Sam Ghandchiسام قندچي عدالت اجتماعی، کمونیستهای جدید در اپوزیسیون ایران، و تفاوتهای منتقدان مارکس
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2651-social-justice.htm

Social Justice, New Communists in Iran's Opposition, and Differences of Marx's Critics

http://www.ghandchi.com/2651-social-justice-english.htm

مطالب مرتبط:  http://bit.ly/2JInwjE

 

marx-justice-future

 

شاید شگفت انگیز باشد، اما در اپوزیسیون ایران شاهد احیای چپ هستیم و علی رغم آنکه کانون توجه اپوزیسیون ایران برای بیش از سه دهه دموکراسی و سکولاریسم بوده است، با این حال، بر خلاف جنبش های طرفدار دموکراسی در اتحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق که هر راه حل سوسیالیستی را برای عدالت اجتماعی رد می کردند، در ایران امروز به علت مخلوطی از سیاست های اقتصادی نولیبرال که توسط دولتهای مختلف در 40 سال گذشته مورد استفاده قرار گرفته، بخش قابل توجهی از اپوزیسیون اکنون برخی از انواع سوسیالیسم را به عنوان راهی برای رسیدن به عدالت اجتماعی در ایران می دانند و اگر چه مارکسیسم در طول تمام این سالها به خاطر تجربیات استبداد کشورهای کمونیست مورد انتقاد قرار گرفته است، اپوزیسیون ایران مانند اپوزیسیون ویتنام یا چین نیست که توسط دولتی کمونیستی سرکوب می شوند و بخش قابل توجهی از اپوزیسیون نه تنها چپ است، بلکه امید زیادی به برخی از اشکال سوسیالیسم و ​​کمونیسم دارد. به همین دلیل است که اگرچه در گذشته درباره اختلافات و توافقات آینده نگرها و چپ در ایران بحث کرده ایم، بحث های زیر درباره تفاوت های منتقدان مارکس در 100 سال گذشته ممکن است برای همه فعالین سیاسی ایران قابل توجه باشد.
 

***

 
اساسا، دو نوع انتقاد از مارکس در میان کسانی که با نظرات او مخالف بودند اما برایشان عدالت اجتماعی مهم بود، مطرح شده است. یک نوع رویکرد لیبرالهایی بود که از دیدگاه آنها سوسیالیسم مارکس، آزادی را تحت الشعاع قرار می دهد. متفکران برجسته در میان این نویسندگان، برتراند راسل بود که مارکسیسم را به عنوان مذهبی می دید که در آن قوم برگزیده را طبقه کارگر تشکیل می داد و او حتی سوسیالیسم را در طرحهای «سر توماس مور» که سه قرن قبل از مارکس زندگی میکرد، مورد نقد شدید قرار داده، و راسل، دیدگاه لنین را از سوسیالیسم در همان نخستین دیدارش با لنین در مسکو بعد از انقلاب اکتبر بعنوان آغاز استبداد کمونیستی اعلام کرد و با آن مخالفت ورزید؛ و تاریخ نشان داد که پیش بینی برتراند راسل دربارۀ اتحاد جماهیر شوروی درست بود. منتقدان بعدی مانند جورج لوکاچ فکر می کردند که اتوپیسم مسئول دیکتاتوری کمونیسم است، اما ما حتی می دانیم لیبرالیسم جامع کانت، پیش از آن که در دموکراسی های غربی به اجرا گذاشته شود، طرحی اتوپیک بود با اینحال به استبداد منتهی نشد. بعدها ما منتقدانی مانند کارل پوپر داریم که سوسیالیسم را به عنوان برنامه ای برای قربانی کردن آزادی بخاطر عدالت اجتماعی می دید و سوسیالیسم را رد می کرد. دیدگاه پوپری به بهترین شکل توسط لشک کولاکوفسکی در سالهای پایان عمر او بیان شده است یعنی مدتها بعد از انتشار شاهکارش که سه جلدی تحت عنوان «جریان های اصلی در مارکسیسم» است و این قلم درباره رد جوامع مهندسی شده توسط کولاکوفسکی که سوسیالیسم را یکی از آن نوع جوامع میدانست، در مقاله ای تحت عنوان "مارکسیسم و ​​آینده نگری" (2)، بحث کرده ام. در کنار پوپر و کولاکوفسکی، جان رالز منتقد دیگری از مارکس بود که طرح درآمد تضمین شده را به عنوان راهی برای تضمین عدالت اجتماعی در جوامع مالکیت دار مطرح کرد، زیرا همانطور که تمام نظریه پردازان لیبرال نشان داده اند، پایان دادن به مالکیت خصوصی، جامعه را در معرض خطر کسانی که مسئول اقتصاد دولتی هستند قرار می دهد همانطور که در تمام کشورهای سوسیالیست شاهد این تراژدی بوده ایم (3). در نوشتاری تحت عنوان "آیا سوسیالیسم عادلانه تر است" جزئیات آلترناتیو جان رالز مورد بحث قرار داده شده است (4).
به طور خلاصه، همه منتقدان لیبرال کارل مارکس، ذر آنچه پوپر در شرح مختصر زیر خلاصه کرده، اشتراک نظر دارند:

"من تا سالها پس از رد مارکسیسم، سوسیالیست ماندم، و اگر میتوانست چیزی شبیه سوسیالیسم، در ادغام با آزادی فردی، وجود داشته باشد، من هنوز نیز سوسیالیست می بودم. چرا که چیزی بهتر از یک زندگی متواضعانه، ساده، و آزاد در جامعه ای تساوی گرا نیست. مدت ها برای من طول کشید تا تشخیص دهم که این رویائی بیش نیست، و اینکه آزادی مهمتر از برابری است، و آنکه کوشش برای تحقق برابری، آزادی را به مخاطره میاندازد: و آنکه اگر آزادی از دست برود، حتی برابری در میان غیر آزادان نیز وجود نخواهد داشت." [کارل پوپر، "درسهائی از این قرن"، 1997، متن انگلیسی، ص5]

اما در بین همه متفکران برجسته، منتقدی از تئوری مارکس بود که همیشه گفته بود که سوسیالیست در اقتصاد، لیبرال در سیاست و محافظه کار در فرهنگ است. او دانیل بل بود. شخصاً با دانیل بل در تماس بودم. اگر چه نظریه های او توسط آلوین توفلر، جان نیزبیت و بسیاری دیگر از صاحب نظران آینده نگر برای مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی و دیگر دولت های کمونیستی مورد استفاده قرار گرفت، و به رغم مخالفت روشن دانیل بل با اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای کمونیستی، دانیل بل همیشه خود را مارکسیست می دانست و برایش آن دسته چپگرایان که او را ضد مارکسیست می خواندند، مایه خنده بود. در سالهای اواخر دهه 1980 بعضی از چپگرایان را به یاد دارم که دانیل بل را مسخره می کردند و او را جامعه شناسی می خواندند که ادای اقتصاددان را در می آورد. از دیدگاه این قلم از زمان کتاب سرمایه مارکس، هیچ کتاب دیگری واقعا پایه های اقتصادی اقتصادهای مدرن و به ویژه اقتصاد اطلاعاتی را، بهتر از کتاب دانیل بل با عنوان "فرارسیدن جامعه فراصنعتی،" توضیح نداده است هرچند همه چپی ها از او نفرت داشتند، و با انواع توهین ها درباره اش حرف می زدند؛ دانیل بل در آن کتاب واقعا فراتر از مارکس رفته است که بسیاری از چپی ها اصلاً درک نمی کنند. دانیل بل کتاب خود را تحت عنوان "فرارسیدن جامعه فراصنعتی" به عنوان جلد چهارم کاپیتال مارکس، عنوان می کرد. می دانیم در گذشته یادداشت های مارکس تحت عنوان «تئوری های ارزش اضافه» که توسط کارل کائوتسکی ویرایش و منتشر شده بود را به عنوان جلد چهارم سرمایه مارکس می خواندند. اما آن یادداشت ها واقعا حرف تازه ای نداشتند. آنها یادداشت های مارکس در مورد ایده های آدام اسمیت، ریکاردو و سایر اقتصاددانان بزرگ بودند. در حالی که تنها کار دیگری از مارکس که واقعا فراتر از سرمایه است و شایستگی آن را دارد که به عنوان آمادگی برای "جلد چهارم" کاپیتال نامیده شود، کار منتشرنشده مارکس بنام گروندریسه است که دانیل بل در نامه ای که به این قلم هنگام بحث در مورد تئوری ارزش ویژه فرستاده بود، مطرح کرده است (5)، که نشان می دهد او در مسیر تدوین تئوری ارزش دانش برای جامعه فراصنعتی بود، هرچند که هرگز منتشر نشد و اینجانب نیز تنها ذکر این موضوع را در نامه دانیل بل که اشاره شد دیدم وقتی که به گروندریسه در نامه اشاره می کند (6). آنچه که دانیل بل در آن نامه ذکر می کند دقیقا همان چیزی است که مارکس به عنوان فراوانی در گروندریسه به عنوان راه حل نهایی عدالت اجتماعی مطرح کرده است. این همان چیزی است که این قلم در جزئیات در کتابی تحت عنوان "واریانت جدید برای تأمین نیازهای بشر" (7) مورد بحث قرار داده ام با چندین ضمیمه در پایان کتاب از جمله مقاله ها و کامنتهای ری کرزوایل در مورد موضوع مورد بحث.

مسئله عدالت اجتماعی در قرن 21 در مورد فراوانی و بهترین راه برای رسیدن به آن است. مسأله، تقسیم فقر نیست و در واقع، مسأله ایجاد ثروتِ بیشتر، و استفاده از مالکیت خصوصی است و نه لغو مالکیت خصوصی، که کلید تولید ثروت بیشتر است. به طور همزمان ما باید از تمام طرح های دولت رفاه استفاده کنیم و چون فراوانی را در هر قلمرو جامعه ایجاد می کنیم، با رشد پرشتاب ثروت، چنین طرح های دولت رفاه باعث رکود در جامعه نخواهد شد. بازگشت به مارکس با تمام اشتباهات دیکتاتوری پرولتاریا که از نقد برنامه گوتا مارکس حاصل می شود راه حل برای آینده ایران نیست، ما باید *فراسوی* مارکس برویم و به دنبال ایجاد ثروت پرشتاب یعنی اکسپوننسیال باشیم و در واقع تفاوت سرمایه و ثروت همان چیزی است که مارکس در ابتدای «نقد برنامه ی گوتا» بحث می کند و لنین که این کار مارکس را به خاطر پیشنهاد دیکتاتوری پرولتاریا دوست داشت، هرگز به آغاز نقد برنامه گوتا که مارکس توضیح دقیق در مورد ثروت، و نه سرمایه، ارائه می دهد، اشاره ای ندارد. اساسا کشورهایی که بیشتر به خاطر طرح های سوسیالیستی شکست خوردند، آنهایی بودند که قبل از شروع برنامه های سوسیالیستی، انباشت سرمایه نداشتند؛ به عبارت دیگر کشورهای ثروتمند اروپایی مثل سوئد با برنامه های سوسیالیستی موفق بودند؛ و این کشورهای فقیر اروپای شرقی و جهان سوم بودند که با طرح های سوسیالیستی در سراشیبی هولناک سقوط کردند. ما باید مراقب باشیم که از برنامه های آینده ایران برای تقسیم فقر حمایت نکنیم، بلکه ضروری است برنامه برای ایجاد ثروت و فراوانی داشته باشیم. حتی مارکس برای سالیان سال در آلمان برای حقوق پارلمانی مبارزه کرده بود و تفاوت دموکراسی لیبرال مانند انگلستان را می دانست، اما در نقد برنامه گوتا صرفا به دلیل تسلط سرمایه داران در یک دموکراسی لیبرال، تفاوت دموکراسی و دیکتاتوری را مخدوش می کند. به هر حال، آنچه در اینجا مهم است جزئیات تاریخی نیست، بلکه باید مطمئن شویم که تصور نکنیم، ایران با اقتصاد ورشکسته ای مانند کره شمالی، به نام عدالت اجتماعی، وضعیت بهتری پیدا خواهد کرد. به همین دلیل سال گذشته مقاله ای نوشته شد با عنوان «
حزب آینده نگر در پی هدفی که مارکس به آینده دور موکول می کرد» (8). ما لازم است که به خود یادآوری کنیم که می توانیم از همه متفکران گذشته از جمله ارسطو یا مارکس یاد بگیریم، اما دلیلی ندارد که آنها را به عنوان پیامبر تلقی کنیم و خودمان را ارسطوگرا یا مارکسیست بنامیم، هرچند همانطور که اشاره شد، دانیل بل تا پایان، خود را یک *مارکسیست* می دانست اما استفاده از این لغت برای او به معنای *احترام* گذاشتن بود و نه پیروی مذهب گونه که ما در همه ی این گروه ها و کشورهای کمونیستی دیده ایم و هنوز هم می بینیم. این قلم نه خود را «مارکسیست» می خوانم و نه «ارسطوگرا» هرچند برای بسیاری از آثار هردو آنها احترام قائل هستم به رغم آنکه اشتباهات فاحشی هم در آن آثار، مشاهده می شود که هم در مورد ارسطو و هم در ارتباط با مارکس مورد بحث قرار گرفته است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و هشتم اردیبهشت ماه 1398
May 18, 2019

 

پانویس:


1. آینده نگرها و چپ: اختلافات و توافقات، ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/2065-futurists-and-left.htm
Futurists and the Left: Differences and Agreements, Second Edition
http://www.ghandchi.com/2065-futurists-and-left-english.htm

2. مارکسیسم و آینده نگری
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism.htm
Marxism and Futurism
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism-eng.htm

3. بعد از دموکراسی، چگونه از بازتولید استبداد در ایران جلوگیری کنیم
http://www.ghandchi.com/2191-regeneration-of-a-tyranny.htm
After Democracy, How to Prevent Regeneration of a Tyranny in Iran
http://www.ghandchi.com/2191-regeneration-of-a-tyranny-english.htm 

4. آیا سوسیالیسم عادلانه تر است؟ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/303-Socialism.htm
Is Socialism More Just?, Second Edition
http://www.ghandchi.com/303-SocialismEng.htm 
Rawls's Rebuttal of Marx's Critique of Liberalism
http://www.ghandchi.com/RawlsMarx.htm
 
5. یک تئوری ارزش ویژه
http://www.ghandchi.com/2336-uniqueness.htm
A Theory of Uniqueness Value
http://www.ghandchi.com/2336-uniqueness-english.htm 
 

6. نامه دنیل بل به این قلم در بحث تئوری ارزش ویژه، گروندریسه و فراوانی

Daniel Bell's Letter to me discussing theory of uniqueness value, Grundrisse and abundance

http://www.ghandchi.com/Bell090589.jpg

daniel-bell-ghandchi-letter-grundrisse
 
7. واریانت جدید برای تأمین نیازهای بشر- کتاب الکترونیک
http://www.ghandchi.com/human-variant-book.htm
New Variant to Meet Human Needs-An Electronic Book
http://www.ghandchi.com/human-variant-book-english.htm

8. حزب آینده نگر در پی هدفی که مارکس به آینده دور موکول می کرد
http://www.ghandchi.com/1677-marx-omission-futurist-party.htm
Futurist Party Aims for What Marx Deferred to Distant Future
http://www.ghandchi.com/1677-marx-omission-futurist-party-english.htm

 
 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

SEARCH