Sam Ghandchiسام قندچي در این روز سوم آذر 1401، برای دوست عزیز زندانی سیاسی حسین رونقی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4385-hossein-ronaghi.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15

 

hossein-ronaghi

 

دوست عزیز آقای حسین رونقی که همچنان در زندان رژیم اسلامی تحت شکنجه هستید؛ امروز سوم آذر 1401 است که ملت ایران به پاخاسته، در حمایت از کردستان، کردستانی که اکنون رژیم اسلامی در حملاتش به ملت ایران، قتل عامی در آنجا به راه انداخته تا انقلاب 21 ایران را سرکوب کند، و متأسفم که در چنین روزی این یادداشت را برای شما می نویسم و امیدوارم به دست شما برسد! یکهفته پیش سعی کردم بطور غیرمستقیم به این موضوع اشاره کنم؛ اما، متأسفانه نرود میخ آهنین در سنگ و تلاشم به نتیجه نرسید و در چنین روزی برخی افراد به جای تمرکز بر آنچه این رژیم برای سرکوب انقلاب می کند، کارشان شده حمله به اشتباهات برخی از دوستان شما و لازم دانستم با شفافیت موضوع را در این یادداشت مطرح کنم. کسانی هستند که مأمور رژیم نیستند اما به دلیل اغراقهای دوستان شما در گزارش دهی، مدتی است حملاتی را به شما آغاز کرده اند، و لازم می دانم موضوعِ مورد انتقاد این دوستان را با شما به روشنی در میان بگذارم. اولین انتقاد، در مورد خبررسانی های برادر شما ست. این نگارنده نیز مثل شما، همیشه برادرم را دوست داشته و دوست دارم و احساسات هر دو شما را درک می کنم اما خبررسانی با موضوع برادری تفاوت دارد! برادر شما از روز اولِ بازداشت شما خبرهای اغراق آمیز و بعضاً کاملاً غلط در مورد وضعیت شما منتشر کرده است. مثلاً تا هفته ها برادر شما اعلام می کرد که شما در اعتصاب غذای خشک هستید. بدن انسان براساس پژوهشهای علمی نمی تواند بیش از حداکثر **10 روز** اعتصاب غذای خشک را تحمل کند؛ یعنی حتی بزرگترین پهلوان جهان نیز بعد از 10 روز اعتصاب غذای خشک می میرد. این بحث علمی است مثل مقدار نیروی جاذبه ی کره زمین و چنین حرفهایی از سوی برادر شما اعتبار همه ی خبررسانی ها در مورد شما را زیر سؤال برد. این نگارنده همانطور که سالهاست اعلام کرده ام با اعتصاب غذای زندانیان در این رژیم از روز اول مخالف بوده و هستم اما اینجا بحث بر سر خبررسانی است! همچنین یکی از دوستان شما که از جمع اصلاح طلبان در گذشته بوده و چندان اعتباری در میان انقلابیون ایران نداشته و ندارد، و شخصاً ایشان را نمی شناسم و نمی توانم در مورد اتهامات به ایشان قضاوت کنم؛ ایشان نیز از روز اولِ بازداشت شما، بعنوان سخنگوی شما و بازهم با اغراق و غلوّ فراوان و اطلاع رسانی های نادرست، لطمات زیادی به خبررسانی در رابطه با شما زده است و بازهم در اینجا این نگارنده قضاوتی در مورد آن دوست شما نمی کنم چون اصلاً ایشان را نمی شناسم، و بحث دوباره بر سر دوستی شما با او نیست بلکه برسر خبررسانی است که خیلی از مدعیان ژورنالیسم هیچوقت ژورنالیسم علمی را نیاموخته اند! خبررسانی های اینگونه افراد توهین به هوش انسانی است! به هر حال نه خبرهایی که آن دوست شما منتشر کردند و نه خبرهایی را که برادر شما همه ی این مدت منتشر کرد، این نگارنده در سایت و شبکه های اجتماعی خود بازنشر نکردم و نمی کنم. خبررسانی موضوعی بسیار جدی است بویژه برای شخصیتی نظیر شما و این کارها نظیر دوستی خاله خرسه بوده و به فعالیتها و از خودگذشتگی های شما خیلی لطمه زده است. با اینهمه مبارزات به حق شما از چشم دوستان آگاهتان، پنهان نمانده است.

 

اما اجازه دهید به موضوع دیگری که این افراد برای حمله به شما دوست عزیز آقای حسین رونقی، دست آویز قرار داده اند اشاره کنم که به این دلیل نیز مرتب در اینترنت شما را با اصطلاح "برادر، حسین رونقی" مورد خطاب قرار می دهند، و در اینجا می خواهم به آنها پاسخ دهم؛ موضوعی که اشتباه شما و دوستانتان *نیست* بلکه به دلیل کج فهمی آن افرادِ مورد اشاره در مورد مخالفت اساسی همه ی ما با جریان اصلاح طلبی اسلامی است! آنها کمکهای دوست عزیز آقای مصطفی تاجزاده را در زندان به شما که همسر آقای تاجزاده، خانم فخرالسادات محتشمی پور در توییتر گزارش کردند، دستاویز قرار داده و شما را با عبارت "برادر، حسین رونقی" مورد خطاب قرار می دهند! شخصاً سالها نظرات اصلاح طلبان از جمله آقای مصطفی تاجزاده را مورد انتقاد قرار داده ام، اما وقتی بعد از شکست جنبش سبز، آقای تاجزاده به زندان افتادند و بویژه در دوران محاکماتشان که در همان زمان به «دادگاه بوخارین» تشبیه کردم، همیشه در کنار فعالیتهای همسر محترمشان خانم فخر السادات محتشمی پور که در آنزمان برای دفاع از آقای تاجزاده فعالیت می کردند، از آقای تاجزاده حمایت کردم. اولاً اینکه کسی نظیر آقای تاجزاده انسان باشد به اصلاح طلب یا انقلابی بودن ربطی ندارد و هدف وسیله را توجیه نمی کند؛ تازه شخصاً اصلاً انقلابی بودن را به اصلاح طلب بودن ترجیح نمی دهم، و از روز اول مسأله ی من با «اصلاح طلبی اسلامی» به دلیل این بود که نوشتم آن جریان، «اصلاح طلبی ارتجاعی» است، یعنی به همان دلیل که با «انقلاب 57 مخالف بودم، چون انقلابی ارتجاعی بود، و نه مترقی»! امروز هم از «انقلاب 21 ایران» حمایت می کنم چون «انقلابی مترقی» است، نه چون «انقلاب» است! آنهایی را نیز که در بالا مورد اشاره قرار دادم و منتقد شما هستند، متأسفانه اصل نقد از اصلاح طلبی اسلامی را فراموش کرده اند! در تازه ترین مقاله ام در مورد اصلاح طلبان که هفته ی گذشته تحت عنوان «بازهم درباره ی یک راه حل ساده برای اصلاح طلبان ایران» منتشر کردم، به روشنی نظرم را در مورد رهبران پیشین اصلاح طلب و همچنین در مورد فعالان قدیم اصلاح طلب که دیگر در صفوف اصلاح طلبان نیستند بیان کردم و دوباره تکرار می کنم که اصل مشکل اصلاح طلبان در ایران این بوده که اصلاح طلبی اسلامی از روز اول جریانی *ارتجاعی* بوده و هست وگرنه این نگارنده و دیگر منتقدان اصلاح طلبی هیچگاه با اصلاح طلبی کانت مخالف نبوده و نیستیم و در حقیقت این نگارنده همیشه ترجیحم نظیر کانت، اصلاحات بوده و نه انقلاب، اما نظیر کانت وقتی «انقلابی مترقی» صورت گیرد، از آن حمایت می کنم نه چون انقلاب است بلکه چون «مترقی» است! به همین دلیل نیز از «ماندلا» حمایت کردم چون او اصلاحاتی مترقی در جامعه ی آفریقای جنوبی انجام داد و مهمتر آنکه موفقیت اصلاحات و یا انقلابِ مترقی به شکل **مسالمت آمیز**، به دو طرف مبارزه ی قدرت بستگی دارد، و نمی شود فقط مبارزان فعالیت «مسالمت آمیز» کنند، در حالیکه رژیم «قتل عام» راه اندازد! و آنچه ذکر شد اختلاف اصلی این نگارنده با برخی مدعیان مبارزه بدون خشونت است!

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

سوم آذر 1401
November 24,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH