Sam Ghandchiسام قندچي مدل جدید: در ادامه بحث دکتر اسماعیل نوری علا درباره اعتماد و آلترناتیو
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2668-esmail-nooriala.htm

مطلب مرتبط: http://bit.ly/2EDs730  http://bit.ly/2YRNohd

https://news.isdparty.com/?p=4079

 

esmail-nooriala-model-e-jadid

 

در دو سه روز گذشته در عالم سیاست دو اتفاق مهم برایم افتاد که به نظر تازه ای درباره مدل کار برای حزب سیاسی آینده نگر رسیدم. اولی کشمکش با دوستی بود که بعد از 25 سال از این قلم بکلی ناامید شد و روابطمان به کدورت انجامید و درباره اش در دو یادداشت که خطاب به آقای حسن اعتمادی نوشته شد، توضیح دادم. البته آقای حسن اعتمادی شخصاً در این جریان دخالتی نداشت. آن دوست که به آقای مهندس زعیم و جبهه ملی ششم سمپاتی دارد، جمعی را مرکب از یک سلطنت طلب که خود را سوسیال دموکرات پادشاهی خواه و ایران نو می خواند، و جریانات مختلفی را از جمله گروهی بنام تشکیلات جامعه های ایرانی آمریکایی که با مجاهدین هستند، جریانی ملقب به کنگره ملی ایرانیان مرتبط با آقای امیرعباس فخرآور، جریان لابی ایست پائیا و ایاییپک، شورای ملی ایران، خبرگزاری ایرانشهر، کنگره رهایی ایران، سفارت مجازی و ققنوس، شامل می شد. شخصاً نرفتم و باعث ناراحتی این دوست شد. واقعیت این است که سالهاست به این نتیجه رسیده ایم که اینگونه جلسات بیفایده اند اما دوباره می نشینیم و برگزار می کنیم و به خاطر رودربایستی شرکت می کنیم وگرنه دلیل عدم شرکت در چنین جمع هایی هیچ جریان یا فرد بخصوصی نیست و فقط همانطور که بارها بحث کرده ام، اینگونه تلاشها به جایی نمیرسد و اتلاف وقت است وگرنه دستکم اگر میرفتم، از دیدن این دوست عزیز خوشحال می شدم. به هر حال گذشت. اتفاق دوم نیز شنیدن بحث روز گذشته ی دکتر اسماعیل نوری علا در مهستان درباره اعتماد و آلترناتیو بود که بسیار شنیدنی بود. اما این دو رویداد باعث شد مدل تازه ای در مورد تشکیلات سیاسی به نظرم آید.

 

ببینید تشکیلات مدل لنینی برای ما کار نمی کند چرا که اساس آن بر قبول پلاتفرم، فعالیت در یک واحد حزبی مثلا در یک کارخانه و بالاخره پرداخت حق عضویت است. چنین مدلی خیلی به نحوه عضویت در اتحادیه های کارگری شباهت دارد در حالیکه زندگی واقعی فعالان سیاسی امروز آینده نگر کمتر شباهتی به زندگی کارگران دارد و نه فقط در آمریکا بلکه در ایران هم همینطور است چرا که نیم قرن است دنیا در نقاط مختلف به درجات گوناکون وارد جامعه فراصنعتی اطلاعاتی شده و مشاغل جدید برآن محور هستند حتی در کشوری نظیر ایران. مدل سازماندهی اسلامگرایان نیز برای ما سکولار دموکراتها کار نمی کند چون خودمان را بکشیم نمی توانیم چیزی نظیر خمس و زکات را برای سکولارهای ایران نهادینه کنیم. در نتیجه چه مدلی ممکن است برای ما کار کند؟ ما پلاتفرمی آینده نگر و روشن داریم و همانطور که پیشتر هم نوشته ام «آینده نگری کاری است که حزب سکولار دموکرات ایرانیان می کند» و رهبران حزب سکولار دموکرات ایرانیان نظیر دکتر اسماعیل نوری علا و آقای منوچهر یزدیان واقعاً کاری متفاوت با هر حزب جمهوریخواه دیگر می کنند همانطور که کار جفرسون کاملاً با جمهوریخواهان پیش از او در اروپا متفاوت بود، اجازه دهید اصل بحثم را مطرح کنم.

 

پس مدل جدید کار چه می تواند باشد؟ در ابتدای جامعه اطلاعاتی، در سیلیکانولی آمریکا در دهه 1960 کسانی پیدا شدند که ایده های تازه ای در عرصه کامپیوتر داشتند ولی شرکتهای اصلی کامپیوتری آن زمان هیچ توجهی به ایده های آنها نمی کردند، از جمله می توان از استیو جابز بنیانگذار اپل گفت که حتی به محلهای غذاخوری بی خانمانها میرفت تا غذا پیدا کند. کاری که افرادی نظیر او کردند این بود که با جلب اولین علاقمندان به ایده خود که آن را «دور فرشتگان» می خواندند بودجه مختصری تهیه می کردند و نمونه محصول مورد نظرشان را می ساختند و اسمش را می گذاشتند «پروتوتایپ» و بعد با استفاده از آن، سرمایه گذارانی را که «ونچر» خوانده می شوند، به طرح خود جلب می کردند که روی طرح سرمایه گذاری کنند و شرکتهایی نظیر اپل بدینگونه بوجود آمدند. شاید این مدل برای گام بعدی حزبی آینده نگر نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان کار کند، چرا که شباهتی به احزاب چپ یا حتی جبهه ملی ندارد ولی پلاتفرمی روشن دارد و اکنون پروتوتایپی چشمگیر که 24 ساعته خبرگاهش منتشر می شود. در حقیقت جمعی که انقلاب آمریکا را رهبری کردند شباهت به چنین مدلی داشت و 50 ثرومند بودند که بر ایده های مطرح شده توسط بنیانگذارانی نظیر جفرسون به اصطلاح سرمایه گذاری کردند و نه تنها ثروت، بلکه حتی جان خود را با امضای بیانیه استقلال برای رسیدن به ایده آل مورد نظرشان که در بیانیه استقلال نهفته بود و بسیار بیش از فقط استقلال در آن پلاتفرم مندرج بود، به خطر انداختند. شاید امروز که این ایده های آینده نگری سیاسی که جمهوریخواهانه، و سکولاردموکراتیک است، بتواند به این شکل کسانی را پیدا کند که واقعاً برای اجرایی کردن آن در ایران، سرمایه گذاری کنند. سه قرن پیش از جفرسون، توماس مور طرح سوسیالیستی برای جامعه مدرن مطرح کرد، اما جفرسون با طرح لیبرال دموکراسی جلو رفت و کسانی را برای سرمایه گذاری روی آن طرح که ریشه در نظرات جان لاک، لایبنیتس و کانت داشت، به خود جلب کرد و نتیجه تحولی موفق بود که هنوز پس از 243 سال ضامن دموکراسی در آمریکا بوده است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

پنجم خرداد ماه 1398
May 26, 2019

 

 




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

 

SEARCH