Sam Ghandchiسام قندچيمواظب باشیم اشتباه 25 خرداد 28 سال پیش را تکرار نکنیم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/571-TekrareEshtebah.htm

 

برخی میگویند دانش چیزی نیست جز تجربه کسب شده توسط دیگران. جدا از آنکه چقدر این حرف درست باشد یک چیز مسلم است و آن این واقعیت است که هرگاه اشتباهی در گذشته روی داده باشد نمیشود امروز در آن چه شده است تغییری داد اما اقلاً میشود از تکرار آن در آینده اجتناب کرد. از نظر من گذشته چراغ آینده نیست و آشکار است که آینده هم چراغ راه گذشته نمیتواند باشد اما اگر کسی با چراغ خرد به گذشته یا به آینده بنگرد بهتر میتواند درباره حال تصمیم گیری کند وگرنه نه آینده به خودی خود چراغ راه است و نه گذشته. شاید عبارتی که به کورش یا زرتشت نسبت میدهند "ستیز من تنها با تاریکی است و برای نبرد با تاریکی شمشیر بر نمی کشم، چراغ می افروزم،" این مقصود را به زیبائی بیان کرده است. اگر آینده نگر هستیم پیش از آنکه خطر پیش رو به حال تبدیل شود به آن واکنش نشان دهیم. هدفم از این مقاله بیش از این نیست.

 

در شرایط کنونی که میهن ما وارد مبارزه ای سرنوشت ساز با تاریکی شده است و بعد از 28 سال دوباره خیابان است که مشروعیت رژیم یا اپوزیسیون را تعیین میکند (1) بسیار مهم است که اپوزیسیون اشتباهی را که در 25 خرداد 1360 مرتکب شد، تکرار نکند. درست است که اشتباه از سوی سازمان مجاهدین خلق در آن زمان صورت گرفت اما بقیه اپوزیسیون هم آن را پیش بینی نکردند و از وقوع آن پیشگیری نکردند و حتی بسیاری از آن عملیات شادمان هم شدند اما دود آن اشتباه به چشم همه مردم ایران رفت و یک نسل از مبارزان راه آزادی که آن روزها در خیابان بودند و سرنوشت ایران را با همان گامهای آهسته ولی استوارشان رقم میزدند به ناگاه با این اشتباه به نابودی کشیده شدند.  

 

آنروز ها رژیم بود که باید مردم در خیابان را قانع میکرد و نه بالعکس، آنچه بعد 25 خرداد 1360 روی داد و در تنگاتنگی با حمله خارجی قوام گرفت به اتوریته جنبش مردم پایان داد. اپوزیسیون در سطح بین المللی نیز آنروزها پیش بینی و پیشگیری از حمله خارجی را نیز مدنظر نداشت که موضوع بحث من در اینجا نیست. وگرنه در آن عرصه هم اپوزیسیون تصور خامی از رژیم جمهوری اسلامی داشت که گوئی دولت هائیتی است و با یک تلنگر فرو میپاشد. امروز در ارتباط با هر دو موضوع اپوزیسیون ایران درک عمیق تری پیدا کرده است.

 

ممکن است کسی بگوید که اگر مجاهدین قدرت را گرفته بود، آیا بازهم همین حرف ها را امروز میگفتم.  در پاسخ باید بگویم که در چنان حالتی نتیجه دولت مجاهدین بود، اما بازهم برای جامعه نتیجه اش از بین رفتن مردم سالاری میشد و نه به ثمر رسیدن دموکراسی، چرا که عملیات مسلحانه یک گروه سیاسی و حتی بقدرت رسیدن آن جریان نظیر آنچه در کوبا رخ داد با یک انقلاب مردمی نظیر انقلاب آمریکا که به مبارزه مسلحانه تکامل یابد، از زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. حتی بهمن 57 در ایران نوعی تحول حرکت مردمی بود هرچند از نظر من انقلابی ارتجاعی بود (2).  ولی به هر حال یک حرکت تروریستی نبود.

 

نمیشود امروز مردم را به ساختن باریکاد و نمونه های کمون پاریس دعوت کرد وقتی همه تجربه های موفق انقلابهای مخملی در سالهای اخیر ابداً چنین تکاملی را نشان نداده است و تبلیغ ماجراجوئی های تروریستی با توجیهات شکل گیری عملیات مسلحانه مردمی بسیار غلط است حتی وقتی با ظاهر علمی بیان شود و هیچ دلیلی بر این ادعا وجود ندارد که جنبش مردم حتی بسوی جریانی مثل قیام بهمن 57 در حال حرکت باشد. حتی شعارهای مرگ بر افراد معین در تجمع های کوچک طرح شده اند و جمعیت مردم شعارهایش مرگ بر نهادهای استبدادی بوده است و شعارهای خشونت بار ضد حقوق بشری مرگ بر این فرد و آن فرد همانطور که در مقاله پیشین مفصلاً بحث کردم کار برخی گروه های بازمانده از گذشته است و نه بیان جهان بینی این جنبش که شعارش "مرگ براین دولت مردم فریب" است که درست یک نهاد سیاسی را هدف گرفته است و نه انسانی هر چند دیکتاتور را به مرگ تهدید نماید (3).

 

در روز 25 خرداد 1360 در میدان فردوسی بودم. جوانی بودم با هزار آرزو برای آینده ایران. به خیابان رفته بودم تا درباره زندگی در جامعه ایران خود نظرم را بیان کنم. اما به ناگاه سازمان مجاهدین خلق با اسلحه وارد تظاهرات آرام ما شد و میخواست نقش ناجی و نجات دهنده ما از چماق داران رژیم را بازی کند و قهرمان ما باشد اما به اینگونه برای همیشه دفتر مبارزات مسالمت آمیز در جمهوری اسلامی بسته شد.

 

گفته میشود که پاسداران و کمیته ها این حرکت مجاهدین خلق را به جنبش تحمیل کردند. سؤال این است که چرا جنبش اجازه داد که به آن چنین تحمیل شود. آن روزها همه اپوزیسیون از مجاهدین بعنوان یک نیروی دموکراتیک حمایت میکردند و بسیاری هم در اپوزیسیون دلشان خنک شد که کسی آمده و به این پاسداران و کمیته ها که مردم را مورد حمله قرار میدادند با اسلحه پاسخ داده است. اما امروز روشن است که راه درست در آن زمان راهی بود که جنبش ضد تبعیض نژادی مارتین لوتر کینگ در آمریکا برگزیدند و آنهم تحریک نشدن و اسلحه بلند نکردن. مارتین لوتر کینگ آنهائی که مردم را به جنگ مسلحانه در خیابانها ترغیب میکردند، محکوم مینمود و از اینکه سازشکار نامیده شود هم ابائی نداشت، و به روشنی صف خود از آنان جدا میکرد.

 

روز گذشته آقای موسوی به هواداران خود توصیه کرد که صف خود را از مخالفین جمهوری اسلامی جدا کنند (4).

 

ای کاش آقای موسوی به حامیان خود میگفتند که صف خود را از کسانیکه راه تروریسم را ترویج میکنند جدا کنند چرا که اکثریت اپوزیسیون ایران امروز با تروریسم مخالفند و اتفاقًا ایشان خوب است راه خود را از تروریستهای طرفدار جمهوری اسلامی نظیر حزب الله لبنان، جدا کنند.

 

اما در همین حال به نوعی با آقای موسوی موافقم. منظورم این است که اپوزیسیون سکولار ایران باید در عین حمایت از آقای موسوی و اصلاح طلبان اسلامی به روشنی اختلاف مواضع خود در دفاع از سکولاریسم را به مردم بگویند. سکولاریسم یک موضوع فرعی مبارزه در ایران نیست بلکه اصل مسأله است (5).

 

 اپوزیسیون سکولار ایران نباید اشتباه اپوزیسیون لیبرال چین را بکند که سالها مبارزه با دولت افراطی مائوئیستی در طی انقلاب فرهنگی را در زیر چتر جناح اصلاح طلب حزب کمونیست انجام داد و وقتی جناح اصلاح طلب بعد از مرگ مائو به قدرت رسید و بازماندگان مائوئیسم افراطی ملقب به گروه چهار نفر را از میان برداشت دیری نپائید که اپوزیسیون لیبرال را نیز براحتی در تیانانمن نابود کرد و قدرت خود را در چین تثبیت نمود بدون آنکه حتی اپوزیسیون لیبرال را در قدرت شریک کند. این روزها برخی حوادث ایران را به تیانانمن تشبیه میکنند در صورتیکه در واقعیت تیانانمن را نیروهای مشابه جناحی که امروز در ایران در قدرت نیست یعنی مخالفین جریانات افراطی گروه چهار نفر در چین انجام دادند. به هر حال تشبیهات تاریخی مهم نیست ولی اصل موضوع این است که توضیح دادن به مردم درباره اپوزیسیون سکولار و تفاوت آن با اصلاح طلبان اسلامی نه تنها به اتحاد عمل در مبارزه با جناح افراطی حکومت اسلامی لطمه نمیزند بلکه از شکست جنبش دموکراسی خواهی در ایران پیشگیری خواهد کرد (6).

 

اما به بحث اصلی این مقاله برگردم.

 

راه آینده ایران با مبارزات مردمی است چه این رژیم بماند و چه برود چرا که فقط به این طریق میشود به آزادی و دموکراسی رسید و نه آنکه به سراشیبی دیکتاتوری دیگری برویم. چرا که اگر با حملات مسلحانه ترورستی رژیم بماند، دیکتاتوری بیشتر میشود و اگر هم برود رژیم دیکتاتوری دیگری برایمان به ارمغان خواهد آمد. رسیدن جنبش مردم به مبارزه مسلحانه که زمانی در انقلاب آمریکا روی داد با حملات گروههای تروریستی فرق دارد. عملیات یک گروه مسلح که خود را مدافع مردم یا پرچمدار آن تلقی میکند فقط حاصلش دیکتاتوری است و بس، حال چه پیروز شود و چه شکست بخورد.  روند جنبش مردم نیز فعلاً دلالت بر هیچ تحولی نظیر انقلاب امریکا ندارد و جنبش های ملقب به انقلاب های مخملی در سالهای اخیر نیز هیچکدام مبارزه مسلحانه نظیر انقلاب آمریکا نبوده اند .

 

در گذشته مفصلاً در رابطه با تروریسم و مشخصاً درباره گروهی بنام تندر که این حرکات را در ایران ترویج میکند نوشته ام و نه تنها چریکهای تندر را سمبل جنبش آزادیخواهان ایران نمیدانم بلکه فکر میکنم اگر 28 سال پیش میشد گفت که مجاهدین اشتباه کردند، امروز درباره تندر با وجود تجربه گذشته باید گفت که آن ها با ظاهر ناجیان آزادی برای ایران در واقع راه نابودی جنبش دموکراسی خواهی در ایران را در پیش گرفته اند . جوانان ایران باید از این جریان تروریستی تندر کاملاً فاصله بگیرند. در گذشته دلیل این موضع سختم درباره آنها را نوشته ام و دیگر در اینجا تکرار نمیکنم (7).

 

اینها بحث های خصوصی نیست. اشتباهات در زندگی خصوصی مان فقط به خودمان و چند نفر اطرافیانمان لطمه میزند. اما چنین اشتباهات سیاسی و آنهم تکرار آن برای یک ملت، دوباره ملتی را برای نیم قرن میتواند از موفقیت در راهی که برای دستیابی به دموکراسی و سکولاریسم در پیش گرفته است باز دارد و بعد از همه فداکاری ها و زحمات مردم را به تباهی بکشد.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

هفتم تیرماه 1388

June 28, 2009

 

 

پانویس:

 

1. تشکر از آيت الله خامنه ای برای بزرگترين خدمت وی به اپوزيسيون
http://www.ghandchi.com/569-KhameneiOpposition.htm

 

2. ایران آینده نگر: آینده نگری در برابر تروریسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
 
FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIranEng.htm

 

3. چه انقلاب چه اصلاحات؛ مردم دنبال چه هستند؟
http://www.ghandchi.com/570-mardomchehmikhahand.htm

 

4. http://tinyurl.com/mech8t

 

5. چرا سکولاريسم آينده ايران را رقم خواهد زد
http://www.ghandchi.com/491-SecularismFuturism.htm

 

6. انتخابات و آينده ايران
http://www.ghandchi.com/564-EntekhabatVaAyandeh.htm 

 

7. تکلیف جنبش سیاسی ایران با تروریسم!
http://www.ghandchi.com/470-Terrorism.htm

 

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH