Sam Ghandchiسام قندچي  چرا از آپوینگرهای زنده یاد فریدون اسفندیاری خبری نیست
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2675-fereidoun-esfandiary.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2JVV7HV      http://bit.ly/2MmPaFV      http://bit.ly/2WgOAy2

 

fm2030-upwingers

 

شاید زنده یاد فریدون اسفندیاری که بعدها نام اف-ام-2030 را برای خود انتخاب کرد نخستین آینده نگر مدرن ایرانی باشد. او همیشه برای بیان جهت گیری سیاسی خود از اصطلاح «آپوینگر» استفاده می کرد. در واقع این اصطلاح اختراع خودش بود چون می دید یک عده خود را «رایتوینگر» یعنی راست گرا می خوانند و عده ای دیگر نیز «لفتوینگر» یعنی چپگرا هستند و از سوی دیگر با به اصطلاح خط وسط بین سرمایه داری و سوسیالیسم که با دیدگاه های تیتو و تیتوئیسم و در ایران هم با جریاناتی نظیر زنده یاد خلیل ملکی و جامعه ی سوسیالیستها تداعی می شد و خط میانه یا وسط گرا نامیده می شدند ولی دهنشان در همان محدوده چپ و راست جامعه صنعتی بود و درکی از جامعه فراصنعتی یا جامعه اطلاعاتی نداشتند، هیچ نزدیکی احساس نمی کرد؛ در نتیجه نگرش خود را «آپوینگر» می نامید که ترجمه فارسی آن می شود «بالانگر». فریدون اسفندیاری کارهای با ارزشی بویژه در عرصه مهندسی بدن انسان انجام داد و حتی کتابی خواندنی در عرصه «هیومن اینجینیرینگ» نوشته که نمی دانم به فارسی ترجمه شده است یا نه؛ و او پایه گذار کرویونیکس در جهان است و مؤسسه الکور که او بنیانگذارش بود هنوز وجود دارد و یکی از تازه ترین مهمانان مؤسسه الکور نیز سه سال پیش زنده یاد ماروین مینسکی بود. اما در اینجا منظور بحثم موضوع دیگری است. امسال حزب دموکرات آمریکا شاید رادیکالترین کاندیداها را برای انتخابات 2020 معرفی کرده است. ممکن است تعجب کنید که چرا حتی یکنفر از آنها را نمیشود آینده نگر خواند یا به قول زنده یاد فریدون اسفندیاری، «آپوینگر» خطاب کرد و همه ی آنها اساساً «لفتوینگر» هستند یا که نظیر آقای جوبایدن می شود خط وسط یا «وسط گرا» خواند که دیدگاه هایشان براساس جامعه صنعتی کهنه، قابل تعریف است. از نگاه این قلم دلیل این حقیقت تلخ را در آمریکای امروز باید در سالهای 1980 جستجو کرد که تازه اقتصادنو در مناطقی نظیر سیلیکان ولی در کالیفرنیای آمریکا اوج می گرفت. البته در آن سالها در ایران جریان واپسگرای اسلامگرا، جنبش مترقی را به نابودی کشاند و ما ایرانیان از آن قضیه خوب خبر داریم. اما در آمریکا نه تنها آینده نگر ها دو دهه پیش از آن از عرصه سیاست جدا شده بودند، بلکه در سالهای 1980 جنبش واپسگرایی بنام «نیوایج» یا «عصرنو» که نوعی انشعاب از جنبش آینده نگری مدرن بود و توسط شاگرد یکی از پایه گذاران آینده نگری مدرن یعنی خانم مریلین فرگوسن شاگرد باک مینستر فولر رهبری می شد، عامل حرکتی مشابه اسلامگرایی ایران در آمریکا بود، و آنها دنبال طالع بینی و هرآنچه جریانات ضد علمی که می توانید به تصور آورید افتادند؛ در بخش آخر نوشتاری تحت عنوان «ترقی خواهی در عصر کنونی» همان 35 سال پیش این قلم به جریان ارتجاعی نیوایج پرداخته ام، حرکتی با ظاهر آینده نگری اما در واقع تبلیغ خرافات! متأسفانه جریان واپسگرای نیوایج چنان ضربه ای به جنبش آینده نگری در آمریکا وارد کرد که امروز که شاهد رشد رادیکالیسم سیاسی هستیم، از آینده نگرها در عرصه سیاسی در آمریکا خبری نیست و اساساً رهبری در دست سوسیالیسم دموکراتیک است که از جمله آقای برنی سندرز پلاتفرم خود را چه در 2016 و چه امروز برای 2020 همین سوسیالیسم دموکراتیک تعریف کرده است. دو ماه پیش در نوشته ای تحت عنوان "چرا از برنی سندرز حمایت می کنم" دلیل حمایت خود را از برنی سندرز برای انتخابات مقدماتی 2020 توضیح دادم که مسأله بیمه درمانی است. در مورد اختلافات و توافقات آینده نگر ها و سوسیالیستها نیز پیشتر بحث شد و حرف تازه ای نیست.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

دهم خرداد ماه 1398
May 31, 2019

  

 

 

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH