Sam Ghandchiسام قندچي دلیل سرکوب بیرحمانه ی خانم دکتر هنگامه شهیدی عناد و کینه ی شخصی نیست
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/2737-hengameh-shahidi.htm

مطالب مرتبط:  https://goo.gl/XuoF5H   

 

hengameh-shahidi 
 

هیچگاه آشنایی شخصی یا تماسی با خانم دکتر هنگامه شهیدی نداشته ام و از همان دوران جنبش سبز فعالیتها و نظرات ایشان را در اینترنت دنبال می کردم، و از دیدگاه این قلم خانم دکتر هنگامه شهیدی یکی از با صداقت ترین و فعالترین کنشگران کمپین حجت الاسلام مهدی کروبی در دوران جنبش سبز بودند و طی ماجراهای کهریزیک و محاکمات اصلاح طلبان نیز همچنان زحمت می کشیدند. بعد از شکست جنبش سبز فعالیتهای مدنی و حقوق بشری را ادامه دادند. سپس برای انتخاب حجت الاسلام حسن روحانی در دوره اول ریاست جمهوری، خانم هنگامه شهیدی یکی از اصلاح طلبانی بودند که بطور جدی از آقای روحانی حمایت کردند و در انتخاب شدن ایشان نقش مهمی داشتند. با اینحال در نخستین روزهای آغاز کمپین برای دور دوم ریاست جمهوری آقای روحانی دیگر مناسبات با خانم شهیدی به سردی گرایید و همزمان کشمکش خانم شهیدی با قوه قضاییه هرروز بدتر می شد. و همه ماه های پیش از انتخابات، فشارهای امنیتی بر خانم شهیدی، افزایش یافت. سال گذشته در مطلبی تحت عنوان «دکتر هنگامه شهیدی و دفاعیات سقراط» توضیح داده شد که چرا نگاه خانم شهیدی به موضوع فقدان عدالت در رژیم اسلامی، نظیر سقراط است که هنوز امیدوار بود در چارچوب رژیم موجود، با نقد، آنرا تصحیح کند و موضوعی که سقراط در دفاعیاتش مطرح می کرد، ابداً درباره ضرورت احترام به *حقوق بشر* خود و دیگر شهروندان از سوی حکومت وقت آنزمان نبود، بلکه با نشان دادن افضل بودن خودِ سقراط بر قضاتی که او را محاکمه می کردند، می خواست ثابت کند که قضاوت آنها باطل است، اگرچه او جام شوکران را به دلیل احترام به قانون می نوشد اما فضیلت قاضیان را به چالش می کشد، و نه فقدان حمایت روشن از حقوق بشر در آن قانون. به هر حال همه اینها را درباره به چالش کشیدن آیت الله صادق لاریجانی توسط خانم هنگامه شهیدی می دانیم و این تصور که گویی خصومتی شخصی با خانم شهیدی دارند، در حالیکه حتی بعد از تغییر مقام آیت الله صادق لاریجانی از ریاست قوه قضاییه به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، خانم دکتر هنگامه شهیدی همچنان در زندان انفرادی بود و هنوز هم در زندان است.

 

چنین رفتار وحشیانه ای که با خانم دکتر هنگامه شهیدی شد از نگاه ایشان همیشه بعنوان کینه و عناد شخصی تلقی شده است که به خاطر به چالش کشیدن شخص آیت الله صادق لاریجانی در عرصه ی قضا صورت گرفته است. مدتهاست پیش خود در این مورد فکر می کنم که واقعاً چرا با خانم شهیدی اینگونه رفتار شد آنهم در زمانی که اساساً در دو سه سال اخیر به رغم ادامه ی حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم زهرا رهنورد، اساساً دست اصلاح طلبان باز بوده و حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (که نامش مشمئز کننده است) و مقامات ارشد آن حزب، در سیاست ایران بسیار فعالند. بنظر می رسد دلیل موضوع درست همین حقیقت است. جنبش مردم ایران دو سال پیش با آغاز امواج خیزش 96 با شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»، اصلاح طلبی را به دور ریخت و سمتگیری با آلترناتیو سکولار دموکرات را پیش روی خود قرار داد. از دیدگاه این قلم گرچه خانم دکتر هنگامه شهیدی در کلام خود نظیر سقراط، سیستم موجود را به چالش می کشید تا آنرا تصحیح کند، اما نظیر حاکمان یونان باستان، قاضیان محکمه ی خانم شهیدی نیز، از این چالش، بوی ضدیت با اصلاح طلبی و رژیم اسلامی به مشامشان میرسید، و نه تصحیح قوه قضاییه، که خودشان بهتر از هرکس می دانند تا رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در ایران برقرار است، قوه قضاییه نیز همین خواهد بود که هست چرا که بر مبنای شرع اسلام بنا شده و نه بر اساس قوانینی که بر پایه ی حقوق سکولار انسانها تدوین شده باشند، و ثابت کردن افضل بودن خانم شهیدی درباره قانون فقط آن قاضیان را بیشتر به وحشت می اندازد، و نه آنکه باعث شود ساختاری را که برآن اساس همه قوه قضاییه و مقام آنها بنا شده، بخواهند تغییر دهند!

 

در واقع مسأله اصلاح طلبان این است که از امثال خانم دکتر هنگامه شهیدی ها در هراس هستند یعنی متحد خود را آیت الله صادق لاریجانی ها و قوه قضاییه و رییس فعلی آن آیت الله ابراهیم رییسی می دانند، و نه امثال خانم دکتر هنگامه شهیدی. در حقیقت اصلاح طلبان به وضوح می بینند که نه تنها بعد از خیزش 96 دیگر مردم توجهی به اصلاح طلبی ندارند و  در صفوفشان ریزش بزرگی بسوی جنبش سکولار دموکراسی راه افتاده است، بلکه حامیان چپی اصلاح طلبان نیز که امثال چریکهای اکثریت و نایاک هستند در معرض همین خطر در خارج از کشور قرار گرفته اند، که در صفوفشان ریزش شدیدی آغاز شده و هر روز شمار بیشتری جلب آلترناتیو سیاسی سکولار دموکرات و آینده نگر می شوند. در واقع اصلاح طلبان خیلی زودتر از خانم هنگامه شهیدی خطر آنچه ایشان شاید حتی ناخودآگاه بیان می کرد را درک کرده، به هراس افتاده، و تنهایش گذاشته اند. در حقیقت با آغاز انقلاب قرن بیست و یکمی ایران در دوسال اخیر و با طرح شدن آلترناتیو سکولار دموکرات و آینده نگر در عرصه ی سیاسی ایران، اصلاح طلبان و حامیان چپی آنها، ریزش در صفوف خود و آغاز تَرَک برداشتن در آنچه را آنها حدود 30 سال است بعنوان راه برونرفت از بن بست جامعه ی ایران توصیف می کردند، بطور واقعی در پیش چشمان خود می بینند و آنهم طلیعه ی جنبش های مدنی و سیاسی نوینی است که راهکار خود را در تشکیلاتهای سیاسی و مدنی جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر می بینند و نه در بیراهه های اصلاح طلبی و چپی های حامی آن. شکل گیری احزابی نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان در خارج کشور نمونه ای برجسته از این تحول تازه در عرصه سیاست ایران است که در نیم قرن اخیر بی سابقه و غیرقابل انکار است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نهم تیر ماه 1398
June 30, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH