Sam Ghandchiسام قندچي یادداشتی درباره معنای فدرالیسم قومی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2889-federalisme-ghomi.htm

مطالب مرتبط:  http://bit.ly/2Kcwncz

http://bit.ly/2Vy0hwy   http://bit.ly/2nB03Ir

 

federalism-e-ghomi

 

این قلم یکی از اولین کسانی هستم که بیش از پانزده سال پیش نوشتم که «فدرالیسم، حکومت قومی نیست»، و درباره ی مضرات فدرالیسم قومی که در کشورهایی نظیر کانادا شاهد آن هستیم، هشدار دادم، و در نوشتاری به فارسی و انگلیسی تحت عنوان «فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران»، به تفصیل در مورد خطر فدرالیسم قومی برای ایران توضیح دادم، وقتی خود آنزمان باور به فدرالیسم استانی داشتم که در کشورهایی نظیر ایالات متحده ی آمریکا برقرار است. البته همیشه با تجزیه طلبی مخالف بوده و هستم. دو سال پیش نیز در 25 سپتامبر 2017 به این جمعبندی رسیدم که کلاً فدرالیسم به ضرر ایران است و در نوشتاری به فارسی و انگلیسی موضع تازه ی خود را رسماً اعلام کردم. اما در چند روز اخیر نوشتارهایی در رد فدرالیسم و مشخصاً فدرالیسم قومی می بینم که نشان می دهد این دوستان اصلاً موضوع را درست درک نکرده اند. مثلاً در بحثی نوشته شده که «به رسمیّت شناختن حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گروه های اتنیکی ایران و به رسمیّت شناختن حق آموزش به زبان مادری همان فدرالیسم قومی است.» این حرف درست نیست و نشان می دهد که موضوع رفع تبعیض بر مبنای اصل و نسب، درست درک نشده، و با اینکه بارها از این دوستان تقاضا کرده ام نوشتاری از این قلم را که تحت عنوان «دو سه کلمه درباره بحث اتنیسیته، و جنبشهای برای رفع تبعیضهای اتنیکی، مذهبی و جنسیتی» منتشر شده، با دقت مورد مطالعه قرار دهند، اما تصور می کنند بدون خواندن می دانند که بحث چیست، و عبارت بالا بازهم نشان می دهد که مطلب را با دقت نخوانده اند و فقط ناراحت هستند که این قلم در آن مقاله گفته ام آقای مهندس حسن شریعتمداری بیش از ما درباره «حزب جمهوری خلق مسلمان ایران» و درخواست آن حزب برای رفع تبعیض در آن خیزش اوائل انقلاب در آذربایجان، مطلع است! در همین آمریکا که هیچ قرابتی با فدرالیسم قومی در همه ی تاریخش نداشته است در شهر لوس آنجلس مدرسه ای درست شده بود که همه ی دروس را به زبان فارسی تدریس می کرد. شخصاً فکر می کنم که این کار احمقانه ای است و بارها نوشته ام که در ایران آموزش علوم و تکنولوژی به زبان مادری کار غلطی است یعنی حتی آموزش علوم و تکنولوژی به زبان فارسی نباید به این دلیل باشد که زبان مادری است. مضافاً آنکه امروز در دنیا بحث حقوق اتنیکی بعنوان بخشی از حقوق شهروندی و حقوق بشر کاملاً با آنچه در تاریخ گذشته بوده فرق دارد و نمونه های تجزیه ی خونبار یوگسلاوی دقیقاً بیان عقب ماندگی رهبری سیاسی در آن کشور بود، چه کسانیکه دولت مرکزی را در دست داشتند و چه آنها که جدا شدند. متأسفانه در رسانه های خارج کشور فقط دو طرف عقب مانده معرفی شدند که حرفهای تکراری صد سال پیش را مرتب تکرار می کنند، وقتی اصل بحث امروز ربطی به فدرالیسم و تجزیه یا تمامیت ارضی کشور ندارد. همچنین بحثهایی مطرح می شود نظیر آنکه آقای مهندس حسن شریعتمداری در گفتگویی با زنده یاد داریوش همایون گفته است اصطلاح «استان عربستان» به جای «استان خوزستان» در اسناد مشروطه وجود دارد و اینکه در آن اسناد چنین چیزی نیست. اینها به مورخان مربوط می شود و نمی دانم چرا این بحث را آقای حسن شریعتمداری در گفتگویی که به ایشان نسبت داده می شود، بیان کرده یا نکرده، اما این حرفها چه اهمیتی دارد. هرکسی که دوست دارد نام "عربستان" را برای خوزستان انتخاب کند می تواند در ایران سکولار دموکرات آینده پتیشنی در این مورد بنویسد و برایش طی مراحل قانونی رأی گیری کند و شک دارم که اصلاً رأی قابل ملاحظه ای چه در خود خوزستان چه در بقیه ی ایران بیاورد. شخصاً اثر زنده یاد احمد کسروی تحت عنوان تاریخ 500 ساله ی خوزستان را خوانده ام و آنرا اثری ارزنده می دانم. حتی سفرنامه ی رضا شاه به مازندران را خوانده ام و خیلی هم مطالبش برایم جالب بود به رغم آنکه از مخالفان سلطنت هستم. چرا بحثهایی را که بیشتر، مورخانِ مطلع باید به آنها بپردازند، موضوع تصمیم گیری های امروز می کنیم که ما درگیر بحثی سیاسی هستیم. بعضی مردم ایران نام «چنگیز»، «تیمور»، یا «اسکندر» را که آخری به انگلیسی همان «الکس» است، برای فرزند خود انتخاب می کنند که از دیدگاه این قلم خیلی برای یک ایرانی نشاندهنده ی فقدان دانش تاریخی است، اما به خودشان مربوط است و این قلم در این موارد خصوصی هیچگاه حرف نزده ام، حالا برخی به نام خانوادگی مهندس حسن شریتعمداری گیر می دهند که گویا ایشان با این نام نگهبان شریعت خواهد بود. دست بردارید از این کارهای سخیف. به هر حال این حق اتنیکی تدریس به زبان مادری نظیر همه ی حقوق شهروندی که برای رفع تبعیض بر اساس اصل و نسب است باید به رسمیت شناخته شود هرچند احمقانه است که مدرسه ای بیاید بر این اساس که زبان فارسی، کردی، ترکی، عربی، بلوچی، عبری، ارمنی، آشوری و غیره، زبان مادری دانش آموزی باشد، شیمی و فیزیک درس بدهد و مطمئناً دولت نباید پول چنین مدرسه ای را بدهد اما مردم حق باید داشته باشند بطور خصوصی یا غیرانتفاعی چنین مدارسی درست کنند. در این آمریکا حتی یک عده آدمهای شدیداً مذهبی مدرسه خانگی دارند که از نظر این قلم کاری ارتجاعی است اما آزادند، خودشان پولش را می دهند تازه در این مورد از زاویه ی حقوق کودک مسائلی مطرح است که شخصاً در آن تخصص ندارم، و حتی موافقت یا مخالفت با تدریس به زبان مادری نیز از نظر حقوق کودک می تواند بررسی شود. اینجانب فقط تدریس زبان مادری را کار درستی می دانم که معنایش هم حداکثر تدریس ادبیات آن زبانها برای علاقمندان است. اکثر کودکان ایرانی در آمریکا که چندان علاقه ای به آموختن زبان مادری نشان نمی دهند، البته بعضی هم زبان را دوست دارند و شخصاً یک دانشمند ایرانی تبار بیست و چند ساله را می شناسم که بیش از 10 زبان را به خوبی حرف می زند و حتی 5 زبان را در سطح عالیِ خواندن و نوشتن و ادبیات می داند، در حالیکه مدرک دکترا و شغلش در زمینه ی علم و تکنولوژی است که هیچ ربطی به زبان ندارد و همه را به ابتکار خودش یادگرفته و هیچ علاقه ای هم به سیاست و این حرفها ندارد. همانطور که گفتم حتی تدریس علوم به فارسی هم دیگر در دنیای امروز به ضرر زندگی آینده ی دانش آموز است، اما در وضعیت کنونی که زبان مشترک در ایران است راه دیگری نداریم وگرنه زبان انگلیسی برای تدریس علوم برای بالا بردن توان دانش آموزان برای رقابت در سطح جهانی مفیدتر است. به هرحال وقتی از حقوق شهروندی حرف میزنیم مردم باید ازاین حق برخوردار باشند که آزادانه برای تجزیه ی کشور هم تلاش مسالمت آمیز کنند، نه آنکه اسلحه به دست گیرند. در همین آمریکا در ایالت کالیفرنیا چندین پتیشن برای تقسیم آن ایالت به چند قسمت، سالهاست مطرح شده و یا در ایالت تگزاس حتی پتیشن برای جدایی از کل کشور وجود دارد و سالهاست همه ی این پتیشن ها را عده ای امضا می کنند و تعداد امضاها به حد نصاب برای حتی طرح در مجلس ایالتی به دست نیامده است تا چه رسد به کنگره، مگر آنکه نظیر آیت الله احمد علم الهدی اطلاعات دیگری داشته باشیم! البته از شوخی گذشته، قبول دارم که در مورد ایران عملیاتی از سوی دولتهای بیگانه نیز وجود دارد که هدفش تکه تکه کردن ایران است، اما راه مقابله با آن از بین بردن حقوق مردم برای طرح آزادانه ی خواستهای خود نیست، و نباید نظیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران امثال نرگس محمدی ها و نسرین ستوده ها را بازداشت کرد به این اتهام که مثلاً تلاش آنها برای حقوق بشر همسو با اقدامات فلان کشور بیگانه است. خب باشد! همین حالا آمده اند خانم زهرا محمدی را بخاطر تدریس زبان کردی به کودکان در سنندج به زندان انداخته اند، این است تبعیض اتنیکی که باید محکوم کرد و باید از رفع تبعیض اتنیکی در سراسر ایران، دفاع کرد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم مهر ماه 1398
Oct 14, 2019
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH