آینده نگر

درباره ایرانسکوپ

تأسيس 13 شهريور 1378

About Iranscope

 

ایرانسکوپ اندیشکده ای است که کار روی پروژه های مختلفی را در عرصه های  اندیشه آینده نگری، حقوق بشر، سکولاریسم، ترقی، گلوبالیسم، عدالت اجتماعی، صلح، دموکراسی، و آزادی، با تمرکز بر سفر ایران در قرن بیست و یکم، تسهیل میکند.  پژوهشهای انجام شده ممکن است بر فرهنگ، مسائل زنان و گروه بندی های مختلف اجتماعی، مذهبی و اتنیکی جامعه، اقتصاد، فلسفه، مذهب، علم، هنر، تکنولوژی، سیاست، نافرمانی مدنی، جامعه شناسی، تاریخ، یا جنبه های دیگر زندگی، تأکید داشته باشد.

 

از آنجا که توسعه در ایران امروز از طغیان جنبش جهانی اسلامگرائی غیر قابل تفکیک است، تم اصلی تحقیقات ما درباره راههائی است که میتوان با اسلامگرائی مواجه شد و آلترناتیو های قابل دسترس نه تنها برای ایران و ایرانیان بلکه برای کل جهان در این مقطع تاریخی، مورد تتبع قرار میگیرند.

 

اسلامگرائی به ایران محدود نیست. این جنبش واپسگرا حتی باعث ناامیدی و بدبینی در میان جوانان در غرب شده است. جوانان در مواردی هر گونه خوش بینی به آینده را از دست داده و در برابر جنایات بنیادگرائی و مشخصاً بنیادگرائی اسلامی احساس درماندگی میکنند، تأثیری که بویژه پس از فاجعه 11 سپتامبر 2001 که در قلب غرب بوقوع پیوست، کاملاً قابل رؤیت است.

 

تمدن غرب امروزه تمدنی سالخورده است که بار بغرنجی خود را آنگونه که برخی صاحب نظران جدید مدتی است خاطر نشان کرده اند، با خود حمل میکند. این واقعیت به این معنی است که تمدن غرب مقادیر متنابهی از منابع و انرژی خود را تنها برای حفظ تعهدات موجودش، به مصرف میرساند. نوشداروی بنیادگرایان، ارائه نوعی زندگی بی آلایش است که در واقع رهائی از بار مسؤلیت سنگین نگهداری این سیستم بغرنج را برای آنهائی که به قولهای کاذب رجعت به عصر طلائی دنیای قدیم و پاسخ های ساده برای مشقات دنیای امروز باور دارند، وعده میدهد.

 

بنیادگرائی خود را نه تنها در کشورهای عقب مانده بلکه حتی در آمریکا که با بدهی ملی فزاینده روبرو است و 47 میلیون نفر از مردم فاقد بیمه بهداشت هستند و حقوق بازنشستگی برای نسل آینده در زیر علامت سؤال قرار دارد، بمثابه آلترناتیوی جهت برآوردن انتظاراتی که شهروندان از دولت دارند، نشان میدهد.

 

بنظر میرسد تعداد زیادی از اندیشکده ها در آمریکا سالهاست که روی مسأله اسلامگرائی کار کرده اند معهذا به سختی بشود توصیه ها یا ایده هائی از طرف آنها یافت که بتوان گفت راه کاری است برای آنکه با این پدیده چه باید کرد.

 

خود در کتابی تحت عنوان «ایران آینده نگر» با عنوان دوم «آینده نگری در برابر تروریسم» سعی کرده ام نشان دهم که چرا ترویج آینده نگری بمثابه آلترناتیوی در برابر اسلامگرائی راه کار در خاورمیانه و مشخصاً در ایران است.

 

با این وجود، کتاب از توصیه های مشخص درباره آنکه با اسلامگرائی چه کار میشود کرد یعنی از فرموله کردن راه حل های مشخص عملی، کاری که از یک اندیشکده انتظار میرود، بسیار فاصله دارد. اگر کسی به ای ئی آی و دیگر اندیشکده های معروف نگاهی بیاندازد که مدت مدیدی است بر این موضوع کار میکنند، آنها حتی در وضع بدتری هستند چرا که حتی از داشتن دیدگاهی عمومی که در کتاب «ایران آینده نگر» ارائه شده نیز برخوردار نیستند.

 

همه آنچه آن اندیشکده ها درباره اسلامگرائی نوشته اند در واقع از مدل قدیمی که برای درک کمونیسم و در حد کوچکتری برای درک فاشیسم تدوین شده اند، استفاده کرده اند، در نتیحه کارشان به ارائه راه کارهای مقطعی که بیشتر بخاطر عدم تطابق با واقعیت کنونی ناموفق هستند، ختم شده است، چرا که بر دیدگاهی استوارند که مدل کهنه شده ای از پدیده دیگری است که ابداً بیانگر اسلامگرائی نیست.

 

آنها استراتژی های حقوق بشر را برای از میدان به در کردن اسلامگرایان توصیه میکنند در صورتیکه حکمرانان اسلامگرا در مقایسه با حاکمان کمونیست، با اکثریت مردم کشور تحت حاکمیتشان اشتراک ایدئولوژی دارند و در نتیجه هر طرحی فاقد سکولاریسم، از عهده پاسخگوئی به این واقعیت اسلامگرائی موجود، عاجز است.

 

از سوی دیگر، با سقوط شوروی، اتوپی کمونیسم نیز فروریخت و در نتیجه آنهائی که در جستجوی یک اتوپی بمثابه راه حلی برای معضلات جهان میباشند، از اتوپی های سکولار 150 سال گذشته دست شسته اند. این واقعیت نیز خود لطمه بزرگی به سکولاریسم زده است که بسیاری انواع آرمانی آن را ناخوشایند کرده است.

 

به این طریق در جستجو برای یافتن پاسخ های حاضر و آماده به معضلات عصر کنونی، بسیاری کسان اتوپی های مذهبی را بعنوان راهی برای رویاروئی با مشقات نظم کنونی جهان و ساختارهای موجود آن که مورد انزجارشان است، برگزیده اند، دورنمائی که نوعی تجدید حیات جنگ های صلیبی را با خود آورده است، و گوئی نبردهای تازه برای بیت المقدس آغاز شده است.

 

تحلیل بالا توضیح نمیدهد که در ارتباط با رشد آینده اسلامگرائی چه میشود انتظار داشت یا که با آن چگونه بایستی مواجه شد ولی نشان میدهد که زمینه تجدید حیات بنیاد گرائی اسلامی در قرن بیست و یکم چیست و با این دیدگاه میتوان برای پاسخ به سؤالات مشخص ذکر شده، اقدام کرد.

 

ما میدانیم که اولین جنگ های صلیبی متوقف نشدند و با جنگهای صلیبی دیگری دنبال شدند. سؤال این است که آیا جنگ های صلیبی کنونی با جنگ های ضعیف تر یا قوی تری دنبال خواهند شد. آنچه در افغانستان شاهدش بودیم شکست اتوپی شوروی بدست بنیادگرائی طالبان بود و بنظر میرسد دموکراسی غربی نیز توسط طالبان در افغانستان در چالش جدی است، بطوری که طالبان درحال بازگشت به قدرت است، این بار نه تنها از طریق جنگ بلکه همچنین از طریق مذاکرات صلح با دولت افغانستان، و نیز از طریق جنگ و مذاکرات صلح با دولت پاکستان.

 

در غرب نه تنها معمول شدن دادگاه های شرع در کانادا مسأله ساز بوده است بلکه موفقیت های اسلامگرایان در بریتانیا در شاخه قضائی دولت تا حدی بوده است که اسقف کانتربری در دفاع از برسمیت شناختن قوانین شرع اسلام سخن گفته است حرکتی که واقعاً سکولاریسم را در جامعه ای با چنان قدمت سنت سکولار در قوه قضائیه، به زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که تأثیر اسلامگرائی در جهان را نمیشود فقط محدود به کشورهای در حال توسعه خاورمیانه نظیر ایران دید. 

 

نیاز کار بر مسائل اقتصادی مرتبط به آزادی اجتماعی برای تلاشهای ما جهت پاسخ دادن به دینامیسم پیروزی های اسلامگرایان، غیر قابل انکار است.  چنین مطالعاتی قادر خواهد بود، راه حل های آلترناتیو برای مقابله با نوشداروهای ارائه شده توسط اسلامگرایان را تدوین کند، چرا که بیشتر و بیشتر آشکار میشود آنها برای تقسیم مجدد جهان توجه خود را بر نابرابری های اجتماعی در جهان متمرکز کرده اند. این برخورد نه تنها از سوی جمهوری اسلامی ایران با مانورهای بین المللی اش در عراق و فلسطین دنبال میشود بلکه این موضوعی است که استراتژی القاعده سالهاست بر  آن متکی بوده است.

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

http://ghandchi.com

ایمیل: iranscope@hotmail.com

پورتال: http://www.ghandchi.com/iranscope/index.html

 

چرا ايرانسکوپ را درست کردم؟
http://www.ghandchi.com/298-iranscope.htm

کتاب ایران آینده نگر

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

 

 

 


آینده نگر