Sam Ghandchiسام قندچي آیا جبهه متحد ضد کوکلاکس کلانهای اسلامی، اشرف دهقانی را نیز شامل می شود
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3108-ashraf-dehghani.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    11    12

 

islamickkk-ashraf-dehghani

 

در سه چهار روز اخیر، در دو نوشته تحت عناوین «گیم چنجر: مقابله با کوکلاکس کلانهای اسلامی» و «بحثهای بیهوده درباره انقلاب 1357 ایران»، این موضوع بحث شد که مسأله ی کوکلاکس کلان های اسلامی در نیم قرن گذشته، موضوع فقط ایران نیست و اکنون نظیر دوران جنگ ضدفاشیستی، به ائتلافی جهانی نیاز است تا که جبهه ی واحد ضدکوکلاکس کلانهای اسلامی، تشکیل شود. یک سؤال این است که آیا یک پاسیفیست نظیر این نگارنده می تواند در چنین جبهه ای شرکت کند؟ شخصاً نظرات خود را با دیدگاه های تشکیلات «فراسوی جنگ» مشخص می کنم که در سالهای پایانی سقوط اتحاد شوروی وجود داشت، اما اگر بخواهم به دوران جنگ جهانی دوم و مبارزه با فاشیسم در آن زمان فکر کنم، دیدگاهم چیزی شبیه نظرات شری آروبیندو برای چنان وضعیتی خواهد بود، اما شری اوروبیندو در دوران جنگ جهانی دوم به جبهه متحد ضدفاشیسم نپیوست. حالا سؤال این است که آیا نمی شد او به جبهه ضد فاشیست می پیوست اما فعالیت خود را به اقدامات غیرمسلحانه محدود می کرد؟ پاسخش را نمی دانم و برایم سؤال است! از سوی دیگر خانم اشرف دهقانی بعد از تجربه خیزش96 و خیزش98، مرحله ی بعدی را جنگ پارتیزانی علیه رژیم اسلامی اعلام کرده است. البته خانم اشرف دهقانی تنها کسی نیست که طرح مسلح شدن را برای اپوزیسیون ایران مطرح می کند و گرچه ایشان با آنارشیسم مخالف است ولی بسیاری از آنارشیستها نیز چنین نظری را مطرح می کنند. و نه فقط آنها، حتی دو ماه پیش دکتر حسن ماسالی طرحی ارائه کرد تحت عنوان «هسته های مسلح آخوندکشی» که صاحب این قلم نقدی بر آن منتشر کردم. سؤال این است که اگر در پی ایجاد جبهه واحد ضد کوکلاکس کلانهای اسلامی در سطح جهانی باشیم، هرکدام از این برنامه ها، در کجای چنین طرح ائتلاف جهانی قرار خواهند گرفت؟ در دوران جنگ جهانی دوم که جبهه متحد ضدفاشیسم شکل گرفت، مثلاً در اسپانیا، جنگ پارتیزانی شکل اصلی مبارزه شد، در حالیکه برای آمریکا و آمریکاییان چنین نبود و خود ارتش آمریکا نیروی اصلی آمریکایی در مبارزه با فاشیسم در اروپا بود، و البته در داخل آمریکا نیز فعالیتهای مسالمت آمیز علیه فاشیستها انجام می شد و در واقع بسیاری از روشنفکران نیویورک در سالهای پیش از آغاز جنگ جهانی دوم هوادار فاشیسم بودند و حتی در داخل جنبش کارگری آمریکا، فاشیستها نیروی مهمی بودند، و مقابله ی نظری با خود آن جریانات، بخشی از فعالیتهای ضدفاشیستی در آمریکا به شمار می آمد. در 20 سال اخیر نیز ائتلاف به رهبری آمریکا برای ساقط کردن طالبان، نوعی جبهه واحد علیه کوکلاکس کلانهای اسلامی بود، اما آمریکا و متحدینش، خود را محدود به طالبان و القاعده کردند، و حتی با رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی شیعه در ایران برای آن هدف، متحد شدند. نمونه ی مشابهی را در مقابله ی آمریکا با القاعده و داعش در عراق و سوریه در سالهای اخیر دیده ایم، اما امروز با بحثی که در «گیم چنجر: مقابله با کوکلاکس کلانهای اسلامی» مطرح شد، دیگر آن بخش استراتژی آن روزها که در اتحاد با کوکلاکس کلانهای شیعه برای مقابله با کوکلاکس کلانهای سنی بود، یعنی «بازدارندگی متقابل»، منتفی خواهد بود و نظیر دوران جنگ ضدفاشیستی است که هم جنگ با فاشیسم هیتلری در آلمان بود، هم با موسولینی در ایتالیا، فاشیستهای یونان، اسپانیا و پرتغال، و هم با میلیتاریسم ژاپن و البته فاشیستهای اسپانیا و پرتغال تا دیدند ورق دارد بر می گردد، سمتگیری بین المللی خود را تغییر دادند. شاید گفته شود که فاشیستها اساساً متحد بودند و شکاف بزرگی نظیر شوروی سابق و چین، یا داعش سنی و کوکلاکس کلانهای شیعه نداشتند، اما واقعیتی که بعد از «گیم چنجر» مشاهده کردیم، اقلاً درباره ی کوکلاکس کلانهای اسلامی، این تصور شکاف عمیق، امروز دیگر حقیقت ندارد. در نتیجه باید از خود بپرسیم که امروز راهکار شکل دادن عملی به ائتلاف جهانی علیه کوکلاکس کلانهای اسلامی چیست؟ مثلاً چین و روسیه در چنین ائتلاف جهانی کجا قرار خواهند گرفت؟

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

پانزدهم بهمن ماه 1398
February 4, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH