Sam Ghandchiسام قندچي کدام انقلاب! کدام ضد انقلاب!

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/587-ZedeEnghelaab.htm

 

 

آقای احمدی نژاد پنج سال است که ادعای زنده کردن انقلاب اسلامی را دارد و آیت الله خامنه ای نیز سالهاست که رهبر انقلاب خوانده می شود و هردو آنها هم می گویند که در حال نبرد با ضد انقلاب هستند. تا آنجا که به انقلاب مربوط است کاربرد این چنانی اش مرا به یاد خیابانی در یک شهر مکزیک می اندازد که نامش بود انقلاب و نه ربطی به انقلاب داشت نه حتی یک موزه از انقلاب مکزیک که موضوعی صد در صد تاریخی برای آن کشور است، در آن جا یافت میشد. نبرد با ضد انقلاب حتی به شکل دن کیشوت وار هم در ایران وجود خارجی ندارد چون آنچه ضد انقلاب 1357 است که امروز بعد از 30 سال حتی سخنگویانش نمیتوانند یک روزنامه در داخل ایران داشته باشند و اگر آقای احمدی نژاد یا آیت الله خامنه ای واقعاً هنوز علاقه ای به نبرد با آن ضد انقلاب دارند لازم است بروند مثلاً لوس آنجلس که اقلاً آنها باشند تا این دو نفر هم بتوانند نظیر دن کیشوت با آنها بجنگند.

 

آخر نمیدانم تا کی جمهوری اسلامی میخواهد این گاو انقلاب را بدوشد. تظاهرات میلیونی بعد از انتخابات سراسر تقلب 22 خرداد اگر یک کار را کرد پایان دادن به همه این بازی های الکی انقلاب و ضد انقلاب در جمهوری اسلامی بود. بنظر من به زیباترین وجه هم این واقعیت جنبش اخیر را پاسخ های مردم پیش از نماز جمعه 26 تیرماه وقتی سخنران پیش از حجت الاسلام رفسنجانی شعارهای همیشگی رژیم را میداد، نشان داد.  شعار اصلی "مرگ بر آمریکا" رژیم با پاسخ "مرگ بر روسیه" و شعار "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" با شعار "خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست" دنبال میشد (1).

 

این نوع پاسخها در تظاهرات خیابانی  اگر 30 سال پیش بود آن را بایستی ضد انقلاب مینامیدیم اما امروز معنی اش مسخره کردن رژیمی است که هنوز فکر میکند این شعار ها دیگر رنگی دارند. این شعارها حتی از داستان امام حسین و یزید هم بی معنی ترند چرا که تعزیه امام حسین ممکن است قدری وزنه مذهبی را با خود حمل کند ولی شعارهای انقلاب 57 ، امروز در کشوری که مردمش آرزویشان زندگی کردن در آمریکا است، فقط مسخره است.

 

در ایران سالهای 1357-1360 می شد از انقلاب و ضد انقلاب حرف زد و بالاخره هم، چه آن را دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، انقلاب پیروز شد. از نظر من انقلاب 57 یک انقلاب ارتجاعی بود و کل کتاب "ایران آینده نگر" را هم برای توضیح همین نظرم نوشتم (2).

 

اما مگر امروز بحث درباره انقلاب و ضد انقلاب است که آقای احمدی نژاد پنج سال است از آن حرف میزند و آقای خامنه ای هم فکر می کند رهبر انقلابی است که اصلاً وجود خارجی ندارد.  کدام انقلاب؟  آیا انقلاب آقای خامنه ای دائمی است؟ در زمان شوروی آنها که نظیر استالین رئیس کشور بودند از انقلاب دائمی حرف نمیزدند. اتفاقاً مهمترین کمونیست مخالف استالین یعنی تروتسکی از انقلاب دائمی حرف میزد و وقتی هم که از شوروی خارج شد هنوز ناراحتی اصلی اش این بود که مبادا ضد انقلاب رهبری مخالفت با شوروی را بگیرد و به همین علت هم هیچوقت آن اپوزیسیون کمونیست، چه در داخل شوروی و چه در خارج آن کشور، به جائی نرسید.

 

بعدها که انقلاب و ضد انقلابِ ارثیه دوران انقلاب اکتبر، از بین رفت و نسل تازه سولژنیتسین ها پا به عرصه نهادند دیگر همه بحث های انقلاب و ضدانقلاب برایشان مسخره بود و نه مانند تروتسکی دنبال انقلاب دائمی بودند و نه برای امثال استالین و مولوتوف که خود را وارث رهبری انقلاب اکتبر می شناختند، پشیزی ارزش قائل بودند. نسل نو اصلاً دنبال انقلاب نبود و حتی رفرم را هم به این خاطر طلب میکرد که بتواند زندگی اش را بکند وگرنه دنبال جهان سازی نبود و فقط میخواست خودش بتواند راحت زندگی اش را بکند بدون هیچ طرحی جهانشمول. اینکه در عمل برنامه اش از هر انقلابی، انقلابی تر در آمد و امروز آنچه انقلاب مخملی در بلوک شرق نامیده شده است خواب را از دیدگان رهبران جمهوری اسلامی ایران ربوده است، بحث دیگری است که در جای دیگری مفصلاً بتازگی بحث کردم (3).

 

در واقع وقتی گورباچف به خواست اپوزیسیون واقعی در شوروی گردن نهاد فقط یک کار در رابطه با موضوع انقلاب و ضد انقلاب کرد و آنهم اعاده حیثیت کردن از کسانی نظیر بوخارین بود که در زمان استالین نابود شده بودند و در ادامه هم اعاده حیثیت ها در زمان یلتسین کامل شدند و با آزمایش دی اِن آ تمام خانواده تزار را که به دستور لنین کشته شده بودند و در جنگلی مدفون بودند مشخص کردند و این آخرین گام ها بالاخره حساب روسیه را با تاریخ انقلابش صاف کرد. اما واقعیت پایان یافتن داستان انقلاب و ضد انقلاب همان چهار پنج سال اول انقلاب اکتبر 1917 تمام شده بود و حتی قبل از ترور لنین که بدست بخشی از اپوزیسیون سابق متحد بلشویکها صورت گرفته بود، کل مقاومت ضد انقلاب یعنی روس های سفید مدت ها بود که پایان یافته بودند، و همه جنایات استالین در سالهای 1936 تا 1939 ربطی نه به انقلاب داشت و نه به ضد انقلاب، و مرتبط با اوج گیری یک سیستم فکری میلناریانیستی بود. لطفاً دقت کنید که این اصطلاح را با میلتاریسم اشتباه نکنید که به معنی نظامی گری است. میلناریانیسم استالین پدیده ای نظیر مهدویت مصباح یزدی در ایران بود و نظامی گری معلول آن بود و نه علت. درباره میلناریانیسم پیشتر مفصل توضیح داده ام (4).

 

در ایران جمهوری اسلامی سالهاست که انقلاب و ضد انقلاب پایان یافته است و تظاهرات اخیر هم نه ربطی به انقلاب داشت و نه به ضد انقلاب بلکه حرکتِ مردمی بود که میخواهند به این نمایشهای مسخره انقلاب و ضد انقلاب رژیم پایان دهند و بطور عادی و عاری از شعار و مراسم پر خرج هر روزه، زندگی شان را بکنند. حتی کروبی چون بیشتر هدف خود را دفاع از حقانیت انقلاب اسلامی گذاشته بود کمتر از آقای موسوی هوادار پیدا کرد و مردم در موسوی کسی را می جستند که بتواند از درون رژیم مانند یک گورباچف پایان انقلاب و ضد انقلاب بازی های 30 ساله را اعلام کند و زندگی مردم را عادی کند، و البته با اعاده حیثیت از نابود شدگان انقلاب آن دفتر را برای همیشه ببندد و آنچه در واقعیت، جامعه ایران است، را اذعان کند، یعنی جامعه ای که نه پشیزی ارزش برای هر آنچه انقلاب طرح میکرد قائل است و نه پشیزی ارزش برای همه شعارهای اسلامی که هنوز عوامل رژیم با دریافت مقرری هر چند وقت یکبار در مراسم دولتی سر میدهند، قائل است.

 

تکرار شعارهای الله اکبر در تظاهرات در واقع نه انقلابی بود و نه ضد انقلابی بلکه بیان آن بود که دیگر این کلمات در کوچه و تلویزیون جائی نباید داشته باشند. اگر این کارها را 28 سال پیش مردم میکردند میشد دلیلی بر علاقه شان به ادامه انقلاب یا به طرح ضد انقلاب در لوای شعارهای انقلابی دید ولی امروز هدف جز بیهوده نشان دادن این حرفها در جامعه ای که گرفتار شعار است، معنای دیگر نمیداد.

 

آقای خامنه ای امروز دن کیشوت وار به جنگ ضد انقلاب رفته است وقتی جامعه ما راه 60 ساله ای که در شوروی پیموده شد را در 30 سال طی کرده است. حتی اپوزیسیونی که در خارج هنوز دنبال ادامه انقلاب یا حقانیت ضد انقلاب در 57 هستند اهمیتی در این جنبش پیدا نکردند نه چون مردم از وجود آنان خبر ندارند بلکه چون برایشان این حرفها دیگر فقط تاریخ است همانطور که در زمان گورباچف دیگر بحث انقلاب و ضد انقلاب، لنین و تزار، استالین و تروتسکی، همه موضوعات تاریخ بودند و بس. جنبش مردم ایران به این نقطه رسیده است.

 

آیا جنبش مردم ایران به هدفش خواهد رسید. مطمئن باشید که میرسد و خیلی زودتر از انتظار هم خواهد رسید. روشنفکران داخل ایران نیز اساساً به این نقطه رسیده اند اما در خارج هنوز همانگونه که آقایان خامنه ای و احمدی نژاد در هوای 30 سال پیش سیر میکنند و خودشان را رهبر انقلاب میدانند اپوزیسیون خارج هم در حال و هوای 30 سال پیش سیر میکند گرچه در خارج هم این یخ شکسته شده است و جنبش تازه ای به راه افتاده است. به هر حال آنچه مهم است داخل ایران است چرا که این رژیم مانند رژیم های وابسته به معنی کلاسیک نیست که سقوط آن نیازی به فعالیـتهای خیلی مهمی در خارج داشته باشد که پشتیبانی  خارجی خود را از دست بدهد تا سقوط کند چرا که اتکائش داخلی است و آنهم در 3 ماه گذشته هر روز بیش از روز پیش در حال فرو ریختن است. یا گورباچفی از داخل رژیم واقعیت مردم را اذعان کرده و دولت و جامعه را به حالت نرمال در خواهد آورد و به همه این تعزیه های انقلاب و ضد انقلاب پایان خواهد داد یا که خود مردم رهبرانشان را از بیرون قدرت در همان ایران اعلام خواهند کرد تا پایان این خیمه شب بازی های انقلاب و ضد انقلاب را برای همیشه اعلام کنند.

 

ایران، آلمان 1848- 1850 نیست که در گیر انقلاب و ضد انقلاب بود و بالاخره هم ضد انقلاب پیروز شد. در ایران 30 سال پیش این اتفاق افتاد و انقلاب پیروز شد و من که آن را انقلابی ارتجاعی میدانم بازهم به پیروز شدنش اذعان دارم (3) ولی ساختن قصه حسین کرد از انقلاب و هنوز در خیابانها، لبو فروشی انقلاب درست کردن، برای توریستهای خیابان انقلاب در آن شهر مکزیک مناسب تر است، تا برای مردم ایران که سالهاست گام ها جلوتر از هم آقایان خامنه ای و احمدی نژاد و هم اپوزیسیون کهنه ایران گام برمیدارند و در این جنبش هم با حرکت خود و شعارهایشان راه خود را نشان داده اند.

 

تجاوزها و شکنجه های رژیم فقط بیشتر به مردم ثابت کرد که درست فکر کرده اند که نیازی به این رژیم باصطلاح انقلابی ندارند که حتی با تظاهر کنندگان در خیابانها از هر رژیم ضد انقلابی وحشیانه تر رفتار کرده است و هنوز خجالت نمیکشد و رئیس آن خود را رهبر انقلاب خطاب میکند و نگران ضد انقلاب است.  در واقع چند روز دیگر مراسم روز قدس در ایران صحنه دیگری خواهد بود که مردم ایران نشان دهند از نظرشان بازی انقلاب و ضد انقلاب تعزیه مسخره ای بیش نیست که این رژیم 28 سال است با چنین خیمه شب بازی هائی پول و وقتشان را  تلف کرده است.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم شهریور 1388

September 13, 2009

 

پانویس:

 

1. نماز جمعه ضد کودتا و ضایع شدن شعاردهنده کودتاچی ها
http://www.youtube.com/watch?v=o38Pb8Y8MjY

 

2. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm
 

3. ايران: انقلاب يا اصلاحات
http://www.ghandchi.com/579-EnghelabEslahat.htm

 

4. هشدار جدی درباره مهدويت استالينی
http://www.ghandchi.com/583-hoshdar.htm

 

4. مواظب باشيم اشتباه 25 خرداد 28 سال پيش را تکرار نکنيم
http://www.ghandchi.com/571-TekrareEshtebah.htm

 

اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH