Sam Ghandchiسام قندچي آغاز سه پایان: ترامپ، خامنه ای، و مردم ایران
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2670-aghaze-seh-paayaan.htm

مطلب مرتبط: http://bit.ly/2VScs5G     http://bit.ly/2G4iier  

 

aghaze-seh-payan.png

 

1. اولین آغاز پایان:

روز گذشته پرزیدنت دونالد ترامپ با اظهار عبارت «ایران با حکومت کنونی به کشوری بزرگ تبدیل می‌شود»، آغاز تلاش دولت خود را برای برقراری مناسبات دوستانه بین آمریکا و رژیم اسلامی حاکم بر ایران، اعلام کرد. در دوسال و نیم گذشته اساساً دولت پرزیدنت ترامپ بر حمایت از شاهزاده رضا پهلوی تکیه کرده بود و دو ماه و نیم پیش در نوروز 1398 سه پیام نوروزیِ پرزیدنت ترامپ، وزیر خارجه آمریکا مایک پمپئو و شاهزاده رضا پهلوی که در صفحه اول سایت صدای آمریکا منتشر شدند، درباره مردم ایران این عبارت به کار رفته بود که «امسال مانند سالهای پیش این چهار دهه، آنها آمدن بهار را زیر فشار سنگین ظلم رژیم فاسد و بی رحم شان تجربه می کنند» و همانطور که در بحث پیام نوروزی شاهزاده رضا پهلوی در همان روزهای نوروز 1398 مورد تأکید قرار گرفت، در آن عبارت به استبداد و فساد رژیم های حاکم بر ایران پیش از این چهار دهه یعنی از جمله در زمان رژیم پهلوی، اشاره ای نشده بود. سخنان روز گذشته ی پرزیدنت ترامپ پایانی بر این دیدگاه است که بقیه اپوزیسیون دموکراتیک ایران را که سالها پیش از آغاز رژیم اسلامی حاکم بر ایران، برای جمهوریخواهی، سکولاریسم، دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران مبارزه کرده اند و بعد از انقلاب 1357 مرغ عزا و عروسی شدند، نادیده می گیرد در حالیکه در 40 سال گذشته نیروی اصلی مبارزه در ایران همین نیروهای سکولار دموکرات، آینده نگر، ترقی خواه و عدالتخواه بوده و هستند. در واقع بویژه بعد از پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ و فقدان حتی یک تظاهرات در ایران در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، برای دولت ترامپ آشکار شد که همه ی تبلیغات سلطنت طلبان در خارج کشور که از طریق نفوذ آنها در دستگاه دولت آمریکا در 40 سال گذشته به باور شماری از سیاستگذاران آمریکایی تبدیل شده، فقط حرف است و دولت آمریکا همه ی این سالها با حمایت یکجانبه از شاهزاده رضا پهلوی هم به جنبش مردم ایران لطمه زده و هم به اتحاد آمریکا با نیروهای جمهوریخواه سکولاردموکرات و آینده نگر که اصل اپوزیسیون ایران هستند، خدشه وارد آورده است. آینده ی ایران را نمیشود با دروغهای سلطنت طلبان ساخت؛ نمی شود در حرف شاهزاده رضا پهلوی از همکاری با نیروهای دیگر حرف بزند اما در اینترنت مأمور بگذارد و درباره صفحات فیسبوکی و توییتری بخشی از اپوزیسیون جمهوریخواه که "بی خطر" برای طرح بازگردان رژیم پهلوی به ایران تلقی نمی کنند، گزارشهای دروغِ کپی رایت به شبکه های اجتماعی بفرستند و باعث بلوک شدن فعالیتهای مبارزاتی مخالفان سیاسی خود شوند. به هر حال همه ی این نصیحتها سالها انجام شد اما در روش کار شاهزاده رضا پهلوی تغییری حاصل نشد و سلطنت طلبان از کمکهای سیاسی و مالی دریافتی، بجای مبارزه با رژیم، علیه نیروهای دیگر اپوزیسیون سوء استفاده کردند و حتی شاهزاده دو روز پیش، از توفان توییتری در مخالفت با نایاک هم حمایت نکردند چرا که همه ی این سالها از خصومت با بخش اصلی مخالفان نایاک که رقیب سلطنت طلبان تلقی می شوند پشتیبانی کرده اند، و نه از مبارزه با نایاک. سخنان روز گذشته ی پرزیدنت ترامپ گرچه اکنون گوشه ی چشمی به اصلاح طلبان و دولت آقای حسن روحانی در ایران دارد اما اولین آغاز پایان، یعنی پایان حساب کردن روی جریانات حامی بازگشت سلطنت پهلوی بعنوان آلترناتیو ایران است.

 

2. دومین آغاز پایان:

دومین آغاز پایان کمتر از دو هفته پیش بین آیت الله سید علی خامنه ای و دولت پوتین به وقوع پیوست وقتی پوتین اعلام کرد که آتش نشانی نیست یعنی این دفعه اگر بقیه ی حق ایران بر دریای مازندران را نیز به روسیه بدهند، ولادیمیر پوتین در دعوای آمریکا و رژیم اسلامی حاکم بر ایران طرف آیت الله خامنه ای را نخواهد گرفت چون منافعش در رابطه با آمریکا بسیار مهمتر است. این دیگر ریختن آب پاکی بر دست کوکلاکس کلان های اسلامی در این تازه ترین کشمکش جنگی با آمریکا بود که بدون هرگونه اما و اگر توسط پوتین بیان شد و این امر رژیم اسلامی حاکم بر ایران را به تجدید نظر در برنامه های خود در کشمکشی که با اضافه شدن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی آمریکا شروع شده بود، مجبور کرد. بگذریم که دیگر چیزی نمانده که بعنوان حق و حساب بشود به روسیه و چین داد، از امتیاز ماهیگیری در خلیج فارس تا کنترل درآمدهای بندر چاه بهار.

 

3. سومین آغاز پایان:

سومین آغاز پایان برای مردم ایران از همین دیروز آغاز شد که به بهترین شکل در روز گذشته آقای منوچهر یزدیان دبیر کل حزب سکولار دموکرات ایرانیان در سایت خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان، بیان کردند. برای مردم ایران دیگر روشن شد که برای آزادی، امیدشان فقط به خودشان می تواند باشد و این حرف اصلاً بصورت کلیشه نیست یعنی نه آنکه به نام مصدق حرف زد و کاری دیگر کرد، یعنی نه همچون برخی که بدون باور این عبارات را تکرار می کنند اما برنامه ای دیگر را دنبال می کنند، یعنی برای این کار لازم است که حزب و تشکیلات ساخت و فعالیت جدی سازمان داد و البته در آنصورت نظیر انقلابیون آمریکای 1775 که حتی از کمک فرانسه هم برخوردار شدند، هیچ یاری رسانی را لازم نیست که رد کنیم اما سرمایه های ملی ما ایرانیان همان امثال علامه علی اکبرخان دهخدا ها بوده و هستند چه در روزهای انقلاب مشروطه ایران و چه همه ی آنچه که دهخدا تا پایان عمر پیش روی ما قرار داد و در قرن بیست و یکم نیز ضروری است که از مدل جدید که در ادامه ی بحث دکتر اسماعیل نوری علا درباره اعتماد و آلترناتیو مطرح شد، استفاده کنیم، اما با همان هدفی که امثال دهخدا نشان دادند. آنهایی نیز که علیه حزبیت و سازماندهی سیاسی و مدنی در اپوزیسیون ایران تبلیغات راه انداخته اند، حتی اگر به دلیل برداشتهای غلط از جنبشهای سیاسی منطقه در دهه اخیر، عملاً به شکست اپوزیسیون کمک می کنند هرچند لزوماً دشمن جنبش مردم نیستند و ممکن است برخی هم یا آنارشیست باشند و یا در آرزوی شهزاده ای زرین کمر سوار بر اسب سفید که به تصور آنها قرار است از آسمانها به زمین آید و ما مردم ایران را از این وضعیت نکبت بار کنونی، نجات دهد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هفتم خرداد ماه 1398
May 28, 2019

 

 




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

 

SEARCH