Sam Ghandchiسام قندچي مشکل با یک عده فقط سیاسی نیست
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2669-grumpy-old-men.htm

مطلب مرتبط: http://bit.ly/2VScs5G    http://bit.ly/2wm80C5 

 

grumpy-old-men

 

روز گذشته در ادامه ی بحثهای چند روز اخیر به تلاشهای دکتر اسماعیل نوری علا و آقای منوچهر یزدیان و کلاً موضوع نیازهای حزبی آینده نگر نظیر  حزب سکولار دموکرات ایرانیان اشاره شد و درباره برخورد یک عده که کارشان در این 40 سال مرتب تشکیل جلسه از به اصطلاح "نخبگان" است، اشاره شد، و اینکه منتظرند معجزه ای شود و مهدی موعود اپوزیسیون ظهور کند و یک سری بحثهای کشکی پشت سر آنهایی که واقعاً نظیر خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان دارند کار واقعی می کنند راه می اندازند. اکنون بیش از 7 سال است که آقای دکتر اسماعیل نوری علا جنبش سکولار دموکراسی ایران را راه انداخته است و بیش از یک دهه است که با راه انداختن سایت سکولاریسم نو پیش زمینه ی نظری آن جنبش و حزب سکولار دموکرات ایرانیان را پی ریزی کرد. حالا یکی ممکن است خیلی هم اختلاف نظر داشته باشد و می دانیم جنبش چپ ایران اساساً همه ی این سالها با اصلاح طلبی اسلامی سمتگیری داشته است، اما مسأله فقط اختلاف سیاسی نیست. به دوست عزیز آقای مهدی خانباباتهرانی نگاه کنید. با اینکه در خیلی از این عرصه ها اختلاف نظر داشته است و امکانات مالی شخصی او هم تقریباً صفر است اما هر کاری که از دستش بر می آمد کوتاهی نکرد. در حالیکه برخی از این افراد مورد اشاره، فوری هرکاری بود رفتند از یکسو پشتِ سر، هرچه توانستند بدگویی کردند و از سوی دیگر نظیر فیلم سینمایی «گرامپی اولدمِن» آنها هم حزب اعلام کردند و فکر کردند فقط به اسم اعلام کردن است و دو سه روزی نگذشت که دوباره ول کردند و رفتند دنبال زندگی شان و حالا که دوباره جنبش بالا گرفته باز به یک عده بیکارتر از خودشان مهمانی چلوخورش می دهند و از این جلسات یامفت می گذارند. امکانات مالی شان هم عالی است اما یک ریال به هیچ فعالیتی همه این سالها کمک نکردند، اما حرف و ادعا فراوان. تا می بینند کسی دارد کار تئوریک می کند میروند چند جلد کتاب منتشر می کنند چون پول چاپ برای پزدادن دارند ولی یکنفر کتابشان را نمی خواند و باید دستی بدهند که یکی بگوید حتی به آن نگاه کرده است. امر به اینها فقط مشتبه است. ابداً منظورم بیان اختلاف سیاسی نیست. اتفاقاً بیایند و بگویند. مشکل این افراد اختلاف سیاسی نیست، مگر این قلم و دکتر اسماعیل نوری علا اختلاف سیاسی نداشته ایم و همواره علناً مطرح نکرده ایم. موضوع اینها که همه نیز خودشان را با عبارت هایی نظیر «چپی سابق»، «جبهه ملی سابق»، «نهضت آزادی سابق»، «اصلاح طلب سابق» و امثالهم مزین می کنند این است که واقعاً نمی دانند چه می گویند که مسأله ای نیست اما نمی خواهند واقعیت کنونی خود را قبول کنند و در حد بضاعتشان کمکی باشند و اگر یار شاطر نیستند، اقلاً بار خاطر نباشند. هروقت هم جنبش مردم بالا می گیرد یکدفعه فیلشان یاد هندوستان می کند و به کمتر از "رهبر" شدن هم رضایت نمی دهند و یادشان می رود که همه ی این سالها دنبال زندگی شان بوده اند و حتی یک قدم برای کمک به فعالیتها بر نداشته اند و حتی نام معروف ترین فعالان سیاسی و حقوق بشر را که در این سالها کشته شده اند، نمی دانند اما زودی میروند یک نفر دست چندم را از تشکیلات شاهزاده رضا پهلوی، پیدا می کنند و یا با ژنرال بازنشسته ای در ارتش آمریکا که علاقه ای به ایران دارد، تماس برقرار می کنند و به دوستان ایرانی هم یواشکی درگوشی بدگویی از دکتر اسماعیل نوری علا می کنند و می خواهند خود را با این تشکیل جلسه ها آدم مهمی جلوه دهند. حرف یا مفت هم فراوان. همین آقا وقتی با دوست عزیز مهدی خانباباتهرانی اختلاف داشت، مثل مجاهدین مهدی را مأمور رژیم اسلامی خواند و همین کار را در یکی از این جریانات ادواری تشکیلات سازی در مورد آقای دیگری کرد که بهتر است نام نبرم و فقط بگویم آن آقا فقط نظریه پرداز است وبیچاره حتی دنبال اصلاح طلبان هم نبود که این "رهبر" به او چنین توهین زیر خط قرمز اپوزیسیون کرد. وقتی واشنگتن زندگی نمی کردم به این قلم می گفتند آه چه خوب که به اینجا می آیی ما همه گونه کمک مالی و غیره می کنیم که این تلاشهای نظری را ادامه دهی و حزب آینده نگر را راه اندازی کنی و غیره و بسیار خودشان را به بحثهایی که مطرح می کردم علاقمند نشان می دادند، اما وقتی اینجا آمدم دیدم همه ی حرفهایشان کشک است و فقط دوست دارند از اینگونه جلسات هر چند وقت تشکیل دهند و بعد هم دوباره بروند دنبال زندگی شان و همه شان هم وضع مالی شان عالی است ولی حتی یک ریال هم کمکی به اینگونه فعالیتها نکردند و یک روز خود را جبهه ملی خاورمیانه می نامند، یک روز چپ و یکروز آینده نگر، خودشان هم نمی دانند چه هستند و هنوز به کمک گرفتن از لیبی و فعالیت در فلسطین در دوران مبارزه با شاه افتخار می کنند به جای آنکه از آن انحرافات بزرگ جنبش سیاسی آن دوران خجالت بکشند. اما مسأله شان امروز این حرفها نیست و فقط حرف کشک میزنند. آدم مهم کسی است که آنچه می گوید را می کند و آنچه می کند را می گوید، اصل معروف آیسو9000 حتی اگر 100 دلار کمک مالی باشد یا مثل دوست عزیز مهدی خانباباتهرانی یک مطلب خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان را از طریق ایمیل به چهارتا دوستان خود میفرستد. این دوستان نگاهی به خود بکنند که 40 سال است و همچنان منتظرند آن فیل موعود را هوا کنند و همچنان تا ایران را در اخبار تلویزیونها می بینند یکدفعه داغ می شوند و می خواهند از غافله عقب نیافتند و از این جلسات صدمن یک غاز تشکیل می دهند و ناراحتند که چرا امثال این قلم در آن شرکت نمی کنیم. مگر در جلسات آقای دکتر اسماعیل نوری علا هیچوقت شرکت کردم؟ اما دیدم که کار واقعی می کند و از کارهایش حمایت کردم و آنجا هم که مخالف بودم، بیان کردم ولی شما دوستان فقط یک لحظه یکدفعه می خواهید انقلاب کنید و فردا که صبح از خواب بیدار شدید یادتان می رود دیروز چه گفتید، بعد انتظار دارید فوراً اینجانب در جلسه شما شرکت کنم یا در هیئت مؤسسان جمعی قلابی ثبت نام کنم تا ادعا کنید فلانی هم با این جریان است، نه اینکه آدم مهمی باشم و اگر هم واقعاً کمکی باشد حرفی ندارم ولی 40 سال است که با این جلسات الکی وقت خودتان و مردم را تلف کرده و دو روز ممکن است برای شما و یکی دوتا قوم وخویشهایتان امیدی شود ولی مثل داستان هخا برای مردم ناامیدی به بار می آورد که روی حرف شما حسابی باز کنند و بعد ببینند همه حرف مفت بوده و یک مشت قولها و ادعاهای الکی. اگر می توانید اقلاً وقتی می توانید 100 دلار به همین جنبش سکولار دموکراسی کمک کنید، همین کار را بکنید بهتر است تا کلی ادعای الکی و از پشت خنجر زدن که فقط از حسادت است و نه آنکه واقعاً بخواهید رقابت جدی کنید و کاری بکنید که 40 سال است هیچکار جدی نکرده اید و همانها نیز که به دعوت شما پاسخ می دهند اعتقادی به شما ندارند که قرار است کاری کنید و خودشان هم نظیر شما به اینگونه جلسات می آیند که بگویند هنوز زنده اند. بهتر است بیشتر ننویسم که خیلی از این کارهایتان دلخورم. یکی از این دیوانه ها را نیز که سالهاست بلوک کرده ام تا این حرفها پیش می آید در فیسبوک با هزار کلک با اینکه بلوک است برایم کامنت می گذارد مثل همه کامنتهای یا مفتش که در گذشته درج کرده است و نمی فهمد که آقا برو کار خودت را انجام بده و وقت منو تلف نکن، اگر اهمیتی برایم داشتی که بلوک نمی کردم، اتفاقاً اگر آنهایی هم که علاقه ای به نظراتم ندارند مرا بلوک کنند متشکر می شوم، مگر بیکارم که کامنتهای امثال این دیوانه ها را بخوانم یا به آن پاسخ دهم. این آدمها تا جنبش بالا می گیرد پیدایشان می شود و بعد هم میروند دنبال زندگی شان تا موج بعدی، و نه آنکه بخواهند کاری کنند و این را 40 سال است دیده ایم، و فقط کارشان آزار رساندن به آنهایی است که کاری کرده اند و همچنان دارند کاری می کنند. کارشان حسادت است ونه رقابت.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

ششم خرداد ماه 1398
May 27, 2019

 

 




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

 

SEARCH