Sam Ghandchiسام قندچي دو سه کلمه درباره بحث اتنیسیته، و جنبشهای برای رفع تبعیضهای اتنیکی، مذهبی و جنسیتی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2303-ethnicity.htm

 

ny-ethnicity

 

از نظر لغوی اتنیسیته در ابتدا معنایش غیر اروپایی بوده اما امروز دیگر هر گروه بندی به اصطلاح تباری یا قومی با این عبارت توصیف می شود. در واقع امروز قبیله و قومی در اروپا یا آمریکا وجود ندارد ولی حتی از اتنیسیته فرانسوی یا ژرمن که اروپایی هستند هم حرف می زنند. قومیت نظیر مذهب ارثیه ای از دوران پیشامدرن است اما این تنها ویژگی غیراقتصادی و غیرسیاسی نیست که همچنان در جامعه مدرن به حیات خود ادامه داده، خانواده نیز همچنان وجود دارد اما قدرت سیاسی را بر مبنای خانواده تعریف نمی کنند. نگاهی کنید به محله های چینی ها یا ایرانی ها در لوس آنجلس در همین قرن بیست و یکم، اتنیسیته بیان قدرت سیاسی نیست همانطور که مذهب در جامعه مدرن چنین بیانی نیست ولی هم در اقتصاد و هم در قدرت سیاسی نقش بازی می کند. مثلاً تعلق خانوادگی در دوران پیشامدرن، نه فقط فردی را شاه یا رعیت می کرد، بلکه مقامات دیگر کشور هم در خانواده به ارث میرسید، نظیر فرماندار فلان منطقه شدن، و اگر جان لاک ارثیه اقتصادی را به چالش نکشید مطمئناً ارثیه خانواده برای قدرت را به چالش کشید و به اینگونه سلطنت را نفی کرد و خودش هم از بریتانیا به آمستردام هلند تبعید شد. به هر حال در دنیای مدرن در عرصه تبعیضات فقط بحث اتنیسیته مطرح نیست بلکه بحث جنسیت و مثلاً جنبش فمینیستی نمونه ای از همین گونه است اما هیچ فمینیستی را نمی بینید که بخواهد دولت زنان تشکیل دهد. به همین شکل جنبش همجنسگرایان (1) و همه دگرباشان جنسی برای رفع تبعیض گرایشات جنسی وجود دارد اما کسی دنبال تشکیل دولت همجنسگرایان نیست. حالا ممکن است سؤال شود پس چرا در برخی کشورها نظیر یوگسلاوی یا عراق کنونی عده ای دنبال تشکیل دولت اتنیک هستند. در واقع همانقدر که تشکیل دولت برمبنای خانواده اساساً تمام شده و حتی پادشاهی های اروپایی که هنوز وجود دارند، بیشتر نظیر شاهزاده ها و پرنسس های پارکهای والت دیسنی برای تفریح و جاذبه توریستی مخارجشان در جامعه مدرن تحمل می شود، دولت های ملی نیز که بسیاری بر مبنای قومی تشکیل شدند دیگر وجود خارجی ندارند و همه امروز شامل ترکیب اتنیسیته های مختلف هستند. فقط نگاهی به ترکیب اتنیکی نیویورک امروز نشان می دهد که دولتی از مردمی از تبار معین برای چنین جمعیتی، دیگر غیرممکن است. البته دولتهایی نظیر آمریکا و حتی ایرانِ بعد از هخامنشیان، اساساً بر مبنای قومی یا اتنیکی شکل نگرفتند و به قول آمریکایی ها دیگی بودند که اقوام مختلف در آن می جوشیدند، با اینحال درست است که بسیاری از دولتهای ملی اروپای غربی بر مبنای اتنیکی شکل گرفتند و بعداً ترکیب اتنیکی آنها هم مثل نیویورک امروز شده و شاید اگر امروز می خواستند تشکیل شوند مثل آمریکایی که به دیگی از اقوام مختلف تشبیه می شود، آنها نیز اینگونه می بودند و مثلاً نامشان آلمان یا فرانسه نبود که از اتنیسیته یعنی قوم تاریخی فرهنگی زبانی خاصی مشتق شده است. حالا چرا در اروپای شرقی و در بالکان بعد از سقوط شوروی و بلوک شرق حرکتی اتنیکی پا گرفت و دولتهایی نظیر دولتهای ملی قرن پانزدهم بر مبنای اتنیکی شکل گرفتند. هدف تجزیه طلبی نبوده و نظیر ایران و کردستان جنبشهای اتنیکی آنها هم اهداف رفع تبعیض داشته نه تشکیل دولت، و از این نظر تفاوتی با جنبش فمینیستی نداشته است، همانطور که مردم در آذربایجان ایران از توهین خمینی به شریعتمداری نوعی توهین اتنیکی برداشت می کردند و در اول انقلاب به پا خاستند و همه درباره قیام تبریز و حزب خلق مسلمان می دانیم و آقای مهندس حسن شریعتمداری شاید بیش از همه ما می داند. ولی هیچکدام از اینها نه قومگرایی بوده و نه تجزیه طلبی بلکه نظیر فمینیسم، بیان مبارزه ای برای رفع تبعیض بوده است. ضمناً این موضوع تبعیض ها از سوی اسلامگرایان در همه دنیای گلوبال امروز برای مسلمانان مسأله ساز شده است (2). همچنین لازم به تذکر است که این قلم با هرنوع فدرالیسم در ایران مخالفم (3)، اما چه کسی فدرالیست باشد و چه نباشد، می تواند حامی یا مخالف جنبشهای اتنیکی باشد که اساساً مدنی هستند، نه سیاسی، و هدفشان رفع تبعیض است. در عصر گلوبالیسم این جنبشها امکانپذیرتر هستند. مثلاً حق افغانی ها در آمریکا برای داشتن تلویزیون خود و اعلانات دولتی به زبان های افغانستان نظیر دری و پشتو و غیره. اتفاقاً در آمریکا افغانی ها بسیار بیش از ایرانی ها در این زمینه های فرهنگی کار کرده اند. حالا اجحافات اتنیکی نظیر هر اجحاف دیگری می تواند در حالت اکستریم به جنگ بیانجامد بویژه اگر جمعیت متعلق به یک اتنیسیته در منطقه معینی متمرکز باشد، آنچه در یوگسلاوی سابق درست بود. در ایران بعد از انقلاب ما چنین حرکتهایی را در رابطه با تبعیضات مذهبی دیدیم، مثلاً در منطقه سنی نشین کردستان، در حالیکه بهاییان در منطقه جغرافیایی خاصی نبودند و خیلی به خارج فرار کردند. اما دوباره نظیر هر موضوع اتنیک برای رفع تبعیض بود. یکی از نتایج درک غلط تحولات ملی در اروپای شرقی بعد از سقوط شوروی و دولت های بلوک شرق درمیان دو دسته متضاد از ناسیونالیست های افراطی ایران این بوده است که دسته اول به این تصور برسند که گوئی بعد از آزادیِ ایران از جمهوری اسلامی، مسأله ایران تجزیه طلبی است و دسته دیگری نیز در قطب مخالف فکر میکنند که جدا شدن و استقلال بخش هائی از ایران راه حل خواهد بود. متأسفانه دعوای اتنیک به غلط به بحث بر سر فدرالیسم در ایران مبدل شده است وقتی که اصلاً درستی یا نادرستی فدرالیسم برای ایران ربطی به مسأله اتنیک ندارد. دوران دولت ملی ساختن سپری شده است حال چه بر اساس اتنیک باشد و چه نباشد. در واقع گروه های سیاسی بایستی خود را با پلاتفرم سیاسی و نظری تعریف کنند و نه با خواستهای اتنیک. به هر حال همانطور که گروه های سیاسی در رابطه با مسأله زنان نظرات خاص خود را خواهند داشت در رابطه با مسائل اتنیک هم همینطور است و باید از افراط گرایی در زمینه هایی نظیر آموزش یا عدم آموزش به زبان مادری پرهیز کرد (4). ولی جنبش اتنیکی نظیر جنبش فمینیستی با گروه های سیاسی تعریف نمیشود و خواستی است که هر حزبی می تواند مطرح کند همانطور که جریان رنگین کمان در داخل حزب دموکرات آمریکا به این خواستها بیشتر توجه دارد. جنبش های اتنیکی در ایران خواستهای زبانی و فرهنگی خود را هر چه روشن تر در جامعه طرح کرده و می کنند و منتظر گروه های سیاسی مختلف، و موافقت یا مخالفت آنها نیستند. این خواستها مثلاً شامل اضافه کردن خط آذری، کردی، بلوچی، عربی به مدارکی که مردم استفاده میکنند، میباشد. در آمریکا امروز  در بسیاری ادارت نه تنها خط اسپانیولی و چینی بلکه حتی خط فارسی هم برای بسیاری از مطالب در ادارات اضافه شده است. همچنین فراهم آوردن امکانات تحصیلی به زبان های مختلفی که در ایران تکلم میشود بایستی در ایران گسترش یابد. تأمین بودجه برای تشکیلاتهای فرهنگی و سیاسی به همین زبانها و نه فقط در آذربایجان و کردستان و بلوچستان بلکه در همه ایران. اتفاقاً فراهم کردن اینگونه امکانات در این عصر تکنولوژی های پیشرفته با استفاده از کامپیوتر و تلویزیون بسیار ساده و کم خرج است و حتی دستگاه های ترجمه اتوماتیک گوگل ساخته است و نبایستی از پاسخ به این درخواست های اتنیک سر باز زد. امروز دوران 200 سال پیش تأسیس آمریکا نیست که جامعه مجبور بود یونیفورم کردن اتنیک را برای امکانپذیر کردن پیشرفت در پیش بگیرد و نه تنها رشد تنوع اتنیکی امکانپذیر است بلکه به نفع جامعه است و نبایستی به این خواستهای بحق مردم انگ تجزیه طلبی زد. به هر حال انگ ها به جنبش اتنیکی همانگونه که به جنبش فمینیستی زده می شد، متداول است، ولی این جنبش راه آینده رفع تبعیض در ایران است و چه امروز در ایرانِ تحت سیطره رژیم ضدجمهوریت اسلامی و چه در رژیمی مترقی در آینده، این جنبش سیمای آینده ایران را ترسیم خواهد کرد. جنبش اتنیکی ایران از هم اکنون در نقاطی مثل سنندج سالهاست که برنامه آدم برفی را اجرا کرده است و در آذربایجان سالگرد بابک خرمدین را جشن گرفته است و در تهران انجمن های کردها و آذربایجانی ها سالهاست که فعالند و همه این ها بیان کوششهای مختلف جنبش اتنیکی چند دهه گذشته در ایران است. با امید موفقیت های بیشتر برای جنبش های اتنیکی در ایران.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و ششم مهرماه 1397
October 18, 2018

 

پانویس:

 

1. درباره همجنسگرایان

https://goo.gl/Z12Jt2

  

2. اسلام و گلوبالیسم- ویرایش دوم تقدیم به شاهین نجفی
http://www.ghandchi.com/695-IslamGlobalization.htm
Islam and Globalization-Second Edition Dedicated to Shahin Najafi
http://www.ghandchi.com/695-IslamGlobalizationEng.htm

 

3. اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism.htm
Announcing Change of Position to Opposing any form of Federalism for Iran
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism-english.htm

 

 

4.  آموزش به زبان مادری: آری یا نه؟
http://www.ghandchi.com/761-mother-tongue.htm

زیاده روی در دفاع از زبان فارسی
http://www.ghandchi.com/767-persian-language.htm

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH