Sam Ghandchiسام قندچي اشتباه اساسی در نحوه طرح سکولاریسم در ایران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/598-Secularism_is_a_Human_Right.htm

 

تا از حقوق بشر میگوئیم، فوراً حق زندگی و حُرّیت، آزادی بیان و اندیشه و مذهب و تشکیل اجتماعات، یا مساوات در برابر قانون، انواع حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و یا حتی حق انتظار رعایت احترام و منزلت شهروندان از سوی دولت یا حق داشتن غذا، پوشاک، مسکن، کار و تحصیل و امثالهم به نظرمان میاید. اما هیچگاه حق داشتن دولت سکولار به فکر کسی بعنوان یکی از حقوق بشر خطور نمیکند، در صورتیکه قرن ها در اروپای قرون وسطی تقابل حقوق بشر در برابر حقوق الهی بود که در پایان آن دوران در آثار خردگرایانی نظیر دکارت، اسپینوزا، و لایبنیتس بصورت اولین بحث های حقوق انسانی انعکاس یافت و بالاخره هم در دوران مدرن در آثار فلاسفه ای نظیر جان لاک، دیوید هیوم، واماتوئل کانت با طرح بحث حقوق طبیعی، آنچه در دنیای جدید حقوق بشر نامیده میشود، در عرصه فلسفه اجتماعی تکوین یافت (1).

اما اسناد حقوقی مربوط به حقوق بشر در اروپا، نظیر اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال 1789، قرنها بعد از تلاشهای فکری-اجتماعی برای جدایی مذهب و دولت، تدوین شدند. در نتیجه جدایی مذهب و دولت پیش فرضی بوده است که در این نوشته ها نیازی به توضیح آن احساس نشده است. البته در آمریکا در پروسه تدوین قانون اساسی در ایالاتی نظیر نیویورک موضوع سکولاریسم نیز بطور مبسوط مطرح میشود که در نوشتار سکولاریسم چیست؟ به آن پرداخته شده است (2)، و نویسندگانی نظیر توکویل در مورد تجربه آمریکا توضیح داده اند که در جایی دیگر مفصل کورد بحث قرار گفته است (3)، اما حتی در آمریکا نیز جامعه مدرن را اروپائیانی تشکیل میدادند که قرن ها پیش مبارزه حقوق بشری را در مقابله با حقوق الهی طی کرده بودند، یا به زبانی دیگر سکولاریسم را در تاریخ خود به شکل فعالیتی حقوق بشری در جوامعی که از آنجا آمده بودند تجربه کرده بودند.

اما در ایران و بسیاری دیگر از کشورهای خارج از اروپا متأسفانه سکولاریسم از همان اول بصورت موضوع حقوق بشری مطرح نشده است و هنوز هم این مهم در میان سکولارهای ایران درست درک نشده است و این بزرگترین ضعف سکولاریسم در ایران و جوامع مشابه بوده و هست و از دیدگاه این قلم علت اصلی شکست سکولاریسم در ایران و ترکیه را نیز که پرچمداران سکولاریسم در خاورمیانه بوده اند، دقیقاً باید در همین اشتباه تاریخی سکولارها جست، که سکولاریسم از پایین شکل نگرفته، و مسأله همزمانی سکولاریسم و ناسیونالیسم مدرن هم در این جوامع بر مشکل افزوده است که پیشتر در مورد آن توضیح داده شده و موضوع این نوشتار نیست (4).

دو سال پیش در نوشتاری تحت عنوان "چرا سکولاریسم آینده ایران را رقم خواهد زد" توضیح داده شد که چرا برخلاف تجربه کشورهای بلوک شرق، تحول آینده ایران را نه مبارزات حقوق بشری از نوع آنچه در جوامع استبدادی اما سکولار کمونیستی در نیم قرن گذشته دیده ایم، بلکه تلاش برای سکولاریسم رقم خواهد زد، و به همین دلیل نیز مدلهای فعالیت در اروپای شرقی در ایران چندان کارایی ندارد چرا که کمونیسم هیچگاه در روسیه یا اروپای شرقی یا کشورهای دیگر کمونیستی، نتوانست حتی برای یک اقلیت قابل ملاحظه ای از مردم آن جوامع بصورت مذهب درآید، در صورتیکه در جمهوری اسلامی اکثریت مردم با دولت در احساس تعلق به مدهب اسلام اشتراک دارند (5).

اما با وجود بحث بالا هیچگاه منظور این نیست که طرح سکولاریسم به شکلی که حدود یکقرن پیش در ایران یا ترکیه مطرح شد، و شکست خورد، میتواند این بار موفق باشد، مگر آنکه اینبار به شکل جنبشی حقوق بشری مطرح شود-- آنگونه که حقوق بشر و سکولاریسم در تنگاتنک یکدیگر در اواخر قرون وسطی در اروپا تکامل یافتند و نه آنکه دولتی بیاید و سکولاریسم را به جامعه ای که برای دولت سکولار بعنوان یکی از حقوق انسانی تلاش نکرده است، از بالا تحمیل کند. پاندول دولت سکولار و مذهبی در بهترین حالت خود، نظیر ترکیه با فشار نظامیان از اینسو به آنسو میرود و قوام واقعی در میان مردم ندارد چرا که هیچگاه در جامعه ریشه ندوانده و مانند تجربه خودمان در ایران یکروز بی حجابی اجباری مطرح میشود، و روز بعد حجاب اجباری، و حاصل کار نیز، تکرار زور و زور گویی، تنفر و انتقام است، و نه تکامل جامعه.

در میان کنشگران سیاسی و مدنی سکولار ایران همین امروز نیز دو برخورد غلط در رابطه با طرح سکولاریسم وجود دارد. عده ای فکر میکنند حقوق بشر بدون سکولاریسم باید در ایران مطرح شود و گویی خود را سخنگوی اسلام میدانند و سعی میکنند از زاویه اسلام نقطه نظر مورد علاقه شان را مطرح کنند و عده ای دیگر نیز در قطب مخالف فکر میکنند که سکولاریسم فقط با نابودی اسلام یا چیزی نزدیک به آن بدست میاید و منتظر دولت ناجی هستند و یک روز دسته اول پیش میافتند و شعارهای جنبش مذهبی را بدون کم و کاست تکرار میکنند و روز دیگر دسته دوم پیشقراول سکولارها میشوند و آرزوی یک دولت استبدای را میکنند که دمار از روزگار هر چه آخوند و اسلامی است در آورد.

اجازه دهید مثالی بزنیم. شیخ طنطاوی از رهبران تسنن در دانشگاه الازهر مصر مخالف برقه اسلامی برای زنان است. اما آیت الله ناصر مکارم شیرازی از رهبران تشیع در ایران همان زمان شاه نیز بعد از انقلاب سفید در ایران علناً مخالفت خود را با بی حجابی از نقطه نظر اسلام بیان میکرد. حالا اگر کسی سنی است و هوادار آقای طنطاوی، میتواند به او استناد کند و روبنده نگذارد یا اگر کسی شیعه است و هوادار آقای مکارم شیرازی میتواند حجاب بر سر گذارد. اما منِ غیرمذهبی که نمیتوانم موضعی را که دوست دارم بعنوان موضع اسلامی مطرح کنم، مگر من سخنگوی اسلام هستم. درست است سخنگویان اسلام هم هر کدام نظری متفاوت دارند ولی این به خودشان مربوط است، و به آنهائی مربوط است که میخواهند بر طبق آنچه فکر میکنند که رهنمود اسلام است، عمل کنند، و به منِ غیرمذهبی، حتی مسلمان، چه ربطی دارد اگر دنبال این رهنمودها نیستم و برایم اعتقادات امری خصوصی است. منظور اینکه حق داشتن دولت سکولار یعنی دولتی که برای ما تصمیم نگیرد حال چه مذهبی داشته باشیم یا در آن مذهب هم به چه شاخه ای متعلق باشیم. حقوق بشر برای منِ نوعی است که برای آن هم باید تلاش مدنی و سیاسی کرد. به همین علت هم هر دو موضعی که در میان بسیاری از کنشکران سیاسی و مدنی ایران مطرح است از نظر این قلم غلط است.

این اشتباه در زمان مشروطیت هم بود. مثلاً کنشگران سکولار، مرتب سعی میکردند نقاط توافق خود را با روحانیونی که مخالف سکولاریسم بودند، تأکید کنند و طی همه آن مبارزات، از حقوق بشر خود به داشتنِ دولت سکولار حرفی نزدند، و حتی در قالب یک شعار هم، در همه آن انقلاب، این خواست خود را مطرح نکردند، و بعد هم سعی کردند در مجلس با فرمول وتو پنج مجتهد کنار آیند اما دست آخر به موضع متضاد افتادند و امید خود را به دولت رضا شاه بستند که خواستهای سکولار آنها را به زور به اجرا گذارد، اما بعداً متعجب شدند که چرا علیه خود آنها نیز زور و نقض حقوق بشر به کار گرفته شد. مگر میشود سکولاریسم را در یک جنبش حقوق بشری بدست نیاورد و از طریق زور کسب کرد و بعد انتظار داشت آزادیهای دیگر را حفظ نمود؟ همه خواستهای حقوق بشری را باید در تلاش حقوق بشری کسب کرد آنوقت دولتی که آن خواستها را نمایندگی کند، دموکراتیک خواهد شد.

امروز نیز مانند دوران مشروطیت، جنبش ما دارد اشتباه مشابهی میکند. همه مفتون آیت الله منتظری، حجت الاسلام خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در مقابله آنها با احمدی نژاد و آیت الله خامنه ای هستیم اما به عمد، نقض مهمترین خواست حقوق بشری خودمان را بی بها میبینیم و سکولاریسم را در شعارها و بیانیه ها نادیده میگیریم. مثلاً اینکه مدارس دولتی نباید مذهب تدریس کنند را حتی زمان شاه نیز مطرح نمیکردیم تا چه رسد امروز. چرا؟ سکولاریسم بعنوان یکی از حقوق بشر یعنی اگر کسی میخواهد مدرسه اسلامی یا کمونیستی یا مسیحی یا مدرسه بی دینی برود، باید پولش را هم خودش بدهد. اما مدرسه عمومی یا دولتی نباید برای مردم تصمیم بگیرد که مذهب اسلام را بخوانند یا هر مذهب دیگر. البته در زمان شاه پیروان مذاهب اقلیت، اکثر اوقات مجبور نبودند به کلاس تعلیمات دینی بروند اما اصلاً چرا از بودجه دولت باید کلاس تعلیمات دین اسلام وجود میداشت؟

چرا امروز در مبارزات بعد از انتخابات، شعار "یا حسین" داده میشود و حرفی نمیزنیم. شعار یا حسین یعنی تحمیل دین اسلام به این مبارزات مدنی. آیا اگر شعار زنده باد بهاء الله داده میشد، دوستان اصلاح طلب حاضر بودند در تظاهرات شرکت کنند و آن را تفرقه افکنی نمینامیدند. تا کی روشنفکران مذهبی ما میخواهند از توکویلِ کاتولیک هم، عقب تر باشند و نبینند که مذهب امری خصوصی است و بزرگترین نقض حقوق بشر، همان تبعیض بر مبنای مذهب است، چه از طریق دولت مذهبی باشد، چه آنکه در مؤسسات آموزشی و بهداشتی و دیگر نهادهای عرصه عمومی صورت گیرد.

آیا سه دهه حکومت کلیسائی در ایران کافی نیست که از تجربه اروپای قرون وسطی بیاموزیم و حقوق بشر به داشتن جامعه سکولار را در صدر خواستهای حقوق بشری خود قرار دهیم و یک لحظه در جنبش مدنی و سیاسی کنونی از آن غافل نشویم تا که دوباره پاندول دولت سکولار و دولت مذهبی از طریق زور برای مردم ایران شکل نگیرد و در عوض جنبش حقوق بشری ما با پاسداری از سکولاریسم بعنوان حقوق بشر، جامعه ما را تکامل دهد؟

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com
دوازدهم آذرماه 1388
December 3, 2009


پانویس ها:

 

1. سکولاریسم
http://goo.gl/MXYxw7

 

2. سکولاریسم چیست؟
http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm
What is Secularism
http://www.ghandchi.com/302-SecularismEng.htm

 

3. ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm

 

بحث توکویل در مورد اسلام برای ایران اهمیت استراتژیک دارد
http://www.ghandchi.com/714-tocqueville-islam.htm

 

4. اولویت با نجات سکولاریسم از چنگال ناسیونالیسم است!
http://www.ghandchi.com/530-NejatSecularism.htm

 

5. چرا سکولاریسم آینده ایران را رقم خواهد زد
http://www.ghandchi.com/491-SecularismFuturism.htm

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH