Sam Ghandchiسام قندچي آیا حرف زدن از سلطنت و جمهوری و جنایات رژیم شاه وحدت شکنی است

سام قندچی 

http://www.ghandchi.com/2317-saltanat-jomhouri.htm

 

shah-fatemi

 

چهل سال است عده ای حرف زدن از سلطنت و جمهوری و جنایات رژیم شاه را وحدت شکنانه می خوانند. آنها می گویند همه با هم باشیم و این بحثها را بگذاریم برای بعد از سقوط رژیم اسلامی (1). به همین دلیل بیش از سه دهه پیش، بسیاری از تشکیلاتهای اصلی حقوق بشری در خارج، گزارشهای خود را از اعدام ها و نقض حقوق بشر در ایران، با تاریخ آغاز رژیم ضدجمهوری اسلامی، شروع کردند و هروقت اعتراض می شد، می گفتند خب شما برو برای جنایات قبل از جمهوری اسلامی، تشکیلات بساز. البته واقعیت این بود که این شروع از انقلاب 57، برای آنها راهگشا بود و این تشکیلاتها، توانستند بودجه بگیرند، چون از حمایت ضمنی تشکیلات رضا پهلوی در واشنگتن برخوردار بودند. در اینجا اصلاً هدفم این نیست که بگویم این دوستان نظیر ساواکی های فعال در تشکیلات آقای رضا پهلوی هستند. اتفاقاً این دوستان نه تنها بودجه کمی را که از مؤسسات آمریکایی گرفتند، واقعاً صرف فعالیتهای حقوق بشری کردند بلکه هرچه داشتند از ثروت خانوادگی خود هم مایه گذاشتند و در این 40 سال اصلاً بهتر است بگویم این دوستان زندگی نکردند و برایشان خیلی احترام قائل هستم. پس چرا با استراتژی آنها مخالفت کرده و می کنم، موضوع را چهارده سال پیش بویژه در مقاله ای تحت عنوان "از یهودیان بیاموزیم،" به دقت مورد بحث قرار دادم، که جای شک و شبهه ای نماند (2).

 

آیا این بحثِ اتحاد نیروها غلط است. خیر اگر ما همین فردا، در برهه قیام همگانی در ایران قرار داشته باشیم، مطمئناً این بحثها لزومی ندارد، اما آیا در 40 سال گذشته هر روز ما در نقطه قیام انقلابی در ایران بوده ایم؟ خیر! فقط این موضع غلط سیاسی و حقوق بشری باعث شد که با برنامه، ساواکی های تشکیلات آقای رضا پهلوی با ارعاب و تطمیع، طرح خود را به جنبش دموکراسی خواهی ایران در خارج، تحمیل کنند. کسانی هم نظیر این قلم که ایستادگی کردم مورد همه نوع حملات قرار گرفتم و نظیر آقای هاشم خواستار شده ام که اگر اینها می توانستند این قلم را به آسایشگاه روانی منتقل می کردند و می گفتند خیالات برش داشته. رسانه های مواجب بگیر آقای رضا پهلوی حتی خبرهای هاشم خواستار را تا می توانند سانسور می کنند چون آقای هاشم خواستار جمهوریخواه کبریت بی خطر نیست که مورد علاقه آقای رضا پهلوی و ساواکی های تشکیلاتشان در آمریکا است، افرادی که ادعا می کنند جمهوریخواه هستند ولی همه تلاششان را برای بازگرداندن سلطنت پهلوی به ایران صرف می کنند، در حالیکه آقای هاشم خواستار با چنین طرح های شامورتی بازی ساواکی ها، مخالفت جدی می کند. البته دوستانی که از قدیم در اپوزیسیون مرا می شناسند می دانند هر آنچه نوشته ام عین حقیقت است. مضحک است که در قلب دموکراسی آمریکا این ساواکی های سابق نظیر پرویز ثابتی ها و شعبان بی مخ ها نه تنها برای جنایات سیاسی که مرتکب شده بودند، پاسخگو نشدند، بلکه می توانند زندگی ما را هم مختل کنند. این جنایات آنها مسائل عرصه خصوصی نبود و در عرصه عمومی در رژیم شاه، روی داده است.

 

استراتژی غلط تشکیلاتهای حقوق بشری، جوانان ایران را امروز پس از 40 سال تلاش کنشگران، ناآگاه در مورد دوران رژیم پهلوی کرده است، به همان شکل که نسلِ بعد از کودتای 28 مرداد، در مورد روحانیت در بی خبری به سر می برد و مرحوم مادرم با شش کلاس سواد از ما روشنفکران دوران انقلاب 57 بهتر حکومت روحانیت را می شناخت و هر دقیقه در آن روزها درباره دست بریدن و سنگسار هشدار می داد با اینکه اصلاً سیاسی نبود و همه نوعی می خندیدند که انگار او پرت است در حالیکه خود ما روشنفکران آن دروان پرت بودیم. البته بگویم که این قلم همانوقت یعنی قبل از انقلاب هم جلوی فالانژهای خمینی ایستادم و دماغم را شکستند.

 

امروز جوانی را در فیسبوک می بینم که مهمترین دلیل شرکتش در جنبش سیاسی، تضییقات استبدادی در ایرانِ اسلامی علیه خود و خانواده اش است و خیلی هم تاریخ می خواند، اما برایش شاهدخت اشرف پهلوی سمبل آزادگی است و گویی برایش زنده زنده سوزاندن روزنامه نگار کریم پور شیرازی در آتش فقط شایعات تلقی می شود، یا قتل عشقی و فرخی یزدی در دوران رضا شاه و همه ماجراهای آمپول زدنهای پزشک احمدی (3)، برایش علی السویه است. چرا اینطور است، چون اپوزیسیون دموکراتیک جمهوریخواه از یکطرف کار جدی ضد رژیم اسلامی نکرده و حتی یک مقاله درست و حسابی در دفاع از جمهوریخواهی سکولار دموکراتیک در سایت اتحاد جمهوریخواهان بعد از اینهمه سال ندیده ام و هنوز تصویر خیلی از آنها از جمهوری، حکومت شورایی کمونیستی است و نه جمهوری پارلمانی غربی که حالا در اروپای شرقی، آسیا، و آفریقا و مشخصاً در کره جنوبی می بینیم. از سوی دیگر همه کارهای پژوهشی که در دوران کنفدراسیون انجام شده به خاطر آنکه در آخر از خمینی شکست خوردند، و دیدگاه های غلط کمونیستی را دنبال می کردند، اصل پژوهشهای تاریخی استبداد را در ایران، به دور ریخته اند و البته زد و بندهای این دوستان با شاهزاده رضا پهلوی هم این نتیجه را داشته که می خواهند آقای رضا پهلوی و تشکیلاتشان را در آمریکا که ساواکی های سابق اداره می کنند، راضی کنند تا از آمریکا امتیاز بگیرند.

 

رژیم شاه تا توانست نیروهای سکولار دموکرات را تا آخر حذف کرد، با تبلیغ برای علی شریعتی ها و آل احمدها که همه می دانیم. به همین شکل، امروز، بخش مهمی از نیروهای امنیتی رژیم اسلامی تلاش می کنند که آلترناتیو بعد از جمهوری اسلامی، بازگشت سلطنت پهلوی شود. آنها را زمانی در اینترنت می دیدم که هم برای جمهوری اسلامی تبلیغ می کردند و به سکولار دموکراتها حمله می کردند و همزمان در دعوای با سلطنت طلبان، مشغول تقویت آنها بودند و یکبار یکی از آنها که خیلی زبان فحاشی هم داشت یک دفعه یک فایل شخصی اش رو شد و معلوم شد که در رژیم شاه، ساواکی بوده است. در زمان جنبش سبز، مقاله دقیقی را درباره این موضوع که رژیم اسلامی، وقت رفتن می خواهد قدرت را به سلطنت بسپارد، نوشتم که کار مشابهی است که در زمان دست به دست شدن قدرت در 1357 و تأسیس رژیم اسلامی انجام شد، و موضوع را در جزئیات بحث کردم، اما کجا بود گوش شنوا (4).

 

دوستان این حرفهای "اتحاد را برهم نزنیم" و "صبر کنیم بعد از تغییر رژیم در این موردها بحث کنیم،" کاملاً در 40 سال گذشته حرف غلطی بوده است و باعث ناآگاهی نسل جوانی شده که امروز می خواهد رژیم را تغییر دهد. البته یک عده نظیر ساواکی های تشکیلات آقای رضا پهلوی با برنامه می خواهند ما را خام کنند تا به اهداف خود برسند، همانطور که از شعبان بی مخ شخصیت تاریخی ساختند. وقتی زمان قیام فرارسد، مطمئناً اصل کار، سرنگونی خواهد بود، اما، پیش و پس از آن نقطه بحرانی نباید بحثهای سلطنت و جمهوری را تعطیل کرد. حتی به ضرر سلطنت طلبانِ با صداقت است، که نمی توانند از حقایق مطلع شوند، چون جمهوریخواهانِ سکولار دموکرات، دارند تقیه می کنند. در زمان انقلاب 57 نیز همین استراتژی آقای رضا پهلوی و ساواکی های تشکیلاتشان را اسلامگرایان و حزب اللهی ها دنبال کردند و مصطفی رحیمی که تنها فرد صاحب نامی در چپ بود که به نقد اسلامگرایان پرداخت همیشه با انگ تروتسکیست و امثالهم از سوی فعالان اصلی جنبش در کنفدراسیون، مزین می شد.

 

باید درباره اعدام حسین فاطمی حرف زد. می گویند حسین فاطمی شخص تندی بود و اعدام او را اینگونه توجیه می کنند تا سلطنت طلبان را شاد کنند. خیر کسانیکه در تاریخ اروپا سلطنت را به چالش کشیدند همینگونه خوانده می شدند، تند و تیز. حتی در آمریکا که سلطنت بریتانیا را در 1775 به چالش کشید، دولت بریتانیا گفته بود کسانیکه بیانیه استقلال را امضا کرده اند اگر دستگیر شوند اول یک بار، دار زده خواهند شد، و بعد امعاء و احشاء آنها را بیرون آورده و دوباره به بالای چوبه دار خواهند رفت. برخی دوستان تصویری از انقلاب آمریکا می دهند که گویی رفتن به پیک نیک برای باربیکیو بوده است. باید درباره خانه نشین شدن علامه علی اکبر دهخدا حرف زد. اگر الان حرف نزنیم کی قرار است حرف بزنیم، بعد از آنکه دوباره رژیم پهلوی بر ایران مسلط شود، همانطور که بعد از تسلط خمینی خفه مان کردند. دوستانی که مسؤل این استراتژی غلط در 40 سال گذشته بوده اند وقت آن است که نگاهی به خود کنند و ببینند که نتیجه اشتباه آنها این است که شمار زیادی از جوانان ایران، رژیم شاه را امروز سمبل دموکراسی تصور می کنند؛ و لطفاً نگویید که فقط بخاطر خراب کردن رژیم اسلامی است، خیر. اکثریت قریب به اتفاق دولتهای جدید سکولار در دنیا، جمهوری های سکولاری نظیر کره جنوبی و جمهوریهای سکولار دیگر در آسیای میانه، اروپای شرقی و آمریکای لاتین و آفریقا هستند که در پی سقوط بزرگ رژیمهای کمونیستی، بوجود آمدند. مرتب از بالکان و یوگسلاوی سابق حرف میزنند که تازه ادعای آنها را برای متحد نگهداشتن کشور، ثابت نمی کند. ضمناً داستان مصالحه های پادشاهی های اروپای غربی با جنبش دموکراتیک را که سلطنت طلبان ایران با قیاس مع الفارق انجام می دهند، مربوط به دوران تاریخی کهنه ای در قرون هفدهم، هجدهم و نوزدهم است که اصلاً ربطی ندارد، به قرن بیستم و قرن بیست و یکم که ما در آن زندگی می کنیم (5). و در عصر حاضر نمونه هایی نظیر کامبوج و اسپانیا سمبل موفقیت در جنبش های دموکراسی خواهی در آسیا، اروپای شرقی و آفریقا نیستند. اجازه ندهیم یک مشت ساواکی به رهبری آقای رضا پهلوی که دنبال بازگرداندن رژیم استبدادی شاه هستند و در کنار اصلاح طلبان، رسانه های فارسی زبان خارج کشور را بین خود تقسیم کرده اند، ما را فریب دهند و بعد مثل امروز بعد از 40 سال بنشینیم و از فریبی که از خمینی خوردیم؛ سخن بگوییم.

 

شخصاً 15 سال پیش کتابی در مورد انقلاب ارتجاعی 1357 نوشتم تحت عنوان "ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم" (6)، اما هیچکدام از آنهایی که می توانستند، آن را اسپانسور کنند، حاضر نبودند در موردش حرف بزنند در صورتیکه کسانیکه از اصلاح طلبان بودند و به خارج آمدند و در برابر بازگشت سلطنت آوانس بعد از آوانس دادند، توانستند از همه گونه حمایتی برخوردار شوند و اینها دلیل این امر است که هر روز گروه قلابی تازه ای پیدا می شود که شناسنامه ندارد، و ظاهراً این جریانات می گویند در سلطنت و جمهوری بی طرف هستند غیر از این جریان فرشگرد که بتازگی راه افتاده که می گوید سلطنت طلب است، و همه اینها از طرح بحثهای مربوط به جنایات شاه و ساواکی هایی که همچنان در آمریکا هستند، طفره می روند.

 

آیا دوستانی که انقدر همه این سالها برای حقوق بشر زحمت کشیدند، با این کار خود سکوی پرش بازگشت استبداد سلطنتی به ایران نیستند وقتی آقای رضا پهلوی حتی در این آمریکایِ دموکراتیک، نه تنها پاسخگو به نقدهایی نیست که از روشهای ساواکی های تشکیلات او می شود، بلکه طلبکار هم هست و برای ما اینجا پاپوش درست می کند و این دوستان، خوب می دانند، که حرف زدن از تندروی، نظیر اصلاح طلبان در داخل کشور است که منتقدان را به تند و تیز بودن محکوم می کنند و مورد سرزنش قرار می دهند وقتی در واقع این فعالان مدنی و سیاسی هستند، که مورد همه نوع تضییقات حقوق بشری قرار می گیرند، اما دلیل دروغهای اصلاح طلبان این است که می خواهند رژیم را راضی کنند. چرا همدستان شاهزاده رضا پهلوی در چپ و جبهه، از تندروی های تشکیلات ساواکی های آقای رضا پهلوی در مورد کسانی نظیر این قلم، حرفی نمیزنند. وقتی 6 سال پیش آنچه را که در صدای آمریکا سلطنت طلبان بر سرِ، خود و خانواده ام آورده بودند، بازگو کردم، هیچ تشکیلات حقوق بشری حاضر نشد از حقوق بشر این قلم دفاع کند و با همه آنها تماس گرفتم، در حالیکه خیلی از آنها شخصاً دقیقاً اینجانب را می شناسند و میدانند جز حقیقت چیزی نمی گویم. همان روشهای امنیتی های دوران رضا شاه که مخالف را دست پزشک احمدی می دادند و ساواک در دوران محمد رضا شاه، که مخالفان را شکنجه می کرد و آقای پرویز ثابتی بجای پاسخگویی در مورد اعمالش در عرصه عمومی در رژیم شاه، برای جرج بوش کمک مالی انتخاباتی در آمریکا، ارسال می کند.

 

مسؤل عدم آگاهی رسانی به جوانان ایران در این 40 سال، دوستانی هستند که هر روز وضعیت را در ایران گویی روز قیام است معرفی می کنند و هر بحثی را در مورد جنایات رژیم پهلوی و ادامه تضییقات عوامل رضا پهلوی در خارج، سد می کنند. وقتی قراردادم در صدای آمریکا تمدید نشد، حتی نشریات چپی یا چپی سابق خارج کشور نظیر ایران امروز و گویانیوز، حاضر نشدند خبر را منتشر کنند و سکوت کردند چون نمی خواستند آقای رضا پهلوی را ناراحت کنند چرا که در اتحادهای غیراصولی با آقای رضا پهلوی و ساواکی های تشکیلات آقای رضا پهلوی هستند، و از انتقام آنها هراسناکند. وقتی ما که در دموکراسی های خارج کشور فعال هستیم، و این مدعیان حقوق بشر و دموکراسی خواه خوب ما را می شناسند، از حقوق بشر ما دفاع نمی کنند، وای به روزی که آقای رضا پهلوی در ایران به قدرت برسد. دوباره مثل بعد از 28 مرداد باید بنشینیم در خارج تا بپوسیم همه نشریات هم یا تعطیل شوند و یا برای آقای رضا پهلوی خوش رقصی کنند. و این ایران امروزها و گویانیوزها نیز می شوند اصلاح طلبان رژیم بعدی اگر نه غلیظ تر.

 

آن سال 2013، فقط دوست عزیز آقای دکتر اسماعیل نوری علا گزارشم را درباره عدم تمدید قراردادم در صدای آمریکا، منتشر کرد، چون واقعاً ژورنالیست است و مانند بسیاری از مدعیان سکولار دموکراسی در خارج، نان به نرخ روز نمی خورد. امروز همان بلایی را که صدای آمریکا سر این قلم در آورد، در مورد برخی سلطنت طلبان و هواداران شاپور بختیار که دستشان جایی بند نبود، با توطئه اصلاح طلبان و بخشی از دسته ای ملقب به تسخیرناپذیران سلطنت در صدای آمریکا، به اجرا گذاشته شد. حقیقت را بگوییم و اجازه دهیم دیگران هم حقیقت را آنگونه که می دانند بنویسند و مردم قضاوت کنند. در برابر شانتاژ عده ای ساواکی که بعد از 40 سال همان روشهای رژیم پهلوی و رژیم اسلامی را حتی به آمریکا آورده اند، و مانند مافیای کامبوج در آمریکا کار می کنند، تسلیم نشویم (7).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هشتم آبان ماه 1397
October 29, 2018

 

پانویس:

 

1. آقای رضا پهلوی جوانان #فرشگرد را بعنوان سی ئی اٌ به بوردروم فراخوانده اید که چه کار کنید
http://www.ghandchi.com/2316-reza-pahlavi-ceo.htm

 

2. از یهودیان بیاموزیم
http://www.ghandchi.com/372-genocides.htm
Let's Learn from the Jews
http://www.ghandchi.com/372-genocidesEng.htm

 

3. امنیتی های ایران، از پزشک احمدی و ساواک تا بازجویان ستار بهشتی و محمد راجی
http://www.ghandchi.com/1965-mohammad-raji.htm

 

4. دستگاه امنيتی رسمی و روحانيت دولتی حرکت تازه ای را آغاز کرده اند
http://www.ghandchi.com/647-StateClergy.htm

 

5. آیا پادشاهی نوع سوئد برای شاهزاده رضا پهلوی امکانپذیر است
http://www.ghandchi.com/1499-rp-swedish-monarchy.htm

 

6. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم (کتاب الکترونیک، ویرایش سوم)
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm 

 

7. چگونه ساواکی های شاهزاده رضا پهلوی تلاش کردند این قلم را ساکت کنند
http://www.ghandchi.com/2306-rp-savaki.htm 
How I was Pressured to be Silent by Prince Reza Pahlavi's Savaki Agents
http://www.ghandchi.com/2306-rp-savaki-english.htm
 

 

 

 

 


 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH