Sam Ghandchiسام قندچيآموزش به زبان مادری: آری یا نه؟

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/761-mother-tongue.htm

 

صمد بهرنگی از شخصیت های مردمی پرنفوذ سیاسی و ادبی معاصر آذری ایران و نویسنده کتاب "کندوکاو در مسائل تربیتی ایران" تدریس به زبان مادری در آذربایجان را مورد تأکید قرار می داد و كتابی برای تدریس کلاس اول ابتدائی نوشت و در سوگش گفته شد هدف او از نگارش آن کتاب این بود که "بچه‌ های آذربایجانی مجبور نباشند سو و چرك را آب و نان بنویسند و نفهمند چرا." از سوی دیگر شادروان احمد کسروی مورخ نامدار آذری ایران این بحث را مطرح کرده است که زبان ترکی به سرزمین آذربایجان تحمیل شده است. فرض کنیم حرف کسروی درست باشد. در بسیاری کشورهای مستعمره زبان انگلیسی برایشان تحمیلی بوده است اما دوست دارند همچنان به آن زبان تکلم کنند. این ادعاها که تاریخاً چه کسی به چه کسی زبان یا دین دیگر را تحمیل کرده است موضوعات کار مورخان است و قرار نیست مردم کشوری بر این مبنی زبان یا مذهبشان را تغییر دهند. در اینکه اکثریت مردم خطه آذربایجان ایران به زبان ترکی آذری سخن می گویند شکی وجود ندارد و اصل بحث هم اینجاست. به عبارت دیگر سوال این است که آیا بنفع کودکان آذری است که به زبان مادری در مدارس آموزش ببینند که بنظر می رسد صمد بهرنگی اینگونه می اندیشیده است؛ یا که بنفع آنهاست که به زبان فارسی یا زبان دیگری در مدارس تحصیل کنند، حال چه زبان ترکی در تاریخ تحمیلی بوده است و چه نبوده تغییری در این انتخاب نمی دهد؟ برخی نظیر خود صمد بهرنگی تصور می کردند که اگر آموزش به زبان مادری نباشد بچه درست مفاهیم را درک نمی کند. این تصور در میان بسیاری از زبانشناسان نیز در دورانی که صمد بهرنگی می نوشت مرسوم بود. در زمان ما نه تنها بسیاری از محققین دیگر چنین نظری ندارند بلکه تجربه میلیونها ایرانی که به خارج مهاجرت کرده اند بویژه در اروپا و آمریکا نشان داده است که آموزش کودکانشان به زبانی که زبان مادری نبوده نه تنها مانعی در برابر پیشرفت آنها ایجاد نکرده است بلکه حتی از همکلاسی هایی که اهالی کشورهای محل اقامتشان بوده اند هم پیشی گرفته اند. همه این ادعاها که بچه باید به زبان مادری تحصیل کند غلط از آب در آمده و اتفاقا بچه های دوزبانه با هوش تر و بهتر بار می آیند.

 

درنتیجه ایرانیان بیشتر و بیشتر به آموزش چند زبانه روی آورده اند و این تجربه گرانبهای ایرانیان مهاجر می تواند به خود ایران نیز منتقل شود. یعنی برعکس تصور صمد بهرنگی اینکه بچه در خانه به آب بگوید "سو" و در مدرسه بگوید "آب" نه تنها به رشد درک او از مفهوم "آب" ضرر نمیزند بلکه درک او را عمیق تر هم می کند. ممکن است که کودک دو زبانه دیرتر به تکلم آید اما وقتی که به سخن می آید درک بهتری هم از زبان مادری و هم از زبان آموزش از خود نشان می دهد. البته ممکن است سؤال شود که آیا نباید کودکان در آذربایجان حق داشته باشند که خواندن و نوشتن به زبان ترکی را بیاموزند. بنظر اینجانب نه تنها چنین حقی باید وجود داشته باشد بلکه دولت باید امکانات آن را در همه مدارس فراهم کند. سؤال بعدی این است که آیا زبان آموزش علوم هم باید انتخابی باشد یعنی ترکی یا فارسی یا زبانی دیگر. بنظر اینجانب بهتر است آموزش علوم به زبان انگلیسی صورت گیرد چرا که در عصری که ما زندگی می کنیم زبان انگلیسی نه تنها زبان بین المللی است بلکه زبان بعدی در جهان بفاصله بسیار زیادی از انگلیسی قرار دارد یعنی دیگر مانند 50 سال پیش نیست که بعد از انگلیسی در فاصله کمی زبان فرانسه قرار داشت. حتی زبان دوم بین المللی در زمان حاضر بعد از انگلیسی با فاصله زیاد عملا قابل تعیین نیست ممکن است در برخی عرصه ها چینی باشد، در برخی اسپانیایی و غیره. مثلا در عرصه دیپلماتیک فرانسه هنوز بعد از انگلیسی مطرح است اما در عرصه آرشیتکت ایتالیائی بعد از انگلیسی . این ها همه واقعیات موجود است. در نتیجه کودکان چه در نقاط ترک و کرد و بلوچ و عرب زبان و چه در نقاط فارس زبان بنفعشان است که علوم و ریاضیات را به زبان انگلیسی بیاموزند. ضمنا ثروتمندان ایران همیشه توانسته اند فرزندان خود را به مدارس بین المللی نظیر رستم آبادی و ایران زمین بفرستند و این مردم عادی بوده اند که از چنین امکانی برخوردار نبوده اند.  بالاخره اینکه آیا تدریس یک زبان در همه کشور بعنوان زبان رسمی که امروز زبان فارسی است درست است؟

 

در آمریکا ابدا در قانون اساسی زبان رسمی وجود ندارد. در برخی کشورها چند زبان رسمی وجود دارد. دو نمونه چین و هند می توانند برای پاسخ به سؤال بالا درس آموز باشند. در هندوستان تعداد بسیاری زبان رسمی وجود دارد و هیچ زبانی نیست که همه مردم کشور بلد باشند. در مناطق بزرگی همه تامیل حرف می زنند و در مناطقی هندی. به همین دلیل هم عملا زبان انگلیسی نقش رابط عمومی را ایفا می کند. در چین بعکس زبان مندرین زبانی است که در کل کشور اکثریت می آموزند. کدام روش برای ایران می تواند مفید باشد؟ عملا اکثریت مردم در ایران زبان فارسی را بلد هستند و در نتیجه منطقی است که تدریس عمومی آن بعنوان زبان رابط همه کشور دنبال شود هر چند دلیلی وجود ندارد که زبان های ترکی و کردی و بلوچی و عربی و آسوری و ارمنی هم در مناطقی که مردم به آن زبانها حرف می زنند رسمیت نداشته باشند و متون دولتی به هر دو زبان منتشر نشوند. در دنیای جدید گلوبال تکنولوژی های جدید این امکان را بوجود آورده اند که زبان رابط عمومی بدون استبداد در کشور شکل بگیرد و انتخابی باشد. در نتیجه احتیاجی به تحمیل مستبدانه زبان رسمی در کشور، نظیر چین، نیست. بین المللی شدن زبان انگلیسی در اینترنت خود بهترین گواه این انتخاب آزادانه است. سیستم ترجمه اتوماتیک گوگل که در دستگاه های دیگر قابل تعبیه است همزمانی تبدیل زبانها را آسان کرده است هرچند هنوز کامل نیست.

 

بسیاری از مقالات علمی و فلسفی امروزه اول به زبان انگلیسی نوشته می شوند و نه به زبان مادری نویسنده، چون بیشتر کسانیکه متخصص آن عرصه ها هستند، انگلیسی می دانند و به این شکل نظرات نویسنده مورد بررسی خوانندگان بیشتری، قرار می گیرد. دانشمندان ایران نظیر ابوعلی سینا زمانیکه اساس نوشته های فلسفی و علمی و پزشکی به زبان عربی نوشته می شده است به عربی نوشته اند. امروز بسیاری موضوعات سیاسی ایران را بهتر است به زبان فارسی نوشت چون کسانیکه مسأله شان این بحث هاست فارسی می دانند. تا آنجا که به زبان های کردی و ترکی و عربی و بلوچی در ایران مربوط می شود، اگر خود ترک بودم و در ایران زندگی می کردم ترجیح می دادم بچه ام دروس ابتدایی و متوسطه را به فارسی یاد بگیرد. همچنین اگر  برایم امکانش بود بیشتر واحدهای علمی را ترجیح می دادم به انگلیسی در مدرسه یاد بگیرد که زبان بین المللی امروز است. البته دوست داشتم در مدرسه کلاس تدریس زبان ترکی هم مهیا بود تا کودکم خواندن و نوشتن زبان ترکی را نیز بیاموزد. همانطور که در آمریکا در اکثر مدارس متوسطه امکان آموختن زبان اسپانیایی وجود دارد. اما اینکه فکر کنیم علوم را باید به زبان مادری یاد گرفت اشتباه است.  

 

در پایان بد نیست اشاره کنم، تا آنجا که به موضوع فدرالیسم در ایران مربوط است، مخالفت خود را با فدرالیسم قومی بارها تأکید کرده ام (1). همچنین توضیح داده ام که چرا باید تجزیه طلبی برای ایران را محکوم کرد (2). اما دفاع خود را از فدرالیسم استانی برای ایران به روشنی گفته ام (3) و موضع حزب آینده نگر نیز در مورد بحث فدرالیسم، با صراحت، اعلام شده است (4). موضوعات تاریخی در این مورد هم در محافل سیاسی ایران به تفصیل بحث شده اند (5). با اینحال بحث تدریس زبان مادری در مدارس و نیز گزینش زبان آموزش، هیچ ربطی به فدرالیسم ندارد و اگر نظام سیاسی ایران غیرفدرال باشد، بازهم بحث های بالا، مطرح است.


به امید 
جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com   
http://www.ghandchi.com

سوم اردیبهشت ماه 1392
April 23, 2013

 

پانویس:

 

1.  فدرالیسم قومی طرحی ارتجاعی برای آینده ایران

http://www.ghandchi.com/555-FederalismeGhomi.htm

 

2. چرا تجزیه طلبی را محکوم باید کرد

http://www.ghandchi.com/696-Separatists.htm

 

3.  «فدرالیسم استانی» و روند دموکراتیزه کردن ساختار قدرت

http://www.ghandchi.com/535-FederalismeOstani.htm

 

4. فدرالیسم در برنامه پیشنهادی حزب آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/754-federalism-va-iran.htm
Federalism in the Platform of Iran's Futurist Party
http://www.ghandchi.com/754-federalism-va-iran-eng.htm

 

5. کتاب کردها و شکل گیری دولت مرکزی در ایران-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm 
Kurds and Formation of Central Government in Iran-Second Edition
http://www.ghandchi.com/700-KurdsIranEng.htm
 

 

 

مطلب مرتبط

زیاده روی در دفاع از زبان فارسی
http://www.ghandchi.com/767-persian-language.htm

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

 

 

SEARCH