اشتباه
تاریخی فروغی در شهریور 20 در ممانعت از برقراری جمهوری در ایران تحت عنوان دفاع از قانونگرایی
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/2807-eshtebahe-foroughi.htm
مطالب مرتبط: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
امروز یادداشت روزی در خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان به نقل از کیهان لندن درج شده تحت عنوان «سلطنت متعلق به ملت است و بس!»، و همزمان همین مقاله ی «سلطنت متعلق به ملت است و بس!» در سایت جنبش سکولار دمکراسی ایران بازهم به نقل از کیهان لندن به همراه توضیحاتی در زیر مقاله، درج شده، و در مقاله ی مورد بحث، اشتباه بزرگ و تاریخی زنده یاد محمد علی فروغی در اینکه در پی شهریور 20 تحت عنوان دفاع از "قانونگرایی،" از برقراری جمهوری در ایران ممانعت کرد، توجیه شده است، در حالیکه موضع فروغی بسیار شبیه "قانونگرایی" اصلاح طلبان در ایران امروز است. از خود بپرسیم چطور در توصیف منقرض اعلام کردن سلسله قاجار و پایان دادن به حکومت قانونی احمد شاه، که محمد علی فروغی از بانیان آن حرکت بود و بعد هم نخستین نخست وزیر رضا شاه شد، بعنوان اقدامی «غیرقانونی» در مقاله ی مورد اشاره، حرفی زده نشده است! وقتی می دانیم پادشاهی احمد شاه قاجار بیش از هر پادشاه دیگری در تاریخ ایران با آنچه تعریف پادشاه مشروطه است همخوانی داشت. واقعیت این است که پادشاهی برای ایران مدرن انتخابی غلط بود و بسیاری از همان زمان محمد شاه قاجار یعنی پدر ناصرالدین شاه، به این حقیقت پی برده بودند، با اینحال در زمان انقلاب مشروطه، کنشگران سکولار دموکرات ایران اشتباه کردند، و می بایست ایجاد جمهوری سکولار دموکرات را با مردم مطرح می کردند، و بعد هم در زمان فراز رضا شاه به قدرت، عقب نشینی از موضع جمهوریخواهی و قبول سلطنت رضا شاه، اشتباه بعدی همان روشنفکران بود و بیست سال پس از آنهم، زنده یاد محمد علی فروغی در شهریور 20 همین اشتباه را کرد، و کنشگران سکولار دموکرات ایران نیز به اشتباه، بخاطر احترام به فروغی و ترس از خطر تجزیه ایران، سکوت کردند، در حالیکه خطر تجزیه و مقابله با آن، ربطی به سلطنت یا جمهوری نداشته و ندارد، و تاریخ ترکیه بهترین گواه این مدعا است. بعد از فروغی نیز مصدق همین اشتباه را در سالهای 1331 و 1332 مرتکب شد که پشت دکتر حسین فاطمی را در برقراری جمهوری خالی کرد و بدتر آنکه دکتر مصدق و دکتر فاطمی، هردو در ارتباط با آمریکا اشتباه کردند که به کودتای 28 مرداد و اعدام دکتر فاطمی و حصر خانگی مصدق منجر شد. به هر حال از اینکه کیهان لندن چنین مقاله ای را منتشر کند جای تعجب نیست یعنی نوشته ای بدون حتی اشاره ای به این اشتباهات فاحش در تاریخ روشنفکران سکولار دموکرات ایران که تحت عنوان عدم آمادگی مردم برای جمهوری، توجیه می شد، و در پایان بعد از اینهمه، استفاده خمینی از شعار جمهوری نشان داد که این مردم نبودند که آماده طرح جمهوری نیستند، بلکه مشکل، روشنفکران سکولار دموکرات، اما عقب مانده ای هستند که با ظاهری متفکر، اما برعکس امثال جفرسون و مدیسون در تاریخ جهان، از دفاع از جمهوری سکولار دموکرات و آینده نگر در برابر مفتخورهای دستگاه سلطنت عاجر بوده و هستند. لازم به یادآوری است که در پایان دوره ی فترت، مفتخورهای سلطنت طلب بعد از ناامید شدن از احمد شاه، برای سلطنت پهلوی دخیل بستند، و اگر از رضا پهلوی نیز امروز نا امید شوند دنبال امثال قالیباف برای آغاز سلطنت "سکولار" دیگری خواهند رفت، البته اگر نتوانند همین سلطنت ولایی موجود را ادامه دهند! اینهمه ناشی از عدم اعتماد به نفس این روشنفکران سکولار دموکرات است که منتظر گوشه ی چشم "ملوکانه" هستند و اگر شاهی هم نباشد، اختراعش می کنند. اکنون که حدود یک ماه دیگر سالروز شهریور 20 است، جریاناتی از جمله کیهان لندن به مدیریت توده ای های سابق، و البته سلطنت طلب امروز، می خواهند برای ما سلطنت پهلوی را احیا کنند، و دوباره سناریو احیاء سلطنت با کمک خارجی را با ظاهر مقاله ی آکادمیک در بزرگ کردن محمد علی فروغی بدون ذکر اشتباهات بزرگ تاریخی او انجام می دهند، وقتی این جریانات برای ایرانِ بعد از رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی، به تخت سلطنت نشاندن رضا پهلوی را خواب دیده اند، و نباید در این مورد سکوت کرد. اشتباه "قانونگرایی" فروغی در آنروز نظیر اشتباه "قانونگرایی" اصلاح طلبان در حال حاضر است. درباره اشتباهات محمد علی فروغی مطالعه ی متنی تحت عنوان «سه ایراد وارد بر فروغی» در «یادداشتهایی از زندگانی باقر کاظمی»، که به کوشش داوود کاظمی و منصوره اتحادیه (نظاممافی)» منتشر شده، برای نسل جوان ایران درس آموز است که در سطور زیر مستقیماً از آن منبع، نقل می شود:
«سه ایراد وارد بر فروغی»
باقر کاظمی سه ایراد را بر محمدعلی فروغی وارد میداند و آنها را در قالب
«انتظارات عامه ملت از نخستوزیر»ی که پس از پایان دیکتاتوری رضاشاه به قدرت رسیده
بود، چنین بر میشمارد:
انتظارات عامه ملت از فروغی نخست وزیر
«چون میرزا محمدعلی خان فروغی (ذکاء الملک) طرف اعتماد مردم بود و هر کسی نسبت به
دانش و مقام علمی او و پاکدامنی و میهندوستی و صحت عمل او احترام میگذاشت و شش
سال تمام بود که بیکار و مطرود دیکتاتور بود و انواع بیاحترامیها و توهین ها نسبت
به او می شد و از حیث مادیات زندگانی نیز در تنگدستی و سختی بود، همه میهندوستان و
آزادیخواهان و علاقهمندان به کشور انتظارات زیادی از او داشتند که چون هیچ کدام
انجام نگرفت از او کاملاً رنجیدند و انتقادات بسیاری از او میکردند.
[ایراد اول]
• اولین ایرادی که به او می شد این بود که چرا در چنین موقعیت خاصی که پیش آمده بود
و روسها بر طبق اطلاعات موثقی که بعد به دست آمد میل داشتند در ایران جمهوریت
برقرار شود و انگلیسیها هم که از رضاشاه ناراضی بودند قطعاً نمیتوانستند مخالفتی
بنمایند در این امر مهم اساسی غفلت به خرج داد و برعکس به روسها و انگلیسیها
توصیه میکرد که در شناسایی شاه جدید تسریع نمایند. شنیده شد که روسها به او پیغام
داده بودند و خواسته بودند اساس جمهوری ریخته شود و گفته بودند هیچ اشکالی ندارد و
بهسهولت میشود رئیس جمهوری در نظر گرفت و اسم خود فروغی یا ساعد را هم برده
بودند، ولی مشارالیه از لحاظ نداشتن شهامت و شجاعت سیاسی و ضعف نفس و ترس از انقلاب
داخلی زیر این بار نرفته بود.
• ترس او از انقلاب داخلی با بودن قوای خارجی در کشور ابداً مورد نداشت و کوچکترین
احتمال مقاومت از طرف گردن کلفتان و افسران ارتش و علما و غیره نمیرفت زیرا عامه
ملت از اعمال و رفتار مدت سلطنت رضا شاه و تعدیات و اجحافات دستگاه او، ضبط اموال و
املاک مردم و هزاران فجایع دیگر طوری از سلطنت و دیکتاتوری ناراضی بودند که حدی بر
آن متصور نبود. افسران ارتش هم بعد از رسواییهای سوم شهریور و فرار از انجام وظایف
به قسمی سرشکسته و خفیف و مورد تنفر و انزجار عمومی شده بودند که قدرت هیچ عمل و
اقدامی را نداشتند و همین طور علما و رجال و تجار و لیدرهای مردم هم همه از اوضاع
دیکتاتوری ناراضی و باکمال میل حاضر به رژیم جمهوری بودند. پس به عقیده عامه مردم
این کوتاهی و غفلت و ترس و لرز بی مورد او صد درصد به ضرر مملکت و ملت تمام شد و
لعنت ابدی تاریخی برای فروغی ماند که هیچ وقت ملت ایران او را از این عمل نخواهد
بخشید.»
[ایراد دوم]
• دومین ایراد مهم [محمدعلی فروغی] این بود که انتخابات دستوری غیرقانونی دوره
سیزدهم مجلس [شورای ملی] را تثبیت نمود و این مجلس مفتضح را قانونی دانست و عموم
علاقهمندان به کشور و آزادیخواهان را از خود متنفر و منزجر کرد و اساس زشتی را
پایه گذاشت. تفصیل این کار این بود که دوره دوازدهم مجلس در نهم آبان ۱۳۲۰ خاتمه
مییافت و طبق مقررات در نهم تیر فرمان انتخابات دوره سيزدهم صادر گردید و از نهم
شهریور انتخابات اسماً شروع شد، اما بر هیچ کس پوشیده نبود که از سال ۱۳۰۵ انتخابات
آزاد از مملکت رخت بسته بود و جز اراده دیکتاتور و دستگاه فاسد او احدی قادر به
تعیین وکیل نبود و اگر کسی هم رأیی داشت نمیخواندند یا عوض میکردند و به اسم
دیگری میخواندند و صدر مجالس را هم طبق دستور مینوشتند.
• انتخابات دوره سیزدهم هم به همین رویه انجام شده بود و البته و صد البته واجب بود
که چون انتخابات به آزادی صورت نگرفته، ابطال شود و واقعاً و حقیقتاً انتخابات آزاد
در سراسر کشور انجام گیرد. هرگاه تصور میشد که با حضور قوای خارجی انتخابات آزاد
عملی نیست، چه بهتر که انتخابات و تشکیل مجلس به تعویق میافتاد و نبودن مجلس بیشتر
به نفع کشور و ملت بود و جلوگیری از خیلی کارها میشد. در موضوع ابطال انتخابات
دوره سیزدهم مخالفتی از طرف عامه مردم احساس نمیشد و برعکس همه مایل به این عمل
بودند و در حقیقت مثل رفراندمی همه طبقات مردم ابراز تمایل و موافقت با تجدید
انتخابات دوره سیزدهم و آزادی کامل انتخابات میکردند.
• در این خصوص فروغی عناد و لجاج عجیبی نشان داد و در هر مورد بیانات غیرمنطقی و
بیموردی میکرد و در مقابل تظاهرات مردم و نطقها و مقالات جراید دلایل غیر وارد
میآورد. مردم بالاجماع به دفتر مخصوص شاهنشاهی نوشتند و شکایت نمودند و جوابی که
فروغی به نامه دفتر مخصوص در این باب داد از این قرار بود:
• «بنده وارد بحث این مسئله نمیشوم که انتخاباتی که واقع شده کاملاً درست بوده و
یا نبوده است زیرا به شرحی که عرض خواهم کرد انتخابات مزبور خواه غلط و خواه صحیح
دولت حق ندارد در آن نظر کند و آن را لغو یا تجدید نماید. وقتی طبق قانون انتخابات
فرمان انتخابات صادر شد و انجمنهای نظارت تشکیل گردید دیگر دولت حق مداخله ندارد و
این حق به انجمنهای نظارت تفویض میشود و اگر دولت بخواهد در این خصوص اقدام به
لغو انتخابات انجام شده نماید، نقض قانون کرده است...»
• به نظر من این طور استدلال از طرف مرد دانشمند فاضلی مثل فروغی خیلی عجیب و غریب
بود و مثل این بود که ایشان اهل این مملکت نیستند و ندیده و نشنیدهاند که از
انتخابات چندین دوره اخیر چه صورت فجیعی انجام شده و سلب هر نوع آزادی و دخالتی از
طرف مردم شده و هرکس را که دولت دستور داده و به حکام و غیره امر داده از صندوقی
درآوردهاند. ... چطور لغو چنین انتخاباتی خلاف و نقض قانون میتواند باشد! این
استدلال ... مضحک را احدی قبول نکرد و رویه فروغی اسباب یأس و نفرت و لعنت عمومی
شد، خاصه این که همه میگفتند این رفتار پایه انتخابات غلط آینده به طرز رضاشاهی
خواهد شد و حکومت دیکتاتوری همیشه عین رویه را روی پایه استدلال کسی مثل فروغی
ادامه خواهد داد. بعدها در عمل معلوم شد که این نظر اخیر مردم کاملاً درست بوده و
میباشد. با این سماجت و اشتباه بزرگ (همه عامه آن را خیانت به مشروطیت و آزادی
خواندند) مجلس دوره سیزدهم را با همان افراد فاسد معلوم الحال در ۲۲ آبان ۱۳۲۰ش
افتتاح کردند و این لعنت ابدی هم برای فروغی در تاریخ ایران باقی ماند.»
[ایراد سوم]
• سیمین ایراد وارد به فروغی این بود که چرا طرز انتخاب افراد وزرا را که به اراده
و امر شاه سابق بود تغییر نداد. چرا روز اول که پی او فرستادند و اجباراً او را به
نخست وزیری منصوب کردند حسبالامر همان وزرای سابق را قبول و بعد از تغییر سلطنت
باز هیئت وزراء را تحت نفوذ شاه جدید و عوامل مخصوصی که در کابینه سابق بود به آن
صورت انتخاب کرد و مشرف نفیسی عضو شرکت نفت و سرسپرده انگلیسیها و نفتیها را به
وزارت مهم دارایی منصوب نمود، که تمام مردم بلا استثنا بر ضد انتخاب او بودند و سه
نفر از افسران ارتش را که این طور امتحان بیلیاقتی و بیعلاقگی به کشور را در سوم
شهریور [1320] داده بودند علیرغم اراده و میل مردم به وزارت معرفی کرد و اختیار
خود را در هیئت وزرا به دست آهی و سهیلی و گلشائیان داد و تحت نفوذ و تلقینات آنها
انتصابات دیگر را انجام داد.
• اما من با وجود احترام کاملی که به ذکاءالملک فروغی دارم و سالها در مدرسه سیاسی
خدمت ایشان درس خواندهام و همیشه از محضر علمی و فضلی ایشان استفاده کردهام و بعد
هم ایشان در وزارت خارجه رئیس مستقیم من بودند و پس از آن هم با ایشان در کابینه
مخبرالسلطنه وزیر و سپس در کابینه دیگر که ایشان رئیس الوزرا بودند دو سال وزیر
خارجه بودم و همواره در مواقع بیکاری و ایامی که هیچکس نمیتوانست نزد ایشان برود
مرتباً با ایشان تماس داشتم و ساعتهای طولانی با یکدیگر درد و دل میکردیم
متأسفانه باید اینجا بنویسیم که هر سه ایراد فوقالذکر را کاملاً وارد میدانم و
اینطور تجزیه و تحلیل مینمایم که معظمله مرد بسیار نجیب و اصیل و فاضل و پاکدامن
و خیرخواه و میهندوست و یکی از دانشمندان و فلاسفه این دوره ایران میباشند، اما
باید بدون خجالت و شرمندگی اعتراف کنم که در نتیجه تربیت خانوادگی و طرز زندگی و
صدمات و آزارهایی که در این شش سال اخیر بر ایشان وارد و مزاجشان را علیل و آزرده و
خسته و فرسوده کرد فاقد شهامت و شجاعت سیاسی و بلندنظری و مالاندیشی و دوربینی
برای آینده ملت و مملکت میباشد. در صورتی که در چنین موارد استثنایی تاریخی باید
وزیری نترس و بیملاحظه و بیاعتنا به جریانات عادی معمولی و باگذشت و ازخودگذشته و
فداکار باشد تا بتواند تصمیمات بزرگ اتخاذ کند و اگر ایشان این صفات را داشتند و هر
سه فقره مذکور فوق را انجام داده بودند خدمتی بزرگ به این مردم بدبخت و نسل آینده
آن و ترقیات واقعی مملکت کرده بودند و تثبیت هر سه فقره نام برده که به ضرر ملت و
کشور تمام شده و میشود قابل عفو و بخشش نبوده و نخواهد بود.»
یادداشتهایی از زندگانی باقر کاظمی:
سه ایراد وارد بر فروغی
(«یادداشتهایی از زندگانی باقر کاظمی»، به کوشش داوود کاظمی و منصوره اتحادیه
(نظاممافی)، ج4.)
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،
سام قندچی
IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com
چهاردهم
مرداد ماه 1398
August 5, 2019
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com
برای
حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty