري بيگ بنگBig Bang است که از سالهاي 1930 با ما بوده است و دومي تئوري استدي استيتSteady State است که از سالهاي 1940 مطرح بوده است.  بيگ بنگ در مقايسه با تئوري دوم، آغاز و پايان براي جهان مي بيند، و به قول استيون هاکينگStephen Hawking، سوأل اينکه قبل از بيگ بنگ چه بوده نظير آن است که بپرسيم شمال قطب شمال چيست، يک سوأل بي معني.

 

نيازي به گفتن نيست که دانشمنداني هستند که اين نطر را به چالش ميطلبند و فکر ميکنند اين ممکن است که بپرسيم قبل از بيگ بنگ چه بوده است، چرا که آنان بيگ بنگ را يک يکتائي انفصاليsingularity نميبينند، و با تئوري استرينگstring theory سعي در تعريف اين نقطه ميکنند. اما اطلاعات علمي موجود با تئوري بيگ بنگ بيشترسازگارند.

 

در سال 1989، من رساله اي نوشتم تحت عنوان "معني زندگي".  در آنجا من کار اريک شسان Eric Chaisson در کتاب عصر زندگيLife Era  وي را ذکر کردم که تازه در آنزمان منتشر شده بود. من هنوز فکر ميکنم آنچه وي پيشنهاد کرده بود، در زمان ما جالب ترين تئوري براي درک تکامل هستيcosmos است.  وي سه عصر به شرح زير در توسعه جهان پس از بيگ بنگ ميبيند.

 

عصر اول عصر انرژي است که پس از بيگ بنگ بوده که حوود 14 بيليون سال پيش بوده  و در آنزمان بيشتر حهان انرژي است تا ماده. عصر دوم عصر ماده است وقتيکه کهکشانها و ستارگان و اجرام سماوي شکل گرفته اند، سومين هم عصر زندگي است که حدود 5 بيليون سال پيش شروع شده و در حال قوت گرفتن بيشتر است.

 

براي اريک شسان، هوش بشر توان بازتاب و تأمل روي اطلاعات است که خود در جهان نهفته است، حتي قبل از عصرانرژي، اما با افزايش بغرنجي جهان طي اين اعصار، زندگي هوشمندانه که قادر به بازتاب برروي خود است متولد شده است.  وي اين فرضيه را ارائه ميدهد که عصر زندگي در نقاط مختلف گيتي در حدود همان زمان شروع زندگي در زمين منظومه شمسي ما  است، و در نتيجه وي زندگي و هوش خارج از زمين را با استدلات بيشتر از کپلر، که قرن ها قبل از وي ارائه کرده، طرح ميکند.

 

شسان فکر ميکند اسپاتنيکSputnik پنجاه سال پيش اولين فرصتي بود که يک تمدن پيشرفته در نقطه اي ديگر از گيتي ميتوانست يک شيئي مصنوعي به دور کره زمين را مشاهده کند، و براي آنانکه 50 سال نوري از ما فاصله دارند،  50 سال طول ميکشد تا اين اتفاق را مشاهده کنند،  و اگر سعي در تماس با ما کنند، 50 سال ديگر طول ميکشد که ما پاسخ آنها را دريافت کنيم.  تا آنجا که ميدانيم،  نزديک ترين ستارگاني که سيستم سياره اي دارند بيش از 50 سال نوري از ما فاصله دارند و نشنيدن از آنها زياد تحير انگيز نيست.

 

در سالهاي اخير، همچنين آثار ري کورز.يلRay Kurzweil  ، در عرصه هوش مصنوعيAI و تأثيرات آن بر روي جهان،  ديدگاه هاي نوي ارائه کرده است  چرا که وي نشان داده چگونه هوش مصنوعي و ننوتکنولوژي از پايه جهان را از نو خلق ميکنند.  کورزويل در کتاب عصر ماشينهاي معنوي Age of Spiritual Machines جزئيات سطح تازه بغرنجي complexity در تجديد ساختمان هوشمند حهان را نشان داده است.

 

بنظر من اگر مدل اريک شسان اتخاذ شود، کوشش هاي کورزويل و درکسلر  در باز آفريني جهان ميبايست عصر شعور Intelligence Era خوانده شود، که سطح جديدي از بغرنجي را به جهان مياورد. درست است که شسان نيز *تفکر* را به مثابه دستاورد برجسته عصر زندگي طرح ميکند، اما بنطر من بازآفريني جهان که هوش مصنوعي و ننوتکنولوژي ممکن ميکنند، فراسوي آن چيزي است که در پروسه طبيعي تکامل ذهنيت قابل تبيين است، و آنگونه که کورزويل نشان داده،  نتائج بسيار جديدي را براي هستي باعث ميشود.

 

کارهاي بسياري بايد کرد تا جهان را در پرتو تحولات جديد درک کرد، نظير آنچه که صاحب نظراني نظير کورزويل و شسان ترسيم کرده اند، معهذا يک چيز آشکار است، و آن اين واقعيت است که بشريت دوران ديدگاه هاي انسان سانانهanthropomorphic و مقيد-به-زمينEarthbound را پشت سر گذاشته است.

 

پايان ديدگاه انتروپوموفيک (انسان سانانه) به اين معني است که جهان ديگر به شکل مدل هاي خالق و مخلوق انسانها قابل درک نيست، انسانهائي که قادر بودند اشيأ را با ابزار بسازند،  اين نگرش را به سراسر گيتي بسط داده بودند. تعمق انديشمندانه درباره جهان از ديدگاه نو به ما اجازه ميدهد رابطه سيمبياتيکsymbiotic  با يکديگر و با جهان در سطح وسيع ايجاد کنيم، بر مبناي رزونانسresonance، و نه  از ديدگاهي که ما را ارباب و طبيعت را برده ميانگارد، و يا ايدئولوژي هائي که اعتقاد دارند خدا و نمايندگانش روي زمين ارباب هستند،  و.مردم بنده آنانند.

 

پايان ديدگاه مقيد-به-زمين به اين معني است که ما بايستي نگرش جهان با پيش فرض قدرت جاذبه و الصاق به نقطه معيني از زمين را کنار گذاريم، و بجاي نگراني از سقوط در لبه زمان و مکان، و تقيد به ديدگاه ناسيوناليستي از جهان، قادر شويم ديدگاه گلوبالي از خود و واقعيت داشته باشيم.  البته آشکار است که بستگي به آنکه ريشه هر کسي چيست، وي ممکن است در نقطه معيني مثمر ثمر تر باشد،  و عشق به آن منطقه به معني ناسيوناليسم نيست.

 

حقيقت آن است که نزديک ترين سيارات اگزوexo-planets يعني سيارات منظومه هاي فراسوي منظومه شمسي ما، که قادر به رشد حيات باشند، سالهاي نوري از ما دورند، و مدتها طول خواهد کشيد تا سفر فضائي به آن مقاصد امکان پذير باشد. ولي ما خوشبختيم که ممکن است در مريخ و يوروپا Europa (يکي از ماه هاي سياره مشتري) حيات امکان پذير باشد . آن ها در فواصل معقولي براي سفر فضائي در زمان ما هستند.  ايجاد کولوني هاي انساني در اين نقاط، ميتواند تمام نگرش ما را از خود و جهان تغيير دهد.

 

اين کوششي است براي همه بشريت و نه فقط يک ملت،  و مرگ يک زن هندي فضانورد در تراژدي آخر شاتلshuttle ، و حضور يک مدير برنامه ايراني الاصل براي پروژه مريخ کنوني اين حقيقت را بيشتر نشان ميدهد.  اين واقعيت نشان ميدهد که چرا اين موضوع براي هر ملتي از جمله ايران و ايرانيان مهم است.  اين افتخار هر ملت است که کوششهاي هموطنان خود را در سازمان هائي نظير National Space Society -NSS  براي پيشبرد مرزهاي تمدن بشريت شاهد باشد، آنگونه که 30 سال پيش ژرارد اونيلGerard K. O'Neill در آثار پيشگامانه خود براي ايجاد کلونيcolony در فضا مينوشت.

 

 

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

26 دي 1382

January 16, 2004

 

 

متن بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/312-SpaceEng.htm

 

 

مقالات مرتبط:

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

http://www.ghandchi.com/index-Page7.html

 

 

------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com/BasicWritings.htm

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

 

 

  Go to Discovery for Unique Gifts