Sam Ghandchiسام قندچيایران: انقلاب یا اصلاحات

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/579-EnghelabEslahat.htm

 

دو روز پیش بعد از تظاهرات چهلم ندا آقا سلطان سرمقاله مهمی در پیام دانشجو تحت عنوان انقلاب دموکراتیک برگشت ناپذیر است در ارزیابی از جنبشی که در ایران در حال تطور است نوشته شد و عبارات زیر در آن نوشتار بحث اصلی که سالها است در جنبش سیاسی ایران مطرح است را از نو با ارزیابی از جنبش پیش رو مطرح کرده است یعنی پاسخ به این سؤال که آیا جنبش دموکراسی خواهی در ایران بالاخره به اهداف خود از طریق رفرم دست خواهد یافت یا از طریق انقلاب. سرمقاله مزبور با نگاهی به تظاهرات اخیر می نویسد:

 

"این مردمی که ما می بینیم و این شرایطی که بر کشور ما حاکم شده است،چیزی جز یک انقلاب را تداعی نمی کند. بگیر و ببند و سرکوب،ممکن است مدتی پیروزی مردم را به عقب بیندازد اما نمی تواند از وقوع حتمی ان جلو گیری نماید.مردم با طرح شعار های ساختار شکن ،دیگران را نیز به دنبال خود می کشانند.هیچ یک از شعار های مردم، ان چیزی نیست که اصلاح طلبان بپسندن.جالب این است که روز گذشته مردم با شعار جدید،اینده را نیز روشن کردند. البته ما برای جناحی به نام مشروطه خواه به عنوان یک تفکر هر چند اقلیت،احترام قایل هستیم. اما سال ها است که به ان ها می گفتیم که مردم حاضر به عقب گرد نیستند. ان ها به دنبال تجدید نظام سلطنتی با هر شکل و عنوان نیستند. مردم خواهان یک جمهوری سکولار یا ازاد و دموکراتیک هستند. در این جمهوری ازاد و دموکراتیک،جناح مشروطه خواه نیز می تواند حزب خود را داشته باشد و به تبلیغ افکار و عقایدش بپردازد.مردم روز گذشته به صورت خود جوش شعار دادند:استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی. مردم ضمن تایید شعار ازادی و استقلال که دو شعار اصولی انقلاب بهمن 57 بود،در یک هوشیاری بی نظیر و رشدی باور نکردنی ،ایرانی را به جای اسلامی گذاشتند تا بگویند:ما خواهان جدایی دین از حکومت هستیم. ایا اصلاح طلبان موج سبزی حاضر هستند به این خواسته ی مردم اعتراف و تمکین کنند؟" (1)

 

برای تحلیل از این موضوع مجبورم نکاتی را یاد آور شوم.

 

سرنگونی نظام سلطنتی در ایران به جایگزینی نهاد روحانیت در ایران که همواره در جامعه کهن ایران بموازات سلطنت وجود داشته و با سلطنت به اشکال مختلف در قدرت سهیم بوده است انجامید. مهم نیست که شکل مشخص قدرت روحانیت در جمهوری اسلامی، ولایت فقیه بوده است آنچه مهم است این موضوع است که نظام تئوکراتیک بخش مهمی از ارثیه جامعه کهن ایران را بعد از انقلاب 57 در ایران به اریکه قدرت رساند.  اگر به انقلاباتی نظیر انقلاب کبیر فرانسه نگاه کنیم با سقوط نظام سلطنتی دیگر اساساً نیروهای جامعه مدرن نظام تازه را شکل دادند و حتی کشورهای دیگر اروپا هم که خواستند از سرنوشتی نظیر انقلاب خونین فرانسه اجتناب کنند با تعدیل سلطنت و شرکت دادن نیروهای جامعه مدرن در سلطنت های مشروطه ادامه حیات دادند. یعنی مشروطیت ِسلطنت به دادن امتیاز به روحانیون محدود نشد و اساساً با تفوق عظیم نیروهای جامعه مدرن در دولت خاتمه یافت. 

 

تازه با همه این احوال، هم در فرانسه و هم در کشورهای دیگر اروپا نیروهای جامعه مدرن که در قدرت قرار گرفته بودند یک قرن بعد اختلافات بین خود را برای تقسیم قدرت در داخل این جوامع در حوالی سال 1848 از طریق آنچه به انقلابهای 1848 موسوم شده است حل کردند.  فقط بعد از انقلابهای 1848 و تا به امروز است که بجز برهه های بسیار کوتاهی نظیر قیام های خیابانی 1870 و 1968 در فرانسه اساساً در همه جوامع اروپائی تقسیم قدرت در درون جوامع مدرن با روشهای اصلاح طلبانه به انجام رسیده است و نه از طریق خصمانه.

 

اما هنوز در آسیا تحول بسیار محدود سلطنت به مشروطیت در سال 1905 در روسیه از طریق انقلاب انجام شد همانگونه که سه قرن پیش از آن در1649 یک انقلاب در انگلیس واقعاً پایه گذار مشروطیت شد. اما اگر شکل گیری مشروطیت در روسیه نظیر انگلستان 1649 خونین نبود، و پادشاهی گردن زده نشد، و بیشتر به انقلاب انگلستان 1688 شباهت دشات، اما سقوط سلطنت در فوریه 1917 با انقلاب اکتبر 1917 دنبال شد، اکتبری که نوعی تقسیم مجدد قدرت بین نیروهای جامعه مدرن آنهم فقط چند ماه بعد از پیروزی انقلاب فوریه بر نظام کهن سلطنتی صورت گرفت، گوئی راه 1789 و 1848 فرانسه در روسیه نه 60 سال بلکه در چند ماه انجام شد، آنهم گوئی دومی در اینجا خونی بود و نه اولی، یعنی انقلاب اکتبر نه تنها بازمانده سلطنت را بشکل خونینی نابود کرد بلکه روحانیت شریک قدرت سلطنت در جامعه کهن روسیه یعنی کلیسای ارتدوکس را هم از برای همیشه از قدرت سیاسی به بیرون پرتاب کرد.

 

در ایران نیز انقلاب مشروطه نظیر انقلاب 1905 روسیه در همان سالها صورت گرفت و مانند روسیه  نظام سلطنتی را تعدیل کرد و نه تنها بخشی از روحانیت جامعه کهن ایران را در قدرت شریک نمود بلکه بخشی از نیروهای مدرن را نیز شریک قدرت کرد و هردو نیز آنگونه خونین نبودند ولیکن بیش از 70 سال بعد در انقلاب 57 ، شبیه انقلاب اکتبر 1917 روسیه با سلطنت رفتار شد و بقایای رژیم سلطنتی به شکل خونینی نابود شدند و تازه قدرت جدید بدست نیروهای جامعه مدرن نیافتاد بلکه پروحانیتی که خود ارثیه جامعه کهن ایران است قدرت را در ایران قبضه کرد. به همین دلیل هم در کتاب "ایران آینده نگر"  انقلاب 1357 را بعنوان انقلابی ارتجاعی ارزیابی کردم که به ترادف انقلاب و ترقی که از زمان امانوئل کانت تلقی فرهنگ سیاسی مدرن از تحولات جامعه مدرن بود، پایان داد. (2)

 

اما در دوران ما تحولات اروپای شرقی و روسیه که در آنها نظام کمونیستی پایان یافت و نظام دموکراتیک جایگزین آن شد بدون انقلابی خونین صورت گرفت. یعنی اگر در اروپای 1848 یا در روسیه 1905 یا ایران 1906 تحول رفرمیستی از طریق انقلاب صورت گرفت این بار گوئی تحول انقلابی یعنی تغییر کامل یک نظام به نظامی دیگر از طریق جنبش اصلاحات انجام شد. این مهم البته به رشد روشهای مسالمت آمیز و جنبش بدون خشونت در دنیا بستگی داشته است اما  موضع بسیار پراهمیت این است که نه مانند سالهای بعد از 1848 در اروپا که نیروهای درون یک نظام توانسته اند توانستند اختلافات خود بر سر تقسیم مجدد قدرت را از طریق مسالمت امیز کنند و نه مانند جنبش علیه تبعیض در آمریکا که بازهم هم تقسیم قدرت در درون دولت مدرن دموکراتیک از طریق جنبش اصلاحات صورت گرفت بلکه این بار تغییر کل نظام که خود عالیترین تحول انقلابی است توانست از طریق جنبش اصلاحات بدست آید که امری بی سابقه بود که دیگر انقلاب به معنی کلاسیک آن نبود و شاید به این دلیل است که اصطلاحات انقلاب مخملی در ادبیات سیاسی پس از تحولات انقلابی اروپای شرقی و روسیه متدوال شده است.

 

بنظر من در رابطه با ایران و اصلاحات هنوز پر اهمیت ترین موضوع که جنبش ما باید درباره آن خیلی دقت کند همان ترقی خواهی در برابر واپس گرائی است و نه موضوع رفرم یا انقلاب همانطور که در گذشته مفصلاً درباره این مهم در نوشتار "اصلاح طلبی ارتجاعی" بحث کرده ام (3).

 

با این وجود موضوع رفرم یا انقلاب در جنبش اخیر که بعد از انتخابات 22 خرداد آغاز شده بیشتر و بیشتر خود را نشان میدهد. منظور از انقلاب هم ابداً دست بردن عده ای روشنفکر به اسلحه نیست که درباره چنان اشتباهی پیشتر گفته ام (4).

 

پس بحث بر سر چیست؟  موضوع این است که سرمقاله پیام دانشچو درست می گوید که جنبش کنونی هدفی انقلابی (جمهوری سکولار) را در مقابل خود قرار داده است. اما شکی هم نیست که وقتی نیروهای عظیمی در دورن خود نظام هم خواستار تغییر هستند ما با یک جنبش بزرگ اصلاحات روبرو هستیم. در نتیجه جنبش نظیر هدف جنبش اصلاحات  در اروپای شرقی است که معنائی جز پایان دادن به نظام موجود اسلامی نیست همانطور که در اروپای شرقی هدف پایان دادن به نظام کمونیستی بود. در اروپای شرقی اصلاح طلبانی که مانند الکساندر دوبچک میخواستند دولت کمونیستی را تعدیل کنند فراموش شدند هرچند هم در آنجا وهم  در روسیه اصلاح طلبانی هم بودند که خواهان پایان دادن به نظام کمونیستی بودند و بیشتر و بیشتر با تکامل جنبش، مطرح شدند. 

 

یادآوری کنم در تجربه روسیه و اروپای شرقی بحثی مشابه سکولاریسم مثلاً حرفی از جدائی کمونیسم از دولت مطرح نبود چون با همه تلاشهای نیم قرنی کمونیستها هیچگاه بخش مهمی از مردم، مذهبی بنام کمونیسم را قبول نکردند، اما در ایران، مذهب واقعیتی است که از جامعه کهن ادامه دارد.  در نتیجه مهمترین شکاف درون روحاینت ایران نه بر سر ولایت فقیه و نه بر سر روشنفکری دینی بلکه بر سر سکولاریسم است چرا که اکثریت روحانیون بقای خود را در جدائی مذهب و دولت خواهند دید وگرنه انقلابی خونین نظیر آنگونه که سلطنت در فرانسه سرنگون شد را در افق سیاسی در انتظار خود می بینند انقلابی که نه فقط ولی فقیه، بلکه همه روحانیون را از دم تیغ بگذراند.  این افقی است که از هم اکنون شکاف درورن جامعه روحانیت را شکل می دهد و روحانیون یکی بعد از دیگری راه جدائی دین و دولت را بر میگزینند و بسیاری از هم اکنون عزیمت به نجف را برگزیده اند. به این دلیل است که در ایران، مشروطه دینی، که نواندیشان دینی نظیر آقای کدیور با طرح اسلام سبز به جای اسلام سیاه مطرح می کنند، هیچ جذابیتی نه برای مردم دارد و نه برای روحانیون واقعی (5).

 

در واقع تفاوت اصلی تحول کنونی ایران با مشروطیت در این است که هم مردم و هم روحانیون دنبال شراکت روحانیت در قدرت نیستند بلکه هردو می خواهند که برای همیشه مذهب و دولت در ایران از هم جدا شوند.  این است که سکولاریسم آنقدر بین مردم بیشتر و بیشتر مطرح می شود و به چشم اسفنندیار رژیم تبدیل شده است. در سال 1378 که هنوز فعالین جنبش 18 تیر را نمیشناختم، در همان اویلن روزهای بعد از 18 تیر، نوشتم که آن جنبش دنبال سکولاریسم است و برخب دوستان از این حرفم تعجب می کردند چرا که نیروهاب اصلی که  در آن جنبش می دیدند همیشه بعنوان نیروهای طرفدار حکومت مذهبی شناخته شده بودند، نظیر جبهه دموکراتیک، ولی با گذشت زمان روشن شد که آن جنبش و در واقع مذهبی ترین افراد در آن جنبش به سکولاریسم رسیده بودند.

 

امروز نیز تنها فاشیستهائی که نظیر آخرین روزهای مستبدان شوروی و اروپای شرقی فکر می کنند حکومت ایدئولوژیک را از طریق اعمال زور بیشتر میتوانند ادامه دهند کماکان فکر نجات دولت مذهبی در ایران هستند و جامعه می خواهد برای همیشه به دولت اسلامی پایان دهد و نجات هر روحانی نه در راه حل آقای کدیور و باصطلاح جایگزینی اسلام سبز بجای اسلام سیاه بلکه در وداع با هرگونه اسلام سیاسی و پایان دادن به هر گونه شرکت روحانیون در قدرت است. خواست مردم چیزی نیست جز سکولاریسم کامل و تعدیل ولایت فقیه به شکل مشروطه دینی یا براندزی ولایت فقیه و قبول اشکال متعدد شرکت روحانیت در دولت حتی به صورت آنچه در مشروطیت برقرار شد امروز مورد تنفر عمومی در ایران است و راه آینده نیست.  مردم دولت مذهبی نمیخواهند چه سیاه باشد چه سبز و ای کاش نواندیشان دینی نظیر آقای کدیور دست از تلاشهای خود در گمراه کردن جنبش تحول خواهی مردم ایران بردارند و حقیقت را بگویند که حکومت مذهبی عامل اصلی همه شکستهای هم دولت و هم مذهب در ایران در 30 سال گذشته بوده است (6).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
یازهم مرداد ماه 1388

August 2, 2009

 

 

پانویس:

 

1. http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-1432.aspx

 

2. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
 
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

3. اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm
Related Article in English
http://www.ghandchi.com/321-WhatReformismEng.htm
 

4. مواظب باشيم اشتباه 25 خرداد 28 سال پيش را تکرار نکنيم
http://www.ghandchi.com/571-TekrareEshtebah.htm

 

5. اشاره ای است به سخنرانی محسن کدیور در آمریکا در مرداد 88 تحت عنوان اسلام سبزو اسلام سیاه

 

6. ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm
 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH